Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print
  • عقب نشینیهای مکرر ترامپ

در ماه مبارک رمضان، زمانی که فضای جهان اسلام سرشار از معنویت و بیداری بود، محور امریکا و اسرائیل با طراحی حملاتی گسترده علیه تأسیسات حیاتی ایران، تصور خود را از یک «برخورد سریع و قاطع» به ورطه آزمایش گذاشتند. اما آنچه در هفته‌ها و ماه‌های بعد آشکار شد، نه پایان کار ایران که آغاز فصلی نوین در معادلات نظامی و سیاسی منطقه بود. شگفتی‌هایی که از میدان نبرد به رسانه‌ها راه یافت، به زودی به موضوعی برای درس‌های دانشگاهی و بازنگری در دکترین‌های نظامی قدرت‌های بزرگ بدل خواهد شد.

یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای این تقابل، شکست ابهت امریکا بود؛ کشوری که طی دهه‌ها خود را پولیس جهان و مقتدرترین بازیگر نظامی می‌پنداشت. اما ایران، که سنگین‌ترین تحریم‌های مالی و نظامی را پشت سر گذاشته بود، با اقتداری کم‌نظیر صحنه را مدیریت کرد. شاخص‌ترین نشانه این تحول، عقب نشینی‌های مکرر ترامپ از مواضع تهاجمی خویش است. ترامپ که در قامت یک رئیس‌جمهور قلدر و غیرقابل پیش‌بینی ظاهر شده بود، هر بار که تهدیدی را بر زبان آورد، با واکنشی قاطع و سریع از سوی ایران مواجه شد؛ چنان که ناچار گردید با بهانه‌هایی واهی از موضع خویش عقب بنشیند.

  • عقب نشینی اول: بمباران تأسیسات گازی

در نخستین گام از تشدید تنش‌ها، تأسیسات گازی ایران مورد حملات ترکیبی امریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت. هدف طراحان این حمله، وارد کردن شوک اقتصادی و ایجاد ناامنی در زیرساخت‌های انرژی ایران بود. اما آنچه رخ داد، معادله‌ای متفاوت بود: ایران نه تنها با اقدام متقابل در عرصه نظامی، بلکه با نمایش آمادگی برای هدف قرار دادن پایگاه‌های منطقه‌ای امریکا و متحدانش، قدرت بازدارندگی خود را به اثبات رساند.

در این مقطع، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که میزبان پایگاه‌های نظامی امریکا هستند، با واقعیتی تازه روبرو شدند: پایگاه‌هایی که قرار بود امنیت آنان را تأمین کنند، به هدف‌های تضمین‌شده برای موشک‌های ایران بدل شدند. این تحول، کارگزاران سیاسی ریاض، ابوظبی و دوحه را به تقلا انداخت. آنها که پیش‌تر گمان می‌کردند با پشتوانه امریکا می‌توانند بر ایران فشار آورند، ناگهان دریافتند که در صورت گسترش درگیری، اولین آسیب‌ها متوجه زیرساخت‌ها و منافع خودشان خواهد بود.

این همان نقطه‌ای بود که ترامپ برای نخستین بار از تشدید اقدام نظامی عقب نشست. او که انتظار داشت ایران پس از حمله به تأسیسات گازی، سرگردان و منفعل شود، با واکنشی سخت‌تر از حد انتظار مواجه گردید. رسانه‌های نزدیک به کاخ سفید در آن روزها از بازنگری در استراتژی سخن می‌گفتند؛ اما واقعیت چیزی جز عقب‌نشینی تحت فشار نبود.

  • عقب نشینی دوم: اولتیماتوم ۴۸ ساعته

حادثه‌ای که بیش از همه به‌وضوح الگوی عقب‌نشینی ترامپ را به تصویر کشید، اولتیماتوم معروف او درباره تنگه هرمز بود. ترامپ در یک کنفرانس خبری با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرد:«اگر ایران ظرف ۴۸ ساعت تنگه هرمز را باز نکند، تمامی نیروگاه‌های برق این کشور را بمباران خواهیم کرد.» این تهدید در حالی مطرح می‌شد که بر اساس حقوق بین‌الملل، حمله به تأسیسات غیرنظامی و زیرساخت‌های انرژی یک کشور، مصداق بارز جنایت جنگی و نقض فاحش کنوانسیون‌های ژنو است.

پاسخ تهران اما سریع، حساب‌شده و ویرانگر بود. مقامات نظامی ایران در بیانیه‌ای اعلام کردند:«در صورت هرگونه اقدام علیه نیروگاه‌های برق ایران، نه تنها تمامی نیروگاه‌های برق رژیم صهیونیستی، بلکه هر نیروگاه و تأسیسات آب‌شیرین‌کن که امریکا در منطقه در آن سرمایه‌گذاری کرده، هدف قرار خواهد گرفت.» این اعلامیه به معنای گسترش جنگ به تمامی متحدان امریکا در منطقه و فلج کردن زیرساخت‌های حیاتی آنان بود.

24 ساعت بیشتر از این پاسخ نگذشته بود که ترامپ در موضعی کاملا متضاد، از مذاکرات سازنده با ایران سخن گفت و ادعا کرد که به دلیل فضای مثبت دیپلماتیک از حمله منصرف شده است. اما واقعیت آن بود که به اذعان مقامات ارشد ایران و حتی برخی منابع غربی، هیچ مذاکره‌ای میان دو طرف در جریان نبود.

این عقب‌نشینی آشکار از یک اولتیماتوم ۴۸ ساعته، شاید بی‌سابقه‌ترین نمونه در تاریخ سیاسی امریکا پس از جنگ جهانی دوم بود که در آن یک رئیس‌جمهور ایالات متحده، بدون دریافت امتیاز مشخص، از موضع تهدیدآمیز خود عقب می‌کشد.

  • تنگه هرمز: ابزاری هوشمندانه برای به زانو درآوردن

کلید فهم این پیروزی راهبردی ایران، در تحلیل موقعیت ممتاز تنگه هرمز نهفته است. این آبراه باریک که تنها ۵۴ کیلومتر عرض دارد، گذرگاه اصلی نفت جهان به شمار می‌رود. روزانه نزدیک به ۲۰ درصد از نفت مصرفی جهان از این تنگه عبور می‌کند. ایران با در اختیار داشتن سواحل شمالی این تنگه و جزایر راهبردی مانند ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، توانایی اعمال کنترل کامل بر تردد کشتی‌ها را دارد.

اما آنچه ایران را در این تقابل پیروز ساخت، صرفا موقعیت جغرافیایی نبود؛ بلکه «هوشمندی در تبدیل یک ابزار دفاعی به اهرم فشار سیاسی» بود. ایران با اتخاذ راهبرد دفاع فعال، نشان داد که تنگه هرمز نه تنها یک گذرگاه انرژی، بلکه خط قرمز راهبردی جمهوری اسلامی است. هر تهدیدی علیه منافع ملی ایران، به ‌معنای به خطر افتادن امنیت انرژی جهان و منافع حیاتی امریکا و متحدانش تلقی می‌گردید.

در تقابل با اولتیماتوم ۴۸ ساعته، ایران بدون آن‌که حتی نیاز به بستن کامل تنگه پیدا کند، تنها با اعلام آمادگی برای مختل کردن عبور و مرور، چنان موجی از نگرانی را در بازارهای جهانی نفت ایجاد کرد که قیمت طلای سیاه در عرض ساعاتی جهش بی‌سابقه‌ای یافت. همین فشار اقتصادی-سیاسی کافی بود تا مشاوران اقتصادی و نظامی ترامپ به او هشدار دهند که ادامه این مسیر، فروپاشی بازارهای مالی و بحرانی فراتر از توان مدیریت کاخ سفید را به دنبال خواهد داشت.

  • پایگاه‌های امریکایی در کشورهای عربی: امنیت دروغین

یکی از پیچیده‌ترین ابعاد این منازعه، نقش پایگاه‌های نظامی امریکا در خاک کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بود. این پایگاه‌ها که با عنوان تأمین‌کننده امنیت در منطقه مستقر شده‌اند، در عمل به سپرهای انسانی و هدف‌های تضمین‌شده برای ایران تبدیل شدند. بر اساس ماده ۵۱ منشور ملل متحد، هر کشوری در برابر تجاوز نظامی حق دفاع مشروع دارد. حملات امریکا و اسرائیل به تأسیسات ایران، این حق را برای تهران ایجاد کرد تا نه تنها در داخل، بلکه در برابر هر پایگاه یا مرکزی که برای ادامه تجاوز علیه ایران استفاده می‌شود، اقدام متقابل انجام دهد.

با وجود این، برخی کشورهای عربی پس از آنکه پایگاه‌های میزبانشان مورد حملات ایران قرار گرفت، به جای اعتراض به متجاوز اصلی، ایران را مورد شماتت قرار دادند. این گلایه‌ها در حالی مطرح می‌شود که به استناد حقوق بین‌الملل، میزبانی از پایگاه‌های نظامی یک کشور متجاوز، آن کشور را به هدف مشروع تبدیل می‌کند. به عبارت روشن‌تر، کشورهای عربی نمی‌توانند هم پایگاه‌های نظامی خود را در اختیار دشمن ایران قرار دهند و هم از پیامدهای مشروع آن مصون بمانند.

جنگ رمضان که با تهاجم امریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، در تاریخ منطقه به نقطه عطفی تبدیل گردید که نشان داد قدرت نظامی صرف بدون پشتوانه عقلانیت سیاسی و درک صحیح از معادلات ژئوپلیتیک، نمی‌تواند تضمین‌کننده پیروزی باشد. ایران با نمایش آمادگی برای دفاع از منافع حیاتی خود و بهره‌گیری هوشمندانه از برگ برنده تنگه هرمز، عملا ابرقدرت جهان را در موقعیت عقب‌نشینی مکرر قرار داد.

عقب‌نشینی‌های ترامپ از اولتیماتوم ۴۸ ساعته تا خودداری از حملات گسترده پس از بمباران تأسیسات گازی، همگی نشان از تحول عمیق در موازنه قدرت منطقه داشت. جمهوری اسلامی ایران با عبور از تحریم‌ها و تهدیدها، به بازیگری بدل شده که حتی رئیس‌جمهور قلدر امریکا نیز ناچار است در برابر هوشمندی آن سر تعظیم فرود آورد.

دورانی که امریکا می‌پنداشت با یک تهدید یا اولتیماتوم می‌تواند اراده ملت‌ها را تغییر دهد، به سر آمده است. آنچه از این پس در کتاب‌های تاریخ خواهد ماند، روایت کشوری است که با کمترین امکانات مادی، اما با بالاترین سطح از اراده و هوشمندی، بزرگترین قدرت جهان را وادار به عقب‌نشینی‌های پی‌درپی کرد و برگ زرینی بر دفتر مقاومت و عزت ملی افزود.

عقب نشینی‌های مکرر ترامپ
عقب نشینی‌های مکرر ترامپ نشان از تحولات عمیق در موازنه قدرت منطقه است

سید حکیم بینش

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11293

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات