چرایی حمایت مردم افغانستان از فلسطین
در میان غبار تاریخ، مردمانی که درد اشغال، جنگ و آوارگی را به جان خریدهاند، بهتر از هر کسی معنای بیوطنی و رنج را درک میکنند. مردم افغانستان و فلسطین، هر دو قربانی جاهطلبیهای قدرتهای سلطهگر و جنگهای تحمیلیاند. آنچه میان این دو ملت پلی از همدردی و همراهی ساخته، نه تنها دین مشترک، بلکه تجربههای تلخ و زخمهای عمیق تاریخی است. در این نوشتار، به چرایی حمایت گسترده مردم افغانستان از فلسطین پرداخته و ابعاد مختلف این همدلی را بررسی میکنیم.
حمایت مردم افغانستان از فلسطین؛ همزادپنداری تاریخی: اشغال، مقاومت و آوارگی
افغانستان برای دههها، صحنه جنگهایی بوده که مردمانش را آواره و سرزمینش را ویران کرده است. از اشغال شوروی تا حضور آمریکا و جنگهای داخلی، هر موج از جنگ و ناآرامی، میلیونها افغان را به سوی بیخانمانی و مهاجرت اجباری سوق داده است. فلسطینیان نیز از 1948 تا امروز، همین سرنوشت را تجربه کردهاند. همانطور که اردوگاههای مهاجران فلسطینی در لبنان، اردن و سوریه پر از نسلهایی است که هرگز خانه پدری خود را ندیدهاند، اردوگاههای مهاجران افغان در ایران، پاکستان و اروپا نیز پر از کسانی است که کودکیشان را در غربت گذراندهاند.
برای هر افغان، تصویری از کودکان فلسطینی که در خرابههای غزه بازی میکنند، یادآور کودکان افغان است که در کوچههای کابل و قندهار، میان ویرانهها زندگی میکنند. صدای مادران فلسطینی که بر مزار فرزندانشان شیون میکنند، پژواک صدای مادران افغان است که در طول سالها، داغ عزیزانشان را بر دل دارند. این همزادپنداری عمیق، سبب شده است که افغانستانیها، فلسطین را بخشی از دردهای خود بدانند.
فلسطین، بیش از هفتاد سال است که زیر چکمههای اشغالگران است. مردم آنجا میجنگند، کشته میشوند، تبعید میشوند و دوباره به خاک میهن بازمیگردند. این داستانی است که افغانها با گوشت و پوست خود لمس کردهاند. افغانستان نیز چهار دهه جنگ، اشغال، کودتا، و مداخله خارجی را پشت سر گذاشته است. مردم ما نیز، مانند فلسطینیها، صبح را با صدای انفجار آغاز کردهاند، عزیزان خود را از زیر آوار بیرون کشیدهاند، و با غم مهاجرت و آوارگی روزگار گذراندهاند. همانطور که خانههای مردم غزه با بمبهای اسرائیلی ویران میشود، خانههای ما در کابل، قندهار و هلمند نیز سالها زیر بمبارانهای نیروهای خارجی فرو ریخت.
مسئله فلسطین؛ محوریت در جهان اسلام
برای مسلمانان، فلسطین فراتر از یک سرزمین، بخشی از هویت و باورهای دینی است. مسجدالاقصی، نخستین قبله مسلمانان، قلب تپندهای است که آزادگان جهان را به مبارزه با ظلم فرامیخواند. هر حمله به این مسجد، احساسات میلیونها مسلمان را جریحهدار میکند. این اهمیت دینی، در کنار بیعدالتیهایی که بر مردم فلسطین روا داشته شده، سبب شده است که مسلمانان در هر گوشه جهان، خود را در کنار فلسطین ببینند. مقامات طالبان نیز بارها از این زاویه بر اهمیت مسئله فلسطین تاکید کردهاند.
چنانچه نثار احمد احمدی، معاون والی بدخشان، طی سالهای گذشته اظهار داشت:« بیتالمقدس قبله اول مسلمانان جهان است و دفاع از آن وظیفه هر مسلمانی است.»
رژیم صهیونیستی؛ تهدیدی برای منطقه و جهان
رژیم صهیونیستی نه تنها فلسطین، بلکه کل منطقه را به آشوب کشانده است. سیاستهای توسعهطلبانه این رژیم، از جنگهای لبنان گرفته تا حملات به سوریه و همکاریهای پنهان با برخی کشورهای منطقه، نشان میدهد که هدف نهایی صهیونیسم، گسترش سلطه و بیثباتی در خاورمیانه است. برای افغانستان که خود قربانی مداخلات خارجی بوده است، این مسئله زنگ خطری است که نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود.
فلسطین مرکز یک جنگ تمدنی
پس از سال 2020، جهان بهتدریج وارد یک نظم نوین شده است که رقابتهای جهانی را تشدید کرده است. جنگ سرد جدید، سه جبهه دارد: یکی میان تمدن غرب و تمدن اسلامی، دومی میان غرب و چین، و سومی میان غرب و روسیه. در جبهه تمدن اسلام وغرب، فلسطین خط مقدم این نبرد است. از این منظر، دفاع از فلسطین تنها یک وظیفه اخلاقی و دینی نیست، بلکه بخشی از مقاومت جهانی در برابر سلطهجویی غرب است.
حمایت مردم افغانستان از فلسطین تنها یک مسئله انسانی نیست، بلکه بخشی از یک نبرد بزرگتر است. فلسطین، آخرین سنگر مقاومت در برابر سلطهگری جهانی است. اگر غرب بتواند این سنگر را فتح کند، دیگر نقاط جهان اسلام را نیز بهتدریج تسخیر خواهد کرد. همانطور که مردم افغانستان علیه اشغال خارجی جنگیدند و استقلال خود را بازیافتند، فلسطینیان نیز در همان مسیر حرکت میکنند. این یک مقاومت جهانی است که نهتنها به فلسطین، بلکه به همهی ملتهای تحت ظلم مربوط میشود.
همبستگی ملتها؛ تنها چراغ امید
برای مردم افغانستان، فلسطین تنها یک سرزمین دوردست نیست، بلکه آیینهای است که سرنوشت خود را در آن میبینند.
اگر یک روز در کوچهای مهاجری را ببینید که از وطنش آواره شده، بدانید که او میتواند یک فلسطینی باشد. اگر زنی را ببینید که در مزار گریهکنان از بیخانمانی سخن میگوید، بدانید که او میتواند یک مادر فلسطینی باشد. اگر کودکی را ببینید که در هرات، بدون پدر و مادر بزرگ میشود، بدانید که او میتواند یک کودک فلسطینی باشد. سرنوشت ما، با سرنوشت آنها گره خورده است.
افغانها، در سختترین روزهای تاریخشان، آموختهاند که آزادی با مقاومت به دست میآید. فلسطینیان نیز، همین مسیر را طی میکنند. ما از آنها حمایت میکنیم، چون آنها همدردان ما هستند. ما درد آنها را حس میکنیم، چون این همان دردی است که سالهاست در دل خود داریم. فلسطین، نهتنها برای فلسطینیها، که برای همهی آزادگان جهان وطن است.
حمایت مردم افغانستان از فلسطین، تنها یک اعلام موضع سیاسی نیست، بلکه بیانگر پیوندی عمیق است که در دردهای مشترک، آرمانهای آزادیخواهانه و مقاومت در برابر ظلم، ریشه دارد. در این جهان پر از بیعدالتی، همبستگی میان ملتهای تحت ستم، تنها راهی است که میتواند چراغ امید را روشن نگه دارد.

حکیم تاجیک