Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

ششمین سالگرد شهادت جنرال قاسم سلیمانی

در تاریخ پر فراز و نشیب جهان اسلام، همواره چهره‌هایی پدیدار شده‌اند که فراتر از زمان خویش ایستاده‌اند و مسیر آینده را روشن ساخته‌اند. جنرال قاسم سلیمانی از جمله نام‌هایی است که با گذشت سال‌ها، همچنان زنده و اثرگذار باقی مانده است و یاد او در حافظه جمعی ملت‌های مظلوم معنا می‌یابد. ششمین سالگرد شهادت این فرمانده برجسته، فرصتی فراهم ساخته است تا بار دیگر به جایگاه او در معادلات منطقه‌ای و جهانی اندیشیده شود و نقش ماندگارش در برابر جریان‌های سلطه و خشونت بازخوانی گردد.

جنرال سلیمانی تنها یک چهره نظامی نبود، بلکه نماد عملی مقاومت، عقلانیت میدانی و تعهد عمیق به کرامت انسانی و اسلامی به شمار می‌رفت. او با اتکا به ایمان، شجاعت و درک واقع‌بینانه از تحولات منطقه، توانست پروژه‌های ویرانگر دشمنان را مهار کند و احساس عزت و امنیت را به ملت‌هایی بازگرداند که سال‌ها در معرض ناامنی و ترور قرار داشتند. در جهانی که هنوز از پیامدهای مداخله‌جویی قدرت‌های بزرگ رنج می‌برد، یادآوری راه و منش او ضرورتی فکری و تاریخی تلقی می‌شود و به تقویت همبستگی و آگاهی جمعی کمک می‌کند.

میراث جنرال سلیمانی در قالب مکتب مقاومت معنا پیدا می‌کند، مکتبی که بر عدالت‌خواهی، دفاع از انسان مظلوم و مقابله با تروریسم سازمان‌یافته استوار است و امروز بیش از هر زمان دیگر به عنوان الگویی الهام‌بخش شناخته می‌شود. پرداختن به زندگی و شهادت او در این مقطع حساس، پاسخی آگاهانه به نیاز زمانه محسوب می‌گردد و این پرسش را پیش روی ما قرار می‌دهد که چگونه می‌توان این مکتب را به‌درستی روایت کرد و به نسل‌های آینده انتقال داد تا در برابر تکرار توطئه‌ها، استوار و هوشیار باقی بمانند.

  • مکتب مقاومت به مثابه راه روشن در عصر سلطه و آشوب

مکتب جنرال قاسم سلیمانی و هم‌رزمش ابومهدی المهندس، بر بنیان اندیشه اسلامی مبارزه و دفاع از کرامت انسان شکل گرفت و به الگویی عینی برای ایستادگی بدل شد. این مکتب بر آن تأکید داشت که مقاومت، صرفاً یک واکنش نظامی نیست، بلکه مسیری آگاهانه برای حفظ عزت، عدالت و امنیت جوامع مظلوم به شمار می‌رود.

جنرال سلیمانی همواره بر این باور ایستاده بود که دفاع از مظلومان یک تکلیف الهی است و این باور در میدان عمل نیز معنا پیدا کرد. همکاری او و ابومهدی المهندس با نیروهای حشد الشعبی عراق، نمونه‌ای روشن از این رویکرد بود که به نجات هزاران غیرنظامی از چنگال داعش انجامید و احساس امنیت و عزت را به مردم عراق بازگرداند.

پرداختن جدی به روایت این مکتب در شرایط کنونی، ضرورتی انکارناپذیر تلقی می‌شود زیرا جهان اسلام بیش از هر زمان دیگر به الگوهایی نیاز دارد که در برابر فشار و سلطه، راه تسلیم را انتخاب نکنند. از طرفی، استمرار گفتمان مقاومت در محافل فکری و سیاسی منطقه، نشان می‌دهد که این میراث هنوز زنده و اثرگذار باقی مانده است. چنانچه برگزاری گردهمایی‌ها و نشست‌های بین‌المللی با حضور چهره‌های مقاومت از کشورهای مختلف، بیانگر آن است که مکتب جنرال سلیمانی همچنان الهام‌بخش نسل‌هایی است که به دنبال ایستادگی آگاهانه و عزتمندانه در برابر تهدیدها حرکت می‌کنند.

  • دست آوردهای مکتب مقاومت؛ از میدان عمل تا حفظ کرامت انسان‌ها

دستاوردهای فرماندهان محور مقاومت، به‌ویژه جنرال قاسم سلیمانی، تنها در چارچوب پیروزی‌های نظامی قابل فهم نیست، بلکه باید آن را در حفظ کرامت انسانی و جلوگیری از فروپاشی اجتماعی منطقه جست‌وجو کرد. در سال‌هایی که داعش در عراق و سوریه، انسانیت را به گروگان گرفته بود و با خشونت عریان، جان زنان، کودکان و اقلیت‌ها را تهدید می‌کرد، سلیمانی با سازمان‌دهی نیروهای مقاومت، مانع تبدیل شدن این سرزمین‌ها به گورستان انسان‌ها شد.

آزادسازی شهرهایی چون تکریت و بوکمال، نه فقط بازپس‌گیری جغرافیا، بلکه بازگرداندن امنیت، امید و حیثیت به مردمی بود که زیر سایه وحشت زندگی می‌کردند. چنانچکه سلیمانی فقط در عملیات تکریت در سال ۲۰۱۵، هزاران غیرنظامی را از مرگ حتمی نجات داد و مسیر گسترش تروریسم تکفیری را به‌طور جدی مسدود نمود.

از همین‌رو، نقش جنرال سلیمانی در مبارزه با تروریسم داعش، یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل در مهار این تهدید منطقه‌ای به شمار می‌رود. او با درک عمیق از ماهیت این جریان و پیامدهای گسترش آن، توانست نیروهای مقاومت را از ملیت‌های مختلف، در یک چارچوب منسجم گرد هم آورد و ضربات سرنوشت‌سازی بر پیکر داعش وارد سازد. چنانچه عملیات آزادسازی ابوکمال در سال ۲۰۱۷، که آخرین پایگاه مهم داعش در سوریه به شمار می‌رفت، نقطه پایانی بر رؤیای خلافت خونین این گروه بود و نشان داد که ایستادگی حساب‌شده می‌تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد.

در این‌راستا می توان گفت که اگر پدیده‌ی سلیمانی و مقاومت در تاریخ منطقه وجود نمی‌داشت، آتش داعش محدود به سوریه و عراق باقی نمی‌ماند و به‌سرعت افغانستان، پاکستان و دیگر بخش‌های منطقه را نیز در بر می‌گرفت. از این رو، نام جنرال سلیمانی در میان بسیاری از مردم افغانستان با احساس امنیت و پیشگیری از یک فاجعه بزرگ گره خورده است. زیرا او نه‌تنها با تروریسم جنگید، بلکه از حق زیستن انسان‌ها دفاع کرد و نشان داد که مقاومت، زمانی معنا می‌یابد که در خدمت حفظ جان، عزت و آینده ملت‌ها قرار گیرد.

  • جنرال قاسم سلیمانی و خنثی سازی طرح‌های آمریکایی ـ صهیونیسم در غرب آسیا

در معادلات پیچیده غرب آسیا، نام جنرال قاسم سلیمانی همواره با نقش‌آفرینی تعیین‌کننده در برابر طرح‌های سلطه‌جویانه آمریکا و رژیم صهیونیستی گره خورده است. او نه‌تنها یک فرمانده میدانی، بلکه معمار موازنه‌ای بود که اجازه نداد پروژه‌های تجزیه، بی‌ثبات‌سازی و جنگ‌های نیابتی به سرنوشت قطعی ملت‌های منطقه تبدیل شود. حضور فعال و هوشمندانه او در بزنگاه‌های حساس، غرب آسیا را از فرو افتادن کامل به آشوبی فراگیر بازداشت و مسیر تحولات را به سود مقاومت تغییر داد.

در عراق، زمانی که سناریوی فروپاشی دولت مرکزی و تجزیه این کشور با سرعت دنبال می‌شد و داعش تا دروازه‌های بغداد پیش آمده بود، جنرال سلیمانی بی‌درنگ وارد میدان شد و با سازمان‌دهی نیروهای مردمی، روح تازه‌ای در کالبد مقاومت دمید. شکل‌گیری و تقویت حشد الشعبی، نقطه عطفی در جلوگیری از سقوط پایتخت عراق به شمار می‌رفت و این اقدام، نه‌تنها بغداد را نجات داد، بلکه طرح گسترده‌تری را که برای بازطراحی جغرافیای سیاسی عراق طراحی شده بود، ناکام ساخت. جنرال سلیمانی با مداخله حساب‌شده نشان داد که مقاومت می‌تواند در برابر پیشرفته‌ترین پروژه‌های امنیتی و نظامی نیز ایستادگی کند.

نقش جنرال سلیمانی در افغانستان نیز ریشه‌دار و معنادار بود و به دهه‌ها پیش بازمی‌گشت. او از همان سال‌های نخست گسترش افراط‌گرایی، با حمایت از نیروهای ضدتروریسم و جلوگیری از نفوذ و گسترش گروه‌های تروریستی، در مهار تهدیدی نقش داشت که می‌توانست سراسر منطقه را بی‌ثبات سازد. نگاه راهبردی او به افغانستان، بخشی از یک تصویر بزرگ‌تر بود که امنیت ما را با ثبات منطقه‌ای پیوند می‌داد و مانع تبدیل شدن افغانستان به پایگاه دائمی تروریسم می‌شد.

اظهارات صریح و پیام‌های آشکار جنرال سلیمانی به فرماندهان آمریکایی نیز بیانگر میزان نفوذ و اشراف او بر معادلات منطقه بود. هنگامی که او مسئولیت سیاست‌های میدانی محور مقاومت در عراق، لبنان، غزه و افغانستان را به‌روشنی اعلام کرد، در واقع خطوط واقعی قدرت در غرب آسیا را ترسیم نمود. این موضع‌گیری‌ها نشان می‌داد که دوران تصمیم‌گیری یک‌جانبه قدرت‌های فرامنطقه‌ای رو به پایان است و معادلات جدیدی در حال شکل‌گیری است که در آن، اراده ملت‌ها و نیروهای بومی نقش محوری می‌یابد.

از این منظر، شهید جنرال قاسم سلیمانی به نماد خنثی‌سازی طرح‌های آمریکایی ـ صهیونیستی در غرب آسیا بدل شد؛ شخصیتی که با ترکیب شجاعت میدانی و عقلانیت سیاسی، اجازه نداد سرنوشت منطقه تنها در اتاق‌های فکر قدرت‌های خارجی رقم بخورد و نشان داد که مقاومت آگاهانه می‌تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد.

  • جنرال قاسم سلیمانی و پیوند راهبردی با فلسطین و وحدت امت اسلامی

از دیگر ابعاد فعالیت‌های جنرال قاسم سلیمانی، حمایت مستمر و سازمان‌یافته او از آرمان فلسطین و مسأله قدس بود؛ حمایتی که صرفاً در سطح شعار باقی نماند و در میدان عمل به تغییر موازنه قدرت انجامید. نقش او در تقویت توان بازدارندگی گروه‌های مقاومت فلسطینی، به‌ویژه حماس و جهاد اسلامی، از سوی بسیاری از منابع منطقه‌ای و غربی نیز مورد اشاره قرار گرفته است.

چنانچه در جریان جنگ غزه در سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹، پایداری مقاومت فلسطین در برابر اردوی اسرائیل، بدون تردید متأثر از شبکه حمایتی و انتقال تجربه‌ای بود که محور مقاومت در سال‌های پیش از آن شکل داده بود. همچنین توسعه شیوه‌های نامتقارن دفاعی، از جمله استفاده گسترده از تونل‌ها در غزه، در امتداد تجربه‌های مشترکی قرار داشت که با الهام از مبارزات حزب‌الله لبنان و نقش‌آفرینی چهره‌هایی چون عماد مغنیه و با حمایت راهبردی سلیمانی تقویت شد و به یکی از نمادهای مقاومت فلسطینی بدل گردید.

حمایت‌های هدفمند جنرال سلیمانی از فلسطین ـ غزه، فراتر از بعد نظامی، به تقویت وحدت امت اسلامی و برجسته شدن مسأله فلسطین در افکار عمومی جهان اسلام انجامید. چنانچه سلیمانی همواره بر جایگاه قدس به عنوان قبله اول مسلمانان تأکید داشت و باور داشت که چشم‌پوشی از این مسأله، به معنای پذیرش سلطه و تضعیف هویت اسلامی است. از نگاه او، فلسطین نقطه پیوند وجدان دینی و مسئولیت سیاسی امت اسلامی به شمار می‌رفت و دفاع از آن، مرزهای قومی و مذهبی را در می‌نوردید.

ششمین سالگرد شهادت جنرال قاسم سلیمانی
ششمین سالگرد شهادت جنرال قاسم سلیمانی
  • ششمین سالگرد شهادت جنرال قاسم سلیمانی؛ کلام آخر

در یک جمع بندی کلی می توان گفت که جایگاه شهید سلیمانی و همرزمش ابومهدی المهندس، در عراق با شکست پروژه داعش و حفظ انسجام این کشور بیش از پیش برجسته شد. چنانچه بسیاری از ناظران منطقه‌ای بر این باورند که اگر سازمان‌دهی نیروهای مردمی و هماهنگی میدانی محور مقاومت وجود نمی‌داشت، عراق با خطر فروپاشی کامل مواجه می‌شد. در افغانستان نیز، هرچند تحولات این کشور پیچیده و چندلایه بوده است، اما مهار گسترش داعش شاخه خراسان، با سیاست‌های بازدارنده‌ای پیوند داشت که سلیمانی در سطح منطقه دنبال می‌کرد.

چنانکه واکنش‌های شخصیت‌ها و جریان‌های سیاسی و مردمی افغانستان به شهادت جنرال سلیمانی، از جمله پیام‌های تسلیت برخی چهره‌های سیاسی و برگزاری مراسم یادبود برای آن شهید، نشان‌دهنده نفوذ وی در افکار عمومی این جامعه است. حتی موضع‌گیری‌های برخی جریان‌ها در افغانستان پس از شهادتش، بیانگر تأثیرگذاری نقش او در معادلات امنیتی منطقه تلقی می‌شود.

بنابراین جنرال قاسم سلیمانی در نگاه بسیاری از مردم منطقه، به‌ویژه در افغانستان، به عنوان چهره‌ای شناخته می‌شود که در مهار تهدید داعش نقش بازدارنده ایفا کرد و مانع گسترش یک فاجعه انسانی شد. او صدای مظلومان را از سطح منطقه فراتر برد و گفتمان مقاومت را به یک زبان مشترک میان ملت‌ها تبدیل کرد؛ گفتمانی که بر استقلال، ایستادگی و نفی سلطه خارجی استوار بود. استمرار برگزاری مراسم یادبود او در کشورهای مختلف، از افغانستان و پاکستان گرفته تا لبنان، نشان می‌دهد که تأثیر این گفتمان محدود به یک جغرافیا نمانده و همچنان زنده است.

در اندیشه و مکتب شهید سلیمانی، وحدت امت اسلامی، همگرایی منطقه‌ای و همکاری نزدیک میان کشورهای اسلامی، نه یک تاکتیک مقطعی، بلکه یک ضرورت راهبردی به شمار می‌رفت. در شرایط کنونی که نشانه‌هایی از بازگشت سیاست‌های فشار حداکثری و رویکردهای تقابلی آمریکا در سطح جهانی دیده می‌شود، این تأکید بر وحدت و انسجام، بیش از هر زمان دیگر معنا و اهمیت پیدا می‌کند و همچنان یکی از محورهای اصلی میراث فکری و عملی او محسوب می‌شود.

عایشه ببرک خیل

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=10589

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات