Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

شهادت رهبر ایران آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در جریان تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، نه تنها نقطه عطفی در تاریخ پرماجرای خاورمیانه رقم زد، بلکه همه معادلات و برآوردهای پیشین اتاق‌های فکر واشنگتن و تل‌آویو را درهم کوبید.

این مقاله با هدف تبیین ابعاد این اشتباه محاسباتی فاحش و ترسیم چشم‌انداز پیروزی‌های راهبردی ایران، به واکاوی سه محور اصلی می‌پردازد: نخست، فروپاشی توهم «تجاوز سریع و مغلوب‌سازی» از رهگذر اشتباهات آمریکا و اسرائیل؛ دوم، جایگاه رهبر شهید به مثابه نماد وحدت و عنصر افول‌بخش عمر این دو بازیگر؛ و سوم، قدرت موشکی طغیانگر ایران که ظرف یک هفته، چهره واقعی «مغلوب» و «پیروز» را در میدان عمل نمایان ساخت.

  • اشتباهات راهبردی و تجاوزات مذبوحانه آمریکا و اسرائیل؛ از توهم «تسلیم» تا واقعیت «مقاومت»

حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، آخرین تیر ترکش استراتژی شکست‌خورده «فشار حداکثری» بود. طراحان این جنگِ تحمیلی، با ارتکاب یک سلسله محاسبات اشتباه زنجیره‌ای، گمان می‌کردند که با حذف فیزیکی فرماندهی معظم کل قوا، می‌توانند ساختار سیاسی و امنیتی ایران را در چند روز به لرزه درآورند و آن را وادار به تسلیم یا تجزیه کنند. برآورد اولیه آنان، برآمده از توهمی دیرینه بود که تصور می‌کرد ایرانِ پساخامنه‌ای، همچون افغانستان پس از تهاجم یا عراق پس از صدام، دچار فروپاشی نهادی و هرج‌ومرج خواهد شد.

اما واقعیت میدان، چیزی جز ضد این روایت نبود. اولاً، دشمنان از درک عمق «ملی‌گرایی دینی» و پیوستگی ناگسستنی میان ملت و ساختار انقلابی عاجز ماندند. تجربه نشان داد که شهادت رهبر، نه فقط خلأیی ایجاد نکرد، بلکه به عنصری برای انسجام تمامی ارکان قدرت تبدیل شد. ثانیاً، تحلیلگران غربی از ظرفیت شگرف «نظام انقلابی» برای خودتنظیمی و مدیریت بحران در غیاب رهبر فقید غافل بودند. شورای رهبری و نهادهای ذی‌ربط در کوتاه‌ترین زمان ممکن فعال شده و انسجام داخلی را حفظ کردند. ثالثاً و مهم‌تر از همه، اشتباه راهبردی در تخمین قدرت پاسخگویی ایران بود.

آن‌ها فکر می‌کردند با تخریب زیرساخت‌های نظامی، توان موشکی ایران از کار می‌افتد، اما عملیات‌های تلافی‌جویانه ایران علیه پایگاه‌های آمریکایی در منطقه و خاک اشغالی، نه تنها متوقف نشد، که با شدت و دقتی بی‌سابقه ادامه یافت و به باور تحلیلگران، بخش مهمی از رادارهای پیشرفته آمریکا را منهدم کرد. بدین ترتیب، ائتلاف متجاوز در دامی افتاد که خود طراحی کرده بود: جنگی که برای چند روز برنامه‌ریزی شده بود، وارد هفته دوم شد و به یک باتلاق تمام‌عیار تبدیل گردید.

  • جایگاه رهبر شهید در افول امپراتوری آمریکا و رژیم صهیونیستی

در نگاه اول، شهادت رهبر، ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر به نظر می‌رسد. اما در منطق جهاد و مقاومت، شهادت نه یک پایان، بلکه آغازی دوباره و دمیدن روحی تازه در کالبد یک ملت است. حماقت آمریکا و اسرائیل در ترور آیت‌الله خامنه‌ای، دقیقاً در همین نکته نهفته بود: آن‌ها گمان کردند با حذف یک فرد، می‌توانند یک مکتب و یک امت را به زانو درآورند.

این ترور، چنان که تحلیلگران بین‌المللی نیز اذعان دارند، از منظر دینی و ملی برای ایرانیان و شیعیان جهان، به مثابه «شهادت در راه اسلام» و در مسیر مبارزه با «دشمن کافر» تعبیر شد. این روایت، نه تنها سبب طرد طیف‌های مختلف جامعه از اقدام دشمن شد، بلکه میلیون‌ها نفر را حول محور «دفاع از میهن و ارزش‌ها» متحد ساخت.

اینک این رویداد، به نقطه عطفی در وارونه‌سازی معادله قدرت تبدیل شده است. تحلیلگران آگاه بر این باورند که شهادت رهبر ایران، اگرچه ضایعه‌ای عظیم بود، اما در نهایت به پیروزی استراتژیک ایران و آغاز شمارش معکوس برای عمر امپراتوری دروغین آمریکا و هستی نامشروع رژیم صهیونیستی منجر شده است. زیرا این حماقت، نشان داد که واشنگتن و تل‌آویو دیگر توان مقابله با قدرت نرم و سخت جمهوری اسلامی را از طریق راه‌کارهای معمول ندارند و به ابزار «ترور» پناه آورده‌اند.

از سوی دیگر، موج جدیدی از تنفر و انزجار نسبت به غرب در منطقه ایجاد گردید که به سود جبهه مقاومت تمام شد. در واقع، آمریکا و اسرائیل با این اقدام، زمینه را برای فروپاشی ائتلاف‌های منطقه‌ای خود فراهم ساختند. این چنین بود که «عمر امپراتوری آمریکا و هستی رژیم صهیونیستی» در اثر یک اشتباه فاحش و ناشی از حماقت، به نابودی نزدیک‌تر شده است.

  • طغیان بی‌امان موشک‌های ایرانی؛ تحقیر و مغلوب‌سازی آمریکا و اسرائیل

اگر روایت رسمی پنتاگون از این جنگ را مبنا قرار دهیم، باید شاهد پیروزی سریع و قاطع ائتلاف غرب می‌بودیم. اما آنچه در میدان عمل رخ داد، روایتی کاملاً متفاوت را به تصویر کشید. ایران در عرض یک هفته، با طغیان بی‌امان موشک‌ها، نه تنها کل خاورمیانه، بلکه ابرقدرت آمریکا و رژیم اسرائیل را در موقعیتی بی‌سابقه از تحقیر و مغلوب‌سازی قرار داده است. طغیان موشک‌های ایرانی، جلوه‌ای از «قدرت متکی بر خود» است که با سرنگونی طیاره‌های متجاوز و انهدام اهداف راهبردی، خواب‌های آشفته دشمنان را تعبیر کرده است.

چنانچه نیروی دریایی آمریکا ضربات مهلکی را متحمل شده و ناوگان جنگی آن در منطقه تلفات داده است. پایگاه‌های هوایی و مراکز فرماندهی در کشورهای حاشیه خلیج فارس که میزبان نیروهای آمریکایی بودند، زیر آتش موشک‌های ایرانی قرار گرفتند. رژیم صهیونیستی نیز که خود را پشت گنبدهای آهنین و پیمان‌های امنیتی مصون می‌پنداشت، با شلیک صدها فروند موشک و پهپاد، طعم واقعی آتش مقاومت را چشید و در نخستین ساعات، تلفات سنگینی را متحمل شد.

به فاصله کوتاهی، تنگه هرمز، این شاهرگ حیاتی اقتصاد جهان، به روی کشتی‌های تجاری بسته شد و قیمت نفت را ظرف ۱۰ روز بیش از ۴۰ درصد جهش داد و زنجیره تأمین انرژی جهانی را با بحرانی عمیق مواجه ساخت. بدین ترتیب، ایران نه در یک نبرد محدود، بلکه در یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی و نظامی، دشمن را وادار به عقب‌نشینی و بازبینی تمام محاسبات خود کرد و طعم تلخ شکست را به متجاوزان، چکاند.

شهادت رهبر
تحولات پس از شهادت رهبر ایران و قدرت موشکی این کشور، امریکا و اسرائیل و جهان را مبهوت کرد
  • جمع‌بندی

آنچه در یک ماه جنگ تحمیلی علیه ایران رخ داد، فراتر از یک پیروزی تاکتیکی بود. ایران با اتکا به سه مؤلفه اصلی، به پیروزی استراتژیک عمیقی دست یافت: اولاً، با حفظ انسجام داخلی در شرایط بحرانی و تبدیل تهدید به فرصت، نشان داد که نظام انقلابی از تاب‌آوری و پویایی بی‌مانندی برخوردار است.

ثانیاً، با نمایش قدرت بازدارندگی مؤثر از طریق موشک‌های دقیق و پاسخ‌های کوبنده، معادله هزینه-فایده را برای متجاوزان به کلی تغییر داد و به جهانیان ثابت کرد که دیگر دوران «ضربه بزن و فرار کن» به سر آمده است. ثالثاً، با مدیریت هوشمندانه بحران در حوزه انرژی و اقتصاد، عمق راهبردی خود را در معادلات جهانی به رخ کشید و شکاف‌هایی را در ائتلاف غرب ایجاد کرد.

اینک، آمریکا خود را در برابر واقعیتی تلخ می‌یابد: جنگی که برای کسب یک «پیروزی سریع» آغاز شد، به باتلاقی تبدیل شده است که هزینه‌های آن هر ساعت افزایش می‌یابد. واشنگتن که ذخایر مهمات خود را در نخستین روزها تقریباً به پایان برده و قادر به تأمین امنیت دارایی‌های خود در منطقه نیست، به شدت به دنبال راهی برای خروج شرافتمندانه و اعلام «پیروزی» به افکار عمومی جهان است.

در این میان، رژیم صهیونیستی نیز که خود را طعمه حریق موشک‌های ایرانی می‌بیند، بیش از هر زمان دیگری به انزوای استراتژیک و افول نزدیک شده است. ایران، اگرچه در غم از دست دادن رهبر خود سوگوار است، اما از منظر استراتژیک و عمق راهبردی، بی‌تردید پیروز میدان است و دشمنان او اکنون در گردابی از تحقیر و مغلوب‌سازی دست و پا می‌زنند.

مسلم اخلاقی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11320

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات