تاریکی پایدار
در دل کوهستانهای سربهفلککشیده افغانستان، جایی که رودخانههای خروشان و خورشید سوزان، پتانسیل عظیمی برای تولید انرژی نهفته دارند، مردم این سرزمین سالهاست که در تاریکی به سر میبرند. بیبرقی نه تنها یک مشکل فنی، بلکه یک زخم عمیق اجتماعی و اقتصادی است که زندگی میلیونها افغان را تحت تاثیر قرار داده است.
از زمان سقوط جمهوریت و روی کار آمدن طالبان در سال ۲۰۲۱، وعدههای زیادی برای تحول در زیرساختها داده شده، اما رویدادهای اخیر مانند آسیب شدید خط انتقال برق وارداتی از ازبکستان در مسیر پلخمری-کابل، که منجر به خاموشی گسترده در ولایتهای مرکزی و شرقی شده، نشاندهنده عمق این بحران است.
بارش سنگین برف و مسدود شدن شاهراه سالنگ، تیمهای فنی را از دسترسی به محل آسیبدیده بازداشته و این واقعه بار دیگر وابستگی شدید افغانستان به کشورهای همسایه را برجسته کرده است. در حالی که حکومتهای گذشته به دلیل وابستگی به کمکهای خارجی، فرصتهای خودکفایی را از دست دادند، طالبان با دستاوردهای اقتصادی خود، مانند افزایش صادرات و پروژههای عمرانی، امیدهایی را برانگیختهاند. اما آیا طالبان با دستاوردهای اقتصادی خود میتوانند به وعده خودکفایی در تولید برق عمل کنند و افغانستان را از وابستگی نجات دهند؟
دستاوردهای اقتصادی طالبان؛ پایهای برای تحول در بخش انرژی
حکومت طالبان، پس از نزدیک به پنج سال حاکمیت، دستاوردهای قابل توجهی در حوزه اقتصاد به ثبت رسانده که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. از افزایش صادرات مواد معدنی و زراعتی تا کنترل تورم و بهبود امنیت داخلی، طالبان توانسته پایههای یک اقتصاد پایدارتر را بنا نهد. برای مثال، بانک جهانی در گزارش اخیر خود پیشبینی کرده که ممکن است رشد اقتصادی افغانستان در سال پیشرو به ۴.۳ درصد برسد، که این رقم نسبت به سالهای پیشین بهبود چشمگیری نشان میدهد. پروژههایی مانند کانال قوشتپه، که با بودجه داخلی اجرا شده و هزاران شغل ایجاد کرده، نمونهای از تمرکز طالبان بر خودکفایی است.
در بخش انرژی نیز، طالبان گامهایی برداشته که نویدبخش است. شرکت برشنا، تحت مدیریت طالبان، از آغاز چندین پروژه مهم برقرسانی خبر داده، از جمله تولید ۳۴ مگاوات برق خورشیدی در پارک صنایع سبز کابل و امضای قرارداد تولید ۱۰ هزار مگاوات برق با ارزش ۱۰ میلیارد دالر. همچنین، در هرات، چهار پروژه بزرگ تولید برق به ارزش ۳.۹۸ میلیارد افغانی آغاز شده و پنج پروژه دیگر به بهرهبرداری رسیده است.
این اقدامات، که بخشی از برنامه راهبردی سهساله برای تولید ۵ هزار مگاوات برق تجدیدپذیر است، نشاندهنده اراده طالبان برای کاهش وابستگی میباشد. با این حال، در حوزه خودکفایی برق، نیاز به توجه جدیتر احساس میشود. زیرا افغانستان سالانه میلیونها دالر برای واردات برق هزینه میکند، در حالی که پتانسیل تولید بیش از ۳۱۸ گیگاوات از منابع تجدیدپذیر مانند خورشید، باد و آب را دارد.
طالبان ادعا کرده که در آینده نزدیک، افغانستان نه تنها از واردات بینیاز خواهد شد، بلکه برق صادر خواهد کرد. اما چالشهای فنی و مالی، مانند کمبود سرمایهگذاری خارجی به دلیل تحریمها، این مسیر را دشوار کرده است. قراردادهای اخیر با کشورهای همسایه، مانند تمدید واردات از ترکمنستان و توافق با ازبکستان برای سال ۲۰۲۶، نشاندهنده این است که خودکفایی هنوز دور از دسترس است.
اگر طالبان بتواند دستاوردهای اقتصادی خود را به بخش انرژی تسری دهد، میتواند کارخانههای تعطیلشده را احیا کند و هزاران شغل ایجاد نماید. اما بدون سرمایهگذاری جدی در زیرساختها، این دستاوردها ناپایدار خواهند ماند. در این میان، پروژههای خورشیدی مانند صحرای عظیم برق خورشیدی در هرات، میتواند الگویی برای تحول باشد. این پروژهها نه تنها انرژی پاک تولید میکنند، بلکه با ایجاد اشتغال محلی، به پویایی اقتصاد کمک میرسانند. طالبان باید اولویتبندی کند و بودجه بیشتری به این بخش اختصاص دهد تا از تکرار بحرانهایی مانند خاموشی کنونی جلوگیری شود.
میراث وابستگی؛ ناکارآمدی حکومتهای گذشته و پتانسیلهای ناشناخته افغانستان
حکومتهای گذشته افغانستان، به ویژه در دوران جمهوریت، در بخش خودکفایی کشور ناکارآمد عمل کردند. وابستگی شدید به ایالات متحده آمریکا، که بیش از ۲۰ سال کمکهای مالی و نظامی فراهم میکرد، مانع از سرمایهگذاری واقعی در زیرساختها شد. آمریکا، با سیاستهای خود، تلاش داشت افغانستان را به عنوان یک کشور وابسته و ضعیف نگه دارد تا نفوذ خود را حفظ کند. در نتیجه، پروژههای نمایشی مانند چند بند کوچک اجرا شد، اما هیچ برنامه جامعی برای بهرهبرداری از پتانسیلهای داخلی وجود نداشت.
طبق آمار، افغانستان تنها ۲۵۰ مگاوات برق تولید میکند، در حالی که نیاز کلی حدود ۱۵۰۰ مگاوات است و ۸۰۰ مگاوات از کشورهای همسایه وارد میشود. حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد برق از ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ایران تامین میشود، که این وابستگی نه تنها اقتصادی، بلکه امنیتی نیز هست. چنانچه کاهش واردات از ایران به دلیل بحرانهای داخلی آن کشور، و آسیبهای اخیر خطوط انتقال از اوزبکستان، نمونههایی از چالشهای این وابستگی استند.
فرصتهای موجود برای خودکفایی در تولید برق، با توجه به ظرفیتهای طبیعی افغانستان، فراوان است. رودخانههای پرآب مانند آمودریا و هلمند، پتانسیل تولید هیدروالکتریک عظیمی دارند. همچنین، مناطق بادخیز شمال و خورشید فراوان جنوب، امکان تولید انرژی تجدیدپذیر را فراهم میکند. برآوردها نشان میدهد که افغانستان میتواند بیش از ۳۱۸ گیگاوات برق از این منابع تولید کند، که این رقم چندین برابر نیاز داخلی است.
چالشها اما کم نیستند: کمبود تکنالوژی، سرمایه و نیروی متخصص، همراه با ناامنی در برخی مناطق، مانع پیشرفت شده است. طالبان، با کنترل کامل کشور، فرصت دارد این چالشها را برطرف کند. برای مثال، قراردادهای اخیر با شرکتهای داخلی و خارجی برای ۱۰ پروژه تولید برق به ارزش بیش از ۲۹۲ میلیون دالر، گامی مثبت است. اما نیاز به همکاری بینالمللی بدون وابستگی وجود دارد.
اگر حکومتهای گذشته فرصتها را از دست دادند، طالبان میتواند با تمرکز بر انرژیهای تجدیدپذیر، اقتصاد را متحول کند. «برق، اقتصاد را پویا میکند»؛ این شعار میتواند به واقعیت تبدیل شود اگر چالشهای مالی و فنی مدیریت شوند. موجودیت برق پایدار، کارخانهها را احیا میکند، تولیدات صنعتی را افزایش میدهد و زمینه اشتغال برای هزاران تن را فراهم میسازد. اما بدون برنامهریزی بلندمدت، این پتانسیلها ناشناخته باقی خواهند ماند.

فریاد از دل تاریکی؛ افغانها و مطالبهی برحق روشنایی
اگر از مردم کوچه و بازار بپرسید، بیبرقی در کنار بیکاری و فقر، یکی از بزرگترین معضلات زندگی روزمرهشان است. کابلِ تاریک، فقط یک تعبیر شاعرانه نیست؛ واقعیتی است که هر شب در خاموشیهای پیدرپی تجربه میشود. دکانداران، کارخانهدارها، محصلان و مریضان، همه بهنوعی قربانی این وضعیتاند.
بدون برق، کارخانهها احیا نمیشوند، تولید جان نمیگیرد و اشتغال ایجاد نمیشود. بسیاری از سرمایهگذاران داخلی، تنها بهدلیل نبود برق پایدار، از راهاندازی کارخانه یا کارگاه منصرف شدهاند. این یعنی از دسترفتن هزاران فرصت شغلی و تداوم فقر ساختاری. مردم از حکومت مطالبه دارند؛ مطالبهای روشن و مشروع. این مطالبه، نه سیاسی است و نه جناحی. شهروندان میخواهند بدانند چرا کشوری با این همه ظرفیت، باید هنوز ۷۰ تا ۸۰ درصد برق خود را از همسایگان وارد کند. چرا با یک مشکل در ازبکستان یا تاجیکستان، کابل و چندین ولایت دیگر در تاریکی فرو رود.
خودکفایی در برق، فقط یک پروژهی فنی نیست؛ یک تصمیم ملی است. تصمیمی که میتواند اعتماد عمومی را تقویت کند، اقتصاد را جان تازه ببخشد و تصویر افغانستان را در منطقه تغییر دهد. از همینروست که اگر حکومت طالبان بتواند در این حوزه گامهای عملی و ملموس بردارد، یکی از ماندگارترین دستاوردهایش در تاریخ ثبت خواهد شد.
امروز، مردم منتظر شعار نیستند؛ منتظر اقداماند. افغانها انتظار دارند که پروژههایی مانند پروژههای ۲۲.۷۵ مگاوات خورشیدی در نغلو، به سرعت گسترش یابد، پروژهی بند برق سروبی تکمیل و به بهرهبرداری سپرده شود و تمامی پروژههای که افتتاح و در زیر کار اند، در نهایت، صدای مردم باید شنیده شود تا افغانستان از تاریکی به نور برسد. این مطالبهگری، کلیدی برای پویایی اقتصاد است و طالبان باید آن را جدی بگیرد.
صدیق الله فیضی











