وقتی یک شهروند افغانستانی تصاویر ویرانی در نوار غزه را میبیند، فقط یک جنگ دوردست را تماشا نمیکند. او ناخودآگاه خاطرات کابل، هلمند و قندهار را به یاد میآورد؛ سالهایی که انفجار، مهاجرت و ناامنی بخشی از زندگی روزمره بود. همین تجربه مشترکِ رنج، پرسشی قدیمی را دوباره زنده میکند: آیا عدالت جهانی واقعاً برای همه یکسان است، یا جهان با معیارهای دوگانه عمل میکند؟
بحث عدالت جهانی و معیارهای دوگانه برای مردم افغانستان یک بحث صرفاً نظری نیست. این موضوع، تجربهای زیسته است. جامعهای که چهار دهه جنگ را پشت سر گذاشته، امروز تحولات فلسطین را تنها از دریچه همدلی انسانی نمیبیند؛ بلکه آن را در چارچوب نظم قدرتمحور جهانی تحلیل میکند.
-
معیارهای دوگانه؛ وقتی سیاست جای عدالت مینشیند
وقتی یک بحران بهسرعت با قطعنامه و نشست اضطراری پاسخ داده میشود، اما بحرانی دیگر سالها در سکوت باقی میماند، این پرسش شکل میگیرد که معیار تصمیمگیری چیست: عدالت یا منافع؟
در سیاست بینالملل، کشورها معمولاً بر اساس منافع خود عمل میکنند. این واقعیتی انکارناپذیر است. اما مشکل از جایی آغاز میشود که اصول اعلامشده مانند حقوق بشر و قوانین بینالمللی، در عمل بهصورت گزینشی اجرا شوند. ساختار تصمیمگیری در شورای امنیت سازمان ملل متحد و وجود حق وتو برای قدرتهای بزرگ، سبب شده بسیاری از ملتها باور کنند عدالت جهانی تابع توازن قواست. برخی قطعنامهها ظرف چند روز تصویب میشود، در حالی که برخی دیگر سالها در بنبست میماند. همین تفاوتهاست که تصور «معیارهای دوگانه» را تقویت میکند.
-
افغانستان و خاطره جنگی که عادی شد
حضور بیستساله ایالات متحده آمریکا در افغانستان با هزاران قربانی غیرنظامی همراه بود. در سالهای نخست، افغانستان در صدر اخبار جهان قرار داشت؛ اما بهتدریج جنگ برای رسانههای جهانی به یک «روال عادی» تبدیل شد. توجه کاهش یافت، در حالی که بحران انسانی همچنان ادامه داشت.
در مقابل، تحولات اخیر در نوار غزه بار دیگر توجه گسترده رسانهها و نهادهای بینالمللی را جلب کرده است. بر اساس گزارشهای رسمی سازمان ملل درباره وضعیت انسانی غزه، شرایط انسانی این منطقه بهطور روزانه مورد ارزیابی و هشدار قرار میگیرد. همزمان، ارزیابیهای نهادهای بینالمللی درباره بحران انسانی افغانستان نیز بارها نسبت به وخامت اوضاع اقتصادی و معیشتی در افغانستان هشدار دادهاند، اما بازتاب آن در افکار عمومی جهانی به همان اندازه گسترده نبوده است.
برای بسیاری از افغانها، این تفاوت در سطح توجه و واکنش، نمونهای روشن از همان عدالت جهانی و معیارهای دوگانه تلقی میشود؛ وضعیتی که در آن شدت واکنشها نه فقط بر اساس میزان رنج انسانی، بلکه بر پایه ملاحظات سیاسی و ژئوپولیتیک تعیین میشود.
-
رسانهها و ارزش جان انسانها
رسانهها فقط خبر نمیدهند؛ آنها تعیین میکنند کدام بحرانها مهماند. اگر یک رویداد به طور مداوم پوشش داده شود، به مسئلهای جهانی تبدیل میشود و فشار افکار عمومی را ایجاد میکند. اما اگر کمتر دیده شود، کماهمیت جلوه میکند.
افغانها این موضوع را خوب میفهمند. دیدهاند که دیدهشدن یک بحران گاهی به موقعیت جغرافیایی، منابع یا منافع قدرتهای بزرگ بستگی دارد، نه فقط به حجم رنج انسانی. عدالت جهانی زمانی معنا دارد که رنج انسانها ، فارغ از کشور و منطقه، دیده و شنیده شود.
-
روز قدس؛ اعتراض به بیعدالتی
روز قدس که به ابتکار آیتالله خمینی نامگذاری شد، نماد اعتراض به نابرابری در جهان است. این روز فقط یک مناسبت مذهبی نیست؛ بلکه یادآوری است که جهان در بسیاری موارد قدرت را بالاتر از عدالت قرار میدهد.
اما تجربه افغانستان نشان میدهد عدالت جهانی باید شامل همه ملتها باشد. اعتراض به معیارهای دوگانه زمانی معنی پیدا میکند که محدود به یک منطقه یا یک پرونده خاص نباشد و همیشه اصولی و یکسان دنبال شود.
-
وقتی عدالت جهانی فقط شعار نیست؛ تجربه افغانها
برای کسانی که سالها جنگ و ناامنی را تجربه کردهاند، عدالت فقط یک شعار روی کاغذ نیست. عدالت یعنی شبها با آرامش بخوابی، بتوانی کار پیدا کنی، فرزندت درس بخواند و کرامت انسانی تو در زندگی روزمره رعایت شود.
وقتی این شرایط در کشور فراهم نیست، اما در سطح جهانی از حقوق بشر صحبت میشود، شکاف میان گفتار و عمل واضح میشود. عدالت جهانی و معیارهای دوگانه زمانی معنا پیدا میکند که رنج انسانها نه بر اساس قدرت یا منافع سیاسی، بلکه بر اساس ارزش انسانی آنها دیده شود.

-
جمعبندی؛ عدالت وقتی واقعی است
افغانستان امروز با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، اما مردم هنوز نسبت به آنچه در فلسطین میگذرد بیتفاوت نیستند. همدلی وجود دارد، اما تجربه نشان میدهد جهان گاهی با شدت به یک بحران واکنش نشان میدهد و نسبت به بحران دیگر کمتوجه است.
اگر عدالت جهانی قرار است واقعی باشد، جان انسانها، چه در کابل و چه در غزه، نباید براساس ملاحظات سیاسی ارزشگذاری شود. عدالت وقتی معنا پیدا میکند که برای همه ملتها، بدون استثنا، رعایت شود و هیچ رنج انسانی نادیده گرفته نشود.
زهرا هاشمی