Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

تاریخ بشریت گواه آن است که شیاطین همواره از مفاهیم مقدس برای گمراه‌سازی انسان‌ها سوءاستفاده کرده‌اند. انسان‌ها به مقتضای فطرت الهی، همواره به دنبال حق، عدالت و حقیقت بوده‌اند. همین کشش فطری، زمینه‌ساز سوءاستفاده مدعیان دروغین حق و عدالت شده است. آنان با پوشیدن نقاب حق‌طلبی و آزادی‌خواهی، توانسته‌اند انسان‌ها را از مسیر حقیقی منحرف سازند.

امروز نیز شاهد همین پدیده در عرصه بین‌المللی هستیم. قدرت‌های استکباری با شعار دفاع از حقوق بشر و دموکراسی، جنایات خود را توجیه می‌کنند. آنان با اشغال کرسی‌های نهادهای بین‌المللی، صدای خود را به عنوان صدای جامعه جهانی معرفی می‌کنند و با استانداردهای دوگانه، دوستان خود را می‌بخشند و دشمنان را محکوم  می‌کنند.

نمونه بارز این ریاکاری، نشست اخیر شورای امنیت است. در حالی که خون کودکان بی‌گناه بر زمین ریخته شده، نشستی با شکوه در شورای امنیت با موضوع حمایت از کودکان به ریاست ملانیا ترامپ برگزار می‌شود تا دنیا را فریب دهند که گویی برای کودکان کاری می‌کنند. این همان ترفند قدیمی شیطان است: پوشاندن زشت‌ترین اعمال در زیباترین لباس‌ها.

در جهان معاصر، مفهوم حقوق بشر به مثابه یکی از مقدس‌ترین مفاهیم بشری، دستخوش تحولاتی عمیق و گاه متناقض شده است. آنچه امروز در عرصه بین‌المللی تحت عنوان دفاع از حقوق بشر مشاهده می‌شود، نه تجلی آرمان‌های والای انسانی، بلکه ابزاری در دست قدرت‌های زورگو برای پیشبرد اهداف سلطه‌طلبانه و پوششی بر جنایات هولناک ایشان است.

  • از آرمان‌خواهی تا واقع‌گرایی قدرت‌محور

چهار روز پس از فاجعه هولناک حمله به دبستان میناب و شهادت ۱۸۰ کودک معصوم که وجدان بشریت را به لرزه درآورد، شورای امنیت سازمان ملل متحد نشستی با موضوع «حمایت از کودکان در مخاصمات مسلحانه» برگزار کرد. ریاست این نشست بر عهده کسی بود که نامش با خون هزاران کودک بیگناه در غزه و میناب عجین شده است. ملانیا ترامپ، همسر رئیس‌جمهوری که دستورهای او نه تنها سدی در برابر جنایات علیه کودکان نبود، بلکه خود به مثابه چراغ سبزی برای ادامه این فجایع عمل می‌کرد. این رویداد تلخ، بار دیگر استاندارد دوگانه غرب در قبال حقوق بشر را به جهانیان نمایاند و پرسش‌های بنیادینی را درباره کارآمدی و مشروعیت نهادهای بین‌المللی مطرح ساخت.

سازمان ملل متحد در پی ویرانی‌های جنگ جهانی دوم و با هدف پایان بخشیدن به بلای اسفناک جنگ تأسیس شد. منشور ملل متحد با شعار ما مردم ملل متحد آغاز می‌شود و بر حفظ صلح و امنیت بین‌المللی، توسعه روابط دوستانه میان ملل و دستیابی به همکاری بین‌المللی در حل مسائل جهانی تاکید می‌ورزد. اما واقعیت آن است که این سازمان از همان ابتدا با ساختاری قدرت‌محور طراحی شد که در آن پنج قدرت پیروز جنگ جهانی دوم با حق وتو، عملا نقش پولیس جهانی را بر عهده گرفتند.

شورای امنیت به عنوان مهمترین رکن سازمان ملل، مسئولیت اصلی حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را بر عهده دارد. اما تاریخ ۷۵ ساله این سازمان نشان داده که شورای امنیت نه تنها در انجام این مسئولیت خطیر ناکام مانده، بلکه خود به میدانی برای رقابت‌های قدرت‌های بزرگ و ابزاری در دست کشورهای غربی برای مشروعیت‌بخشی به مداخلات و سیاست‌های توسعه‌طلبانه‌شان تبدیل شده است.

امروزه شورای امنیت در حدی تنزل یافته که ریاست آن به افرادی سپرده می‌شود که کوچک‌ترین سنخیتی با مفاهیم والای انسانی ندارند. انتخاب ملانیا ترامپ برای ریاست نشست حمایت از کودکان، نه یک اتفاق، بلکه نمادی از انحطاط اخلاقی و سیاسی این نهاد بین‌المللی است. افرادی که سال‌ها تصاویر زننده‌شان در مجله‌های غیراخلاقی منتشر می‌شد، اکنون ریاست کرسی شورای امنیت را به دست گرفته‌اند.

این تنزل جایگاه، ریشه در ساختار قدرت در سازمان ملل دارد. قدرت‌های غربی با استفاده از نفوذ سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای خود، نه تنها مانع از محکومیت جدی جنایات هم‌پیمانان خود می‌شوند، بلکه با تصاحب کرسی‌های کلیدی، روایت مطلوب خود از حقوق بشر را به عنوان روایت رسمی به جهان تحمیل می‌کنند. آنچه امروز در شورای امنیت می‌گذرد، نمایشی است که در آن بازیگران اصلی، همزمان خود نویسنده و کارگردان و منتقداند.

حادثه دلخراش دبستان میناب در ایران که به شهادت ۱۸۰ کودک انجامید، می‌توانست نقطه عطفی در توجه جامعه بین‌المللی به حقوق کودکان باشد. اما چهار روز بعد، شورای امنیت نشستی درباره حمایت از کودکان برگزار کرد که در آن کوچکترین اشاره‌ای به این فاجعه نشد. گویی کودکان میناب در جغرافیایی زندگی می‌کنند که مشمول حمایت سازمان ملل نیستند.

این در حالی است که رئیس این نشست، همسر کسی بود که سیاست‌هایش در منطقه، به ویژه در قبال غزه، نه تنها حمایتی از کودکان نکرد، بلکه عملا به جنایت علیه آنان دامن زد. مردی که دستانش تا آرنج در خون کودکان غرق است، اکنون همسرش ریاست نشست حمایت از کودکان را بر عهده دارد. این توهین آشکار به شعور جهانیان، نشان می‌دهد که حقوق بشر در نزد غرب، نه یک ارزش، که ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی است.

  • جزیره اپستین؛ جنایتی که جهان خواست نادیده بگیرد

یکی از فجیع‌ترین نقض‌های حقوق کودکان در تاریخ معاصر، جنایات هولناکی است که در جزیره خصوصی جفری اپستین رخ داده است. این جزیره که به مکانی برای سوءاستفاده جنسی از کودکان تبدیل شده بود، پرده ازهمدستی گسترده چهره‌های سرشناس سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غرب با این جنایات برداشت. اما پرسش اساسی اینجاست: چرا هیچ نشست اضطراری در شورای امنیت درباره این جنایت هولناک برگزار نشد؟ چرا سازمان ملل به عنوان مدعی‌الحقوق بشر، کوچکترین واکنشی به این فاجعه نشان نداد؟

پاسخ روشن است: اکثر سرمداران غربی، از سیاستمداران گرفته تا صاحبان صنایع و غول‌های فناوری به نوعی با این پرونده در ارتباط بوده‌اند. اسناد منتشرشده نشان می‌دهد که نام‌های بزرگ و تأثیرگذاری در فهرست دوستان و مشتریان اپستین دیده می‌شود. در چنین شرایطی، چگونه می‌توان انتظار داشت که نهاد تحت سلطه همین افراد، علیه خودشان اقدام کند؟

این استاندارد دوگانه، ماهیت واقعی حقوق بشر غربی را آشکار می‌سازد: حقوق بشر برای دیگران، نه برای خود. اگر جنایتی در فلسطین رخ دهد، اگر کودکی در میناب شهید شود، اگر بمباران مدارس در یمن ادامه یابد، شورای امنیت یا سکوت می‌کند یا بیانیه‌های بی‌اثر صادر می‌کند. اما اگر پای منافع غرب در میان باشد، حتی یک پرونده جنایی نیز به ابزاری برای فشار تبدیل می‌شود.

ملانیا ترامپ
ملانیا ترامپ؛ همسر قاتلی که مدعی حمایت از حقوق بشر است!
  • ملانیا ترامپ؛ حقوق بشر حقیقی در پرتو آموزه‌های الهی

در مقابل این حقوق بشر ساختگی و ریاکارانه، باید به این حقیقت توجه کرد که عدالت و حقوق واقعی بشر، تنها در پرتو انجام دستورات خداوند متعال محقق می‌شود. تاریخ گواه آن است که هرگاه بشریت از مسیر هدایت الهی دور شده، به بیراهه رفته و قربانی طاغوت‌ها و فرعون‌های زمان شده است. افراد مستکبر و فرعون‌صفتی چون ترامپ، نتانیاهو و دیگر مدعیان دروغین حقوق بشر، نه تنها خدمتی به بشریت نکرده‌اند، بلکه با سیاست‌های جنگ‌افروزانه و حمایت از جنایات، بزرگترین ناقضان حقوق بشر بوده‌اند. پیروی از این شیاطین انسی، انسان را به ورطه سقوط می‌کشاند و از حقیقت دور می‌سازد.

حقوق بشر حقیقی، آن است که کرامت ذاتی انسان را پاس دارد، بدون تبعیض و استاندارد دوگانه، از همه انسان‌ها حمایت کند. این حقوق، در مکتب توحیدی و با پیروی از دستورات الهی محقق می‌شود. جامعه بین‌المللی نیازمند بازتعریف بنیادین مفاهیمی چون حقوق بشر، عدالت و آزادی است. تا زمانی که این مفاهیم در چارچوب قدرت‌های زورگو تعریف شوند و تا زمانی که نهادهای بین‌المللی تحت سلطه همان قدرت‌ها باقی بمانند، نباید انتظار تحقق حقوق واقعی بشر را داشت.

سید حکیم بینش

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11226

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *