Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

با آن‌که عدالت اجتماعی از بنیادی‌ترین مفاهیم حیات جمعی بشر به شمار می‌رود و همواره به‌عنوان ستون صلح، توسعه و رفاه عمومی معرفی شده است، اما «۲۰ فبروری، روز جهانی عدالت اجتماعی» با سکوت و بی‌توجهی کامل دولت‌ها و ملت‌ها مواجه شدند و این روز بزرگ و مهم در بی‌خبری محض سپری گردید.

در حالی که تقویم جهانی به ما یادآوری می‌کرد که باید درباره نابرابری، تبعیض، فقر و محرومیت سخن گفت، فضای عمومی و رسانه‌ای در بسیاری از جوامع و به ویژه افغانستان، با نوعی بی‌اعتنایی سرد از کنار این مناسبت عبور کرد؛ گویی عدالت اجتماعی، نه ضرورتی فوری، بلکه مفهومی تزئینی و بی‌هزینه است.

پرسش اساسی این است: آیا عدالت اجتماعی امروز یک آرمان دور یا یک ضرورت فوری قابل تحقق است، و چگونه می‌توان آن را در جوامع مدرن، جامعهٔ افغانستان و در صحنهٔ جهانی از جمله بحران غزه تحلیل کرد.

  • عدالت اجتماعی؛ ماهیت، اهمیت و چالش‌های جهانی

عدالت اجتماعی در سطح بین‌المللی به معنای تضمین دسترسی برابر همهٔ انسان‌ها به حقوق، فرصت‌ها و منابع زندگی، بدون تبعیض مبتنی بر جنسیت، نژاد، مذهب یا وضعیت اقتصادی است. این مفهوم در اسناد جهانی نیز به‌عنوان رکن بنیادی برای دستیابی به توسعهٔ پایدار و صلح پذیرفته شده است.

سازمان ملل متحد روز جهانی عدالت اجتماعی را نه تنها به‌عنوان یک نماد تقویمی، بلکه به‌عنوان فرصتی برای ارزیابی عملکرد دولت‌ها در برابر تعهدات عدالت اجتماعی، تعیین کرده است‌.

از طرفی عدالت اجتماعی ارتباطی مستقیم با صلح، امنیت و توسعهٔ اجتماعی دارد. بدون عدالت اجتماعی، جوامع با افزایش فقر، بیکاری، فساد، و نابرابری‌های اقتصادی مواجه می‌شوند که این موارد به‌نوبهٔ خود موجب بی‌ثباتی و تشدید خشونت‌های اجتماعی می‌شوند. سیاست‌گذاری‌های جامع برای عدالت اجتماعی شامل موارد زیر است:

  • تقسیم عادلانهٔ منابع و فرصت‌ها
  • ایجاد کار شایسته و انتخاب شغل برابر
  • حمایت اجتماعی برای گروه‌های آسیب‌پذیر
  • حذف موانع آموزشی و اقتصادی
  • تضمین حقوق بشر برای گروه‌های محروم

این اهداف در سندهای بین‌المللی مانند آموزش برای همه، حقوق بشر و برنامه‌های توسعهٔ پایدار برجسته شده‌اند، چرا که عدالت اجتماعی همانند «ریشهٔ مستحکم درخت توسعه» عمل می‌کند.

با وجود معاهدات بین‌المللی و اعلامیه‌های جهانی، نابرابری‌ها هنوز به‌صورت ساختاری در جوامع مدرن ادامه دارد:

  • شکاف درآمدی بین کشورها و داخل هر کشور
  • تبعیض جنسیتی و نژادی
  • دسترسی نابرابر به خدمات تعليمي و صحی
  • بحران‌های مهاجرت و پناه‌جویی
  • تبعیض در بازار کار

این چالش‌ها نشان می‌دهند که عدالت اجتماعی تنها مسئلهٔ اخلاقی نیست، بلکه نیازمند سازوکارهای نهادی و اقتصادی روشن و پایدار است.

  • عدالت اجتماعی در اسلام و ضرورت تحقق آن در افغانستان

در اسلام، عدالت اجتماعی جایگاه والایی دارد و به‌طور مستقیم در متون مقدس مورد تأکید قرار گرفته است. قرآن و سنت پیامبر اسلام (ص) بارها بر عدالت، احترام به کرامت انسانی، حذف تبعیض و رعایت حقوق اقشار ضعیف تأکید کرده‌اند.

عدالت در اسلام، به‌معنی اجرای حقوق برابر برای همهٔ افراد جامعه و جلوگیری از ظلم، استبداد و تبعیض است. این نگاه، از جنس عدالت اجتماعی مدرن نیز تأیید می‌شود و می‌تواند به‌عنوان یک مبنای قوی برای سیاست‌گذاری در جوامع اسلامی، از جمله افغانستان مورد استفاده قرار گیرد.

در افغانستان، عدالت اجتماعی نه‌ فقط یک مفهوم نظری، بلکه یک ضرورت عملی جدی است. پیام‌های سازمان‌های بین‌المللی از جمله یوناما بر این موضوع تأکید می‌کنند که تحقق عدالت اجتماعی در این کشور بدون دسترسی همگانی به آموزش، اشتغال و مشارکت همه‌جانبهٔ مردم در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی ممکن نیست.

یوناما در پیام خود به مناسبت روز جهانی عدالت اجتماعی، اشاره کرده است که: «تأمین فرصت‌های برابر شغلی، پشتیبانی از خانواده‌ها، دسترسی همگانی به آموزش و مشارکت فراگیر در تصمیم‌گیری‌ها از پیش‌شرط‌های عدالت اجتماعی است.»

این تحلیل نشان می‌دهد که عدالت اجتماعی برای افغانستان باید عملیاتی و مبتنی بر واقعیت‌های اجتماعی تنظیم شود، به‌خصوص در حوزه‌هایی مثل آموزش دختران، مشارکت اقوام مختلف در ساختار قدرت و رفع موانع اقتصادی.

یکی از مهم‌ترین پایه‌های عدالت اجتماعی، عدالت آموزشی است. دسترسی برابر به آموزش نه تنها به افزایش فرصت‌های شغلی کمک می‌کند، بلکه زمینهٔ مشارکت فعال شهروندان در روند تصمیم‌گیری‌ها را فراهم می‌آورد.

در افغانستان، مسئلهٔ محدود شدن آموزش دختران یکی از مهم‌ترین موانع در تحقق عدالت اجتماعی به‌حساب می‌آید. اگر نصف جمعیت کشور حق دسترسی برابر به آموزش نداشته باشد، چگونه می‌توان از مشارکت واقعی در توسعهٔ کشور سخن گفت؟

این مسئله به‌ویژه در جامعهٔ متکثر افغانستان اهمیت بسیاردارد، جایی که تبعیض‌های قومی، مذهبی و جنسیتی می‌تواند زمینه‌ساز بی‌اعتمادی و نابرابری اجتماعی شود.

  • عدالت اجتماعی در غرب و آزمون واقعی حقوق بشر

کشورهای غربی اغلب خود را نماد عدالت اجتماعی و نظام‌های دموکراتیک معرفی می‌کنند و در سطح بین‌المللی معیارهایی را برای دیگر کشورها تعیین می‌کنند. این معیارها گاهی شامل حقوق بشر، برابری جنسیتی، آزادی‌های اجتماعی و نظام‌های رفاهی پیشرفته است.

اما نگاهی واقع‌بینانه به وضعیت عدالت اجتماعی در این کشورها نیز نشان می‌دهد که مشکلات ساختاری و نابرابری‌های عمیقی وجود دارد، از جمله تبعیض نژادی تاریخی، شکاف درآمدی و عدم دسترسی برابر به خدمات اجتماعی.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های عدالت اجتماعی در غرب، مسألهٔ نژادپرستی و تبعیض علیه اقلیت‌های قومی به‌ویژه سیاه‌پوستان در ایالات متحده آمریکا است. بحران‌های نژادی در جامعهٔ آمریکا، به‌ویژه در دهه‌های اخیر، نشان می‌دهد که وعدهٔ برابر بودن حقوق برای همهٔ شهروندان هنوز به‌طور کامل محقق نشده است.

برخی رفتارها و اظهارات سیاسی که به‌طور خاص علیه نژاد یا گروه‌های اقلیت مطرح شده‌اند، به‌عنوان نمونه‌هایی از چالش‌های واقعی برابر بودن حقوق دیده می‌شوند. این مسائل نشان می‌دهند که عدالت اجتماعی در غرب هم یک مسیر چالش‌برانگیز است، حتی در جوامعی که خود را الگوی عدالت معرفی می‌کنند.

از دیگر نقاط بحران‌زدهٔ عدالت اجتماعی در سطح جهانی، شرایط انسانی مردم نوار غزه است. این منطقهٔ کوچک با بحران انسانی گسترده‌ای روبه‌رو است که جمعیت آن بیش از حد تحت فشار جنگ، فقر شدید، تخریب زیرساخت‌ها و محرومیت از حقوق اولیه زندگی قرار دارد.

سال‌ها تجاوزات، حملات نظامی و کمبود امکانات اساسی باعث شده است که مردم غزه از حقوق بنیادین خود محروم شوند، در حالی که بسیاری از کشورهای مدعی حقوق بشر در سطح جهان یا در برابر این بحران سکوت کرده‌اند یا به حمایت از ظالمی چون رژیم صهیونیسم پرداخته‌اند.

بحران غزه نمونهٔ بارزی است از زمانی که عدالت اجتماعی بین‌المللی صرفاً یک شعار باقی می‌ماند و در عمل، حقوق انسانی گروه‌های آسیب‌پذیر نادیده گرفته می‌شود.

روز جهانی عدالت اجتماعی
روز جهانی عدالت اجتماعی و چالش های برابری حقوق 
  • نتیجه‌گیری روز جهانی عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی امروز دیگر صرفاً یک مفهوم نظری نیست؛ بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای حیات اجتماعی، صلح، توسعه پایدار و تحقق حقوق بشر است. روز جهانی عدالت اجتماعی که به ما یادآوری می‌کند که عدالت نیازمند اقدامات عملی، سیاست‌های روشن و استمرار در اجرای تعهدات است، نباید مورد بی‌توجهی و سکوت واقع شود.

در سطح جهانی، عدالت اجتماعی باید به برنامه‌های عملی برای حذف فقر، گشایش فرصت‌های برابر، دسترسی به آموزش و حقوق انسانی تبدیل شود. در افغانستان، باز کردن مسیر آموزش برای همه به‌ویژه دختران، مشارکت اقوام و رفع تبعیض‌های ساختاری از الزامات تحقق عدالت اجتماعی است. در غرب نیز چالش‌های نژادی و شکاف‌های اجتماعی نشان می‌دهد که حتی در جوامعی که خود را پیشرو عدالت اجتماعی می‌دانند، مسیر هنوز طولانی است.

و نهایتاً، وضعیت انسانی مردم غزه به ما یادآوری می‌کند که عدالت اجتماعی بدون حفاظت از کرامت انسانی و حمایت از قربانیان بحران‌های سیاسی و نظامی، صرفاً یک مفهوم انتزاعی باقی می‌ماند.

مریم مرادی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11026

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات