Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

دروغ‌های امریکا در جنگ‌ها

آمریکا در تمام جنگ‌ها و جنایت‌های که مرتکب می‌شود از یک الگوی تکراری پیروی می‌کند و آن اینست که ابتدا جنایات فجیع و غیر انسانی را عامدانه خلق می کند و سپس با انکار و فرافکنی، از مسئولیت پذیری و پاسخگویی سرباز می‌زند. چنانچه طی روزهای گذشته مخازن سوخت توسط امریکا و اسرائیل در ولایت‌های تهران و البرز هدف قرار گرفت، اما واشنگتن مسئولیت را نپذیرفت و آن را به اسرائیل نسبت داد و یا موشک‌های تاماوهاک امریکا مستقیما بیش از ۱۸۰ دختر مکتبی را در میناب به شهادت رساندند، اما مقام‌های امریکایی به‌جای پاسخگویی، با عباراتی چون «در حال بررسی هستیم» از پذیرش مسئولیت شانه خالی نمودند.

این رفتار در سیاستهای جنایت‌کارانه امریکا پیوسته تکرار شده است. از افغانستان و عراق گرفته تا لیبیا و سوریه، بارها عساکر امریکایی جنایت کردند و غیرنظامیان قربانی شدند و سپس موجی از انکار، توجیه و نسبت دادن مسئولیت به دیگران، از سوی مقام‌های امریکایی آغاز شده اند.

این نمایش تکرارشونده، این بازی پینگ‌پونگ مرگبار، پرسشی بنیادین را پیش می‌کشد: چرا الگوی رفتاری امریکا در مواجهه با جنایاتش، از افغانستان و عراق تا سوریه و اینک ایران، همواره انکار، دروغ، فرافکنی و نهایتاً فرار از مسئولیت است؟ این مقاله در پی آن است تا با کالبدشکافی این الگوی ثابت از دروغ‌های امریکا، نشان دهد که آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد، نه استثنا، که قاعده‌ای است سابقه‌دار در سیاست خارجی آمریکا.

  • سابقه طولانی امریکا در جنایت و انکار

برای درک آنچه امروز در ایران می‌گذرد، باید به گذشته سفر کرد؛ به سرزمین‌هایی که زیر چکمه‌های عساکر امریکایی لگدمال شدند و هنوز زخم‌هایشان التیام نیافته است. امریکا پس از جنگ جهانی دوم، به تعبیر مورخان، «امپراتوری جنگ» بوده است؛ کشوری که کمتر از ۲۰ سال از ۲۴۶ سال عمر خود را بدون جنگ سپری کرده است. اما جغرافیای اصلی آزمایش‌های مرگبار واشنگتن، خاورمیانه و به ویژه افغانستان، عراق، سوریه و لیبیا بوده است.

در افغانستان، که بیست سال اشغال نظامی را تجربه کرد، آمارها حکایت از فاجعه‌ای بی‌پایان دارد. بر اساس گزارش «جنگ‌های هوایی»، امریکا در افغانستان، عراق، سوریه، لیبیا و یمن، دست‌کم ۹۱ هزار حمله هوایی انجام داده که به قول جان مرشایمیر منجر به کشته شدن بیش از 32 میلیون غیرنظامی شده است. چنانچه پروژه «هزینه‌های جنگ» دانشگاه براون نشان می‌دهد که تنها در افغانستان بیش از ۱۷۶ هزار نفر مستقیماً کشته شدند که ۴۸۹۰۰ هزار نفر از آنان افراد ملکی بودند.

اما نکته تأمل‌برانگیزتر، نه خود جنایت که شیوه مواجهه با آن است. در دسامبر ۲۰۰۳، جنگنده‌های 10A- امریکا در ولایت گردیز افغانستان، ۹ کودک را در روشنایی روز به گلوله بستند و پس از اعتراضات نهادهای بین‌المللی، پاسخ واشنگتن این بود که بررسی و تحقیق خواهد کرد. همانطور در سال ۲۰۰۹، حملات گسترده در ولایت فراه افغانستان نزدیک به ۱۰۰ غیرنظامی را کشتند که بیشترشان کودک بودند.

خلاصه اینکه در طول ۲۰ سال، عساکر امریکایی در مناطق هلمند، قندهار، زابل و غزنی بقدری انسان کشته‌اند که بسیار به‌سختی می‌توان آمار دقیق آنها را در آورد و همگانی ساخت. چنانچه نیویارک تایمز در سال ۲۰۱۹ فاش کرد که پنتاگون جنایات عمدی، غیر عمدی ویا هدف‌گیری‌های اشتباه، ده‌ها حمله مرگبار به غیرنظامیان انجام داده و سپس مدارک را پنهان کرده است.

از آن‌طرف در عراق نیز روایت مشابهی وجود دارد. حمله امریکا در سال ۲۰۰۳ بدون مجوز شورای امنیت و با بهانه‌های دروغین درباره سلاح‌های کشتار جمعی، جان ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار عراقی را گرفت. استفاده از فسفر سفید و بمب‌های خوشه‌ای در مناطق مسکونی، بخشی از کارنامه سیاه آمریکا در این کشور است.

در سوریه، ائتلاف به رهبری امریکا چنان بی‌پروا حملات را انجام داد که سازمان ملل در سال ۲۰۱۹ گزارش داد این حملات «اقدامات لازم برای تفکیک اهداف نظامی از غیرنظامیان را رعایت نکرده و ممکن است جنایت جنگی محسوب شود». لیبیا نیز نمونه‌ای دیگر است. آمریکا در سال ۲۰۱۱ با ادعای حمایت از معترضان، به این کشور حمله کرد، ساختار سیاسی این‌کشور فروپاشید و زمینه برای هرج‌ومرجی فراهم گردید که متاسفانه تا امروز ادامه دارد.

  • جنایات امریکا در جنگ اخیر و رویدادهای تلخ در ایران

در تجاوز تازه‌ی امریکا و اسرائیل به ایران، نیز دیده می شود که همان الگوی قدیمی دوباره تکرار می گردد. چنانچه از اواخر ماه فبروری ۲۰۲۶، که جمهوری اسلامی ایران آماج تجاوز و حملات امریکا و اسرائیل قرار گرفته است، چندین مخزن سوخت و مراکز توزیع انرژی در اطراف تهران و برخی شهرهای دیگر هدف قرار گرفته و متاسفانه اماکن غیر نظامی همچنان در معرض تهدید و خطر قرار دارند.

با این حال، مقام‌های امریکایی در قبال این جنایات از همان منطق انکار استفاده نموده و اعلام کردند که ایالات متحده قصد هدف قرار دادن صنعت نفت و گاز ایران را ندارد و این حملات توسط اسرائیل انجام شده است. این در حالی است که هماهنگی اطلاعاتی و نظامی میان امریکا و اسرائیل چنان در هم تنیده و نزدیک به‌هم است که تفکیک آنها غیر ممکن است.

در میان همه این رویدادها، حادثه مکتب دخترانه در میناب یکی از دردناک‌ترین بخش‌های این جنگ به شمار می‌رود. در صبح یکی از روزهای حوت، زمانی که دختران ۷ تا ۱۲ ساله پُشت چوکی‌های مکتب شجره طیبه نشسته بودند، موشک‌های امریکایی تعمیر مکتب را هدف قرار داد و بیش از 180 متعلم و معلم، در زیر آوار به شهادت رسیدند و ده‌ها نفر از افراد ملکی زخمی شدند. تصاویر بکس‌های مکتب که زیر آوار مانده بودند، تابوت‌های کوچکی که در کوچه‌های میناب تشییع می‌شدند، و فریاد مادرانی که کودکان خود را در آرزوی یادگیری از دست داده بودند، صحنه‌هایی بود که وجدان جهان را به لرزه درآورد.

واکنش مقام‌های امریکایی در برابر این حادثه نیز همانند موارد گذشته، در ابتدا انکار و حتی ترامپ با رذالت آن را به دیگران نسبت داد. ولی به دلیل شواهد کافی و تصاویر روشن، آن‌ها اعلام کردند که موضوع در حال بررسی است. این پاسخ‌ها برای بسیاری از ناظران یادآور رویدادهای مشابه در افغانستان و عراق بود؛ جایی که تلفات غیرنظامیان غالباً به عنوان «پیامد ناخواسته جنگ» توصیف می‌شد.

  • جمع‌بندی دروغهای امریکا

مرور جنگ‌های دو دهه گذشته نشان می‌دهد که در بسیاری از عملیات‌های نظامی امریکا، پس از وقوع تلفات غیرنظامیان، الگوی مشابهی در واکنش‌های مقام‌های آمریکایی دیده می‌شود. ابتدا انکار یا تردید مطرح می‌شود، سپس احتمال خطا پذیرفته می‌شود و در نهایت موضوع به تدریج از توجه افکار عمومی دور می‌شود.

فجایع اخیر در ایران نیز برای بسیاری از ناظران یادآور همان الگوی قدیمی است؛ الگویی که در آن روایت‌های متفاوتی درباره علت حوادث شکل می‌گیرد و حقیقت ماجرا در میان رقابت روایت‌ها پنهان می‌شود و قاتلان کودکان میناب از پاسخگویی فرار می کند. با این حال، یک واقعیت روشن باقی می‌ماند: امریکا در تمام جنگ‌ها و جنایت‌هایش، بخاطر ایجاد رعب و وحشت، افراد ملکی و حتی کودکان را هدف قرار میدهد و این نوع کشتار بی رحمانه را دلیل قدرت نظامی‌اش میداند و با آن فخر می‌فروشد.

به همین دلیل، بحث درباره مسئولیت‌پذیری، شفافیت در جنگ‌ها و پاسخگو ساختن عوامل کشتار غیر نظامیان و افراد ملکی یکی از مهم‌ترین موضوعات در قبال جنایت‌های امریکاست. زیرا تا زمانی که حقیقت به روشنی گفته نشود و عاملان حوادث پاسخگو نباشند، سایه جنگ و رنج غیرنظامیان همچنان بر سر بسیاری از ملت‌ها باقی خواهد ماند.

دروغ‌های امریکا
دروغ‌های امریکا در جنگ ها تمامی ندارد! ترامپ با حقیقت گویی بیگانه است

نقیب الله جمشید

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11219

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *