Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

 ریشه‌های همدلی افغانستان با ایران در جنگ بزرگ

در لحظه‌هایی که تنش‌های نظامی در خاورمیانه بالا می‌گیرد، پژواک آن تنها به مرزهای درگیری محدود نمی‌ماند. افغانستان کشوری که خود دو دهه جنگ مستقیم با ایالات متحده را تجربه کرده، به‌طور طبیعی تحولات مربوط به ایران و حضور نظامی آمریکا در منطقه را با حساسیت دنبال می‌کند. رسانه‌های افغانستان، فعالان سیاسی، روحانیون و حتی کاربران شبکه‌های اجتماعی، این تحولات را نه صرفاً به‌عنوان یک بحران خارجی، بلکه به‌مثابه بازتابی از تجربه تاریخی خود می‌بینند.

پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در سال ۲۰۲۱ ـ رویدادی که توسط رسانه‌هایی چون نیویورک تایمز به‌عنوان نقطه عطفی در سیاست خارجی آمریکا توصیف شد، نگاه جامعه افغانستان نسبت به نقش آمریکا در منطقه تغییر کرد. این تغییر نگاه، در بستر تنش‌های اخیر ایران و اسرائیل و آمریکا و به خصوص جنگ حوت 1404 دوباره فعال شده است.

در چنین فضایی، چهره‌های سیاسی، مذهبی و فعالان عرصه‌های مختلف افغانستانی، حمایت یا همدلی خود را با ایران اعلام کرده‌اند. این حمایت‌ها و همدلی افغانستان با ایران، در طیف‌های مختلفی قرار می‌گیرد؛ از حمایت ایدئولوژیک گرفته تا مواضع انتقادی نسبت به سیاست‌های واشینگتن.

  • پیوندهای تاریخی و حافظه مشترک: چرا همدلی افغانستان با ایران شکل می‌گیرد؟

روابط ایران و افغانستان را نمی‌توان در قالب یک همسایگی جغرافیایی ساده خلاصه کرد؛ این رابطه ریشه در لایه‌های عمیق تاریخی، زبانی و تمدنی دارد که قرن‌ها پیش از شکل‌گیری مرزهای مدرن شکل گرفته است. بخش بزرگی از میراث ادبی فارسی، که امروز در هرات، کابل، مشهد و تهران به یک اندازه خوانده می‌شود، نشان می‌دهد که حوزه فرهنگی دو کشور برای قرن‌ها یک فضای پیوسته بوده است.

هرات در دوره تیموریان یکی از مراکز مهم فرهنگ ایرانی–خراسانی به‌شمار می‌رفت و این حافظه تاریخی هنوز در روایت‌های فرهنگی دو جامعه زنده است. چنین پیشینه‌ای باعث می‌شود که تحولات سیاسی امروز، در ذهن مردم افغانستان، نه رویدادی در یک «کشور دیگر»، بلکه رخدادی در امتداد یک فضای فرهنگی مشترک تلقی شود.

در چهار دهه گذشته، موج‌های گسترده مهاجرت افغان‌ها به ایران این پیوند تاریخی را به یک تجربه زیسته روزمره تبدیل کرده است. بر اساس گزارش‌های کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR)، ایران یکی از بزرگ‌ترین میزبانان پناهجویان افغان در جهان بوده است .

حضور میلیون‌ها افغان در شهرهای ایران، از مشهد تا تهران و اصفهان، شبکه‌ای از روابط خانوادگی، اقتصادی و آموزشی ایجاد کرده که فراتر از سیاست‌های رسمی دولت‌ها عمل می‌کند. وقتی یک بحران منطقه‌ای رخ می‌دهد، این شبکه انسانی به‌طور طبیعی واکنش نشان می‌دهد، زیرا بخشی از خانواده‌ها و خویشاوندان در دو سوی مرز زندگی می‌کنند.

این تماس انسانی گسترده، نوعی آشنایی متقابل و حتی هم‌سرنوشتی اجتماعی ایجاد کرده است. بسیاری از خانواده‌های افغان تجربه کار در کارخانه‌ها، دانشگاه‌ها یا بازارهای ایران را داشته‌اند؛ فرزندانشان در مدارس ایرانی تحصیل کرده‌اند و خاطره مشترکی از زندگی شهری، رسانه‌ها و حتی فرهنگ عامه شکل گرفته است. این تجربه مشترک باعث می‌شود که تحولات سیاسی ایران، برای آنان صرفاً یک تیتر خبری خارجی نباشد، بلکه موضوعی شخصی و ملموس باشد. در چنین شرایطی، همدلی افغانستان با ایران می‌تواند از سطح تحلیل سیاسی فراتر رود و رنگ عاطفی پیدا کند.

افزون بر آن، تعاملات اقتصادی میان دو کشور از صادرات انرژی و کالا گرفته تا تجارت مرزی در ولایت‌های غربی افغانستان نوعی وابستگی متقابل ایجاد کرده است. اقتصادهای همسایه، به‌ویژه در مناطق مرزی، اغلب به هم گره می‌خورند؛ بنابراین بی‌ثباتی در یک سوی مرز، به‌سرعت در سوی دیگر احساس می‌شود. این وابستگی اقتصادی، حتی اگر نابرابر یا پرچالش باشد، نوعی حساسیت مشترک نسبت به تحولات سیاسی ایجاد می‌کند.

در نهایت، باید به عنصر «حافظه جمعی» توجه کرد؛ مفهومی که جامعه‌شناسان آن را به‌عنوان ذخیره‌ای از تجربه‌های تاریخی مشترک تعریف می‌کنند. جنگ، مهاجرت، تحریم، و بی‌ثباتی منطقه‌ای در هر دو کشور تجربه شده است. این اشتراک در تجربه‌های دشوار، نوعی درک متقابل ایجاد می‌کند که در بزنگاه‌های سیاسی فعال می‌شود. همدلی افغانستان با ایران در چنین بستری صرفاً محصول تبلیغات یا مواضع رسمی نیست؛ بلکه ریشه در تاریخ طولانی تماس، زیست مشترک و روایت‌های به‌هم‌تنیده دو ملت دارد.

  • خاطره حضور نظامی آمریکا: زخمی که هنوز تازه است

بیست سال حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان تنها یک مأموریت امنیتی نبود؛ این حضور به تجربه‌ای ساختاری بدل شد که سیاست، اقتصاد و روان جمعی کشور را شکل داد. پروژه پژوهشی «Costs of War»  در دانشگاه براون برآورد کرده است که جنگ افغانستان یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های تاریخ آمریکا بوده و صدها هزار کشته مستقیم و غیرمستقیم در پی داشته است؛ آماری که ابعاد انسانی جنگ را فراتر از روایت‌های رسمی نشان می‌دهد.

چنین ارقامی برای جامعه‌ای که بخش بزرگی از آن جوانان متولد دوران جنگ‌اند، صرفاً داده‌های آماری نیست؛ بخشی از حافظه خانوادگی و روزمره است.

گزارش‌های تحقیقی متعدد نیز تصویر پیچیده‌تری از این حضور ارائه داده‌اند. برای نمونه، مجموعه «The Afghanistan Papers»  که توسط واشنگتن پست منتشر شد، نشان داد بسیاری از مقام‌های آمریکایی در سال‌های جنگ به‌صورت خصوصی نسبت به پیشرفت مأموریت تردید داشته‌اند، در حالی که روایت عمومی خوش‌بینانه‌تری ارائه می‌شد.

این افشاگری‌ها در میان افغان‌ها این احساس را تقویت کرد که سرنوشت کشورشان در چارچوب محاسبات ژئوپلیتیک قدرت‌های بزرگ تعریف شده، نه صرفاً بر مبنای منافع مردم افغانستان.

در سطح میدانی، تجربه بمباران‌های هوایی، عملیات‌های شبانه و جنایت‌های مرگبار نظامی نیز بر این حافظه افزوده شد. نمونه‌ای که بازتاب جهانی یافت، حمله پهپادی اوت ۲۰۲۱ در کابل بود که ابتدا به‌عنوان حمله علیه داعش معرفی شد، اما بعداً پنتاگون اذعان کرد که منجر به کشته شدن غیرنظامیان، از جمله کودکان، شده است. چنین رویدادهایی در حافظه عمومی به‌عنوان نمادهای بی‌اعتمادی و رنج باقی مانده‌اند.

خروج آشفته نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ نیز به این زخم تاریخی بعدی تازه افزود. تصاویر فرودگاه کابل و سقوط سریع دولت پیشین، به‌گزارش بی‌بی‌سی و دیگر رسانه‌ها، نه‌تنها یک تحول سیاسی بلکه یک شوک روانی برای جامعه افغانستان بود. بسیاری از افغان‌ها این رویداد را نشانه‌ای از شکنندگی تعهدات بین‌المللی و بی‌ثباتی سیاست خارجی آمریکا تلقی کردند.

در چنین بستری، هنگامی که ایران خود را در برابر فشارهای واشینگتن قرار می‌دهد، جریان‌های افغانستانی این تقابل را در چارچوب «مقاومت در برابر مداخله خارجی» تفسیر می‌کنند. این برداشت یکدست و فراگیر نیست؛ افغانستان جامعه‌ای متکثر با دیدگاه‌های گوناگون است. اما در میان گروه‌هایی که نگاه انتقادی به سیاست خارجی آمریکا دارند، نوعی هم‌ذات‌پنداری سیاسی شکل می‌گیرد نه الزاماً به معنای همسویی کامل با سیاست‌های تهران، بلکه به‌عنوان بازتابی از تجربه تاریخی مشترک با قدرتی که دو دهه در سرنوشت کشورشان نقش مستقیم داشته است.

  • اقتدار اسلامی و سیاست نمادها: بازتاب گفتمان مقاومت در ذهنیت افغانستانی

جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته «مقاومت» در برابر اسرائیل و ایالات متحده را به یکی از ستون‌های اصلی سیاست خارجی خود تبدیل کرده است. این مفهوم در ادبیات رسمی تهران نه‌تنها به معنای بازدارندگی نظامی، بلکه به‌عنوان ایستادگی در برابر تحریم‌های اقتصادی و فشارهای سیاسی تعریف می‌شود. در تحلیل‌های بین‌المللی نیز بارها اشاره شده که ایران تلاش کرده خود را به‌عنوان بازیگری معرفی کند که در برابر نظم تحت رهبری آمریکا عقب‌نشینی نمی‌کند. همین چارچوب مفهومی، چه از منظر موافقان و چه منتقدان، در رسانه‌های منطقه‌ای بازتاب گسترده‌ای داشته و به بخشی از تصویر جهانی ایران بدل شده است.

در افغانستان، این تصویر در میان برخی جریان‌های مذهبی و سیاسی با مفهوم «اقتدار اسلامی» پیوند می‌خورد. برای این طیف‌ها، مهم‌تر از جزئیات سیاست‌های تهران، اصل ایستادگی یک دولت مسلمان در برابر قدرت‌های غربی است. آنان این تقابل را نوعی حفظ استقلال و کرامت سیاسی می‌دانند؛ حتی اگر با تمام سیاست‌های داخلی یا منطقه‌ای ایران موافق نباشند. در این نگاه، نماد بودن اهمیت بیشتری از هم‌سویی کامل دارد.

این برداشت ریشه در تجربه تاریخی گسترده‌تری نیز دارد. افغانستان در طول تاریخ مدرن خود بارها میدان رقابت قدرت‌های خارجی بوده است. از همین رو، هر الگویی که «استقلال در برابر فشار خارجی» را نمایش دهد، می‌تواند در بخشی از جامعه جذابیت پیدا کند. مقاومت، در این چارچوب، صرفاً یک تاکتیک سیاسی نیست؛ بلکه تبدیل به یک سرمایه نمادین می‌شود که بار هویتی دارد.

در فضای فکری برخی فعالان افغانستانی، تقابل ایران با اسرائیل و آمریکا به‌عنوان بخشی از یک روایت بزرگ‌تر دیده می‌شود؛ روایتی درباره جهان اسلام و نسبت آن با قدرت‌های غربی. این چارچوب تحلیلی بیش از آنکه بر محاسبات ژئوپلیتیک تمرکز کند، بر مفاهیمی مانند عزت، استقلال و شأن سیاسی تأکید دارد. به بیان دیگر، مسئله اصلی «چه کسی قدرتمندتر است» نیست، بلکه «چه کسی در برابر فشار سر خم نمی‌کند» است.

  • جمع‌بندی: هم‌صدایی افغانستان با ایران که از دل تاریخ و درد مشترک می‌آید

همدلی افغانستان با ایران و حمایت شخصیت‌ها و جریان‌های افغانستانی از ایران در بستر تنش‌های منطقه‌ای اخیر را نمی‌توان صرفاً یک اتحاد سیاسی ساده دانست. این پدیده ریشه در حافظه تاریخی، تجربه جنگ، پیوندهای فرهنگی و واکنش به سیاست‌های ایالات متحده دارد.

این هم‌صدایی بیشتر بازتاب نوعی نگاه انتقادی به نظم بین‌المللی و تجربه مداخلات خارجی است تا پذیرش بی‌قید و شرط سیاست‌های تهران. افغانستان کشوری متکثر است؛ دیدگاه‌ها درباره ایران، آمریکا و اسرائیل در آن طیفی و متنوع است.

اما آنچه روشن است، این است که هر بار تنش‌های منطقه‌ای بالا می‌گیرد، خاطره جنگ در افغانستان نیز دوباره فعال می‌شود. در سیاست بین‌الملل، حافظه تاریخی همان‌قدر قدرت دارد که موشک‌ها؛ و گاهی حتی ماندگارتر.

همدلی افغانستان با ایران
همدلی افغانستان با ایران در جنگ با امریکا، ریشه تاریخی و فرهنگی دارد. هر دو ملت تجربه مداخلات خارجی را دارند.

مجتبی همت

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11166

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات