دگرگونی خاموش در جنگ با پاکستان
در جنگهای چند سال اخیر در امتداد خط دیورند، معمولا این تصور وجود داشت که توان هوایی امارت اسلامی بسیار محدود است و اگر هم از پهپاد استفاده شود، بیشتر از نوع کوادکوپترهای کوچک تجارتی است؛ همان ابزارهایی که در میدانهای نبرد نامنظم برای تصویربرداری، شناسایی، یا نهایتا حمل مهمات سبک به کار میروند. اما تحولات روزهای اخیر و پس از تشدید درگیری میان افغانستان و پاکستان، این تصور را بهگونهای جدی زیر سوال برده است.
اکنون دیگر بحث فقط بر سر پهپادهای کوچک نیست؛ بلکه سخن از پهپادهای تهاجمی دوربرد، مهمات سرگردان و عملیاتهایی است که در عمق خاک پاکستان اجرا شدهاند. همین نکته، مسئله دستیابی امارت اسلامی به پهپادهای جنگی را از یک موضوع تخنیکی به یک مسئله ژئوپولیتیک منطقهای تبدیل کرده است.
اهمیت این موضوع فقط در نفس داشتن پهپاد نهفته نیست؛ اهمیت اصلی در این است که طالبان، که تا چندی پیش بیشتر بهعنوان یک قدرت زمینی با جنگجویان پیاده، واحدهای سرحدی، و مقداری تجهیزات بهجامانده از اردوی پیشین شناخته میشد، اکنون میکوشد خود را صاحب یک توان ضربتی از راه دور نشان دهد. این تحول، اگر ثابت و پایدار باشد، به معنای عبور از مرحله جنگ مرزی سنتی به مرحلهای است که در آن کابل میتواند بدون عبور دستههای بزرگ زمینی، اهدافی را در فواصل دورتر تهدید کند.
-
جنگ تازه افغانستان و پاکستان
برای فهم اهمیت این تحول باید نخست به بستر جنگ جاری نگاه کرد. روابط طالبان و پاکستان در سالهای اخیر به صورت پیوسته رو به وخامت رفته است. پاکستان بارها امارت اسلامی را متهم کرده که خاک افغانستان به پناهگاه تحریک طالبان پاکستان (TTP) و سایر گروههای ضدپاکستانی مبدل شده است؛ اتهامی که کابل آن را رد کرده و در مقابل، اسلامآباد را به نقض حاکمیت افغانستان، حملات هوایی و هدفگیری غیرنظامیان متهم ساخته است. این تنشها پیشتر نیز به درگیریهای مرزی مرگبار انجامیده بود و برای آن آتشبس با میانجیگری قطر و ترکیه برقرار شد؛ اما آن آتشبس پایدار نماند و مذاکرات بعدی نیز به نتیجه قطعی نرسید.
مرحله تازه جنگ با پاکستان از اواخر ماه فبروری شدت گرفت. افغانستان حملات متقابل را در واکنش به حملات هوایی پاکستان آغاز کرد. در روزهای بعد، هر دو طرف از حملات گسترده، تلفات سنگین و تصرف یا تخریب مواضع یکدیگر سخن گفتند. پاکستان ادعا کرد که حملاتش علیه پناهگاههای شورشیان و مواضع طالبان بوده است؛ در حالی که امارت اسلامی گفت خانههای مردم، اردوگاههای مهاجران و اهداف ملکی زیر ضرب قرار گرفتهاند. سازمان ملل نیز نسبت به افزایش تلفات غیرنظامیان هشدار داده و از هر دو طرف خواسته است که فورا جنگ را متوقف کنند.
تا امروز که این مطلب نوشته میشود، نشانهای از پایان فوری جنگ دیده نمیشود. گزارشهای تازه نشان میدهد که عملیاتها هنوز ادامه دارند، هرچند شدت و دامنه آن در برخی روزها نسبت به آغاز بحران کمتر شده است. یوناما گزارش داد که از شام 26 فبروری تا 5 مارچ، دستکم 185 مورد تلفات ملکی در افغانستان ثبت شده که 56 کشته و 129 زخمی را در بر میگیرد. بنابراین، جنگ هنوز نه تنها پایان نیافته، بلکه وارد مرحلهای شده که هم در بعد نظامی و هم در بعد سیاسی، هزینههای آن برای هر دو طرف در حال افزایش است.
-
چرا موضوع پهپادها در جنگ با پاکستان ناگهان مهم شد؟
آنچه در روزهای اخیر وضعیت را دگرگون کرد، تنها تبادل آتش توپخانه، حملات هوایی پاکستان یا درگیریهای مرزی نبود. عامل تعیینکنندهتر، انتشار تصاویر و ویدئوهایی بود که از سوی نهادهای وابسته به امارت اسلامی و رسانههای نزدیک به آن نشر شد و در آنها از عملیاتهای هوایی هماهنگ علیه اهدافی در پاکستان سخن گفته شد. وزارت دفاع طالبان اعلام کرد که نیروی هوایی آن در دوم مارچ حملات دقیق و هماهنگ علیه چند هدف مهم نظامی پاکستان انجام داده است. این بیان در سطح سیاسی معنایش روشن است: کابل میخواست اعلام کند که دیگر فقط در مواضع مرزی پاسخ نمیدهد، بلکه توان ضربه زدن در عمق را نیز دارد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی، نیز در کنفرانس خبری خود گفت که نیروهای افغان اهداف مهم نظامی را در داخل پاکستان هدف قرار دادهاند و حملات اخیر پیامی بوده است که دست ما به یخن دشمن میرسد. او همچنین گفت حملات پهپادی بر اهداف مشخص در داخل پاکستان انجام شده و هشدار داد که هر اقدام شرارتآمیز پاکستان پاسخ خواهد گرفت. همین نوع ادبیات نشان میدهد که پهپاد در اینجا تنها یک ابزار جنگی نیست؛ پهپاد بخشی از جنگ روانی، نمایش بازدارندگی و تولید تصویر از اقتدار نوظهور امارت اسلامی است.
-
ریشه این ظرفیت از کجا آمده است؟
پرسش اصلی این است که طالبان این توان را از کجا آورده است. پاسخ قطعیِ قطعه قطعه و مستند برای همه جزئیات هنوز در دست نیست، اما از کنار هم گذاشتن منابع مختلف میتوان چند مسیر محتمل را تشخیص داد.
نخست، طالبان از قبل با استفاده نظامی از پهپاد بیگانه نبود. طالبان در سالهای 2020 و 2021 از پهپادهای کوچکِ تجارتی برای انداختن مهمات و اجرای حملات محدود استفاده کرده بود و حتی پیش از سقوط جمهوری، یک واحد پنهان پهپادی با حضور افراد تخنیکی ساخته بود. این یعنی زیرساخت فکری، تجربه ابتدایی و نیروی انسانی اولیه برای پهپادیسازی جنگ از پیش وجود داشت؛ فقط مقیاس و نوع سامانهها محدود بود. بنابراین، پیدایش پهپادهای جدید را نباید از صفر شروعشده پنداشت؛ بلکه باید آن را امتداد و ارتقای یک تجربه قبلی دانست.
دوم، نشانههایی وجود دارد که طالبان پس از 2021 در پی ایجاد صنعت یا کارگاههای بومی پهپادی بوده است. کابل میخواهد از فقدان نیروی هوایی کلاسیک با اتکا بر تولید داخلی یا نیمهداخلی جبران کند. حتی اگر واژه تولید داخلی به معنای ساخت کامل همه اجزا در داخل افغانستان نباشد و فقط مونتاژ، بومیسازی قطعات وارداتی، یا مهندسی معکوس را شامل شود، بازهم نتیجه روشن است: طالبان بهسوی خودکفایی نسبی در این بخش حرکت کرده است.
سوم، خود پاکستان به طور غیرمستقیم وجود یک ظرفیت پهپادی در افغانستان را تایید کرده است. ارتش پاکستان در جلالآباد یک محل نگهداری پهپاد و یک انبار مهمات طالبان را هدف قرار داده است.
چهارم، امکان دسترسی طالبان به بازارهای غیررسمی و زنجیرههای قاچاق قطعات نیز باید جدی گرفته شود. امروز ساخت پهپاد در جهان دیگر منحصر به دولتهای بزرگ نیست. بدنه، سیستم هدایت، موتورهای سبک، GPS، لینکهای داده، و حتی مواد منفجره قابلحمل را میتوان از مسیرهای غیررسمی، بازارهای تجارتی، یا شبکههای واسطهای تهیه کرد. از همین رو، برای دستیافتن به یک مهمات سرگردان دوربرد، الزاما نیاز نیست که یک دولت کارخانه پیشرفته کامل هوافضا داشته باشد؛ کافی است شبکهای از قطعه، مونتاژ، و مهارت فنی در اختیارش باشد.
-
حمله به داعش در پاکستان؛ پیام امنیتی و سیاسی
یکی از نکات قابل توجه در روایات منتشرشده از سوی رسانههای نزدیک به حکومت درباره جنگ با پاکستان، تاکید بر حمله به مواضع داعش در داخل خاک پاکستان است. اگر این عملیاتها در همان مقیاس ادعاشده رخ داده باشند، طالبان با یک تیر چند نشان زده است: نخست، به مخاطب داخلی میگوید که حکومت فقط در برابر پاکستان نمیجنگد، بلکه علیه داعش نیز فعال است؛ دوم، به کشورهای منطقه پیام میدهد که افغانستان تحت حاکمیت طالبان میتواند در نقش ضد داعش ظاهر شود؛ سوم، سعی میکند مشروعیت سیاسی-امنیتی بیشتری برای بهکارگیری پهپادها بسازد. رسانههای نزدیک به حکومت این حملات را نه فقط نظامی، بلکه بهعنوان بخشی از حفاظت از امنیت منطقه تصویر میکنند.
تا پیش از این، پاکستان از برتری هوایی، برد آتش و عمق استراتژیک نظامی در مقایسه با افغانستان برخوردار بود. هرگاه تنش بالا میگرفت، اسلامآباد میتوانست با حملات هوایی یا راکتی، هزینه را بر کابل تحمیل کند، در حالی که پاسخ افغانستان غالبا محدود به درگیریهای مرزی یا فشارهای سیاسی-تبلیغاتی میماند. اما ورود پهپادهای تهاجمی در جنگ با پاکستان این الگو را تغییر میدهد. اکنون حتی اگر پاکستان همچنان در توان نظامی کلی برتر باشد، دیگر نمیتواند مطمئن باشد که عمق جغرافیاییاش از ضربه مصون است. همین تغییرِ ادراک، یکی از مهمترین کارکردهای پهپاد برای طالبان است.

-
نتیجهگیری
دستیابی طالبان به پهپادهای جنگی در جنگ با پاکستان، صرفا یک پیشرفت تخنیکی یا تبلیغاتی نیست؛ این تحول، نشانه ورود حکومت کابل به مرحله تازهای از اعمال قدرت نظامی است. شواهد علنی موجود نشان میدهد که طالبان اکنون فراتر از کوادکوپترهای سبک رفته و دستکم به ترکیبی از پهپادهای تجارتی مسلح، مهمات سرگردان و سامانههای تهاجمی دوربرد دست یافته یا آنها را در داخل مونتاژیا تولید میکند.
در سطح نظامی، این ابزار تازه به طالبان امکان داده است که پاسخ به پاکستان را از خط مرز فراتر ببرد و مفهوم بازدارندگی متقابل را، هرچند به طور محدود، وارد جنگ کند. در سطح سیاسی، پهپاد به کابل کمک کرده است که از خود تصویر حکومتی بسازد که نه تنها میتواند دفاع کند، بلکه میتواند عمق طرف مقابل را نیز تهدید نماید. در سطح منطقهای، همین تحول به بازیگران اطراف پیام میدهد که افغانستان تحت حاکمیت امارت اسلامی دیگر صرفا گیرنده فشار هوایی نیست، بلکه خودش نیز در حال تبدیلشدن به کنشگر پهپادی است.
سعید محمدی