توافقنامه دوحه ۲۰۲۰
در دنیای امروز که هنوز هم قدرتهای بزرگ با زبان تهدید و تحریم و لشکرکشی سخن میگویند، بازگشت به گذشته فقط یک کار تاریخی نیست؛ یک ضرورت عقلانی است. تاریخ، اگر درست خوانده شود، میتواند مانع تکرار اشتباهات شود. اما اگر نادیده گرفته شود، همان اشتباهات با هزینهای سنگینتر تکرار خواهند شد.
توافقنامه دوحه که در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ میان ایالات متحده و طالبان امضا شد، در ظاهر «توافق صلح» نام گرفت؛ اما در واقع اعتراف رسمی آمریکا به شکست در طولانیترین جنگ تاریخ خودش بود. این توافق نهتنها سرنوشت افغانستان را تغییر داد، بلکه تصویری تازه از جایگاه و توان واقعی آمریکا در جهان ارائه کرد. اکنون، در آستانه سالگرد آن رویداد، زمان مناسبی است تا دوباره به آن نگاه کنیم؛ نه از سر احساس، بلکه با نگاهی تحلیلی و واقعبینانه.
-
شکست های تاریخی امریکا؛ از ویتنام تا افغانستان
تاریخ سیاست خارجی آمریکا پر است از ماجراجوییهای نظامی که تماما با شکستهای تلخ به پایان رسیدهاند. جنگ ویتنام (۱۹۵۵-۱۹۷۵) یکی از برجستهترین نمونههاست؛ جایی که ایالات متحده با صرف میلیاردها دالر و از دست دادن بیش از ۵۸ هزار سرباز، نتوانست کمونیسم را مهار کند و در نهایت با فرار از سایگون در ۱۹۷۵، نماد شکست یک ابر قدرت شد. این شکست نه تنها روحیه آمریکاییها را درهم شکست، بلکه نشان داد که اراده محلی میتواند بر تکنالوژیهای پیشرفته غلبه کند.
پس از آن، حمله به عراق در ۲۰۰۳ بر پایه ادعاهای دروغین مبنی بر وجود سلاحهای کشتار جمعی، منجر به ویرانی زیرساختها، کشته شدن صدها هزار غیرنظامی و ظهور گروههای تروریستی مانند داعش شد. آمریکا پس از سالها اشغال، در ۲۰۲۱ نیروهایش را خارج کرد، اما عراق را در آشوب و فساد رها کرد.
در لیبیا، دخالت ناتو به رهبری آمریکا در ۲۰۱۱، که با سرنگونی قذافی همراه بود، کشور را به یک دولت شکستخورده تبدیل کرد؛ جایی که قاچاق انسان، جنگ داخلی و بیثباتی همچنان ادامه دارد. یمن نیز داستان مشابهی دارد: حمایت آمریکا از ائتلاف سعودی از ۲۰۱۵ تا همین آواخر، منجر به یکی از بدترین بحرانهای انسانی جهان شده، با بیش از ۳۷۷ هزار کشته و بدون هیچ پیروزی نظامی.
اما طولانیترین جنگ آمریکا، یعنی ۲۰ سال حضور در افغانستان (۲۰۰۱-۲۰۲۱)، اوج این شکستها بود. ایالات متحده با هزینهای بیش از ۲ تریلیون دالر، نه تنها زیرساختهای افغانستان را ویران کرد، بلکه فساد گستردهای را پرورش داد و در عملیاتهای شبانه، جنایات جنگی متعددی مرتکب شد. هزاران غیرنظامی افغان در این حملات کشته شدند، اما در نهایت، وادار به پذیرش شکست گردید.
چنانچه توافقنامه دوحه ۲۰۲۰، که خروج نیروهای آمریکایی را تسهیل کرد، در حقیقت سند تسلیم بود. بنابراین، ۲۹ فبروری روز شکست آمریکاست که باید بازخوانی شود؛ به ویژه برای خود آمریکا، متحدانش و کسانی که هنوز چشمانتظار خیر و برکت از سوی این قدرت استند. زیرا این روز یادآوری میکند که ماجراجوییهای نظامی، اغلب به جای پیروزی، به فرار خفتبار منجر میشوند.
-
خیانتهای آمریکا و پشتپا زدن به متحدان در افغانستان
علاوه بر شکستهای نظامی، سیاست آمریکا در افغانستان با نمونههای آشکار خیانت نیز همراه بود. در طول ۲۰ سال اشغال، نیروهای آمریکایی مرتکب جنایات متعددی شدند؛ از بمباران قریهجات گرفته تا شکنجهی غیر انسانی افغانها در زندانهایی مانند بگرام. با این حال، یکی از بزرگترین خیانتها نقض پیمان استراتژیک امنیتی بود که در سال ۲۰۱۴ با دولت جمهوری افغانستان امضا شد.
این پیمان، تعهد به حمایت بلندمدت آمریکا را در بر داشت؛ اما در جریان مذاکرات دوحه بهطور کامل از روند گفتوگوها کنار گذاشته شد. این اقدام، خیانتی مستقیم به مردم افغانستان و دولت جمهوری بود؛ دولتی که با حمایت آمریکا شکل گرفته بود، اما در لحظهای حساس رها شد و همین مسئله به سقوط سریع کابل در آگست ۲۰۲۱ انجامید.
خیانت دوم، متوجه متحدان اروپایی آمریکا بود. کشورهای ناتو که هزاران سرباز و میلیاردها دالر در افغانستان هزینه کرده بودند، از برنامههای فرار ناگهانی آمریکا بیاطلاع ماندند. این بیخبری سبب شد روند خروج نیروهای آنها در فضایی آشفته و همراه با هرجومرج صورت گیرد.
تصاویر منتشرشده از میدان هوایی کابل، جایی که هزاران افغان ناامیدانه به طیارههای آمریکایی آویزان میشدند و برخی سقوط میکردند، به نمادی از این وضعیت تبدیل شد. طیارههای که نیروهای خارجی را خارج میکردند، صحنههایی را رقم زدند که به محشر کبری تشبیه شد؛ صحنههایی که نتیجه مستقیم ۲۰ سال حضور آمریکا در افغانستان بود. این تصاویر تنها بیانگر یک شکست نظامی نبودند، بلکه نشانهای از فروپاشی اخلاقی یک ابرقدرت به شمار میرفتند؛ جایی که تعهد به متحدان ومردم محلی، در برابر منافع کوتاهمدت سیاسی قربانی شد.
-
توافقنامه دوحه ۲۰۲۰؛ افغانستان و درسهایش برای تحرکات جدید آمریکا در منطقه
حال که آمریکا بار دیگر در حال ماجراجویی است و تنش با ایران در خاورمیانه را تشدید میکند، شاید زمان آن رسیده که شکستهای گذشته، به ویژه در افغانستان، را به شدت بازنگری کند. زیرا در افغانستان، طالبان بدون کمترین امکانات فقط تنها با سلاحهای سبک و اراده محلی، بزرگترین اردوی جهان را با خفت و خواری فراری دادند.
شکست آمریکا در افغانستان، نشان داد که تکنالوژی و بودجه عظیم، همیشه برتری نمیآورد؛ بلکه مقاومت مردمی و شناخت زمین میتواند معادلات را تغییر دهد. حال، چگونه آمریکا میتواند در برابر دولتی قدرتمند مانند ایران، که از حمایت منطقهای گسترده برخوردار است، موفق شود؟ چنانچه در جنگ ۱۲ روزه، جایی که اسرائیل با ترور ارشدترین مقامات نظامی ایران را به شهادت رساند، اما هیچ دستاوردی نداشت و با التماس به دنبال آتشبس بر آمد.
با اینهمه شکست و خفت اگر آمریکا باز هم درس عبرت نگیرد و به لشکرکشی ادامه دهد، ممکن است شکستهای ویتنام، عراق، لیبیا، یمن و افغانستان تکرار شود؛ شکستهایی که نه تنها منابع واشنگتن را هدر میدهند، بلکه این بار بدون تردید، جایگاه آمریکا آن چیزی که در حال حاضر است، دیگر باقی نماند.

مسلم اخلاقی