خبرها حاکی از آن است که ایران در حال بررسی طرحی تازه درباره عبور نفتکشها از تنگه هرمز است. بر اساس این طرح، نفتکشها تنها در صورتی میتوانند از این گذرگاه مهم عبور کنند که بهای محمولههای نفتی خود را با یوان چین پرداخت کنند. اگر این تصمیم عملی شود، در واقع دالر آمریکا که نزدیک به نیم قرن ارز اصلی در تجارت جهانی نفت بوده، با یک چالش جدی روبهرو خواهد شد. به همین دلیل بسیاری از ناظران معتقدند خبری که این روزها از تهران مخابره میشود، صرفاً یک اقدام تاکتیکی در میانه یک درگیری نظامی نیست، بلکه میتواند نشانهای از تلاش برای تغییر قواعد بازی در اقتصاد جهانی باشد.
این تحول در شرایطی مطرح میشود که امروز حدود ۸۰ درصد از نفت جهان با دالر آمریکا قیمتگذاری و معامله میشود و همین مسئله یکی از پایههای اصلی قدرت اقتصادی ایالات متحده را شکل داده است. بنابراین هرگونه اختلال در این سازوکار، تنها یک اقدام اقتصادی ساده نیست، بلکه میتواند پیامدهایی بسیار گسترده برای نظام مالی جهان داشته باشد. در واقع چنین تصمیمی به معنای وارد کردن ضربهای مستقیم به ریشههای قدرت مالی آمریکا، یعنی سیستم پطرودالر است.
در همین چارچوب، توماس مالینن، اقتصاددان برجسته فنلندی، این روند را صرفاً یک احتمال یا تحلیل نظری نمیداند، بلکه از آن بهعنوان یک تغییر بزرگ در حال شکلگیری یاد میکند. او این تحول را حتی با فروپاشی نظام مالی برتون وودز در دهه ۱۹۷۰ مقایسه میکند؛ با این تفاوت مهم که آن تحول در اتاقهای تصمیمگیری واشنگتن رخ داد، اما این بار اهرم تغییر در یکی از حساسترین نقاط انرژی جهان، یعنی آبهای خلیج فارس و تنگه هرمز که ایران در حال تصمیمگیری درباره آن است.
اما پرسش اساسی اینجاست: آیا این اقدام ایران، که در بستر یک جنگ ویرانگر و اشتباه محاسباتی فاجعهبار آمریکا و اسرائیل صورت میگیرد، واقعاً میتواند به “ضربهی مرگبار” بر پیکر هژمونی دالر تبدیل شود و نظم تکقطبی مالی جهان را برای همیشه به تاریخ بسپارد؟
این مقاله با بهرهگیری از تحلیلهای اقتصاددانانی چون توماس مالینن، پل کروگمن و تحلیلگران نظامی مانند فیلیپس اوبراین و لارنس ویلکرسون، به دنبال پاسخ به این پرسش است تا نشان دهد چگونه یک “تله” سیاسی در اورشلیم، ممکن است به “آزادی” اقتصادی در تهران و “پایان یک عصر” برای واشنگتن منجر شود.
-
تلهی نتانیاهو و اشتباه محاسباتی واشنگتن؛ زمینهسازی برای یک زلزلهی اقتصادی
برای درک عمق ماجرا، باید از تنگه هرمز به کاخ سفید سفر کنیم. تقریباً همهی تحلیلگران برجسته، از یانیس واروفاکیس گرفته تا فیلیپس اوبراین، بر این باورند که حملهی اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، یک اشتباه محاسباتی فاجعهبار است. واروفاکیس، اقتصاددان برجسته، به صراحت از “تلهای” سخن میگوید که بنیامین نتانیاهو برای دونالد ترامپ پهن کرده است. به گفتهی او، نتانیاهو با سوءاستفاده از نقاط ضعف ترامپ و با ارائهی یک مدل شکستخورده از ونزوئلا، رئیسجمهور آمریکا را به جنگی کشاند که نه تنها خروجی از آن متصور نیست، بلکه میتواند به قیمت از دست رفتن کل پایگاههای غرب در منطقه تمام شود.
این تحلیل با اظهارات فیلیپس اوبراین، مورخ نظامی مشهور، در گفتگو با پل کروگمن همخوانی کامل دارد. اوبراین معتقد است که ترامپ، در آستانه حمله به ایران، قدرت تهران را به شدت دستکم گرفت. ترامپ فکر میکرد با یک “ضربهی سربریدن” میتواند رهبری ایران را حذف و رژیمی مطیع روی کار آورد، غافل از اینکه ایران برای یک جنگ فرسایشی و نامتقارن آماده بوده و هست. این اعتماد به نفس کاذب، ریشه در نادیده گرفتن واقعیات تاریخی دارد؛ غربی که نتوانست طالبان یا حوثیها را شکست دهد، حالا با قدرتی روبهرو است که دههها خود را برای چنین روزی آماده کرده است.
نتیجهی این اشتباه محاسباتی، نه فقط یک باتلاق نظامی، که یک فاجعهی تمامعیار اقتصادی برای غرب است. همانطور که لری جانسون، تحلیلگر پیشین سیا، هشدار میدهد، آمریکا و متحدانش خود را در موقعیتی یافتهاند که ایران نه تنها با پهپادهای ارزانقیمت خود ضربات پرهزینهای وارد میکند، بلکه اهرمی بینظیر در اختیار دارد: بستن یا کنترل کامل تنگه هرمز. در چنین شرایطی است که زمزمههای تغییر در معادلات نفتی، به یک اقدام عملی از سوی ایران تبدیل شده است.
-
یوان چین در برابر دالر؛ چاقویی که رگ پترودالر را میبرد
همانطور که توماس مالینن به درستی تحلیل کرده است، نظام پطرودالر نه بر پایهی یک توافق رسمی الزامآور، که بر اساس یک “عرف” و “منافع متقابل” میان عربستان و آمریکا پس از ۱۹۷۴ بنا شده بود. این نظام، چرخهای بیپایان ایجاد کرد: چاپ دالر توسط آمریکا در ازای تأمین امنیت کشورهای نفتخیز خلیج فارس توسط “چکمههای نظامی آمریکا”. حالا، با تضعیف و عقبنشینی این چکمهها، پایههای این عرف نیز در حال فروریختن است.
در چنین بستری، خبر در نظر گرفتن معاملات یوانی برای عبور از تنگه هرمز، یک زلزلهی تمامعیار است. این اقدام ایران، یک ابتکار عمل یکجانبه نیست، بلکه پاسخی هوشمندانه به یک نیاز ساختاری است. از یک سو، چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان و شریک تجاری اصلی ایران (که تحت تحریمهای آمریکا قرار دارد)، مشتاقانه به دنبال گسترش استفاده از یوان در معاملات بینالمللی است. از سوی دیگر، ایران با استفاده از اهرم کنترل بر هرمز، میتواند این خواسته را به یک الزام عملی برای خریداران نفت تبدیل کند.
پیامد این تصمیم، چیزی فراتر از یک قرارداد تجاری ساده است. این اقدام، نخست هژمونی دالر را به شدت به چالش میکشد و جایگزینی مشخص برای آن معرفی میکند. ثانيا ایران را به عنوان کشوری که تحت شدیدترین تحریمها قرار دارد، ناگهان به بازیگری تبدیل میکند که میتواند “واحد پول” معاملات بزرگترین کالای استراتژیک جهان را تعیین کند. ثالثا با کنار گذاشته شدن دالر، سازوکارهای مالی، بانکی و بیمهای مبتنی بر غرب نیز با چالش مواجه میشوند و شرکتها برای ادامه فعالیت ناچار به پذیرش شرایط جدید میگردند.
خلاصه اینکه این اقدام ایران عملاً به “کالاییزدایی از دالر” دامن میزند و روندی را که با تلاشهای چین و نارضایتی کشورهای دیگر از سلطهگری مالی آمریکا آغاز شده بود، با قدرتی بیسابقه تسریع میبخشد.
-
تنگه هرمز؛ صدا و نوای مرگ پترودالر
آنچه در تنگه هرمز در حال رخ دادن است، فراتر از یک بدهبستان نظامی یا یک دور جدید از تشدید تنشهاست. این، یک “لحظه برتون وودز” معکوس است. در سال ۱۹۴۴، آمریکا پایههای نظم دالری را پی ریخت و در سال ۱۹۷۱-۱۹۷۴، با توافق پطرودالر، آن را تحکیم کرد. اکنون، در سال ۲۰۲۶، ایران با یک اقدام به ظاهر ساده اما عمیقاً استراتژیک، در حال زدن آخرین میخ بر تابوت این نظام است.
تصمیم ایران برای الزام به پرداخت یوان در ازای عبور از هرمز، اگر عملی شود، یک نقطهی عطف تاریخی خواهد بود. این یک ضربهی اقتصادی نیست، بلکه یک ضربهی هستیشناختی به هویت قدرت آمریکاست. آمریکا بدون پطرودالر، توانایی تأمین مالی “جنگهای ابدی” و حفظ چکمههای نظامیاش در سراسر جهان را از دست میدهد و به تدریج به یک قدرت معمولی در یک جهان چندقطبی تبدیل میشود.
نتیجهی نهایی آنطور که ویلکرسون و جانسون پیشبینی میکنند، یک جنگ فرسایشی طولانی نیست که آمریکا در آن به پیروزی برسد، بلکه عقبنشینی اجباری و تحقیرآمیز غرب از منطقهای است که یک قرن بر آن سلطه داشت. این پایان یک عصر است؛ عصری که با پول و نفت آغاز شد و با ترکیبی از مقاومت، هوشمندی و یک اشتباه محاسباتی فاحش به پایان میرسد. خلاصه اینکه یَومُ الجُمعهی اقتصاد جهانی، در حال حاضر نزدیکتر از آن چیزی باشد که واشنگتن تصور میکند.

عایشه ببرک خیل