تصویب لایحهٔ قطع کمکهای آمریکا به افغانستان در کمیتهٔ روابط خارجی سنای این کشور، یکبار دیگر این پرسش جدی را مطرح کرده است که آیا این تصمیم با هدف مهار طالبان گرفته شده یا در عمل به تشدید بحران انسانی برای مردمی میانجامد که هیچ نقشی در معادلات قدرت ندارند. این در حالی است که کمکهای خارجی از مسیر نهادهای سازمان ملل مستقیماً به مردم افغانستان میرسید و استقبال برخی مقامات پیشین از این تصمیم، موج تازهای از بحثهای اخلاقی و انسانی را برانگیخته است.
-
کمکهایی که به طالبان نمیرسید، به مردم میرسید
بر خلاف آنچه برخی سناتوران آمریکایی و جریانهای سیاسی مخالف طالبان ادعا میکنند، کمکهای هفتگی و ماهانهٔ جامعهٔ جهانی به افغانستان، هرگز به حساب حکومت طالبان واریز نمیشد. این کمکها از سوی کشورهای مختلف و نهادهای بینالمللی جمعآوری شده و از طریق سازمان ملل متحد و مؤسسات وابسته به آن در افغانستان به مصرف میرسید.
بر اساس گزارشهای رسمی، حدود ۴۰ میلیون دالر در هفته که بارها در رسانهها مطرح شده، بهطور مستقیم در اختیار نهادهایی چون برنامهٔ جهانی غذا (WFP)، یونیسف (UNICEF) و دفتر هماهنگی کمکهای بشردوستانهٔ سازمان ملل (OCHA) قرار میگرفت. این نهادها مسئول تأمین غذا، خدمات صحی، کمکهای اضطراری و حمایت از اقشار آسیبپذیر بودند؛ نه تأمین هزینههای حکومتی طالبان. منابع رسمی سازمان ملل بارها تأکید کردهاند که این کمکها دارای مکانیزم نظارتی چندلایه بوده و امکان انتقال آن به ساختارهای حکومتی طالبان وجود نداشته است.
-
لایحهٔ سنا؛ فشار روی طالبان یا مردم؟
کمیتهٔ روابط خارجی سنای آمریکا با تصویب این لایحه میگوید هدفش جلوگیری از رسیدن پول به طالبان است. سناتوران آمریکایی ادعا میکنند که نمیخواهند پول مالیهدهندگانشان، بهگونهٔ مستقیم یا غیرمستقیم، به گروهی برسد که در فهرست تحریمها قرار دارد. اما واقعیت این است که این کمکها اصلاً به طالبان داده نمیشد.
پولهایی که به نام «کمک به افغانستان» پرداخت میشد، نه به حساب حکومت طالبان میرفت و نه در اختیار وزارتخانههای امارت اسلامی قرار میگرفت. این کمکها از طریق نهادهای سازمان ملل، مانند برنامهٔ جهانی غذا و یونیسف، مستقیماً برای تأمین غذا، خدمات صحی و کمکهای اضطراری مردم فقیر مصرف میشد.
حتی ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، تأکید کرده است که امارت اسلامی هیچگونه پول نقدی از ایالات متحده دریافت نکرده و آمریکا تنها برخی مؤسسات وابسته به سازمان ملل را کمک مالی میکرد. به بیان ساده، طالبان پولی نمیگرفت که حالا قطع شود.
از سوی دیگر، ایالات متحده پس از روی کار آمدن دوبارهٔ دونالد ترامپ، پیش از این نیز کمکهای مستقیم خود را متوقف کرده بود و آمریکا فقط یکی از چندین کشور کمککننده در این روند بود. بنابراین، لایحهٔ جدید بیش از آنکه تغییری واقعی در رفتار طالبان ایجاد کند، پیام سیاسی برای داخل آمریکا دارد؛ پیامی که هزینهٔ اصلی آن را مردم افغانستان میپردازند، نه حاکمان کابل.
-
قطع کمکهای آمریکا به افغانستان و خوشحالی مقامات پیشین؛ شکاف میان سیاست و مردم
در میان واکنشها، خوشحالی برخی مقامات پیشین حکومت جمهوری، از جمله چهرههایی چون امرالله صالح، توجه افکار عمومی را جلب کرده است. آنان این تصمیم را «فشار مشروع بر طالبان» توصیف کردهاند؛ اما منتقدان میپرسند: فشاری که مستقیماً بر سفرهٔ مردم وارد میشود، تا چه حد مشروع است؟
برای میلیونها شهروند افغانستان که زیر خط فقر زندگی میکنند، این کمکها نه ابزار سیاست، بلکه تنها امید بقا بوده است. کودکانی که غذای روزانهشان از برنامههای حمایتی سازمان ملل تأمین میشد، زنان بیسرپرستی که از کمکهای نقدی اضطراری استفاده میکردند، و بیماران که خدمات صحی رایگان دریافت مینمودند، همه خارج از محاسبات سیاسی قرار گرفتهاند.
-
پرسش اخلاقی که بیپاسخ مانده است
در همین زمینه، سیدعلی حسینی، خبرنگار بیبیسی، در پیامی قابل تأمل نوشته است: «یک پرسش اخلاقی و انسانی باقی میماند برای کسانی که برای قطع کمکهای امریکا به افغانستان تلاش کردند: آیا مطمئن بودند که بخش عمده این کمکها به مردم نیازمند نمیرسید؟ اگر بله، که هیچ؛ و اگر نه، آیا در گرسنهتر شدن کودکانی که از این کمکها بهرهمند میشدند، مسئول نیستند؟» این پرسش، فراتر از سیاست، وجدان جمعی را مخاطب قرار میدهد؛ وجدانی که نباید در هیاهوی رقابتهای قدرت خاموش شود.
-
پیامدهای احتمالی برای آیندهٔ افغانستان
قطع یا محدودسازی کمکهای بشردوستانه، خطر تشدید بحران انسانی، مهاجرت، ناامنی اجتماعی و افراطگرایی را در پی دارد. افغانستانِ منزوی و فقیر، نهتنها برای مردم خود، بلکه برای منطقه و جهان نیز پرهزینه خواهد بود. در شرایطی که جامعهٔ جهانی از یکسو مدعی حمایت از مردم افغانستان است و از سوی دیگر کانالهای کمکرسانی را مسدود میکند، این تناقض به بیاعتمادی عمیقتر مردم نسبت به نیتهای بینالمللی میانجامد.

-
جمعبندی
لایحهٔ قطع کمکهای آمریکا به افغانستان با این ادعا تصویب شده است که مانع رسیدن پول به طالبان شود؛ اما آنچه در واقعیت قطع میشود، نان، دوا و حداقل امکانات زندگی برای میلیونها شهروند عادی افغانستان است. کمکهایی که از مسیر نهادهای سازمان ملل به مردم میرسید، نه تنها ابزار بقای طالبان نبود، بلکه برای بسیاری از خانوادهها آخرین روزنهٔ امید به زندهماندن محسوب میشد.
نادیدهگرفتن واقعیت مسیر این کمکها، خوشحالی سیاسی برخی مقامات پیشین که سالها خود بخشی از ساختار قدرت بودند، و بیتوجهی به پیامدهای انسانی چنین تصمیمهایی، نشان میدهد که در معادلات سیاسی، مردم افغانستان هنوز هم کمارزشترین ضلع این بازیاند. کودکانی که امروز گرسنهتر میشوند، نه در سنای آمریکا رأی دارند و نه در رقابتهای قدرت سهمی.
اگر جامعهٔ جهانی واقعاً به دنبال فشار بر طالبان است، این فشار باید هدفمند، شفاف و سیاسی باشد؛ نه آنکه از جیب مردم فقیر پرداخت شود. در غیر آن، تاریخ یکبار دیگر ثبت خواهد کرد که به نام سیاست، افغانستان را مجازات کردند و مردمش را تنها گذاشتند.
زهرا هاشمی