Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

در حالی‌ که تنش‌های اخیر ایران و امریکا بار دیگر به یکی از کانون‌های اصلی تحولات سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شده است، بازیگران مختلف منطقه‌ای هر یک متناسب با منافع، تجربیات و موقعیت ژئوپولیتیک خود واکنش‌هایی متفاوت نشان داده‌اند. این تنش‌ها که ریشه در سیاست‌های فشار، تحریم و تهدیدهای مکرر واشنگتن علیه تهران دارد، نه‌تنها روابط دوجانبه ایران و امریکا، بلکه کلیت موازنه قدرت و ثبات ژئوپولیتیک خاورمیانه و آسیای غربی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

افغانستان به دلیل همسایگی طولانی با ایران، پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی و اقتصادی، و تجربه مستقیم از حضور و مداخلات نظامی امریکا، از جمله کشورهایی است که تحولات اخیر را با حساسیتی ویژه دنبال می‌کند. در این میان، امارت اسلامی طالبان به‌عنوان حاکمیت کنونی افغانستان، مواضع و تحلیل‌هایی را در قبال تشدید تنش‌های ایران و امریکا مطرح کرده است که بازتاب‌دهنده نگاه خاص این جریان به نظم منطقه‌ای، نقش قدرت‌های بزرگ و آینده معادلات جهان اسلام می‌باشد.

  • زمینه‌های تشدید تنش میان ایران و امریکا

تنش‌های اخیر ایران و امریکا در امتداد یک تقابل طولانی‌مدت سیاسی، اقتصادی و امنیتی شکل گرفته است؛ تقابلی که ریشه اصلی آن به سیاست‌های مداخله‌جویانه و فشارمحور ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران بازمی‌گردد. امریکا طی سال‌های گذشته، با توسل به تحریم‌های گسترده، تهدیدهای نظامی و فشارهای دیپلماتیک، تلاش نموده است ایران را به پذیرش خواسته‌های یک‌جانبه خود وادار سازد؛ رویکردی که نه‌تنها ناکام مانده، بلکه برخلاف اهداف واشنگتن، موجب تقویت انسجام داخلی، افزایش توان بازدارندگی و تثبیت جایگاه منطقه‌ای ایران گردیده است.

در کنار این فشارها، تحولات اخیر نشان می‌دهد که سیاست تقابل امریکا به بن‌بست راهبردی رسیده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که ایران و امریکا در روزهای اخیر گفت‌وگوهای غیرمستقیمی را در عمان آغاز کرده‌اند؛ گفت‌وگوهایی که هرچند از سوی دو طرف «آغاز مثبت» توصیف شده، اما اختلاف‌های بنیادین همچنان پابرجا می‌باشد. همین امر نشان می‌دهد که واشنگتن، علی‌رغم ادامه سیاست فشار، ناگزیر به پذیرش واقعیت قدرت، نفوذ و نقش تعیین‌کننده ایران در معادلات منطقه‌ای شده است؛ واقعیتی که بدون در نظر گرفتن آن، هیچ طرح امنیتی یا سیاسی در منطقه قابلیت تحقق ندارد.

  • موضع‌گیری و تحلیل دیدگاه طالبان در قبال تنشهای اخیر ایران و امریکا

در واکنش به این تحولات، برخی مقامات و چهره‌های نزدیک به امارت اسلامی طالبان، دیدگاه‌هایی را مطرح کرده‌اند که در چارچوب گفتمان مقاومت در برابر مداخلات خارجی قابل تحلیل است. از جمله، رحمت‌الله فیضان، معاون نمایندگی وزارت خارجه طالبان در هرات، با نشر تحلیلی، بر همگرایی افغانستان و ایران در برابر آنچه «زورگویی و امپریالیسم امریکا» خوانده می‌شود، تأکید نموده است.

فیضان در این تحلیل، افغانستان و ایران را دو ملت ریشه‌دار و مقاوم توصیف می‌کند که در برابر فشارهای قدرت‌های بزرگ ایستاده‌اند و همین ایستادگی را عامل فرسایش نظم ناعادلانه جهانی می‌داند. به باور او، مقاومت نه یک شعار مقطعی، بلکه یک راهبرد عملی برای حفظ استقلال، حاکمیت ملی و جلوگیری از تحمیل اراده خارجی است.

این نگاه نشان می‌دهد که طالبان، تنش‌های اخیر ایران و امریکا را فراتر از یک تقابل صرفاً دوجانبه میان تهران و واشنگتن می‌بیند و آن را بخشی از یک رویارویی گسترده‌تر میان قدرت‌های مستقل منطقه و سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه امریکا تلقی می‌کند.

در همین چارچوب، سید اکبر آغا، وزیر عدلیه حکومت پیشین طالبان و از چهره‌های نزدیک به این جریان نیز تأکید کرده است که امریکا با تصور تکرار سناریوهای مداخله‌جویانه در قبال ایران، با شکست راهبردی مواجه شده است. به گفته او، انسجام داخلی ایران، توان نظامی، حمایت مردمی از حاکمیت و هشدارهای صریح تهران درباره هدف قرار دادن پایگاه‌های امریکایی، واشنگتن را در موقعیتی قرار داده که حتی متحدان منطقه‌ای آن نیز با احتیاط بیشتری رفتار می‌کنند.

از منظر طالبان، تجربه افغانستان نیز گواه روشنی بر ناکامی سیاست‌های مداخله‌گرایانه امریکا است؛ تجربه‌ای که پس از دو دهه حضور نظامی، با خروج آشفته نیروهای امریکایی پایان یافت. همین تجربه تاریخی، موجب شده است که طالبان با دیدی انتقادی و بدبینانه به تحرکات واشنگتن در قبال ایران بنگرد.

در مجموع، می‌توان گفت که دیدگاه طالبان در قبال تنش‌های اخیر ایران و امریکا بر سه محور اساسی استوار است: نخست، رویکرد ضد مداخله‌جویانه و مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی امریکا؛ دوم، تلاش برای تقویت پیوندهای منطقه‌ای، به‌ویژه با ایران؛ و سوم، توجه به ثبات امنیتی و همکاری‌های اقتصادی به‌عنوان عناصر کلیدی امنیت پایدار در افغانستان.

تنش‌های اخیر ایران و امریکا
واکنش طالبان به تنش‌های اخیر ایران و امریکا، نشانه درک آنها از سیاست های یکجانبه گرایانه واشنگتن است
  • نتیجه‌گیری

واکنش طالبان به تنش‌های اخیر ایران و امریکا را می‌توان نشانه‌ای از شکل‌گیری نوعی درک مشترک منطقه‌ای در برابر سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه واشنگتن دانست. مواضع مطرح‌شده از سوی مقامات و چهره‌های نزدیک به طالبان نشان می‌دهد که گفتمان مقاومت و نفی مداخلات خارجی، به‌تدریج به یکی از مؤلفه‌های تأثیرگذار در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شده است.

ایران با تکیه بر توان داخلی، انسجام اجتماعی و قدرت بازدارندگی خود، نشان داده است که فشار و تهدید نه‌تنها موجب عقب‌نشینی نمی‌شود، بلکه می‌تواند به تقویت جایگاه یک کشور در موازنه‌های منطقه‌ای بینجامد. همسویی نسبی دیدگاه طالبان با ایران در این زمینه، بیش از آنکه پدیده‌ای مقطعی باشد، بازتاب تغییری تدریجی در موازنه قدرت منطقه‌ای و کاهش کارایی سیاست‌های تحمیلی قدرت‌های فرامنطقه‌ای است.

در نهایت، تحولات اخیر حاکی از آن است که آینده منطقه بیش از هر زمان دیگری به تصمیم، همکاری و اراده کشورهای منطقه گره خورده است؛ کشورهایی که با درس گرفتن از تجربه‌های پرهزینه گذشته، در پی شکل‌دهی به نظمی واقع‌گرایانه‌تر، مستقل‌تر و مبتنی بر احترام متقابل می‌باشند.

زهرا هاشمی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=10958

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *