Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

روایت‌سازی علیه ایران

نظم بین‌المللی پس از جنگ سرد، همواره شاهد تلاش قدرت‌های بزرگ برای بازتعریف مفاهیم امنیتی برای تامین منافع خود بوده است. در این میان، ایالات متحده امریکا با بهره‌گیری از عمق نفوذ رسانه‌ای و قدرت سیاسی خود، کوشیده است تا ایران را به عنوان تهدید بین المللی به تصویر بکشد. این پروژه که از آن به معکوس‌نمایی راهبردی یاد می‌شود، تلاشی است برای واژگون نشان دادن واقعیت میدان؛ جایی که متجاوز به‌عنوان قربانی و مدافع به‌عنوان مهاجم معرفی می‌گردد.

مقامات امریکایی در سال‌های اخیر، به‌ ویژه پس از خروج یکجانبه از برجام در سال ۲۰۱۸، پروژه‌ای منسجم را برای معرفی ایران به‌عنوان عامل بی‌ثباتی منطقه و تهدید علیه منع اشاعه هسته‌ای کلید زده‌اند. این پروژه اگرچه در ظاهر معطوف به برنامه هسته‌ای ایران است، اما در باطن اهداف گسترده‌تری از جمله توجیه حملات احتمالی، مقصرنمایی تهران در برابر پاسخ‌های دفاعی مشروع و تأثیرگذاری بر افکار عمومی منطقه به ‌ویژه کشورهایی مانند افغانستان را دنبال می‌کند.

  • تناقض‌گویی  به مثابه راهبرد

دونالد ترامپ و تیم همراه وی، راهبردی دوگانه را در قبال ایران در پیش گرفته‌اند: از سویی دم از مذاکره و توافق می‌زنند و از سوی دیگر، لحن تهدیدآمیز و جنگ‌طلبانه را تشدید می‌کنند. این تناقض‌گویی آشکار، نه ناشی از آشفتگی تصمیم‌گیری در کاخ سفید، که بخشی از یک عملیات روانی طراحی‌شده است. هدف از این رفتار دوگانه، تحت فشار قرار دادن ایران برای پذیرش یک تسلیم‌نامه است به طوری که خود را چهره‌ای مخالف جنگ در افکار عمومی جهانی جلوه دهند.

به ‌بیان دیگر، ترامپ می‌کوشد تا در صورت امتناع تهران از پذیرش شروط نامشروع واشنگتن، مسئولیت شکست دیپلماسی و آغاز جنگ احتمالی را به گردن ایران بیندازد. این راهبرد که در علوم سیاسی به «دیپلماسی چماق و هویج» معروف است، در مورد ایران به اوج خود رسیده است. از یک سو، تحریم‌های بی‌سابقه و تهدیدهای نظامی، و از سوی دیگر، دعوت به مذاکره بدون پیش‌شرط و وعده توافق خوب! این رفتار دوگانه در حالی است که به گفته مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق امریکا، این کشور به دنبال تسلیم کامل ایران است، نه توافق عادلانه.

  •  امریکا؛ منبع اصلی بی‌ثباتی در جهان

پروژه معرفی ایران به‌عنوان تهدید بین‌المللی در حالی پیگیری می‌شود که کارنامه عملی ایالات متحده در دو دهه اخیر، مملو از تجاوزات نظامی، دخالت در امور داخلی کشورها و حمایت از گروه‌های تروریستی است. افغانستان، عراق، سوریه، یمن و ونزوئلا آینه‌های تمام نمای سیاست خارجی فریبنده ایالات متحده هستند.

اما در مقابل، ایران در چهار دهه اخیر هرگز به هیچ کشوری تجاوز نظامی نکرده و توان موشکی خود را صرفا در مقام دفاع مشروع و پاسخ به تجاوزات به کار برده است. آخرین نمونه این رفتار، پاسخ موشکی ایران به تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی به کنسولگری ایران در دمشق بود که با دقت تمام و تنها تاسیسات نظامی رژیم را هدف قرار داد. همچنین هشدار صریح امیر سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، درباره پیامدهای هرگونه تجاوز نظامی امریکا، تاکیدی بر این واقعیت است. وی تاکید کرد:«جمهوری اسلامی ایران مکررا در عالی‌ترین سطوح اعلام داشته است که نه در پی تنش است، نه خواهان جنگ. ایران همچنین آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود.»

با این حال ماشین تولید فریب غربی‌ها یعنی رسانه‌هایی مانند بی بی سی، چنان با قدرت و عظمت به تولید دروغ و نفرت علیه ایران می‌پردازند و مخاطب جهانی که حتی نمی‌داند ایران دقیقا در کجای این نقشه جهان قرار دارد، این کشور را مرکز اصلی خطر و تهدیدات بین المللی می‌بیند.

  • روایتسازی علیه ایران؛ بازی رسانه‌های غربی

در پروژه روایت‌سازی علیه ایران و مقصرنمایی ایران، رسانه‌های غربی به‌ ویژه بی‌بی‌سی و ایران اینترنشنال، نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. این رسانه‌ها با بودجه‌های کلان دولتی، به‌ویژه از سوی بریتانیا و عربستان سعودی و با بهره‌گیری از شبکه‌ای گسترده از خبرنگاران و تحلیلگران، در خط مقدم جنگ روانی علیه ایران قرار دارند.

این رسانه‌ها با انتشار اخبار پی‌درپی و متضاد، گاه خبر مذاکره، گاه خبر لغو مذاکره، گاه تحلیل جنگ و گاه گزارش صلح، فضایی ملتهب و پرابهام را ایجاد کرده‌اند. هدف از این راهبرد رسانه‌ای، ایجاد سردرگمی در افکار عمومی فارسی‌زبانان و همراه‌سازی آنان با روایت امریکایی-صهیونیستی و روایت‌سازی علیه ایران است. این تاکتیک که در علوم ارتباطات به آشوب اطلاعاتی معروف است، باعث می‌شود مخاطب نتواند واقعیت را از دروغ تشخیص دهد و در نهایت نسبت به همه اخبار بدبین شود. در چنین فضایی، روایت رسمی ایران نیز به همان اندازه روایت امریکا با تردید مواجه می‌شود و این دقیقا همان چیزی است که دشمن می‌خواهد.

بی‌بی‌سی فارسی در تحلیل تنش اخیر، با وجود اشاره به برخی واقعیت‌ها مانند رزمایش‌های ایران و استقرار ناوهای امریکایی، در نهایت می‌کوشد تا تصویری از برابری در جنگ روانی ارائه دهد که در آن ایران و امریکا به یک اندازه در ایجاد تنش نقش دارند. این رویکرد که در علوم ارتباطات به برابرسازی ظالمانه معروف است، در حالی است که کارنامه تجاوزات مستقیم امریکا در منطقه، جای هیچ تردیدی در شناسایی متجاوز اصلی باقی نمی‌گذارد. چگونه می‌توان کشوری را که ۲۰ سال افغانستان را اشغال کرده بود با کشوری که هرگز به همسایگان خود تجاوز نکرده است، در یک ترازو قرار داد؟

این رسانه‌ها به ‌ندرت به فتوای رهبر ایران در مورد حرام بودن سلاح هسته‌ای اشاره می‌کنند و اگر هم اشاره‌ای کنند، آن را ادعایی بی‌اعتبار یا فقط یک فتوا معرفی می‌کنند. این در حالی است که در نظام حقوقی ایران و در فرهنگ شیعی، فتوا از بالاترین درجه اعتبار برخوردار است و برای مؤمنان لازم الاجراست. نادیده گرفتن این فتوا، نشانه بارز بی‌صداقتی این رسانه‌ها در پوشش خبری است.

بی‌بی‌سی فارسی و اینترنشنال طی سال‌های اخیر با هدف ترویج روایت امریکایی صهیونیستی، فعالانه تلاش کرده‌اند تا افکار عمومی فارسی‌زبانان را تحت تاثیر قرار دهند. این رسانه‌ها اگرچه خود را مستقل معرفی می‌کنند، اما وابستگی مالی و سیاسی آن‌ها به دولت‌های غربی و برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، بر کسی پوشیده نیست.

  • راهبرد هوشمندانه ایران

در برابر پروژه ترکیبی امریکا (تهدید نظامی + جنگ روانی + فشار حداکثری)، جمهوری اسلامی ایران راهبردی متوازن و هوشمندانه را در پیش گرفته است که می‌توان آن را دیپلماسی فعال در کنار بازدارندگی مؤثر نامید. این راهبرد که برگرفته از آموزه‌های اسلامی و تجارب تاریخی ملت ایران است، در عین حفظ آمادگی دفاعی، از هیچ فرصتی برای تعامل سازنده با جهان دریغ نمی‌کند. هم‌زمان با تشدید تهدیدات امریکا، ایران بدون هراس از فضای جنگ روانی، میز مذاکره را ترک نکرده است. این مشارکت دیپلماتیک، نشان‌دهنده حسن نیت ایران و پایبندی آن به راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز است.

ایران حتی پس از خروج یکجانبه امریکا از برجام، یک سال کامل در این توافق ماند و به همه تعهدات خود عمل کرد تا به جهان نشان دهد که امریکا ناقض توافق است، نه ایران. این رفتار حرفه‌ای دیپلماتیک، در تاریخ دیپلماسی جهان کم‌نظیر است.

همچنین در موازات تلاش‌های دیپلماتیک، ایران توان دفاعی خود را نیز به‌ وضوح به رخ می‌کشد. رهبر ایران در واکنش به استقرار ناوهای هواپیمابر امریکا در منطقه گقت:« ناو البته دستگاه خطرناکی است اما خطرناک‌تر از آن، سلاحی است که می‌تواند ناو را به قعر دریا بفرستد.»

این راهبرد دوگانه، تجربه‌شده و مؤثر است. واقعیت آن است که ایران مذاکره می‌کند تا اگر امریکا رفتاری عقلانی در پیش گرفت از فرصت استفاده شود؛ اما اگر طرف مقابل عقلانی عمل نکرد، افکار عمومی جهان بدانند که این ایران نیست که دنبال تنش و درگیری است». در حقیقت، ایران با این راهبرد، هم ابتکار عمل را در دست دارد و هم بهانه را از امریکا می‌گیرد.

روایت‌سازی علیه ایران
راهبردهای هوشمندانه ایران، پروژه های روایت‌سازی علیه ایران را خنثی می کند

حکیم تاجیک

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=10986

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *