افتخارآفرینیهای تیم ملی فوتسال افغانستان
رقابتهای جام ملتهای فوتسال آسیا در حالی آغاز شد که تیم ملی فوتسال کشورمان، با پیروزی قاطع برابرعربستان سعودی و مالزی، بار دیگر نگاهها را بهسوی خود کشانده است. این بردها فقط سه امتیاز ساده نیستند؛ ادامه منطقی مسیریاند که سالها پیش، در سالنهای کوچک و امکانات محدود، آغاز شد. افغانستان امروز دیگر در رقابتهای فوتسالی صرفا حاضر نیست، بلکه مبارزه میکند، میبرد و مطالبهگر احترام است.
این نتایج، بهترین نقطه شروع برای بازخوانی داستان تیمیست که افتخارآفرینیهایش اتفاقی نبوده و از دل یک روند پرچالش بیرون آمده است. فوتسال در افغانستان تنها یک ورزش سالنی نیست؛ روایتی است از بقا، خلاقیت و تبدیل محدودیت به فرصت. در کشوری که فوتبال چمنی سالهاست قربانی کمبود زیرساخت، بیثباتی مدیریتی شده، فوتسال راه خود را از دل سالنهای کوچک، مهاجرت و تلاشهای خاموش اما پیگیر باز کرد.
امروز وقتی از افتخارآفرینیهای تیم ملی فوتسال افغانستان سخن میگوییم، در واقع از یک پدیده اجتماعی و هویتی حرف میزنیم؛ پدیدهای که توانست در سکوت رشد کند و در لحظه مناسب، صدای خود را به قاره آسیا و حتی جهان برساند.
فوتسال؛ انتخاب ناگزیر یا کشف هوشمندانه؟
موفقیت فوتسال افغانستان تصادفی نبود. این رشته دقیقا در جایی رشد کرد که ساختارهای دیگر ورزش ناتوان بودند. نبود میدانهای معیاری و کمبود بودجه باعث شد که فوتبال سالنی، با هزینه کمتر و دسترسی آسانتر، به گزینهای منطقی تبدیل شود. اما آنچه فوتسال افغانستان را از یک انتخاب ناگزیر به یک کشف هوشمندانه بدل کرد، نحوه مواجهه بازیکنان و مربیان با این محدودیتها بود. سرعت، تکنیک، بازی فشرده و تصمیمگیری لحظهای، با زیست روزمره جوانان افغانستان همخوانی داشت؛ انگار فوتسال زبان طبیعی آنها بود.
افتخارآفرینیهای تیم ملی فوتسال افغانستان؛ نتیجه روند، نه معجزه
در روایت رسانهای، معمولا افتخارها به شکل ناگهانی و احساسی تصویر میشوند؛ اما مسیر تیم ملی فوتسال افغانستان نشان میدهد که موفقیت، حاصل انباشت تجربه است. هر صعود، هر پیروزی برابر تیمهای مدعی و هر نمایش قابل احترام، پلهای بود برای رسیدن به پختگی. این تیم نه با یک نسل اتفاقی، بلکه با تداوم و یادگیری رشد کرد. شکستها به اندازه بردها آموزنده بودند و همین نگاه، تیم را از دام هیجانهای زودگذر نجات داد.
یکی از مهمترین نشانههای بلوغ فوتسال افغانستان، عبور از وابستگی به نسل طلایی است. در مقاطعی ستارههایی درخشیدند و رفتند، اما تیم فرو نریخت. این یعنی تجربه به ساختار منتقل شده است. بازیکنان جوانتر، نه در سایه اسطورهها، بلکه در ادامه یک مسیر مشخص رشد کردند. این تداوم، چیزیست که بسیاری از تیمهای منطقه از آن محروماند و افغانستان با امکاناتی بهمراتب کمتر، به آن دست یافته است.
- نقش مربی ایرانی؛ فرصت مشترک برای اثبات
حضور مجید مرتضایی، مربی ایرانی روی نیمکت تیم ملی فوتسال افغانستان، فقط یک همکاری فنی نبود؛ یک تقاطع منافع حرفهای بود. برای افغانستان، استفاده از دانش تخنیکی کشوری که فوتسال آن در آسیا و جهان صاحب اعتبار است، یک انتخاب هوشمندانه به شمار میرفت. و برای این مربی، تیم ملی افغانستان فرصتی واقعی بود تا تواناییهای خود را در سطح ملی نشان دهد؛ فرصتی برای ساختن کارنامهای مستقل، خارج از سایه نامهای بزرگ.
این همکاری نشان داد که مربیگری موفق، فقط به کیفیت بازیکن وابسته نیست، بلکه به توان مدیریت، نظم تاکتیکی و ایجاد باور جمعی بستگی دارد. تیم افغانستان تحت هدایت او، فقط جنگنده نبود؛ منظم، قابل پیشبینی برای خود و غیرقابل پیشبینی برای حریف شد. طبیعی است که چنین عملکردی، میتواند این مربی را یک گام به نیمکت تیم ملی ایران نزدیکتر کند.
تصویر پختگی؛ همدلی افغانستان و ایران
یکی از صحنههای ماندگار فوتسال جهان، رفتار بازیکنان تیمهای ملی افغانستان و ایران پس از پایان مسابقه در چوکات مسابقات همبستگی کشورهای اسلامی و عکس دستهجمعی آنهاست. در فضایی که ورزش اغلب قربانی تنشهای رسانهای و حاشیههای ملیگرایانه میشود، این حرکت نماد بلوغ بود. پیامی روشن داشت: رقابت، مانع احترام نیست.
این رفتار نشان داد که بازیکنان هر دو تیم، فراتر از نتیجه، به شان ورزش آگاهاند. ادامه این مسیر بدون حاشیه، نهتنها به سود فوتسال افغانستان، بلکه به نفع اعتبار ورزش منطقه است. امیدواریم نوجوانان پرتلاش کشورمان هم از این بازیکنان الگو گرفته و با یک روند حرفهای، استعداد خود را پرورش دهند.
نظم تاکتیکی؛ پایان اتکای صرف به غیرت
یکی از تغییرات محسوس در تیم ملی فوتسال افغانستان، عبور تدریجی از بازی صرفا احساسی به سمت نظم تاکتیکی بود. تیم همچنان جنگنده باقی ماند، اما جنگندگی در چارچوب قرار گرفت. پرس هدفمند، انتقال سریع از دفاع به حمله و کاهش اشتباهات فردی، نشان میداد که برنامه وجود دارد.
این تغییر کوچک به نظر میرسد، اما در سطح ملی تعیینکننده است. تیمهایی که فقط بر انگیزه تکیه میکنند، در نهایت فرسوده میشوند. فوتسال افغانستان با این تحول، یک گام به پایداری نزدیکتر شد.
چالشهای ساختاری و آینده فوتسال افغانستان
هر روایت افتخارآفرین، اگر به نقد ساختار نرسد، در نهایت به خاطرهای زیبا اما بیاثر تبدیل میشود. فوتسال افغانستان امروز به نقطهای رسیده که دیگر صرف تحسین، پاسخگو نیست. این تیم از مرحله شگفتیسازی عبور کرده و وارد مرحلهای شده که تداوم موفقیت، نیازمند تصمیمهای سخت و حرفهای است.
الف) زیرساخت؛ زمین سست زیر پای موفقیت
بزرگترین تهدید فوتسال افغانستان، نه رقیبان آسیایی، بلکه ضعف زیرساخت داخلی است. نبود سرمایهگذاری خصوصی و دولتی برای برپایی یک لیگ حرفهای، منظم و معتبر باعث شده چرخه کشف و پرورش استعداد ناقص بماند. تیم ملی، بهجای آنکه برآمده از یک سیستم پویا باشد، ناچار است بار همه کمبودها را به دوش بکشد.
در بسیاری از کشورها، تیم ملی ویترین لیگ است؛ در افغانستان، برعکس، تیم ملی گاه جایگزین لیگ میشود. این وضعیت در کوتاهمدت شاید جواب دهد، اما در بلندمدت فرساینده است. بدون رقابت منظم داخلی، حتی با بهترین مربیان، کیفیت افت خواهد کرد.
ب) مدیریت؛ حلقه ناپایدار
یکی دیگر از مشکلات مزمن ورزش افغانستان، ناپایداری مدیریتی است. تغییرات پیدرپی، تصمیمهای کوتاهمدت و نگاه نتیجهمحور، اجازه نمیدهد برنامههای بلندمدت شکل بگیرد. افتخارها اغلب حاصل تلاش افراد بودهاند، نه نتیجه یک سیستم منسجم.
در چنین شرایطی، خطر بزرگ این است که با تغییر چند چهره، تمام دستاوردها زیر سؤال برود. فوتسال افغانستان بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد؛ ثباتی که هنوز تضمین نشده است.
ج) آینده؛ آزمون بلوغ
آینده فوتسال افغانستان نه تاریک است و نه تضمینشده. این آینده به انتخابها بستگی دارد. ادامه مسیر بدون حاشیه، سرمایهگذاری روی لیگ داخلی، حفظ ارتباط با بازیکنان مهاجر و اعتماد به دانش تخنیکی، میتواند این تیم را در سطح قاره و جهان تثبیت کند.
فوتسال افغانستان امروز بیش از آنکه به قهرمانی فکر کند، باید به ماندگاری بیندیشد. افتخار زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که تکرارپذیر باشد.

کلام آخر
داستان تیم ملی فوتسال افغانستان، داستان یک پیروزی ساده نیست. این روایت، بازتاب تلاش نسلی است که در سختترین شرایط، راهی برای درخشش پیدا کرد. اما این داستان هنوز تمام نشده است.
پختگی تخنیکی، رفتار حرفهای و همدلی نمادین با رقیبان منطقهای نشان میدهد که فوتسال افغانستان مسیر درستی را آغاز کرده است. ادامه این مسیر، نه با هیجان، بلکه با عقلانیت و برنامه ممکن خواهد بود. فوتسال افغانستان ثابت کرده که میتواند نام یک کشور را با افتخار صدا بزند؛ اکنون زمان آن است که این صدا ماندگار شود.
سعید محمدی











