حمله زمینی به ایران
از ۲۸ فبروری ۲۰۲۶، ایالات متحده و اسرائیل عملیات نظامی گستردهای را علیه ایران آغاز کردند که با حملات هوایی به تهران و سایر شهرهای اصلی همراه بود. در حین جنگ هوایی علیه ایران، گزارشها حاکی از آن است که پنتاگون در حال بررسی گزینههای نظامی برای ضربه نهایی شامل عملیات زمینی نیز بوده و هست.
به نظر میرسد دلیل این تصمیم این است که پس از نزدیک بیش از یک ماه درگیری، امریکا با واقعیتی غیرمنتظره روبرو شده است. برخلاف تصور اولیه کاخ سفید که امیدوار بود با حذف رهبری ایران از طریق بمباران استراتژیک، نظام سیاسی این کشور فرو بپاشد، ایران نه تنها مقاومت کرده بلکه به طور تهاجمی به عملیات خود ادامه داده است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، در روز اول جنگ شهید شد، اما برخلاف پیشبینیهای امریکا، دولت ایران حفظ شد و حتی رویکردی تهاجمیتر در پیش گرفت. مقامات ارشد پنتاگون اذعان کردند که ایران به سرعت در حال تطبیق تاکتیکهای خود است و مثل یک دولت سربریده رفتار نمیکند. در این نوشتار سعی بر این دارم تا اثبات کنم اگر امریکا اشتباه استراتژیک حمله زمینی به ایران را مرتکب شود، با شکستی حتمی و تاریخی مواجه خواهد شد. در ادامه دلایل این امر را توضیح دادهام.
-
ناکامی حمله زمینی به ایران؛ دلیل اول: اشتباهات محاسباتی راهبردی امریکا
اکنون روشن است سه فرضیه اساسی که امریکا قبل از آغاز جنگ بر اساس آنها عمل میکرد، در واقع نقاط کور محاسباتی واشنگتن بودهاند:
اول: امریکا تصور میکرد موازنه قدرت جهانی به نفع آن است و رقبای اصلی مانند روسیه (درگیر در اوکراین) و چین (مشغول مسائل داخلی و منطقهای) فرصت یا توانایی مداخله را ندارند.
دوم: باور به اینکه بمباران استراتژیک گسترده برای سرنگونی ایران کافی است و حمله برقآسا میتواند ایران را به زانو درآورد.
سوم: تصور اینکه شبکه گسترده متحدان امریکا در منطقه میتوانند بار اصلی جنگ را تحمل کنند.
هر سه این فرضیهها در عمل شکست خوردهاند. ایران به سرعت خود را بازسازی کرد و نشان داد که شرکای استراتژیکش توانستهاند آمادگی نظامی آن را پس از جنگ ۱۲ روزه افزایش دهند.
-
دلیل دوم: تغییر دکترین نظامی ایران از دفاعی به تهاجمی
یکی از مهمترین تحولات میدانی که نشانهای از تغییر معادلات قدرت است، اعلام رسمی تغییر دکترین نظامی ایران از دفاعی به تهاجمی توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، اعلام کرد که تاکتیکهای میدانی کاملا تغییر کرده و تسلیحات پیشرفتهای برای برهم زدن محاسبات دشمن تولید شده است.
این تغییر دکترین در عمل نیز خود را نشان داده است. برخلاف جنگهای گذشته که ایران عمدتا واکنشگر بود، این بار ایران پایگاههای امریکا در بحرین، اردن، کویت، قطر، عربستان سعودی و امارات را با موشکهای بالستیک و پهپادهای تهاجمی هدف قرار داده است. همچنین حساب رسمی سپاه پاسداران در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که پایگاههای هوایی المنهاد و علیالسالم که مبدا حملات به جزایر ایرانی بودند، با حجم گستردهای از موشکهای بالستیک و پهپادهای ویرانگر منهدم شدهاند.
-
دلیل سوم: شکست سامانههای دفاعی
یکی از شگفتیهای بزرگ برای پنتاگون، توانایی ایران در نفوذ به سامانههای دفاعی پیشرفته امریکا و اسرائیل بوده است. ایران دکترین بازدارندگی از طریق مجازات را در پیش گرفته است؛ یعنی استفاده از تسلیحاتی که میتوانند به منشا تهدید ضربه بزنند. این دکترین بر اساس انبار عظیمی از موشکها و پهپادهای پیشرفتهای بنا شده که در دهههای گذشته و در شرایطی ساخته شدهاند که در برابر حملات هوایی آسیبناپذیر هستند.
امریکا از شدت پاسخ ایران شوکه شده است. ایران به پایگاههای حیاتی امریکا در سراسر خلیجفارس و غرب آسیا که مراحل اصلی عملیات تهاجمی و دفاعی امریکا بودند، ضربات سنگینی وارد کرده است. پنتاگون اعتراف کرده که انتظار چنین واکنش شدیدی را نداشته است. یکی از مقامات ارشد پنتاگون به کنگره گزارش داد که خسارت وارده به مجتمع مقر ناوگان پنجم امریکا در بحرین حدود ۲۰۰ میلیون دالر برآورد شده است.
ایران هشدار داده است که در صورت حمله به زیرساختهای انرژی و سوخت ایران، تمام زیرساختهای سوخت، انرژی، فناوری اطلاعات و شیرینسازی آب مورد استفاده امریکا و اسرائیل در منطقه را هدف قرار خواهد داد. این تهدید، معادلات امنیتی منطقه را به کلی تغییر داده است.
-
دلیل چهارم: هزینههای اقتصادی غیرقابل تحمل برای امریکا
جنگ با ایران ضربهای سنگین به اقتصاد امریکا وارد کرده است. با بسته شدن تنگه هرمز (که عبور یکپنجم نفت مصرفی جهان از آن میگذرد) و حملات به زیرساختهای انرژی کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس، قیمت نفت در دو هفته اول جنگ ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش یافته است. قیمت بنزین در امریکا به بالاترین حد از سال ۲۰۲۰ رسید.
نکته طنزآمیز این است که ایران خود از این افزایش قیمت بهرهمند شده است. صادرات نفت ایران نه تنها کاهش نیافته، بلکه اندکی افزایش نیز داشته و با افزایش قیمت نفت، ایران ماهانه حدود ۲ میلیارد دالر درآمد مازاد کسب میکند.
امریکا مجبور است از موشکهای چندمیلیون دالری برای رهگیری پهپادهای ارزانقیمت ایران استفاده کند. این عدم تقارن هزینهها، منابع مالی امریکا را به سرعت تحلیل میبرد. علاوه بر این، هزینه نگهداشت نیروهای زمینی در منطقه و تدارکات لجستیک یک جنگ زمینی، ابعاد فاجعهباری به اقتصاد امریکا تحمیل خواهد کرد.
-
دلیل پنجم: مقاومت داخلی و انسجام ملی ایران
یکی از بزرگترین اشتباهات امریکا، تصور اینکه جامعه ایران پس از حمله علیه نظام قیام میکند، بود. نیکولای پلاتوسکین، دکترای علوم تاریخی گفت: «آنها انتظار داشتند با کشتن رهبری، جمعیت مشتاق به خیابانها بریزند و همه را از نهادها بیرون کنند و آزادی و دموکراسی برقرار شود. اما برعکس شد.»
گارلند نیکسون، تحلیلگر سیاسی امریکایی نیز به جنبه اخلاقی و موفقیت ایران در جنگ روابط عمومی اشاره میکند: ایران توانسته تصویری از خود به عنوان بازیگر اخلاقیتر در این مناقشه ارائه دهد.
با وجود شهید شدن رهبر معظم انقلاب، آیت الله سید علی خامنهای، چندین تن از فرماندهان ارشد ایران توانستند کارایی نظامی خود را حفظ کند. مردم ایران با حضور شبانه خود در سرکها نشان دادند که در دفاع از وطن خود با هیچ کس تعارف ندارند. مردم چنان متحد و منسجم هستند که فکر ایجاد هرگونه جنگ و اختلاف داخلی از سر موساد و سیا بیرون آمده است.
-
دلیل ششم: محدودیتهای لجستیکی و جغرافیایی
ایران کشوری است با توپوگرافی پیچیده: کوهستانهای زاگرس، کویر مرکزی و وسعت جغرافیایی عظیم. این ویژگیها حمله زمینی به ایران را به کابوسی لجستیکی برای هر نیروی مهاجمی تبدیل میکند. تجربه امریکا در افغانستان و عراق نشان داده که حتی در شرایط جغرافیایی بسیار سادهتر، نیروهای زمینی امریکا با مشکلات عظیم لجستیکی و مقاومتهای طولانی مدت روبرو بودهاند.
از طرف دیگر پایگاههای امریکا در منطقه در معرض تهدید مستقیم موشکها و پهپادهای ایران قرار دارند. ایران قبلا نشان داده که میتواند به این پایگاهها ضربه بزند. در صورت حمله زمینی به ایران، این پایگاهها به جای اینکه پشتیبان عملیات باشند، به نقاط آسیبپذیری تبدیل خواهند شد.
-
دلیل هفتم: انزوای بینالمللی امریکا
اسپانیا اولین کشوری بود که اعلام کرد در اقدامات نظامی علیه ایران شرکت نخواهد کرد. سایر کشورهای اروپایی نیز به تدریج از حمایت از جنگ فاصله گرفتهاند. این یک شورش واقعی علیه سیاستهای امریکا است. چین و روسیه آشکارا مخالف جنگ هستند. روسیه که بزرگترین تهدید امنیتی برای اروپاست، از افزایش قیمت نفت ناشی از جنگ منتفع شده و درآمدهای صادراتی آن به شدت افزایش یافته است. این موضوع اروپا را در موقعیت استراتژیک بسیار دشواری قرار داده است.
در نهایت حمله زمینی به ایران نه تنها شکست نظامی امریکا را قطعی میکند، بلکه پیامدهای ژئوپلیتیکی، اقتصادی و سیاسی جبرانناپذیری برای ایالات متحده و متحدانش در پی خواهد داشت. ایران ثابت کرده است که یک قدرت منطقهای مقاوم و هوشمند است که با استفاده از دکترین دفاعی-تهاجمی خود، توانایی رویارویی با بزرگترین قدرت نظامی جهان را دارد.

حکیم تاجیک