Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

کودکان افغانستان و ضرورت کمک‌های بین‌المللی

در جهانی که هر روز شاهد پیچیده‌تر شدن چالش‌های انسانی است، کودکان همواره نخستین و بی‌پناه‌ترین قربانیان جنگ‌ها، فقرها و مهاجرت‌های اجباری بوده‌اند. افغانستان، کشوری که بیش از چهار دهه درگیر جنگ، بی‌ثباتی و بحران‌های سیاسی است، امروز یکی از تلخ‌ترین صحنه‌های انسانی را رقم می‌زند؛ جایی که میلیون‌ها کودک با گرسنگی، محرومیت آموزشی و آینده‌ای نامعلوم دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

در چنین شرایطی، خبر اعلام‌شده از سوی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) مبنی بر تخصیص ۱۰ میلیون یورو از سوی اتحادیه اروپا برای حمایت از کودکان افغان، به‌ویژه آنانی که از کشورهای همسایه بازمی‌گردند، بارقه‌ای از امید در دل تاریکی‌های ممتد این سرزمین است.

اما پرسش اساسی اینجاست: آیا کمک‌های بین‌المللی می‌توانند به‌راستی آینده‌ای روشن‌تر برای کودکان افغانستان رقم بزنند، یا این تلاش‌ها تنها همچون مرهمی موقت بر زخم‌های عمیق آنان خواهند بود؟ این مقاله تلاش می‌کند با تحلیل همه‌جانبه، به این پرسش پاسخ دهد و نشان دهد که چرا کمک‌های بین‌المللی برای کودکان افغانستان نه تنها ضروری، بلکه حیاتی‌اند.

  • بحران انسانی در افغانستان و کودکان در میانه فروپاشی

افغانستان امروز یکی از وخیم‌ترین بحران‌های انسانی جهان را تجربه می‌کند. بر اساس گزارش سازمان ملل، بیش از ۲۸ میلیون نفر از جمعیت این کشور به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و بیش از نیمی از آنان را کودکان تشکیل می‌دهند. یونیسف تخمین زده است که بیش از ۱۵ میلیون کودک افغان در معرض انواع تهدیدهای فوری قرار دارند: از سوءتغذیه گرفته تا محرومیت از آموزش و خطر کار اجباری.

سوءتغذیه یکی از جدی‌ترین تهدیدهاست. بر اساس آمار رسمی، بیش از ۳.۵ میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان دچار سوءتغذیه هستند و حدود ۱.۴ میلیون از آنان به سوءتغذیه حاد و شدید مبتلا شده‌اند. این آمار نه تنها به معنای تهدید جان هزاران کودک است، بلکه نشان‌دهنده یک بحران نسلی نیز می‌باشد. کودکانی که در سال‌های نخستین زندگی از تغذیه کافی محروم می‌شوند، غالباً با ناتوانی‌های جسمی و ذهنی جبران‌ناپذیر مواجه خواهند شد؛ و این یعنی آینده افغانستان با نسلی روبه‌رو خواهد شد که توان بازسازی کشور را نخواهد داشت.

مسئله تنها به تغذیه محدود نمی‌شود. نظام آموزشی افغانستان، به‌ویژه پس از سال ۲۰۲۱، دچار فروپاشی گسترده‌ای شده است. بیش از ۳.۷ میلیون کودک از دسترسی به آموزش محروم‌اند و دو سوم این رقم را دختران تشکیل می‌دهند. محرومیت آموزشی دختران، که نتیجه سیاست‌های طالبان است، در واقع یک «فاجعه نسلی» تلقی می‌شود؛ چراکه نیمه‌ای از جمعیت آینده کشور از چرخه علم و دانش کنار گذاشته می‌شوند.

از سوی دیگر، بازگشت گسترده مهاجران از کشورهای همسایه بحران را تشدید کرده است. کودکان این مهاجرین برگشته در شرایطی به افغانستان بازمی‌گردند که نه امکانات آموزشی دارند، نه خدمات صحی و نه حتی سرپناه مناسب. بسیاری از آنان از خانواده جدا شده‌اند و در معرض خطر قاچاق انسان، کار اجباری و خشونت قرار دارند. یونیسف گزارش داده است که در سال گذشته، تنها به ۱۴ هزار کودک جداشده از خانواده کمک‌رسانی کرده است. این عدد، هرچند مهم است، در برابر حجم واقعی بحران ناچیز به نظر می‌رسد.

تمامی این واقعیت‌ها نشان می‌دهند که بحران کودکان در افغانستان نه یک مسئله فرعی، بلکه هسته اصلی بحران انسانی در این کشور است. بدون توجه به وضعیت کودکان، هیچ راه‌حلی برای بازسازی اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی افغانستان ممکن نخواهد بود.

کودکان افغانستان
کمک های بین المللی به کودکان افغانستان ضرورت جامعه امروز است
  • میان سیاست و انسانیت؛ چرا کمک‌های بین‌المللی حیاتی‌اند؟

کمک‌های بین‌المللی در افغانستان همواره با پرسش‌های سیاسی و امنیتی همراه بوده‌اند. برخی کشورها بیم دارند که این کمک‌ها به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به طالبان برسد و برای اهداف سیاسی آنان به کار گرفته شود. اما در عین حال، واقعیت‌های انسانی چنان جدی و غیرقابل چشم‌پوشی‌اند که جامعه جهانی ناگزیر است راه‌هایی برای رساندن این کمک‌ها به مردم و به‌ویژه کودکان بیابد.

کمک ۱۰ میلیون یورویی اتحادیه اروپا، هرچند در مقیاس بحران کنونی ناچیز است، اما دارای اهمیت چندلایه است. نخست، این اقدام نشان می‌دهد که جامعه جهانی، علی‌رغم مشکلات سیاسی با طالبان، حاضر نیست کودکان افغانستان را قربانی بازی‌های قدرت کند. دوم، این کمک‌ها پیام سیاسی روشنی به همراه دارد: اروپا می‌خواهد نشان دهد که می‌تواند از مسیر نهادهای بین‌المللی، از فروپاشی کامل خدمات اجتماعی در افغانستان جلوگیری کند.

ضرورت این کمک‌ها از چند زاویه قابل درک است:

نخست، از منظر حقوق بشری، پیمان‌نامه حقوق کودک سازمان ملل، که افغانستان نیز آن را امضا کرده است، بر حق کودکان برای دسترسی به آموزش، سلامت و امنیت تأکید دارد. امروز، بدون مداخله جامعه جهانی، این حقوق بنیادین در افغانستان به‌شدت پایمال می‌شوند.

دوم، از منظر امنیت اجتماعی و آینده‌سازی،کودکی که امروز از سوءتغذیه یا محرومیت آموزشی رنج می‌برد، فردا به نیرویی تبدیل می‌شود که یا توانایی مشارکت در بازسازی کشور را ندارد، یا در بدترین حالت، به‌سوی بزهکاری، افراط‌گرایی یا مهاجرت اجباری سوق داده خواهد شد. در این معنا، کمک به کودکان نه‌تنها اقدامی اخلاقی، بلکه سرمایه‌گذاری برای امنیت منطقه‌ای و جهانی است.

سوم، از منظر انسانیت فراتر از سیاست، بحران کودکان افغانستان چنان گسترده و تکان‌دهنده است که جامعه جهانی نمی‌تواند صرفاً با عینک سیاست به آن بنگرد. تصویر کودکانی که در سرمای زمستان بدون کفش و لباس کافی زندگی می‌کنند یا کودکانی که مجبورند به‌جای رفتن به مکتب، کار کنند تا نان خانواده را تأمین کنند، وجدان جهانی را به چالش می‌کشد.

از این رو، کمک‌های بین‌المللی به کودکان افغانستان تنها یک وظیفه انسانی نیست، بلکه ضرورتی است که بی‌توجهی به آن می‌تواند پیامدهایی جبران‌ناپذیر در سطح منطقه‌ای و حتی جهانی داشته باشد.

  • آینده کودکان افغانستان و مسئولیت جامعه جهانی؛ از مرهم موقت تا راه‌حل پایدار

اگرچه کمک‌های بین‌المللی همچون اقدام اخیر اتحادیه اروپا اهمیت دارد، اما پرسش اساسی همچنان باقی است: آیا این کمک‌ها می‌توانند آینده‌ای روشن‌تر برای کودکان افغانستان بسازند، یا تنها به‌عنوان یک مسکن موقت عمل خواهند کرد؟ برای پاسخ به این پرسش، باید میان دو سطح تمایز قائل شد:

سطح «اقدامات فوری» و سطح «راه‌حل‌های پایدار». در سطح فوری، کمک‌های غذایی، صحی و آموزشی می‌توانند جان میلیون‌ها کودک را نجات دهند و از وخیم‌تر شدن بحران جلوگیری کنند. برای مثال، یونیسف با کمک مالی اتحادیه اروپا توانسته است ۶۲ هزار کارتن غذای درمانی ویژه کودکان تهیه کند و بیش از ۱,۶۰۰ کارمند صحی را برای مقابله با سوءتغذیه آموزش دهد. این اقدامات فوری حیاتی‌اند و بدون آن‌ها هزاران کودک جان خود را از دست می‌دهند.

اما سطح دوم، یعنی راه‌حل‌های پایدار، نیازمند رویکردی جامع‌تر است. آینده کودکان افغانستان تنها زمانی تضمین خواهد شد که سه محور اساسی به‌طور هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد:

نخست، اصلاحات ساختاری در نظام آموزشی و اجتماعی. تا زمانی که دختران از تحصیل محروم باشند و نظام آموزشی کشور در بحران بماند، هیچ کمکی نمی‌تواند آینده‌ای پایدار بسازد. جامعه جهانی باید از ابزارهای دیپلماتیک خود برای فشار بر طالبان در جهت بازگشایی مدارس و احترام به حقوق کودکان استفاده کند.

دوم، تقویت همکاری‌های منطقه‌ای. کشورهای همسایه، به‌ویژه ایران و پاکستان که میلیون‌ها مهاجر افغان را در خود جای داده‌اند، باید در این روند شریک شوند. همکاری منطقه‌ای می‌تواند بخشی از بار بحران را کاهش دهد.

سوم، تداوم و افزایش تعهدات مالی جهانی. اوچا برآورد کرده است که تنها برای حفظ حداقل خدمات صحی و آموزشی در افغانستان به بیش از 500 تا 600میلیون دالر در سال نیاز است. در برابر این رقم، کمک ۱۰ میلیون یورویی اتحادیه اروپا هرچند ارزشمند است، اما نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای گسترده باشد. تعهد جهانی باید فراتر از اقدامات نمادین باشد و به برنامه‌های پایدار و درازمدت منجر شود.

در نهایت، کودکان افغانستان امروز در میانه دو مسیر قرار دارند: مسیری که به سوی ناامیدی، فقر و بی‌سوادی منتهی می‌شود و مسیری که با حمایت و سرمایه‌گذاری جهانی، می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر را نوید دهد. جامعه جهانی، به‌ویژه از طریق نهادهایی چون یونیسف و حمایت‌های مالی اتحادیه اروپا، باید بکوشد مسیر دوم را تقویت کند. چراکه نجات کودکان افغانستان تنها نجات یک نسل نیست؛ بلکه نجات آینده یک ملت و تضمین امنیت و ثبات یک منطقه است.

کودکان افغانستان
کودکان افغانستان در دو راهی بی توجهی و فقر، و یا کمک های بین المللی و آینده روشن
  • جمع‌بندی

بحران انسانی در افغانستان بیش از هر قشر دیگری کودکان را هدف قرار داده است. آن‌ها قربانیان خاموش جنگ‌ها، مهاجرت‌ها و سیاست‌های ناکام‌اند. کمک‌های بین‌المللی، همچون اقدام اخیر اتحادیه اروپا در تخصیص ۱۰ میلیون یورو، در عین حال که حیاتی و ارزشمندند، تنها زمانی به آینده‌ای روشن‌تر منجر می‌شوند که با اصلاحات ساختاری، همکاری‌های منطقه‌ای و تعهدات پایدار جهانی همراه شوند.

پرسشی که در آغاز طرح شد، اینک روشن‌تر می‌نماید: کمک‌های بین‌المللی می‌توانند نوری در تاریکی بحران کودکان افغانستان باشند، اما تنها به شرطی که این نور به یک چراغ پایدار بدل شود، نه جرقه‌ای گذرا. آینده افغانستان در گروی این است که جامعه جهانی، فراتر از سیاست و منافع مقطعی، کودکان این سرزمین را به‌عنوان سرمایه اصلی بشریت دریابد و مسئولیت خویش را در قبال آنان به‌طور کامل ایفا کند.

صدیق الله فیضی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=9276

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *