Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

جنگ با ایران

دونالد ترامپ، چهل و هفتمین رئیس‌جمهور ایالات متحده، همیشه خود را به عنوان یک برنده، یک قدرت‌طلب مطلق و تاجری معرفی کرده که با مشت‌آهنین می‌تواند جهان را آن‌طور که می‌خواهد اداره کند. از تهدیدهای تعرفه‌ای گرفته تا تحقیر رقبا با القابی زننده، همه و همه ابزارهایی بودند برای ساختن تصویری از یک «امپراطور» که هیچ‌کس یارای مقابله با او را ندارد. اما از منظر روانشناسی، این سلطه‌گری چیزی نیست جز یک سپر دفاعی ضخیم برای پوشاندن ناامنی‌ها، ترس‌ها و ضعف‌های عمیق درونی.

جدای از شخصیت کلی ترامپ، ماهیت نظام سیاسی امریکا نیز بر پایه همین سلطه‌گری ساخته شده است. سیستم سیاسی امریکا همیشه برای متحد نگه داشتن مردم و دور کردن توده مردم از اعتراضات گسترده اجتماعی، بر دشمن سازی در جهان بیرون تاکید کرده است. زمان فاشیسم دشمن بود و زمانی کمونیسم و بعد تروریسم. اکنون نیز ایران را تهدیدی جهانی می‌خوانند در حالی که ایران تاکنون آغاز کننده هیچ جنگی نبوده است. بنابراین ماهیت نظام سیاسی امریکا بر پایه قلدری برای دیگر کشورها ساخته شده است.

بر اساس چهارچوب روانشناسی رفتاری، بدترین کابوس برای یک آدم قلدر لحظه‌ای است که این سپر دفاعی در هم بشکند. لحظه‌ای که قدرت، کنترل، وجهه و قربانی خود را یکباره از دست بدهد و در مقابل چشمان حیرت‌زده جهانیان، تنها و درمانده با پوچی درون خودش روبه‌رو شود. به نظر می‌رسد که جنگ فعلی ایالات متحده با ایران، دقیقا همان چاه بی‌سر و تهی است که می‌تواند ترامپ و امریکا را در چنین وضعیتی گرفتار کند.

گزارش‌های معتبر بین‌المللی در روزهای اخیر نشان می‌دهد که ترامپ در جنگ با ایران در باتلاقی گیر افتاده که نه تنها توان کنترل آن را ندارد، بلکه نزدیک‌ترین متحدانش نیز یکی پس از دیگری از گردونه پشتیبانی او خارج می‌شوند.

  • تجربه ناتوانی مطلق

قلدرها یا سلطه گران برای حفظ تصویر خود از قدرت مطلق زندگی می‌کنند. آن‌ها از کنترل و تهدید لذت می‌برند و بدترین حالت برایشان زمانی است که در موضع ضعف و ناتوانی قرار بگیرند، به‌خصوص اگر این شکست در ملأ عام و توسط یک حریف قوی‌تر رخ دهد. درگیری با ایران دقیقا چنین تجربه‌ای را برای ترامپ رقم زده است.

ترامپ که با وعده «پایان جنگ‌های احمقانه» به قدرت رسیده بود، فکر می‌کرد با بمباران و تهدید می‌تواند ایران را ظرف چند روز به زانو درآورد. اما ایران نه تنها باج نداده، بلکه پیشنهاد آتش‌بس فرستاده شده از سوی استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ را دو بار رد کرده است. این یعنی ترامپ در یک بن‌بست تمام عیار گیر کرده است: نه می‌تواند با قدرت نظامی به هدفش یعنی تغییر رفتار ایران برسد و نه می‌تواند با دیپلماسی ایران را پای میز مذاکره بکشاند.

تحقیر وقتی دوچندان می‌شود که مقامات ایرانی با قاطعیت اعلام می‌کنند که برای آتش‌بس عجله ندارند و معتقدند این خود ترامپ است که تحت فشار سیاسی داخلی به توافق نیاز دارد، نه ایران. این وارونگی نقش، یعنی جایی که قلدر برای نجات خود التماس می‌کند، برای کسی مثل ترامپ و دولت امریکا مرگبار است. ایران حتی اعلام کرده که اگر امریکا پیروزی در جنگ را هم اعلام کند، باز هم درگیری تمام نمی‌شود و حملات ادامه می‌یابد. این یعنی حریف، ابتکار عمل را به دست گرفته و قلدر را در موضعی قرار داده که برای اولین بار در زندگی سیاسی‌اش حس درماندگی را تجربه می‌کند.

  • طرد شدن از اردوگاه خودی: انزوایی مرگبار

یکی از بدترین کابوس‌های یک شخص سلطه‌گر، طرد شدن از سوی گروه خودی و تماشاگرانی است که از او می‌ترسیدند یا حمایتش می‌کردند. سلطه‌گرها برای بقای رفتارشان به تماشاگر نیاز دارند؛ آن‌ها از واکنش‌های دیگران تغذیه می‌کنند. اما این روزها، ترامپ در حال تجربه تلخ‌ترین نوع طردشدگی است: خیانت متحدان سابق و نزدیک‌ترین یارانش.

رسانه‌های محافظه‌کار که زمانی ستون‌های وفادار به او بودند، حالا به صف مخالفان پیوسته‌اند. تاکر کارلسون، مجری پرنفوذی که زمانی از نزدیکان ترامپ شمرده می‌شد، حمله به ایران را کاملا نفرت‌انگیز و شرورانه خوانده و گفت که این تصمیم در واشنگتن گرفته نشده، بلکه بنیامین نتانیاهو آن را تحمیل کرده است. مگان کلی، دیگر چهره سرشناس، با صراحت گفت که هیچ‌کس نباید برای یک کشور خارجی بمیرد و افزود که سربازان امریکایی نه برای ایالات متحده، که برای اسرائیل یا ایران جان خود را از دست داده‌اند .

اما شاید تلخ‌ترین خنجر از جایی وارد شد که انتظارش نمی‌رفت. جو روگان، پادکستری که با ۲۱ میلیون دنبال‌کننده نقش کلیدی در پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ داشت، اکنون آشکارا او را به خیانت به طرفدارانش متهم کرده است. روگان گفت که ترامپ با شعار نه به جنگ‌های احمقانه رای آورد، اما اکنون در جنگی گرفتار شده که حتی نمی‌تواند دلیل واضحی برای آن ارائه کند. مارجوری تیلور گرین، یکی از تندروترین متحدانش در کنگره، نیز از او فاصله گرفته و گفته:«ما رای دادیم برای امریکا اول، نه اسرائیل اول».

این حجم از انتقاد از درون اردوگاه خودی، برای ترامپ نه فقط یک شکست سیاسی، که یک فروپاشی روانی است. او که تصویر رهبر بلامنازع را یدک می‌کشید، حالا در برابر چشمان جهانیان می‌بیند که نزدیک‌ترین یارانش، او را یک دروغگو و خائن به آرمان‌هایش خطاب می‌کنند.

  • روبرو شدن با خود واقعی: فروپاشی نقاب قدرت

در عمق وجود بسیاری از سلطه‌گران، کودکی آزاردیده یا شخصیتی ترسو و تحقیرشده خوابیده است. آن‌ها با قلدری کردن، این خود ضعیف را پنهان می‌کنند. اما وقتی فشار بیرون بیش از حد شود، این نقاب فرو می‌ریزد و آن‌ها ناگهان خود را در برابر تصویر واقعی‌شان می‌بینند: تصویر یک انسان سرگردان، ترسو و تنها.

در نسبت با نظام سیاسی امریکا نیز اینگونه است که این دولت تمام ضعف‌های خود را با تصویرسازی‌های هالیوودی پوشش می‌دهد و با نشان دادن کشور امریکا به عنوان ابر قدرتی که جهان را از دست موجودات فضایی یا تهدیدات گسترده نجات می‌دهد، سعی در القای حس قدرت دارد. اما اگر امریکا در جنگ با ایران شکست بخورد تمام این تصویرسازی‌ها نابود خواهد شد و مردم امریکا با حقیقت وجودی دولت‌شان رو به رو خواهند شد.

گزارش‌ها از کاخ سفید نیز حاکی از آن است که ترامپ در حبابی از اطرافیان چاپلوس محاصره شده که فقط به غرورش دامن می‌زنند، نه اینکه واقعیت تلخ میدان جنگ را به او بگویند. پرسش‌ها درباره وضعیت ذهنی او در رسانه‌ها و حتی از سوی سناتورهایی مثل تیم کین، که او را از نظر ذهنی ناتوان خوانده، نشانه آشفتگی عمیق در ساختار تصمیم‌گیری اوست .

  • از دست دادن قربانی: ایران مستقل

یکی از وحشتناک‌ترین لحظات برای یک سلطه‌گر وقتی است که قربانی‌اش را هم از دست بدهد. وقتی قربانی آن‌چنان قوی و مستقل شود که دیگر نه تنها به قلدر نیاز نداشته باشد، بلکه برایش کاملا بی‌اهمیت شود. ترامپ فکر می‌کرد با ترور فرماندهان و بمباران می‌تواند اراده ملت ایران را در هم بشکند. اما نتیجه دقیقا برعکس بود.

انتخاب رهبر جدید در ایران، آن هم با پیام روشن استقلال و مقاومت، بزرگ‌ترین سیلی به صورت ترامپ بود. این رویداد به جهان مخابره کرد که جمهوری اسلامی ایران حتی در اوج فشارهای نظامی و اقتصادی، بر اساس اراده مستقل ملتش عمل می‌کند، نه بر اساس خواست کاخ سفید. رسانه‌های ایرانی با قاطعیت اعلام کردند که برای مذاکره تحت فشار عجله ندارند و این امریکاست که در باتلاق گرفتار شده است.

جنگ با ایران
پیدا کردن راه آبرومندانه خروج از جنگ با ایران، به کابوسی برای ترامپ تبدیل شده است
  • جنگ با ایران؛ چاه بی‌سر و ته

دونالد ترامپ امروز در عمیق‌ترین بحران دوران ریاست‌جمهوری خود گرفتار شده است. جنگ با ایران که با هدف نمایش قدرت آغاز شد، اکنون به چاهی بی‌سر و ته تبدیل شده که او را با تمام کابوس‌های درونی‌اش روبه‌رو کرده است.

او نه تنها قدرت مانور و کنترل خود را از دست داده، بلکه نزدیک‌ترین متحدانش نیز او را ترک کرده‌اند. نقاب قدرت مطلق که سال‌ها با زورگویی و تهدید از آن محافظت می‌کرد، در برابر چشمان جهانیان فرو ریخته و چهره واقعی او یعنی یک رئیس‌جمهور سرگردان، تنها و درمانده را نمایان ساخته است.

از منظر روانشناسی، بدترین اتفاق ممکن برای یک آدم سلطه‌گر همین است: تجربه همزمان ناتوانی، طردشدگی، فروپاشی درون و از دست دادن قربانی. جنگ با ایران برای ترامپ نه فقط یک شکست نظامی یا سیاسی، که یک شکست روانی تمام عیار است. او در این چاه بی‌سر و ته، نه با دشمن بیرونی، که با زشت‌ترین تصویر ممکن از خودش روبه‌رو شده است: یک خودکامه تنها که فریادهایش در سکوت مرگبار تنهایی‌اش بی‌پاسخ مانده است.

حکیم تاجیک

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11365

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات