ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران از سوی آمریکا و رژیم اسرائیل با این تصور انجام شد که این اقدام میتواند نظام سیاسی ایران را در مسیر فروپاشی قرار دهد. طراحان این سناریو باور داشتند که ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران نهتنها خلأ قدرت ایجاد میکند، بلکه زمینه را برای گسترش اعتراضات داخلی نیز فراهم خواهد ساخت. در محاسبات آنان، ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران میتوانست به نقطه آغاز بیثباتی گسترده در این کشور تبدیل شود و جامعه ایران را به سمت شکافهای عمیق سیاسی و اجتماعی سوق دهد.
اما تحولات پس از ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران نشان داد که این محاسبات با واقعیتهای میدانی فاصله زیادی داشت. نهتنها ساختار سیاسی ایران دچار فروپاشی نشد، بلکه واکنش نظامی، حضور گسترده مردم و انتقال سریع رهبری، نشان داد که ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران برخلاف انتظار طراحان آن، به انسجام بیشتر در این کشور انجامیده است.
-
محاسبات غلط واشنگتن و تل آویو!
در آغاز حملات علیه ایران، رهبران آمریکا و اسرائیل، از جمله دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، گمان میکردند که ترور آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران میتواند ستون اصلی نظام سیاسی این کشور را متزلزل سازد. به تصور آنها، رهبر جمهوری اسلامی نقش محوری در ثبات ساختار قدرت داشت و حذف او میتوانست به ایجاد خلأ سیاسی جدی منجر شود.
بر همین اساس ، انتظار میرفت که پس از شهادت آیتالله سید علی خامنهای اعتراضات داخلی در ایران از سر گرفته شود و همزمان با فشارهای نظامی خارجی، زمینه برای تغییرات عمیق در ساختار سیاسی این کشور فراهم گردد.
این مفکوره حتی تا آنجا پیش رفت که دونالد ترامپ بهصورت علنی اعلام کرد که آمریکا باید در تعیین رهبر آینده ایران نقش داشته باشد؛ اظهاراتی که در ایران بهعنوان نمونهای از مداخله آشکار در امور داخلی این کشور تلقی شد. در یک گزارش مستقیم آمده است که ترامپ گفته بود آمریکا باید در تعیین رهبر آینده ایران نقش ایفا کند و با انتخاب مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید موافق نیست و تأکید کرد که باید فردی انتخاب شود که از نظر آمریکا قابل قبول باشد.
-
جنگ ۱۲ روزه و تلاش برای ایجاد آشوب داخلی
در جریان جنگ ۱۲ روزه، آمریکا و اسرائیل تنها به حملات نظامی بسنده نکردند. همزمان یک جنگ روانی گسترده نیز علیه ایران به راه افتاد. رسانههای غربی تلاش کردند چنین القا کنند که جامعه ایران از دولت خود فاصله گرفته و ممکن است در برابر فشارهای خارجی واکنش متفاوتی نشان دهد.
در همین فضا، برخی جریانهای اغتشاشگر نیز تلاش کردند با استفاده از فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی، ناآرامیهایی را در برخی شهرهای ایران ایجاد کنند. هدف این اقدامات آن بود که نشان دهند ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران توانسته است شکاف عمیقی در جامعه ایران ایجاد کند.
اما این روایت با واقعیتهای میدانی همخوانی نداشت. در بسیاری از شهرهای ایران، مردم در واکنش به تحولات اخیر هر شب به خیابانها آمدند و حمایت خود را از کشور و ساختار سیاسی آن اعلام کردند.
-
پاسخ نظامی ایران به ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران؛ شکستن معادله دشمن
یکی از برجستهترین عواملی که محاسبات واشنگتن و تلآویو را کاملاً به هم ریخت، واکنش سریع و قدرتمند نیروهای مسلح ایران بود. درست پس از حملات اولیه، ایران با دقت و قدرت تمام عملیاتهایی علیه اهداف اسرائیلی و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه انجام داد.
این واکنش نهتنها نشان داد که ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران نتوانست ستونهای دفاعی کشور را فلج کند، بلکه ثابت کرد که نیروهای نظامی ایران از هماهنگی بالا، سرعت واکنش استثنایی و توانمندی بینظیر برخوردارند. هر حرکت دشمن با پاسخ دقیق و حسابشدهای روبهرو شد و نشان داد که معادله بحران کاملاً به نفع ایران تغییر یافته است.
در واقع، این واکنش نظامی قاطع و بهموقع، هم پیام قدرت ملی را به جهان مخابره کرد و هم توهمات دشمن را درباره فروپاشی سریع نظام ایران بهطور کامل بر باد داد.
-
حضور گسترده مردم؛ عاملی که معادلات را تغییر داد
عامل مهم دیگری که سناریوی فروپاشی را ناکام ساخت، حضور گسترده مردم در صحنه بود. در روزهای پس از ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران، راهپیماییها و تجمعات بزرگی در شهرهای مختلف ایران برگزار شد.
میلیونها نفر در این تجمعات شرکت کردند و اعلام نمودند که با وجود فشارهای خارجی، از کشور و نظام سیاسی خود حمایت میکنند. این حضور گسترده برای بسیاری از تحلیلگران منطقه غیرمنتظره بود و نشان داد که جامعه ایران در شرایط بحران میتواند به سرعت به سمت انسجام حرکت کند.
-
انتخاب سریع رهبر جدید؛ مشت محکمی بر دهان دشمن
ضربه نهایی به سناریوی فروپاشی زمانی وارد شد که مجلس خبرگان رهبری در مدت کوتاه رهبر جدید ایران را تعیین کرد. این تصمیم سریع نشان داد که ساختار سیاسی ایران، برخلاف محاسبات واشنگتن و تلآویو، دارای سازوکارهای محکم برای انتقال قدرت است و هیچ خلأ سیاسی ایجاد نمیشود.
انتخاب رهبر جدید، پیامی واضح و محکم به جهان و دشمنان ایران بود: نظام سیاسی ایران نه تنها تضعیف نشده، بلکه در مواجهه با بحرانها توانایی بازسازی و ادامه مسیر خود را دارد. در حقیقت، ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران که قرار بود باعث خلأ قدرت و بیثباتی شود، به فرصتی برای نشان دادن انسجام، سرعت عمل و استحکام ساختار سیاسی بدل شد.
این اقدام، همچون مشت محکمی بر دهان محاسبات غلط آمریکا و اسرائیل بود و نشان داد که هیچ قدرت خارجی قادر به فروپاشی نظام ایران نیست و هر تهدیدی با واکنش سریع، سازمانیافته و ملی روبهرو خواهد شد.

-
جمعبندی
تحولات پس از ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران نشان داد که بسیاری از تحلیلهای خارجی درباره ساختار سیاسی و اجتماعی ایران بر پایه برداشتهای ناقص شکل گرفته است. حذف یک رهبر لزوماً به معنای فروپاشی یک نظام سیاسی نیست، بهویژه زمانی که آن نظام دارای نهادهای تثبیتشده و پشتوانه اجتماعی باشد.
آنچه در نهایت رخ داد، نه فروپاشی بلکه بازسازی سریع قدرت سیاسی و شکلگیری موجی از انسجام داخلی بود؛ واقعیتی که نشان میدهد محاسبات واشنگتن و تلآویو درباره آینده ایران همچنان با خطاهای جدی روبهرو است.
زهرا هاشمی