Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

بن‌بست در تنگه هرمز

جنگ اخیر میان ایران و ایالات متحده، در حالی آغاز شد که هنوز مذاکرات و تلاش‌های دیپلماتیک میان دو طرف جریان داشت. اما به‌گونه‌ای غیرمنتظره، ایالات متحده حملات هدفمند نظامی را بر خاک ایران آغاز کرد؛ حملاتی که منجر به شهادت رهبر ایران و شماری از مقامات کلیدی این کشور گردید. این تحول، نه‌تنها معادلات منطقه را تغییر داد، بلکه نشان داد که این جنگ از ابتدا با اهدافی فراتر از یک تنش محدود طراحی شده بود.

در تحلیل اهداف این جنگ، می‌توان گفت که دونالد ترامپ به دنبال سه هدف اساسی بود: از میان بردن توان موشکی ایران، تغییر نظام سیاسی جمهوری اسلامی، و در نهایت دستیابی به کنترل منابع نفتی و موقعیت استراتژیک این کشور. با این حال، آنچه در میدان واقعیت رخ داد، نشان می‌دهد که این اهداف نه‌تنها تحقق نیافته، بلکه با واقعیت‌های میدانی فاصله جدی دارد.

  • آغاز حساب‌شده، اما ادامه‌ای خارج از کنترل

در روزهای نخست، حملات آمریکا به‌گونه‌ای انجام شد که نشان‌دهنده یک برنامه‌ریزی برای جنگی کوتاه‌مدت بود؛ جنگی که تصور می‌شد در ظرف چند روز به نتیجه برسد. اما این محاسبه، با یک اشتباه جدی همراه بود: نادیده گرفتن آمادگی دفاعی ایران.

ایران که سال‌ها تحت فشار تحریم‌ها و تهدیدات خارجی قرار داشت، ساختار دفاعی خود را بر اساس سناریوی یک جنگ طولانی‌مدت تنظیم کرده بود. همین مسئله سبب شد که جنگ نه‌تنها به سرعت پایان نیابد، بلکه 40 روز ادامه پیدا کند و وارد یک مرحله فرسایشی گردد.

  • انزوای واشنگتن؛ وقتی متحدان همراهی نکردند

در روزهای ابتدایی جنگ، ایالات متحده تلاش کرد تا حمایت نظامی متحدان اروپایی و هم‌پیمانان خود را جلب کند. اما برخلاف انتظار، بسیاری از این کشورها از همراهی در این جنگ خودداری کردند.

این رویکرد، نشان‌دهنده بی‌اعتمادی نسبت به تصمیمات شتاب‌زده واشنگتن بود. تجربه جنگ‌های گذشته در منطقه، به‌ویژه در افغانستان و عراق، سبب شده است که کشورهای اروپایی با احتیاط بیشتری در چنین درگیری‌هایی وارد شوند. در نتیجه، آمریکا در میدان جنگ تا حد زیادی تنها باقی ماند.

  • بن‌بست در تنگه هرمز؛ نقطه فشار تعیین‌کننده

با ادامه جنگ، یکی از مهم‌ترین تحولات، بسته شدن تنگه هرمز بود؛ گذرگاهی حیاتی که نقش اساسی در انتقال انرژی جهان دارد. ایران که سال‌ها این مسیر را بدون ایجاد مانع باز نگه داشته بود، اکنون از آن به‌عنوان یک ابزار فشار استفاده می‌کند.

بسته شدن این تنگه، نه‌تنها بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار داده، بلکه فشار سنگینی بر ایالات متحده وارد کرده است. امروز، بازگشایی تنگه هرمز به یکی از اولویت‌های اساسی دولت ترامپ تبدیل شده است؛ تا جایی که از تهدید و اولتیماتوم گرفته تا ادبیات تند، همگی نشان‌دهنده وضعیت دشوار واشنگتن در این بحران است.

  • افزایش فشارهای داخلی و جهانی

با طولانی شدن جنگ، مخالفت‌ها در داخل آمریکا افزایش یافته است. شهروندان آمریکایی که تجربه جنگ‌های طولانی و پرهزینه را دارند، اکنون نسبت به ادامه این درگیری نگرانی جدی نشان می‌دهند.

در سطح بین‌المللی نیز، بسیاری از کشورها این جنگ را عامل بی‌ثباتی بیشتر در منطقه می‌دانند. افزایش بهای انرژی، اختلال در تجارت جهانی و نگرانی از گسترش درگیری، سبب شده تا فشارهای سیاسی و دیپلماتیک بر آمریکا افزایش یابد.

  • ناکامی در تحقق اهداف اصلی

با وجود انجام هزاران حمله نظامی، شواهد موجود نشان می‌دهد که ایالات متحده به اهداف اساسی خود دست نیافته است. توان موشکی ایران همچنان پابرجاست، ساختار سیاسی این کشور تغییر نکرده و اقتصاد آن نیز برخلاف پیش‌بینی‌ها دچار فروپاشی نشده است.

حتی در حوزه تجارت، ایران توانسته است راه‌های بدیل برای ادامه واردات و صادرات خود پیدا کند. این مسئله نشان می‌دهد که محاسبات اولیه واشنگتن درباره میزان آسیب‌پذیری ایران، دقیق نبوده است.

  • عبور از خطوط سرخ و تغییر روایت جنگ؛ از مبارزه با تروریزم تا اتهام تروریزم دولتی

در ادامه این جنگ، آنچه بیش از همه توجه‌ها را جلب کرده، عبور آشکار از خطوط سرخ حقوق بین‌الملل است. حمله به اهداف غیرنظامی چون پل‌ها، مکاتب، شفاخانه‌ها و مناطق مسکونی، دیگر صرفاً یک عملیات نظامی پنداشته نمی‌شود؛ بلکه از دید بسیاری کارشناسان، مصداق روشن نقض قوانین جنگ و حتی «جنایت جنگی» به شمار می‌رود.

حمله به پل B1 در کرج، نمونه برجسته‌ای از این روند بود که واکنش‌های گسترده‌ای را برانگیخت. این رویداد نه‌تنها در سطح منطقه، بلکه در داخل ایالات متحده نیز با انتقاد روبه‌رو شد. در همین رابطه، مکس بلومنتال، روزنامه‌نگار آمریکایی، تصریح کرد: «وقتی زیرساخت‌های غیرنظامی هدف قرار می‌گیرد، دیگر نمی‌توان آن را عملیات نظامی نامید؛ این همان چیزی است که سال‌ها تروریزم خوانده می‌شد.»

چنین اظهاراتی نشان می‌دهد که روایت جنگ در حال تغییر است. ایالات متحده که سال‌ها خود را پیشگام مبارزه با تروریزم معرفی می‌کرد، اکنون از سوی برخی تحلیلگران با اتهام «تروریزم دولتی» روبه‌رو شده است.

در واقع، جنگ امروز تنها در میدان نبرد جریان ندارد؛ بلکه در عرصه روایت و مشروعیت نیز ادامه دارد. هنگامی که یک قدرت جهانی متهم به انجام همان اقداماتی شود که پیش‌تر آن را محکوم می‌کرد، اعتبار آن بیش از هر شکست نظامی آسیب می‌بیند.

در چنین وضعیتی، جنگ ایران و آمریکا به یک تقابل فراتر از سلاح تبدیل شده است؛ تقابلی بر سر تعریف تروریزم، قانون و مشروعیت و به نظر می‌رسد واشنگتن در این میدان با چالش جدی مواجه شده است.

بن‌بست در تنگه هرمز
بن‌بست در تنگه هرمز، امریکا و متحدانش را گیج و شگفت زده کرده است
  • جمع‌بندی: جنگی که بیشتر از آن‌که پیروزی بیاورد، بن‌بست ساخت

با در نظر گرفتن تمامی ابعاد این جنگ، از آغاز ناگهانی آن تا پیچیده‌تر شدن اوضاع در میدان نبرد و سیاست، به‌روشنی دیده می‌شود که محاسبات اولیه دونالد ترامپ با واقعیت‌های میدانی همخوانی نداشت. جنگی که قرار بود کوتاه، هدفمند و تعیین‌کننده باشد، اکنون به یک درگیری فرسایشی و پرهزینه تبدیل شده که نه‌تنها اهداف اعلام‌شده را محقق نکرده، بلکه چالش‌های تازه‌ای نیز برای واشنگتن ایجاد کرده است.

نه توان موشکی ایران از میان رفته، نه ساختار سیاسی آن دگرگون شده و نه اقتصادش به‌گونه‌ای که پیش‌بینی می‌شد فروپاشیده است. در مقابل، آمریکا با انزوای نسبی، فشارهای داخلی، افزایش انتقادات جهانی و از همه مهم‌تر، آسیب به اعتبار بین‌المللی خود روبه‌رو شده است.

از سوی دیگر، تحولات اخیر نشان می‌دهد که این جنگ تنها یک تقابل نظامی نیست؛ بلکه به میدان سنجش «مشروعیت» و «روایت» نیز بدل شده است. عبور از خطوط سرخ و افزایش انتقادات درباره نحوه پیشبرد جنگ، جایگاه اخلاقی و سیاسی آمریکا را بیش از پیش زیر سؤال برده است.

در نهایت، چه این جنگ به توافق صلح منتهی شود و چه ادامه یابد، یک واقعیت روشن است: آغاز عجولانه و بدون اجماع جهانی، می‌تواند حتی قدرتمندترین بازیگران را نیز در مسیری قرار دهد که خروج از آن دشوار و پرهزینه باشد. این جنگ، بیش از آن‌که نمایش قدرت باشد، به نمونه‌ای از یک محاسبه اشتباه در سطح رهبری سیاسی تبدیل شده است.

زهرا هاشمی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11488

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *