Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

برتری ایران

تقابل چند دهه اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، جهان را بر خلاف پیش بینی ها ی مختلف کارشناسان و سیاستمداران مطرح دنیا با شوک عجیبی روبرو کرد؛بخصوص که در سال‌های اخیر، مجموعه‌ ای از اقدامات سخت و نرم علیه ایران به‌ کار گرفته شد؛ از ترور شخصیت‌ های کلیدی گرفته تا حملات مستقیم و غیرمستقیم به زیرساخت‌ های حیاتی. حملات به تأسیسات هسته ‌ای، از جمله مراکز نطنز و فردو، عملیات‌ های سایبری گسترده، و همچنین ترور چهره‌های تأثیرگذار، بخشی از این راهبرد بوده است.

حتی در جریان تنش‌های اخیر، گزارش‌هایی از حمله به زیرساخت‌های انرژی و مراکز حساس ایران منتشر شد که نشان می‌ دهد دامنه فشارها از حوزه نظامی به حوزه اقتصادی و زیرساختی نیز کشیده شده است. اما نتیجه چه شد؟ نه فروپاشی رخ داد، نه عقب‌ نشینی اساسی. ایران همچنان در میدان باقی ماند. همین مسئله باعث شد که آمریکا تلاش کند ائتلافی گسترده‌ تر شکل دهد و پای متحدانش را به شکل جدی ‌تری به میدان باز کند.

کشورهایی مانند بریتانیا، آلمان، فرانسه، ایتالیا و حتی برخی شرکای آسیایی، در بزنگاه حساس از ورود جدی به جنگ خود داری کردند. گزارش‌ها نشان می‌ دهد بسیاری از این کشورها در برابر درخواست آمریکا برای مشارکت نظامی در باز کردن تنگه هرمز مقاومت کردند یا تنها حمایت محدود نشان دادند. به بیان ساده، آمریکا دست یاری دراز کرد، اما بسیاری ترجیح دادند دستشان را در جیب خود نگه دارند.

در گیر و دار جنگ امروز آنچه در حال تعیین تکلیف برای اذهان مردم دنیاست روایت های رسانه ای جهان است. گویی جنگ فقط در میدان نبرد خلاصه نمی ‌شود؛ بلکه در تیتر رسانه‌ ها، تحلیل اندیشکده‌ها و حتی توییت مقامات نیز ادامه دارد. به تعبیر قدیمی: «خبر، خودش یک سلاح است.» سلاحی که در این جنگ به شدت فعال است. رسانه‌ های جریان اصلی غربی مانند سی ان ان و بی بی سی، اگرچه در چارچوب سیاست‌ های کلان غرب حرکت می‌ کنند، اما در گزارش‌های خود ناچار به پذیرش پیچیدگی میدان شده‌اند.

در بسیاری از تحلیل‌ ها، به این نکته اشاره شده که ایران برخلاف برخی پیش‌ بینی‌ ها، به‌ سرعت تضعیف نشده و همچنان توانایی واکنش و اثرگذاری دارد. در همین راستا، خبرگزاری آسوشیتدپرس، در گزارشی با اشاره به اظهارات مقامات آمریکایی تأکید می‌ کند که هرگونه درگیری با ایران می ‌تواند طولانی و پیچیده باشد و پیامدهای پیش‌ بینی‌ نشده‌ ای داشته باشد. از سوی دیگر روزنامه گاردین در پوشش تحولات مربوط به تنگه هرمز، همزمان دو نکته را برجسته می‌ کند: از یک سو تهدیدهای نظامی آمریکا، و از سوی دیگر نگرانی عمیق درباره تبعات اقتصادی و انرژی این درگیری.

در واقع در روایت رسانه های غربی یک تناقض قابل توجه مشهود است. از یک سو، مقامات آمریکایی از «پیشرفت عملیات» سخن می‌گویند؛ از سوی دیگر، نسبت به طولانی شدن جنگ هشدار می‌دهند. برای نمونه، روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی به نقل از فرماندهان نظامی آمریکا به پیشرفت اشاره می‌کند، اما همزمان به پیچیدگی میدان و چالش‌ های جدی نیز اذعان دارد.

این دوگانه، در واقع نشان‌ دهنده ی یک واقعیت مهم است: جنگی که قرار بود سریع و کنترل‌شده باشد، به یک بحران فرسایشی و چندلایه تبدیل شده است. در کنار رسانه ها، اندیشکده هایی مانند” سی اس آی اس” نیز به ‌صورت تخصصی‌ تر به موضوع پرداخته‌اند. در یکی از تحلیل‌های این مرکز، به این نکته اشاره شده که پراکندگی زیرساخت‌های ایران و استفاده از تاکتیک‌ های نامتقارن، کار هدف‌ گیری کامل را برای دشمن بسیار دشوار کرده است. همچنین اندیشکده ی آتلانتیک کونسیل در یک گزارش تحلیلی تأکید می‌ کند که درگیری با ایران می ‌تواند به سرعت به یک بحران منطقه ‌ای گسترده تبدیل شود و مهار آن به‌ سادگی ممکن نیست.

این تحلیل‌ ها اگرچه به‌ صورت مستقیم از برتری ایران سخن نمی‌گویند، اما یک پیام روشن دارند: محاسبات اولیه درباره مهار سریع ایران، بیش از حد خوش ‌بینانه بوده است.

  • دلایل برتری ایران در این جنگ

در میدان سیاست و جنگ، همیشه اینطور نیست که قوی ‌ترین برنده شود؛ گاهی آنکه هوشمندانه‌ تر بازی می‌ کند دست بالا را پیدا می ‌کند. ایران در این جنگ، بیش از آنکه بر قدرت کلاسیک تکیه کند، بر ترکیبی از جغرافیا، تاکتیک و صبر استراتژیک تکیه کرده است.

1- اهرم استراتژیک تنگه هرمز؛ گلوگاهی که دنیا را نگران می ‌کند:

یکی از مهمترین برگ‌ های برنده ایران، موقعیت جغرافیایی آن است. تنگه هرمز نه ‌فقط یک مسیر دریایی، بلکه شاهرگ حیاتی اقتصاد جهانی است که در شرایط عادی روزانه حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت را عبور می‌دهد (نزدیک به ۲۰٪ مصرف جهانی و حدود ۲۵ تا ۳۰٪ تجارت دریایی نفت) و به همین دلیل ستون فقرات ثبات بازار انرژی محسوب می‌شود. در این وضعیت، بازار با عرضه قابل پیش‌بینی، هزینه حمل پایین و قیمت‌های نسبتاً متعادل کار می‌کند.

اما در سناریوی اختلال محدود مثل تنش‌های نظامی یا افزایش ریسک بیمه، تجربه‌ های اخیر نشان می‌ دهد قیمت نفت می‌تواند فوراً به بالای ۹۰ دالر جهش کند و هزینه حمل‌ ونقل و بیمه به‌ شدت افزایش یابد. به بیان دیگر هر تنشی در این منطقه، مستقیم روی قیمت انرژی در سراسر دنیا اثر می‌ گذارد. اندیشکده ” سی اس آی اس” در تحلیلی تأکید می‌ کند که هرگونه اختلال در این تنگه می‌ تواند به سرعت بازار جهانی انرژی را دچار بحران کند و حتی کشورهای دور از منطقه را هم تحت تأثیر قرار دهد.

همچنین گزارش گاردین نشان می دهد که تهدید به بسته شدن این مسیر، به تنهایی باعث ایجاد شوک در بازار و نگرانی شدید در میان کشورهای غربی شده است. بنابراین، تنگه هرمز عملاً یک اهرم ژئوپلیتیک است که باز یا بسته بودن آن می‌تواند بازار جهانی انرژی را از ثبات نسبی به بحران ساختاری سوق دهد و ایران با در دست داشتن این برگ برنده، بدون شلیک حتی یک گلوله، می تواند اقتصاد جهان را به لرزه بیندازد و برتری ایران در جنگ را به رخ بکشد.

2- جنگ نامتقارن؛ بازی در زمینی که دشمن در آن استاد نیست:

ایران سال‌هاست که به‌ جای رقابت مستقیم با ارتش‌های کلاسیک، به سمت جنگ نامتقارن رفته است؛ یعنی استفاده از ابزارهایی که هزینه دشمن را بالا می ‌برد بدون اینکه نیاز به برتری کامل نظامی داشته باشد. ایران با تکیه بر موشک‌ها، پهپادها و شبکه‌های پراکنده، توانسته ساختاری ایجاد کند که نابودی کامل آن بسیار دشوار است. این همان جایی است که محاسبات کلاسیک نظامی به هم می ‌ریزد. چون طرف مقابل نمی‌تواند یک هدف مشخص را نابود کند و کار را تمام شده بداند.

از طرفی هم ایران توانسته با استفاده از جنگ ابزارهای ارزان قیمت اما قدرتمند که توانایی های برتر و غیر قابل باوری در برابر ابر قدرت نظامی جهان دارد، دنیا را به حیرت وا دارد. انتشار اخبار انهدام جنگنده ی اف 35 امریکا به عنوان بزرگترین پروژه ی نظامی تاریخ جهان توسط قدرت پدافندی بومی ایران، دست برتر نظامی ایران را در این جنگ یک بار دیگر نمایان کرد.

همچنین گمانه زنی های در مورد اصابت موشک های ایرانی به جزیره دیگو گارسیا که در فاصله ۴۰۰۰ کیلومتری ایران قرار دارد شنیده میشود که تا کنون از منابع رسمی مورد تایید قرار نگرفته است جزیره دیوگو گارسیا محل نگهداری هواپیماهای استراتژیک B2 امریکاست. در صورتی که این ادعاها صحت داشته باشد حالا دیگر کشورهای اروپایی باید حساب و کتاب بیشتر و دقیق‌تری برای در اختیار قرار دادن امکاناتشان به آمریکا در جنگ علیه ایران داشته باشند و خطر بزرگی آنها را تهدید می کند.

3- تاب‌آوری داخلی؛ سلاحی که دیده نمی ‌شود:

شاید مهمترین، اما کم‌ حرف‌ ترین برتری ایران، «تاب‌آوری» آن باشد. کشوری که سال‌ها تحت تحریم و فشار بوده، به ‌مرور یاد گرفته چگونه خود را با شرایط سخت تطبیق دهد. به باور بسیاری از آگاهان امور، ایران برخلاف انتظارها، توانسته ساختارهای داخلی خود را حفظ کند و از فروپاشی جلوگیری کند.

4- گسترش میدان نبرد؛ از یک جبهه به چند جبهه:

یکی از مهم‌ ترین جوانب برتری ایران، توانایی آن در چند جبهه ‌ای کردن درگیری است. به این معنا که هرگونه حمله به ایران، می‌ تواند پاسخ‌هایی در نقاط مختلف منطقه به همراه داشته باشد. گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد متحدان منطقه‌ای ایران می‌توانند مسیرهای حیاتی مانند دریای سرخ را نیز تحت تأثیر قرار دهند این یعنی دشمن با یک میدان ساده روبه‌رو نیست، بلکه با یک «شبکه بحران» مواجه است.

برتری ایران
برتری ایران در جنگ چیزی است که بسیاری از کارشناسان غربی و حتی امریکایی نیز به آن اعتراف کرده اند
  • جمع بندی

در نهایت، اگر بخواهیم از دل این معادله پیچیده به یک نتیجه روشن برسیم، باید بپذیریم که این تقابل، یک جنگ کلاسیک با خط پایان مشخص نیست؛ بلکه یک نبرد چندلایه بر سر اراده، صبر و مدیریت بحران است. در این میدان، ایران نشان داده که صرفاً یک بازیگر واکنشی نیست، بلکه توانسته قواعد بازی را تغییر دهد و برتری ایران در جنگ را به دشمن دیکته کند.

تسلط بر تنگه هرمز به‌عنوان شاهراه انرژی جهان، توانمندی در جنگ نامتقارن، و شبکه گسترده نفوذ منطقه‌ای، مجموعه‌ای از اهرم‌هایی را شکل داده که هزینه هرگونه درگیری را برای طرف مقابل به‌شدت افزایش می‌دهد. در سوی دیگر، آمریکا و اسرائیل اگرچه از قدرت نظامی و فناوری برخوردارند، اما در تبدیل این قدرت به یک پیروزی سریع و کم‌هزینه، با چالش‌های جدی روبه‌ رو شده‌اند. تجربه سال‌های اخیر نیز نشان داده که برتری نظامی لزوماً به معنای موفقیت راهبردی نیست.

واقعیت این است که در چنین نبردی، برنده کسی است که بتواند فشار را مدیریت کند، میدان را گسترش دهد، و طرف مقابل را در یک بازی فرسایشی نگه دارد. و در این سه مولفه، ایران تا اینجا عملکرد قابل توجهی داشته است. بنابراین، اگرچه این تقابل هنوز به نقطه پایان نرسیده، اما شواهد نشان می‌دهد که کفه ترازوی راهبردی به ‌تدریج به سمت ایران سنگین‌ تر شده است. به قول معروف : «آن‌که زمین بازی را می‌شناسد، دیر یا زود بازی را هم می‌بَرد»

الهام قاسمی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11421

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات