Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

در سیاست جهانی گاهی یک لحظه کوتاه می‌تواند صفحه شطرنج را عوض کند. انتخاب آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر سوم ایران نیز از همان لحظه‌هاست؛ رخدادی که نه‌تنها در داخل ایران بلکه در کل معادلات ژئوپولیتیک خاورمیانه موجی تازه ایجاد کرده است. گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی تأیید می‌کنند که مجلس خبرگان رهبری پس از شهادت آیت‌الله علی خامنه‌ای، در جریان حملات مرتبط با جنگ منطقه‌ای، فرزند او را به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران معرفی کرده است.

این انتخاب نه صرفاً یک انتقال قدرت داخلی، بلکه پاسخی سیاسی به فشارهای خارجی است؛ فشاری که از سوی واشینگتن و تل‌آویو برای تغییر ساختار قدرت در ایران دنبال می‌شد. در ادامه، این مقاله تلاش می‌کند پیامدهای این تحول را از چند زاویه بررسی کند: ماهیت رهبری جدید، شکست محاسبات واشینگتن و تل‌آویو، و جایگاه ایران در معادلات آینده منطقه.

  • رهبری تازه در تهران؛ آغاز فصل جدیدی از معادلات منطقه

نخستین نکته در فهم این رویداد آن است که انتخاب رهبر جدید ایران در شرایطی رخ داد که منطقه در یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های چند دهه اخیر قرار دارد. گزارش‌ها نشان می‌دهد آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در جریان حملات نظامی هوایی به ایران، به شهادت رسید و تنها چند روز بعد مجلس خبرگان برای تعیین جانشین تشکیل جلسه داد.

این سرعت در انتقال قدرت پیام روشنی داشت: ساختار سیاسی جمهوری اسلامی قصد ندارد در برابر شوک‌های خارجی دچار خلأ رهبری شود. در نظامی که رهبری عالی‌ترین مقام سیاسی و نظامی محسوب می‌شود، هرگونه خلأ قدرت می‌توانست فرصت بزرگی برای فشار خارجی یا بی‌ثباتی داخلی ایجاد کند.

از منظر راهبردی، تعیین سریع رهبر جدید نشان‌دهنده تلاش نهادهای حاکمیتی ایران برای نمایش ثبات در شرایط بحران است. در تاریخ جمهوری اسلامی نیز انتقال قدرت در سال ۱۹۸۹ پس از درگذشت آیت‌الله خمینی(ره) با سرعت انجام شد تا ساختار قدرت دچار فروپاشی نشود.

اما در این بار، زمینه‌ها متفاوت بود. ایران با یک رویارویی مستقیم با بازیگران خارجی روبه‌رو است. بنابراین انتخاب رهبر جدید عملاً به بخشی از جنگ سیاسی و روانی منطقه تبدیل شد.

این رخداد همچنین نشان داد که فشار نظامی لزوماً به فروپاشی سیاسی منجر نمی‌شود. تاریخ معاصر نمونه‌های زیادی دارد که در آنها حملات خارجی به جای تضعیف حکومت‌ها، انسجام داخلی را افزایش داده است.

هدف این مقاله بررسی همین نقطه است: آیا انتخاب رهبر جدید ایران واقعاً معادلاتی را که برخی سیاستمداران غربی درباره تغییر نظام تصور می‌کردند بر هم زده است؟

  • آیت‌الله مجتبی خامنهای کیست و چه راهبردی دارد؟

آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای پیش از رسیدن به مقام رهبری، سال‌ها یکی از چهره‌های بانفوذ اما کم‌ظهور در ساختار قدرت ایران محسوب می‌شد. او متولد ۱۹۶۹ در مشهد است و در حوزه علمیه قم تحصیل کرده است.

اگرچه او هیچ‌گاه منصب انتخابی در دولت یا مجلس نداشت، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند که طی دو دهه گذشته در حلقه‌های امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی نقش مهمی ایفا کرده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که او ارتباط نزدیکی با نهاد‌های مردمی، فرهنگی، سیاسی و نظامی داشته و از همین مسیر نفوذ قابل‌توجهی در ساختار اجتماعی پیدا کرده است.

برخی تحلیلگران غربی حتی از او به عنوان «رهبر پشت صحنه» یاد کرده‌اند؛ فردی که در تصمیم‌های کلیدی، به‌ویژه در حوزه امنیتی، نقش غیررسمی داشته است. چنین تصویری البته در داخل ایران همواره محل مناقشه بوده است. آنچه درباره راهبرد احتمالی او گفته می‌شود، ادامه مسیر کلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی است: تأکید بر بازدارندگی منطقه‌ای، تقویت محورهای هم‌پیمان در خاورمیانه و مقاومت در برابر فشارهای آمریکا.

در عین حال، که او ممکن است در برخی حوزه‌ها رویکردی حتی جدی تر از نسل پیشین داشته باشد، به‌ویژه در موضوع برنامه هسته‌ای و سیاست‌های منطقه‌ای ایران. به این ترتیب، رهبری آیت الله مجتبی خامنه‌ای برای بسیاری از ناظران به معنای تداوم ساختار سیاسی جمهوری اسلامی با تأکید بیشتر بر مؤلفه‌های امنیتی و ایدئولوژیک تلقی می‌شود.

  • محاسباتی که فرو ریخت؛ شکست راهبردی ترامپ و نتانیاهو

در ماه‌های گذشته، برخی سیاستمداران آمریکایی و اسرائیلی بارها از امکان «تغییر نظام» در ایران سخن گفته بودند. دونالد ترامپ حتی در چند سخنرانی اعلام کرده بود که آینده سیاسی ایران باید با فشار خارجی تغییر کند.

این دیدگاه ریشه در یک فرض قدیمی در سیاست خارجی آمریکا دارد: اینکه فشار اقتصادی و نظامی می‌تواند به فروپاشی ساختارهای سیاسی در کشورهایی مانند ایران منجر شود.

اما انتخاب سریع رهبر جدید، این فرضیه را دست‌کم در کوتاه‌مدت به چالش کشیده است. برخلاف انتظار برخی غربی‌ها و اسرائیلی‌ها، ساختار قدرت در ایران نه‌تنها فرو نپاشید بلکه با سرعت خود را بازسازی کرد.

در واقع، چنین رخدادی می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد. در بسیاری از کشورها، تهدید خارجی باعث افزایش همبستگی در میان نخبگان سیاسی می‌شود؛ پدیده‌ای که در علوم سیاسی با عنوان «اثر پرچم» شناخته می‌شود.

برای نتانیاهو نیز وضعیت پیچیده‌تر شده است. اسرائیل در سال‌های اخیر تلاش کرده بود ایران را به عنوان یک نظام در حال فروپاشی معرفی کند. اما انتقال سریع قدرت می‌تواند این روایت را زیر سؤال ببرد. به همین دلیل این تحول، دست‌کم در عرصه تبلیغاتی، شکستی برای راهبرد فشار حداکثری واشینگتن و تل‌آویو محسوب می‌شود.

  • بازیگری که مهار نمی‌شود؛ ایران در معادلات قدرت منطقه

ایران طی چهار دهه گذشته به یکی از بازیگران اصلی خاورمیانه تبدیل شده است؛ کشوری که نفوذ سیاسی و نظامی آن از عراق و سوریه تا لبنان و یمن گسترش یافته است. بخش مهمی از این نفوذ از طریق شبکه‌ای از متحدان و گروه‌های هم‌پیمان شکل گرفته که در ادبیات سیاسی منطقه به «محور مقاومت» شناخته می‌شود.

در چنین چارچوبی، تغییر رهبری در تهران تنها یک مسئله داخلی نیست. تصمیم‌ها و راهبردهای رهبر ایران می‌تواند بر مجموعه‌ای از بازیگران منطقه‌ای تأثیر بگذارد.

در صورت ادامه رویکرد کنونی، ایران همچنان به عنوان یک بازیگر «بازدارنده» در برابر اسرائیل و آمریکا عمل خواهد کرد؛ به‌ویژه با استفاده از توان موشکی قدرتمند و شبکه متحدان منطقه‌ای. از سوی دیگر، اقتصاد انرژی نیز به شدت تحت تأثیر این رقابت قرار دارد. تنش‌های اخیر باعث افزایش قابل‌توجه قیمت نفت در بازار جهانی شده است.

بنابراین ایران را نمی‌توان صرفاً یک بازیگر منطقه‌ای معمولی دانست. این کشور به یکی از اهرم‌های  اصلی در نظم امنیتی خاورمیانه تبدیل شده است.

مجتبی خامنه‌ای
آیت الله مجتبی خامنه‌ای راه رهبر شهید ایران را ادامه خواهد داد
  • جمع‌بندی؛ خاورمیانه در آستانه مرحله‌ای تازه

انتخاب آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید ایران صرفاً یک رویداد داخلی نیست؛ این تحول می‌تواند پیامدهایی عمیق برای آینده منطقه داشته باشد. در کوتاه‌مدت، این انتقال قدرت نشان داد که ساختار سیاسی جمهوری اسلامی در برابر شوک‌های خارجی انعطاف‌پذیر است و توانایی بازسازی سریع دارد.

در سطح بین‌المللی، این رخداد محاسبات برخی سیاستمداران غربی را نیز به چالش کشیده است؛ کسانی که تصور می‌کردند فشار نظامی و اقتصادی می‌تواند به تغییر سریع نظام در ایران منجر شود.

با این حال، مسیر آینده تا حد زیادی برای ایران، منطقه و دشمنان خارجی ایران مشخص شده است؛ رهبری جدید به نظر می‌رسد که تداوم سیاست‌های آیت الله سیدعلی خامنه ای را پیش گیرد؛ مسیری که آمریکا و اسرائیل از آن هراس دارند.

تاریخ خاورمیانه نشان داده است که تغییر رهبران همیشه به معنای تغییر مسیر کشورها نیست، اما می‌تواند سرعت و شکل تحولات را دگرگون کند.

مجتبی همت

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11316

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات