Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

در ششمین سالگرد شهادت جنرال قاسم سلیمانی، تاریخ معاصر خاورمیانه به یک دوراهی پیچیدهٔ امنیتی، هویتی و ژئوپلیتیک رسیده است. شخصیت وی نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای منطقه به‌عنوان نمادی از مقاومت در برابر خشونت افراطی و تلاش برای ثبات در برابر جنگ‌های نیابتی شناخته می‌شود. او فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران بود، نیرویی که ساختار عملیاتی‌اش برای مقابله با تهدیدات فرامرزی و گسترش گروه‌های افراطی شکل گرفته بود.

از زمان حضورش در عراق و سوریه، سلیمانی به‌عنوان محور هماهنگی میان نیروهای محلی و مقاومت‌های مردمی علیه خطر داعش و دیگر گروه‌های تکفیری شناخته شد؛ نقش او از مرحلهٔ فرماندهی نظامی فراتر رفت و به شکل‌دهی استراتژی‌های منطقه‌ای گسترده انجامید. این مقاله در پی تحلیل دقیق این نقش‌ها و دستاوردهاست، با تمرکز بر تأثیری که او بر امنیت و کرامت انسان‌ها در منطقه گذاشت؛  نه صرفاً گزارش عملیات نظامی.

تحولات پس از سال ۲۰۱۴ نشان داد که خلأ حضور او پس از شهادت نه تنها خاورمیانه را به ثبات نرساند، بلکه بسیاری از نیروهای مقاومت منطقه‌ای را در برابر چالش‌های امنیتی بی‌پشتوانه باقی گذاشت. از همین رو بررسی این نقش‌ها در ششمین سالگرد شهادت او اهمیت دوچندان یافته است.

در نگاه بسیاری تحلیل‌گران و مسئولان منطقه‌ای، جنرال قاسم سلیمانی را باید عامل اصلی انسجام گروه‌های مقاومت در برابر افراط‌گرایی و برخورد با بحران‌های منطقه‌ای دانست؛  موضوعی که این مقاله خواهد کوشید آن را با تحلیل منطقی و مستندان روشن سازد.

بر همین اساس، تحلیل حاضر نه روایت‌های تبلیغاتی صرف، بلکه تلاش برای بازنمایی نقش او بر اساس داده‌ها و وقایع معتبر بین‌المللی است، تا تصویر واقع‌گرایانه‌ای از دستاوردهای او و محور مقاومت ارائه شود.

  • دستاوردهای جنرال قاسم سلیمانی و دیگر فرماندهان همراهش در حمایت از عزت و کرامت انسان‌ها

جنرال قاسم سلیمانی پیش از همه به‌عنوان فرماندهٔ نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شناخته شد که توانست این نیرو را به یک ساختار کارآمد در عملیات برون مرزی و دفاع از امنیت منطقه‌ای تبدیل کند. تحت فرماندهی او، نیروی قدس به یک نیروی زبده و چابک تبدیل شد که فراتر از مرزهای ایران عمل می‌کرد و در مواقع بحرانی حضور مؤثر داشت.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای سلیمانی، شبکه‌سازی مقاومتی و تأمین امنیت مردمی بود؛ شبکه‌هایی که توانستند در مواجهه با تهدیدهای نظامی مانند داعش، از شهرها و روستاها دفاع کنند و از سقوط کامل آنان جلوگیری کنند. این شبکه‌سازی نه تنها به مقابله نظامی محدود نبود، بلکه شامل ایجاد انسجام اجتماعی میان گروه‌های مختلف محلی نیز می‌شد.

این فرماندهان همراه، مانند ابومهدی المهندس در عراق، نقش مهمی در سازمان‌دهی نیروهای مردمی ایفا کردند که توانستند در تعامل با ارتش عراق و نیروهای مردمی، امنیت نسبی را در بخش‌های بزرگی از کشور بازگردانند. همکاری میان این فرماندهان با نیروهای محلی باعث شد که توان مقاومت مردمی و دولتی افزایش یافته و کرامت انسانی در برابر هجوم گروه‌های افراطی حفظ شود.

فرماندهان محور مقاومت تحت هدایت جنرال سلیمانی توانستند ساختارهایی را شکل دهند که بیش از تکیه بر نیروی صرف، به حمایت از انسان‌ها در برابر خشونت تکفیری می‌اندیشیدند. این رویکرد انسانی در بسیاری از عملیات‌ها، از جمله آزادسازی شهرهای محاصره‌شده در عراق، به‌وضوح قابل مشاهده بود.

در نتیجهٔ این تلاش‌ها، بسیاری از جوامع محلی که در خطر از دست دادن امنیت و هویت خود بودند، توانستند از طریق مقاومت سازمان‌یافتهٔ مردمی به بقای اجتماعی و فرهنگی خود ادامه دهند؛  موضوعی که نه فقط در تبلیغات بلکه در تحلیل‌های میدانی نیز بازتاب یافته است.

  • نقش شهید سلیمانی در مبارزه با تروریسم تکفیری‑داعشی، به‌خصوص در عراق و سوریه

یکی از کلیدی‌ترین جنبه‌های میراث جنرال قاسم سلیمانی، مشارکت او در مقابلهٔ مستقیم با گروه تروریستی داعش بود. به‌ویژه در سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶، زمانی که داعش بخش‌های عظیمی از عراق و سوریه را تصرف کرده بود، سلیمانی به‌عنوان هماهنگ‌کنندهٔ اصلی نیروهای محلی و مقاومت مردمی شناخته شد.

در عراق، حضور جنرال سلیمانی در شهرهایی مانند امیریلی و مشارکت او در رساندن کمک به نیروهای محلی و کُردها نشان داد که استراتژی او بر پشتیبانی از نیروهای هم‌پیمان با هدف شکست داعش متمرکز بود؛ به‌گونه‌ای که بدون هماهنگی و راهبری وی، بسیاری از این شهرها ممکن بود سقوط کنند.

علاوه بر این، عملیات‌های مهمی مانند آزادسازی «جرف‌الـسخر» و عملیات حشدالشعبی در تکریت در عراق، نمونه‌هایی از نقش او در سازمان‌دهی و مدیریت جنگ علیه داعش بودند. نیروهایی که تحت فرماندهی سلیمانی عمل می‌کردند، اغلب نه‌فقط به‌عنوان نیروهای نظامی بلکه به‌عنوان مدافعان جوامع محلی در برابر خشونت تکفیری شناخته می‌شدند و این امر باعث تقویت همبستگی اجتماعی میان گروه‌های قومی و مذهبی مختلف شد.

در سوریه نیز، فرماندهی سلیمانی در به‌وجود آوردن ائتلاف‌هایی از نیروهای محلی مقاومت و حمایت از نیروهایی که علیه داعش می‌جنگیدند، نقش برجسته‌ای داشت و در بسیاری از تحلیل‌ها از او به‌عنوان عنصر مهم در مهار و تضعیف داعش یاد شده است.

این اقدامات، با وجود پیچیدگی‌های سیاسی و نظامی، نشان می‌دهد که جنرال قاسم سلیمانی و نیروهای تحت فرمان او در مواجهه با فساد، بی‌ثباتی و تهدیدهای خشونت‌آمیز گروه‌های تکفیری، نقش استراتژیک و انسانی در تلاش برای جلوگیری از سقوط کامل جوامع منطقه داشته‌اند؛  امری که در بسیاری از تحلیل‌های بین‌المللی نیز بر آن تأکید شده است.

  • نقش شهید سلیمانی در مقابله و خنثی‌سازی طرح‌ها و سیاست‌های آمریکایی‑اسرائیلی

اهمیت ژئوپلیتیک خاورمیانه به‌ویژه در عراق باعث شد که جنرال قاسم سلیمانی نه تنها در برابر تهدیدهای نظامی مثل داعش بلکه در مقابله با تلاش‌های اثرگذارِ قدرت‌های خارجی نیز نقش فعال داشته باشد. او کوشید تا از طریق شبکه‌های محلی و مردمی، نفوذ و حضور نظامی بیگانگان را به چالش بکشد تا امنیت و استقلال بیشتر جامعه‌های منطقه حفظ شود.

سلیمانی با بهره‌گیری از روابط عمیق با نیروهای محلی مانند حشدالشعبی، توانست سازمان‌هایی را شکل دهد که بتوانند در برابر فشارهای خارجی ایستادگی کنند و امنیت را در مناطقی که پیش‌تر بی‌ثبات بود، احیا نمایند.

این استراتژی نه تنها باعث شد که نیروهای محلی در مقایسه با حضور مستقیم خارجی‌ها مقاوم‌تر شوند، بلکه زمینه‌ساز بازگرداندن اقتدار دولت‌های منطقه‌ای و مدیریت بهتر تهدیدها نیز شد؛ امری که در عراق بارها با مشارکت نیروهای مقاومت مردمی و ارتش عراق تحقق یافت.

سردار سلیمانی همچنین بر این باور بود که امنیت منطقه باید از درون و توسط مردم آن تأمین شود، بر همین اساس شبکه‌های مقاومت او تأکید داشتند که نبرد با تروریسم و دخالت‌های خارجی باید در کنار هم و با رهبری محلی صورت گیرد تا عزت و استقلال جوامع حفظ شود.

  • نقش شهید جنرال قاسم سلیمانی در حمایت از فلسطین و انسجام امت اسلامی

در چارچوب استراتژی منطقه‌ای، جنرال قاسم سلیمانی تلاش کرد تا پیش‌برندهٔ محور مقاومت در برابر تهدیدهای فرامرزی باشد؛ محور مقاومتی که یکی از اهداف بنیادین آن حمایت از ملت فلسطین و آرمان قدس شریف بوده است. او با ایجاد ارتباطات مستحکم میان گروه‌های مقاومت در لبنان، عراق و فلسطین، به گونه‌ای عمل کرد که این نیروها نه فقط یک نیروی نظامی بلکه پشتیبان آرمان‌های ملت‌های تحت فشار در برابر تجاوزات شناخته شوند.

سلیمانی بر این باور بود که حفاظت از ملت فلسطین صرفاً یک اقدام سیاسی یا نظامی نیست، بلکه نیازمند ایجاد اتحاد و انسجام در امت اسلامی است. او با رهبری محور مقاومت توانست گروه‌هایی که پیش‌تر پراکنده و گاه متناقض عمل می‌کردند، تحت یک استراتژی مشترک متحد کند. این هماهنگی نه تنها باعث افزایش قدرت عملیاتی گروه‌های مقاومت شد، بلکه توانست پیام همبستگی و اتحاد میان کشورهای اسلامی و مردم فلسطین را تقویت کند.

یکی از اقدامات کلیدی او در این مسیر، حمایت از گروه‌های مقاومت فلسطینی از طریق آموزش، مشاوره و انتقال تجربه‌های عملیاتی بود. این حمایت‌ها موجب شد که گروه‌های مقاومت نه صرفاً به عنوان بازیگران نظامی عمل کنند، بلکه قادر باشند اهداف انسانی و سیاسی خود را نیز دنبال کنند و در برابر فشارهای خارجی و تهدیدهای اسرائیلی ایستادگی نمایند.

سلیمانی همچنین با تقویت شبکه‌های ارتباطی میان مقاومت‌های منطقه‌ای و مردمی، باعث شد که انسجام میان گروه‌های مختلف افزایش یابد و همکاری‌های مشترک در حوزه اطلاعاتی و امنیتی شکل گیرد. این هماهنگی، پایهٔ یک قدرت جمعی ایجاد کرد که توانست تاثیرگذاری محور مقاومت را در مواجهه با فشارها و تجاوزات منطقه‌ای افزایش دهد.

حضور فعال او در لبنان و عراق نشان داد که محور مقاومت نه یک نیروی یکدست و نظامی صرف، بلکه یک ساختار متحد مردمی و ایدئولوژیک است که با هدایت و حمایت او توانسته‌اند در مقابل سیاست‌ها و تهدیدهای آمریکا و اسرائیل مقاومت کنند. این انسجام موجب شد که امت اسلامی، فارغ از اختلافات قومی و مذهبی، یکپارچه و قوی‌تر عمل کند.

یکی از دستاوردهای ملموس این رهبری، تقویت روحیه مقاومت و امید میان مردم فلسطین و سایر ملت‌های تحت فشار بود. با حمایت مستقیم و غیرمستقیم سلیمانی، مردم فلسطین دیدند که یک ساختار حمایتی منطقه‌ای وجود دارد که می‌تواند از آرمان‌هایشان دفاع کند و امنیت نسبی را برای آنها به ارمغان بیاورد.

در مجموع، رهبری شهید سلیمانی در محور مقاومت نشان داد که حمایت از فلسطین و انسجام امت اسلامی یک استراتژی چندبعدی است؛ ترکیبی از قدرت نظامی، شبکه‌سازی سیاسی، تقویت روحیه و هدایت ایدئولوژیک که همه با هدف حفظ کرامت انسانی و مقاومت در برابر تجاوزات خارجی شکل گرفته است. میراث او در این زمینه همچنان الهام‌بخش گروه‌ها و مردم منطقه است و نمونه‌ای روشن از نقش رهبری اثرگذار در تحکیم وحدت اسلامی به شمار می‌رود.

جنرال قاسم سلیمانی
جنرال قاسم سلیمانی با نابودی داعش، تاثیری جهانی گذاشت
  • جمع‌بندی

جنرال قاسم سلیمانی در ششمین سالگرد شهادتش همچنان به‌عنوان نماد مقاومت، استراتژیست و مدافع کرامت انسانی در برابر خشونت تکفیری و تهدیدات فرامرزی در یادها باقی مانده است. نقش او در مبارزه با داعش، مقابله با دخالت‌های خارجی، و شکل‌دهی شبکه‌های مقاومت مردمی، بخشی از میراث تأثیرگذار او بر امنیت و ثبات خاورمیانه است.

تصور اینکه خلأ حضور او سبب تضعیف محور مقاومت شده، در میان بسیاری از استراتژیستهای منطقه‌ای رایج است؛ زیرا ساختاری که او بنا نهاد توانست جوامع تحت تهدید را در برابر خشونت‌های فراگیر محافظت کند و نقش بی‌بدیلی در حفظ امنیت انسانی ایفا نماید.

در نهایت، تحلیل واقع‌بینانهٔ نقش سلیمانی نشان می‌دهد که او نه یک چهرهٔ سادهٔ نظامی، بلکه استراتژیستی با رویکرد انسانی و اندیشهٔ مقاومت پایدار در برابر تروریسم و تهدیدهای فراگیر بود؛  میراثی که در ششمین سالگرد شهادتش همچنان موضوع بحث و بازخوانی است.

مجتبی همت

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=10599

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات