Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

غافلگیری تل‌آویو و واشنگتن

شب‌های پرستاره تهران، اصفهان، مشهد و دیگر شهرهای ایران در روزهای اخیر، صحنه‌ای بی‌نظیر در تاریخ معاصر را رقم زد. در حالی که آسمان این شهرها از صدای بمب‌افکن‌های متجاوز و موشک‌های دشمن می‌لرزید و گاه در نزدیکی تجمعات مردمی، زمین از شدت انفجار می‌لرزید، مردم این سرزمین نه تنها صحنه را ترک نکردند، بلکه با فریادهای رسای «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر امریکا»، تصاویری خلق کردند که در هیچ جای جهان نظیری ندارد.

این صحنه‌ها که از طریق رسانه‌ها به سراسر جهان مخابره می‌شد، برای معماران جنگ روانی در تل‌آویو و واشنگتن، شوکی بزرگ و غیرمنتظره بود.

آنان که ماه‌ها و سال‌ها برای این لحظه برنامه‌ریزی کرده بودند و سرمایه‌گذاری عظیمی در حوزه جنگ شناختی و رسانه‌ای انجام داده بودند، با واقعیتی روبرو شدند که هیچ یک از مدل‌های پیش‌بینی‌شده‌شان آن را شامل نمی‌شد: مردمی که نه تنها از نظام خود جدا نشدند، بلکه با جان و دل از آن دفاع کردند و در خطرناک‌ترین لحظات، به میدان آمدند و غافلگیری تل‌آویو و واشنگتن را رقم زدند.

  • جنگ شناختی؛ سلاح مدرن غرب علیه ایران

پیش از پرداختن به شکست این جنگ، لازم است ماهیت آن را به درستی بشناسیم. جنگ شناختی که در اسناد پنتاگون و مراکز مطالعاتی غرب به عنوان نسل جدید جنگ‌های ترکیبی تعریف می‌شود، هدفش «تغییر باورها، ارزش‌ها و الگوهای تصمیم‌گیری جامعه هدف» است. این جنگ برخلاف جنگ نظامی سنتی، سعی می‌کند از درون، مردم را از حاکمیت جدا کند و آنها را به ابزاری برای فروپاشی نظام تبدیل سازد.

در مورد ایران، این جنگ از سال‌ها پیش آغاز شده بود. از شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان که بودجه‌های میلیارد دالری از انگلیس، اسرائیل، عربستان و امریکا دریافت می‌کردند تا کمپین‌های هدفمند رسانه‌ای در شبکه‌های اجتماعی و حتی طراحی آشوب‌های خیابانی، همه و همه بخشی از یک نقشه کلان برای ایجاد «انقلاب رنگی» در ایران بود.

اما آنچه در روزهای اخیر روی داد، نشان داد که همه این سرمایه‌گذاری‌ها با شکستی تاریخی مواجه شده است. مردمی که دشمن انتظار داشت خسته و سرخورده از نظام جدا شوند، نه تنها از آن دفاع کردند، بلکه در لحظات بحرانی، جلوتر از هر نهاد و سازمانی وارد میدان شدند.

  • غافلگیری تلآویو؛ میدانی که دشمن را غافلگیر کرد

صحنه‌های شب‌های اخیر در شهرهای ایران، فراتر از هر تحلیل سیاسی، یک حقیقت انسانی را به تصویر کشید: مردمی که با تمام وجود به هویت خود پایبندند و تحت هیچ شرایطی حاضر به خیانت به ارزش‌های خود نیستند.

این حضور گسترده، مهم‌ترین عامل خنثی‌سازی سناریوی آشوب بود. دشمن که روی نارضایتی‌های اقتصادی و اجتماعی حساب باز کرده بود، تصور می‌کرد با اولین بمباران‌ها، مردم به سرک‌ها خواهند ریخت، اما نه برای حمایت از نظام، بلکه برای اعتراض به آن. آنچه روی داد، دقیقا نقطه مقابل این محاسبه بود: مردم به سرک‌ها آمدند تا از نظام خود دفاع کنند و به متجاوز بگویند که ما متحدیم.

  • بصیرت؛ کلید طلایی خنثی‌سازی جنگ روانی کردن واقعیت‌های ناخوشایند

اگر از شرکت‌کنندگان در این تجمعات بپرسید که چرا با وجود خطر حملات هوایی، به میدان آمدند، پاسخ روشنی خواهند داشت: «ما دشمن را می‌شناسیم.» این جمله ساده، عصاره سال‌ها بصیرت‌افزایی و آگاهی‌بخشی است.

جنگ روانی زمانی موفق می‌شود که بتواند با ایجاد شبهه، تردید و ناامیدی، مردم را از مسیر اصلی خود منحرف کند. اما وقتی مردم به درستی بدانند که پشت هر آشوب و ناامنی چه دست‌هایی قرار دارد، وقتی بدانند که شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌های معاند با چه بودجه‌هایی و برای چه اهدافی فعالیت می‌کنند، دیگر فریب القائات آنها را نمی‌خورند.

این سطح از آگاهی، حاصل دهه‌ها تلاش مستمر نظام اسلامی برای روشنگری و تبیین ماهیت دشمن است. از سخنرانی‌های رهبری که همواره بر «شناخت دشمن» تأکید داشته‌اند تا فعالیت‌های فرهنگی گسترده در دانشگاه‌ها و مساجد، همه و همه سبب شده است مردم ایران به درجه‌ای از بصیرت برسند که هیچ بمبی نتواند اراده آنها را متزلزل کند.

نکته قابل تأمل آن است که این بصیرت تنها محدود به نسل قدیم و انقلابیون سال‌های نخست نیست. نسل جوان و نوجوانان امروز ایران نیز با همان آگاهی و شور و شوق در میدان حاضر شدند.

  • الگویی برای امت اسلامی؛ مردم ایران و ضرورت همدلی در برابر تجاوز

صحنه‌های باشکوه حضور مردم ایران در برابر تجاوز دشمن، برای همه کشورهای اسلامی و به ویژه برای ما افغان‌ها، درس‌های بزرگی دارد. امروز در افغانستان نیز با تجاوزی آشکار از سوی همسایه جنوبی خود مواجه هستیم. پاکستان با بمباران مناطقی از خاک افغانستان، جان ده‌ها تن از هموطنان ما را گرفته و به حاکمیت ملی ما توهین کرده است.

در چنین شرایطی، مهم‌ترین درسی که از مردم ایران می‌توانیم بگیریم، ضرورت «همدلی و همزبانی» در برابر متجاوز خارجی است. مردم ایران نشان دادند که وقتی پای دشمن خارجی به میان می‌آید، همه اختلافات کنار گذاشته می‌شود و همه در یک صف واحد می‌ایستند. آنها ثابت کردند که در برابر تجاوز، «ما»ی ملی بر «من»های فردی و گروهی غلبه می‌کند.

آیا ما افغان‌ها نیز می‌توانیم این درس را بیاموزیم؟ آیا می‌توانیم در برابر تجاوز پاکستان، اختلافات داخلی را کنار بگذاریم و با همدلی و اتحاد، از وطن خود دفاع کنیم؟ پاسخ روشن است: ما نیز همچون مردم ایران، امروز بیش از هر زمان دیگر به وحدت نیاز داریم.

پاکستان با بمباران شفاخانه معتادان در کابل و کشتار ده‌ها تن از هموطنان ما، نشان داد که برای جان مردم افغانستان ارزشی قائل نیست. در چنین شرایطی، هرگونه اختلاف‌افکنی و دامن زدن به اختلافات داخلی، خدمت به دشمن مشترک است. ما باید از مردم ایران بیاموزیم که چگونه در برابر تجاوز، متحد می‌شوند و چگونه با بصیرت خود، نقشه‌های دشمن را نقش بر آب می‌کنند.

غافلگیری تل‌آویو
غافلگیری تل‌آویو و واشنگتن از حملات موشکی ایران و اتحاد مردم در خیابان ها، چیزی نیست که به سادگی بتوان از آن گذشت
  • پایداری در برابر تجاوز، رمز عزت ملت‌ها

آنچه در روزهای اخیر در ایران رخ داد، یک رویداد ساده و گذرا نیست. این رویداد نشان داد که ملت‌های مسلمان اگر به درستی ماهیت دشمن را بشناسند و با بصیرت در میدان حاضر شوند، می‌توانند بزرگترین توطئه‌ها را خنثی کنند. مردم ایران ثابت کردند که هیچ بمبی نمی‌تواند اراده یک ملت را بشکند و هیچ فشاری نمی‌تواند وفاداری مردم به ارزش‌هایشان را متزلزل کند.

ما افغان‌ها نیز امروز در شرایطی مشابه قرار داریم. پاکستان با تجاوز به خاک ما، به حاکمیت ملی ما توهین کرده و جان ده‌ها تن از هموطنان ما را گرفته است. در چنین شرایطی، ما نیز باید از مردم ایران بیاموزیم که چگونه با همدلی و اتحاد، در برابر متجاوز بایستیم.

تجربه ایران و غافلگیری تل‌آویو و واشنگتن نشان می‌دهد که مهم‌ترین عامل شکست دشمن، «وحدت ملی» و «بصیرت» مردم است. اگر ما نیز بتوانیم اختلافات سیاسی را کنار بگذاریم و در برابر تجاوز پاکستان، یک صدا شویم، بدون تردید می‌توانیم بر این بحران غلبه کنیم.

سعید محمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11343

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *