Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

سقوط پهپاد در میدان‌وردک

در روزهایی که خبر پرواز پهپادها بر فراز ولایت‌های مختلف افغانستان به امری تکراری بدل شده، گزارش سقوط یک پهپاد در کوه‌های ولایت میدان‌وردک، بار دیگر مسئله حاکمیت هوایی و امنیت ملی این کشور را به صدر توجه‌ها کشانده است. آسمان، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های حاکمیت دولت‌ها، نه‌تنها بُعد نظامی بلکه پیامدهای سیاسی، حقوقی و امنیتی گسترده‌ای دارد.

وقتی پهپادهای ناشناس بدون پاسخ‌گویی روشن در حریم هوایی افغانستان پرواز می‌کنند و حتی سقوط می‌نمایند، این پرسش جدی مطرح می‌شود که افغانستان امروز تا چه اندازه بر آسمان خود حاکم است و این پروازها چه اهدافی را دنبال می‌کنند؟ این مقاله در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که سقوط پهپاد در میدان‌وردک چه معنایی برای حاکمیت، امنیت و معادلات منطقه‌ای افغانستان دارد؟

  • نقض حریم هوایی افغانستان؛ تجاوز خاموش در حقوق بین‌الملل

در حقوق بین‌الملل، حاکمیت دولت‌ها بر قلمرو سرزمینی، زمینی، دریایی و هوایی‌شان اصل بنیادین و غیرقابل انکار است. کنوانسیون شیکاگو ۱۹۴۴ به‌صراحت تأکید می‌کند که هر دولت، حاکمیت کامل و انحصاری بر فضای هوایی بالای سرزمین خود دارد. بر همین اساس، هرگونه ورود، پرواز یا عملیات نظامی بدون رضایت دولت ذی‌ربط، نقض حاکمیت و در ادبیات حقوقی، تجاوز محسوب می‌شود؛ حتی اگر این اقدام با عناوینی چون «مبارزه با تروریسم» یا «دفاع پیش‌دستانه» توجیه گردد.

پرواز پهپادها در آسمان افغانستان، به‌ویژه پس از خروج نیروهای خارجی و نبود پایگاه رسمی نظامی بیگانه، مصداق روشن همین تجاوز خاموش است. پهپاد، هرچند بی‌سرنشین و کم‌صدا، اما حامل پیام قدرت، نفوذ و کنترل است. سکوت رسمی حکومت طالبان در برابر این پروازها، از منظر حقوق بین‌الملل، نه مشروعیت‌بخش این اقدامات است و نه از بار تجاوز می‌کاهد؛ بلکه خلأ پاسخ‌گویی و ضعف اعمال حاکمیت را برجسته‌تر می‌سازد.

سقوط یک پهپاد در میدان‌وردک، این واقعیت را عریان‌تر کرد که حریم هوایی افغانستان به جولانگاه بازیگران خارجی بدل شده است. حتی اگر فرض شود این پروازها با هدف جمع‌آوری اطلاعات امنیتی انجام می‌شود، اصل تجاوز همچنان پابرجاست؛ زیرا در نظام بین‌الملل، «هدف» نمی‌تواند «نقض حاکمیت» را توجیه کند.

  • سقوط پهپاد در میدانوردک؛ سایه جاسوسی دائمی آمریکا و پاکستان

پس از انتشار خبر سقوط پهپاد، گمانه‌زنی‌ها بلافاصله متوجه دو بازیگر اصلی شد: ایالات متحده آمریکا و پاکستان. آمریکا پس از خروج نظامی از افغانستان، راهبرد موسوم به «فرا افق» (Over the Horizon) را در پیش گرفت؛ راهبردی که بر اساس آن، بدون حضور فیزیکی و پایگاه زمینی، از طریق پهپادها، طیاره‌های شناسایی و شبکه‌های اطلاعاتی، تحولات افغانستان را زیر نظر می‌گیرد. حمله پهپادی به ایمن‌الظواهری در کابل، نمونه عینی و غیرقابل انکار این راهبرد است و نشان می‌دهد که آمریکا همچنان آسمان افغانستان را بخشی از میدان عملیات خود می‌داند.

در سوی دیگر، پاکستان قرار دارد؛ کشوری که بارها با ادعای مقابله با تحریک طالبان پاکستان (TTP)، از حملات هوایی و پهپادی در داخل خاک افغانستان استفاده کرده است. شواهد میدانی، گزارش‌های محلی و حتی اعتراف‌های ضمنی مقام‌های پاکستانی، نشان می‌دهد که اسلام‌آباد، حریم هوایی افغانستان را برای پیگیری اهداف امنیتی خود چندان به رسمیت نمی‌شناسد.

در این میان، سکوت طالبان و عدم اعلام رسمی مالکیت پهپاد، خود به عامل تشدید ابهام بدل شده است. اگر این پهپاد متعلق به آمریکا یا پاکستان باشد، سقوط آن نه یک حادثه ساده، بلکه نماد شکست یا اختلال در عملیات جاسوسی است. اگر هم متعلق به بازیگر سومی باشد، پرسش‌های تازه‌ای درباره ورود سایر قدرت‌های منطقه‌ای به آسمان افغانستان مطرح می‌شود؛ موضوعی که خود می‌تواند افغانستان را به میدان رقابت اطلاعاتی پیچیده‌تری بدل سازد.

  • بیرقدار یا MQ؟ اهداف جاسوسی، علت سقوط و ضعف‌های فنی

یکی از بحث‌برانگیزترین ابعاد این حادثه، نوع پهپاد سقوط‌کرده است. برخی تصاویر منتشرشده در فضای مجازی و تحلیل شماری از کارشناسان نظامی، این پهپاد را به بیرقدار ترکیه نسبت داده‌اند؛ در حالی که منابع دیگر، آن را از خانواده پهپادهای آمریکایی MQ دانسته‌اند. هرچند بدون بررسی فنی بقایا نمی‌توان به نتیجه قطعی رسید، اما همین اختلاف نظرها نشان می‌دهد که افغانستان به صحنه آزمون و خطای تکنالوژی‌های پهپادی بدل شده است.

اگر فرض بیرقدار بودن پهپاد تقویت شود، بحث ضعف پهپادهای ترکی به میان می‌آید. بیرقدارها در جنگ‌های قره‌باغ و اوکراین کارنامه‌ای پررنگ داشتند، اما تجربه‌های جدید نشان داده که این پهپادها در برابر سامانه‌های پدافندی، جنگ الکترونیک و حتی شرایط جغرافیایی سخت، آسیب‌پذیرند. سقوط احتمالی بیرقدار در افغانستان می‌تواند نشانه‌ای از همین ضعف‌ها باشد؛ به‌ویژه اگر با اخلال الکترونیکی یا شلیک هدفمند مواجه شده باشد.

اما اگر پهپاد از نوع آمریکایی MQ باشد، مسئله پیچیده‌تر می‌شود. این پهپادها از پیشرفته‌ترین سامانه‌های شناسایی و رزمی برخوردارند و سقوط آن‌ها یا ناشی از نقص فنی است یا نتیجه اقدام پدافندی. در این‌جا، پرسش مهمی مطرح می‌شود: آیا طالبان به تجهیزات ضدپهپاد یا موشک‌های زمین‌به‌هوا دست یافته‌اند؟ برخی گزارش‌های غیررسمی از شلیک موشک خبر داده‌اند، اما تاکنون مدرک قطعی در این زمینه ارائه نشده است. با این حال، تجربه جنگ‌های اخیر نشان می‌دهد که حتی گروه‌های غیردولتی نیز می‌توانند با تجهیزات ساده‌تر، پهپادها را هدف قرار دهند.

از منظر اهداف جاسوسی، فهرست احتمالات گسترده است: رصد فعالیت‌های داعش و القاعده، زیر نظر گرفتن تحرکات داخلی طالبان، جمع‌آوری دیتاها برای سناریوهای فشار سیاسی، و حتی آماده‌سازی بستر برای عملیات‌های آینده. این اهداف، هرچند متفاوت، در یک نقطه مشترک‌اند: نگاه امنیتی و ابزاری به افغانستان، نه به‌عنوان یک دولت مستقل، بلکه به‌عنوان میدان رصد و مداخله.

سقوط پهپاد در میدان‌وردک
سقوط پهپاد در میدان‌وردک نشان میدهد آسمان کشور هنوز در خطر است
  • جمع‌بندی

سقوط پهپاد در میدان‌وردک، بیش از آن‌که یک خبر نظامی کوتاه باشد، آینه‌ای از وضعیت شکننده حاکمیت هوایی افغانستان است. این حادثه نشان میدهد که آسمان کشور هنوز از سایه تجاوز، جاسوسی و رقابت قدرت‌ها رهایی نیافته است. چه این پهپاد آمریکایی باشد، چه پاکستانی یا حتی ترکی، اصل مسئله تغییر نمی‌کند: نقض حریم هوایی افغانستان یک واقعیت جاری است.

ادامه سکوت و ابهام، نه‌تنها این روند را متوقف نمی‌کند، بلکه آن را به رویه‌ای عادی بدل می‌سازد. افغانستان، اگر می‌خواهد از جایگاه «میدان عملیات» به «کنشگر مستقل» گذار کند، ناگزیر است مسئله حاکمیت هوایی را به‌صورت شفاف، حقوقی و سیاسی پیگیری نماید. در غیر آن، سقوط هر پهپاد، تنها پیش‌درآمدی بر پروازهای بیشتر و تجاوزهای خاموش بعدی خواهد بود.

بسم الله ختک

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=10648

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *