ترامپ عبرت نمی گیرد
در دنیای پرتلاطم سیاست بینالملل، جایی که قدرتهای بزرگ همچنان بر طبل جنگ میکوبند، دونالد ترامپ بار دیگر ایران را تهدید به حمله نظامی کرده است. این تهدیدها در حالی بیان میشوند که پروژه ناامنسازی ایران توسط سازمانهای اطلاعاتی امریکایی و صهیونیستی با شکست فاحشی روبرو شده است. این پروژه، که با هدف ایجاد آشوب داخلی و تضعیف نظام جمهوری اسلامی طراحی شده بود، نه تنها به نتیجه نرسید، بلکه با حضور گسترده و حماسی مردم ایران در راهپیمایی 22 جدی همراه شد.
میلیونها ایرانی در خیابانهای تهران و دیگر شهرها به میدان آمدند تا حمایت قاطع خود را از انقلاب اسلامی و رهبری آن اعلام کنند. این حضور، نمادی از انسجام ملی بود که نشان داد تلاشهای خارجی برای ایجاد شکاف در جامعه ایران، آب در هاون کوبیدن است. اما چرا ترامپ، با وجود این شکستها و تجربیات تلخ گذشته، همچنان بر مسیر تهدید و ارعاب پافشاری میکند؟
شکست امریکا در طبس: تجربهای مستقیم از ناکامی نظامی
یکی از بارزترین نمونههای شکست امریکا در برابر ایران، عملیات طبس در سال 1980 میلادی است. این عملیات، که با نام پنجه عقاب شناخته میشود، تلاشی نافرجام برای نجات گروگانهای امریکایی در سفارت ایالات متحده در تهران بود. کارتر، رئیسجمهور وقت امریکا، با اعزام نیروهای ویژه دلتا فورس و چرخبالهای نظامی، قصد داشت ضربهای قاطع به انقلاب نوپای اسلامی بزند. اما آنچه رخ داد، یک فاجعه تمامعیار بود. چرخبالها در صحرای طبس با طوفان شن مواجه شدند، یکی از آنها سقوط کرد و عملیات لغو شد. هشت نظامی امریکایی کشته شدند و تجهیزات پیشرفتهای به جا ماند که امروز در موزههای ایران به نمایش گذاشته شده است.
این شکست نه تنها یک ناکامی فنی بود، بلکه نمادی از ناتوانی امریکا در درک شرایط جغرافیایی، فرهنگی و ایدئولوژیک ایران محسوب میشود. تحلیلگران نظامی امریکایی بعدها اعتراف کردند که عملیات بدون اطلاعات دقیق از زمین و آبوهوا طراحی شده بود. اما درس اصلی این بود: ایران، با اتکا به نیروهای مردمی و اعتقادات عمیق، قادر است در برابر تهاجم خارجی مقاومت کند.
ترامپ، که خود را یک استراتژیست بزرگ میداند، ظاهرا از این تجربه عبرت نگرفته است. تهدیدهای اخیر او برای حمله به ایران، یادآور همان غرور امریکایی است که در طبس به خاک سپرده شد. اگر امریکا بار دیگر دست به چنین ماجراجویی بزند، ممکن است با طوفانی بزرگتر از شنهای طبس روبرو شود – طوفانی از موشکها و مقاومت مردمی.
شکست اسرائیل و امریکا در جنگ 12 روزه
در جوزای امسال، جهان شاهد جنگی کوتاه اما پرهزینه بین اسرائیل، امریکا و ایران بود. این جنگ 12 روزه، که با حملات هوایی اسرائیل و امریکا به تاسیسات هستهای و موشکی ایران آغاز شد، قرار بود ضربهای نهایی به برنامههای دفاعی ایران بزند. نتانیاهو و ترامپ، این عملیات را موفقیتآمیز توصیف کردند. اما واقعیت چیز دیگری بود.
ایران با شلیک صدها موشک به سمت اسرائیل و پایگاههای امریکایی در منطقه، نشان داد که دفاع هوایی اسرائیل – حتی با حمایت امریکا – قادر به مهار کامل حملات نیست. گزارشها حاکی از آن است که اسرائیل بیش از نیمی از ذخایر موشکهای رهگیر خود را مصرف کرد و خسارات اقتصادی سنگینی متحمل شد.
پذیرش آتشبس از سوی اسرائیل و امریکا، نه از روی میل، بلکه از سر اجبار بود. ایران نه تنها هسته برنامه موشکی خود را حفظ کرد، بلکه با بازسازی سریع تاسیسات، نشان داد که چنین حملاتی تنها انگیزه مقاومت را افزایش میدهد. این جنگ نتوانست ایران را به زانو درآورد و حتی منجر به افزایش تولید موشکهای بالستیک ایران شد.
ترامپ که اکنون دوباره تهدید به حمله میکند، ظاهرا فراموش کرده که این جنگ 12 روزه چگونه به یک بنبست تبدیل شد. پروژه ناامنسازی اخیر، که با حمایت از اعتراضات داخلی همراه بود نیز در ادامه همان سیاست شکستخورده است. اما حضور میلیونها ایرانی در راهپیمایی 22 جدی نشان داد که مردم ایران در برابر فشارهای خارجی متحد هستند.
چرایی ناتوانی امریکا در حمله به ایران؛ بررسی عوامل کلیدی
حالا به سوال اصلی میرسیم: چرا آمریکا، با وجود برتری نظامی ظاهری، قادر به حمله موفق به ایران نیست؟ دلایل متعددی وجود دارد که از توان موشکی تا انسجام داخلی را شامل میشود.
ابتدا، توان موشکی ایران: ایران یکی از بزرگترین زرادخانههای موشکی خاورمیانه را دارد، با بردهایی که میتواند پایگاههای امریکایی در منطقه و حتی اسرائیل را هدف قرار دهد. گزارشهای اخیر نشان میدهد که ایران پس از جنگ 12 روزه، تولید موشکهای بالستیک را به شدت افزایش داده است. این موشکها، مانند فاتح و قدر، قادر به نفوذ در دفاع هوایی پیشرفته هستند. ترامپ تهدید به حمله میکند، اما کارشناسان پنتاگون هشدار دادهاند که چنین اقدامی میتواند منجر به تلفات سنگین برای امریکاییها شود.
دوم، انسجام داخلی: برخلاف تصور غربیها، ایران جامعهای متحد در برابر تهدید خارجی است. پروژه ناامنسازی اخیر، که با حمایت سازمانهای اطلاعاتی امریکا و اسرائیل همراه بود، قرار بود اعتراضات اقتصادی را به آشوب سیاسی تبدیل کند. اما مردم با برگزاری تجمعات حمایتی، انسجام ملی را حفظ کرده است. میلیونها نفر در خیابانها شعار مرگ بر امریکا سر دادند، که نشاندهنده عمق نفرت از مداخلات خارجی است.
سوم، عوامل جغرافیایی و استراتژیک: ایران کشوری پهناور است. حمله زمینی غیرممکن و حملات هوایی نیز با ریسک بالا همراه است. علاوه بر این، ایران متحدان منطقوی مانند روسیه و چین دارد که میتوانند حمایت لجستیکی کنند. اقتصاد ایران، علیرغم تحریمها، با تمرکز بر تولید داخلی، مقاوم شده است.
چهارم، تجربیات تلخ امریکا در خاورمیانه: امریکا در افغانستان و عراق شکست خورد. در کشورمان، پس از 20 سال، طالبان قدرت را به دست گرفت. در عراق نیز، نفوذ ایران افزایش یافت.
ترامپ، که ادعای پایان جنگهای بیپایان را دارد، ظاهرا فراموش کرده که حمله به ایران میتواند به یک باتلاق جدید تبدیل شود.
زمان عبرتگیری فرا رسیده
چرا ترامپ عبرت نمیگیرد؟ چون سیاست خارجی امریکا بر پایه هژمونی است، نه واقعیت. اما تاریخ نشان داده که ایران شکستناپذیر است. تهدیدهای اخیر، پس از شکست پروژه ناامنسازی و حضور حماسی در 22 جدی، تنها بلاهت او را نشان میدهد. زمان آن رسیده که امریکا به جای تهدید، به دیپلماسی روی آورده و به حقوق بین الملل احترام بگذارد. ایران نیز نشان داده با اتکا به مردمش، همیشه پیروز است.

سعید محمدی











