Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

مناسبات افغانستان و ایران

تحولات اخیر در مناسبات تهران و کابل بار دیگر موضوع به‌ رسمیت ‌شناسی رسمی امارت اسلامی افغانستان را به صدر تحلیل‌های سیاسی منطقه بازگردانده است. اظهارات علیرضا بیگدلی، سرپرست سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل، مبنی بر اینکه “از نظر ایران مانعی برای به ‌رسمیت ‌شناسی امارت اسلامی وجود ندارد” اما تصمیم حقوقی در زمان مناسب اعلام خواهد شد، حامل پیام‌های چندلایه و حساب ‌شده‌ای است که فراتر از یک موضع‌گیری ساده دیپلماتیک ارزیابی می‌شود.

این سخنان در شرایطی بیان می‌شود که افغانستان در مرحله‌ای حساس از بازتعریف جایگاه منطقه‌ای خود قرار دارد و کشورهای همسایه، ناگزیرند سیاستی مبتنی بر واقع‌گرایی، ثبات‌محوری و حفظ منافع ملی اتخاذ کنند. بررسی دقیق این موضع نشان می‌دهد که تهران با درک پیچیدگی‌های داخلی افغانستان و معادلات ژئوپلیتیکی منطقه، مسیر تعامل تدریجی و مدیریت ‌شده را برگزیده است.

  • تعامل پیش از رسمیت؛ منطق دیپلماسی عمل‌گرا

به ‌رسمیت‌ شناسی یک حکومت، اقدامی سیاسی ـ حقوقی است که معمولا پس از ارزیابی مجموعه‌ای از عوامل صورت می‌گیرد؛ از جمله میزان کنترل بر قلمرو، ثبات ساختاری، توان اداره امور داخلی و ظرفیت تعامل خارجی. امارت اسلامی افغانستان در حال حاضر کنترل سراسری بر جغرافیای کشور را در اختیار دارد و ساختار اجرایی مشخصی را مستقر کرده است. در چنین شرایطی، بسیاری از کشورها، حتی بدون اعلام رسمی شناسایی، تعاملات عملی خود را آغاز کرده‌اند.

ایران نیز طی سال‌های گذشته روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود با کابل را حفظ کرده و در برخی حوزه‌ها گسترش داده است. بنابراین، سخنان اخیر سرپرست سفارت ایران را باید در امتداد همین روند ارزیابی کرد؛ روندی که در آن تعامل عملی پیش از اعلام رسمی شکل گرفته است. به بیان دیگر، روابط در سطح واقعیت‌های میدانی جریان دارد و موضوع به‌ رسمیت ‌شناسی رسمی، مرحله‌ای تکمیلی در این مسیر محسوب می‌شود. این رویکرد نه نشانه شتاب‌زدگی است و نه تعلل؛ بلکه بازتاب یک سیاست سنجیده است که تلاش می‌کند میان ثبات منطقه‌ای، منافع ملی و ملاحظات حقوقی توازن برقرار کند.

  • امنیت مرزی؛ اولویت مشترک در مناسبات افغانستان و ایران

یکی از محورهای مهم در سخنان مقام ایرانی، اشاره به رفع بخش عمده مشکلات مرزی و ادامه گفت‌وگوها درباره نوسازی و ساماندهی مرزها بود. ایران و افغانستان بیش از 900 کیلومتر مرز مشترک دارند؛ مرزی که همواره در معرض چالش‌هایی چون قاچاق مواد مخدر و ترددهای غیرقانونی بوده است.

ثبات در افغانستان، به ‌طور مستقیم با امنیت ملی ایران پیوند دارد. هرگونه خلا امنیتی در این جغرافیا می‌تواند پیامدهایی فوری برای ولایت‌های مرزی ایران داشته باشد. از این منظر، تقویت همکاری‌های امنیتی و مرزی نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی استراتژیک برای هر دو طرف است.

اظهار اینکه بخش عمده مشکلات مرزی برطرف شده نشان می‌دهد کانال‌های ارتباطی میان دو کشور فعال و موثر بوده‌اند. این دستاورد را می‌توان نتیجه دیپلماسی میدانی و گفت‌وگوهای مستمر دانست؛ گفت‌وگوهایی که نشان می‌دهد دو همسایه، علی‌رغم تفاوت‌های ساختاری، قادرند از طریق مذاکره به راه‌حل‌های عملی برسند.

  • افغانستان در معادله منطقه‌ای ایران

بخش دیگری از سخنان علیرضا بیگدلی سرپرست سفارت ایران در کابل، بر نگرانی تهران از مداخله کشورهای خارجی در افغانستان و ضرورت همکاری کشورهای منطقه برای حفظ ثبات تاکید داشت. این موضع، در چوکات سیاست کلان ایران در قبال تحولات منطقه قابل فهم است.

از نگاه تهران، امنیت پایدار در افغانستان زمانی شکل می‌گیرد که کشورهای همسایه نقش فعال و هماهنگ ایفا کنند و روندهای سیاسی این کشور از بیرون تحمیل نشود. تجربه دو دهه حضور نظامی قدرت‌های غربی در افغانستان، که با وجود هزینه‌های هنگفت به ثبات پایدار منجر نشد، در حافظه سیاسی منطقه باقی مانده است.

بر این اساس، ایران تلاش دارد افغانستان را در قالب یک نظم منطقه‌محور تعریف کند؛ نظمی که در آن همکاری‌های اقتصادی، امنیتی و ترانزیتی میان کشورهای پیرامونی تقویت شود. چنین نگاهی، به ‌ویژه در شرایطی که رقابت‌های ژئوپلیتیکی در آسیا شدت یافته، اهمیت بیشتری یافته است.

  • سیاست صبر دیپلماتیک در قبال کابل

طرح این پرسش ضروری است که اعلام رسمی به‌ رسمیت ‌شناسی چه تغییری در واقعیت موجود ایجاد خواهد کرد. در عمل، روابط تهران و کابل جریان دارد؛ سفارت‌ها فعال‌اند، هیات‌ها رفت‌وآمد دارند و مبادلات تجاری ادامه دارد. بنابراین، شناسایی رسمی بیش از آنکه تغییری عملی در روابط روزمره ایجاد کند، حامل پیام سیاسی و حقوقی خواهد بود.

با این حال، زمانبندی این اقدام اهمیت بالایی دارد. عبارت در “زمان مقتضی”در گفته‌های سفیر ایران نشان می‌دهد تهران این موضوع را به ‌عنوان بخشی از یک روند تدریجی می‌بیند، نه یک تصمیم فوری. چنین رویکردی امکان می‌دهد تحولات داخلی افغانستان، روندهای منطقه‌ای و مواضع سایر بازیگران نیز در نظر گرفته شود.

این احتیاط را می‌توان نشانه بلوغ دیپلماتیک دانست. در سیاست خارجی، تصمیم‌های بزرگ معمولا در چوکات محاسبات چندجانبه اتخاذ می‌شوند. ایران نیز، به‌عنوان یکی از بازیگران مهم منطقه، طبیعی است که ابعاد مختلف این تصمیم را بررسی کند.

  • اقتصاد؛ پیوندی فراتر از سیاست

روابط اقتصادی افغانستان و ایران طی سال‌های گذشته همواره یکی از پایه‌های اصلی تعامل دو کشور بوده است. افغانستان از جمله بازارهای مهم برای کالاهای ایرانی به‌شمار می‌رود و ایران نیز یکی از مسیرهای اصلی دسترسی افغانستان به آب‌های آزاد و شبکه ترانزیتی منطقه است.

ثبات سیاسی در کابل می‌تواند زمینه را برای گسترش تجارت، سرمایه‌گذاری مشترک و توسعه زیرساخت‌های ترانزیتی فراهم کند. پروژه‌های مرتبط با حمل‌ونقل، انرژی و تبادلات مرزی، در صورت استمرار ثبات، ظرفیت رشد قابل توجهی دارند.

در چنین چوکاتی، به‌ رسمیت‌ شناسی رسمی می‌تواند اطمینان حقوقی بیشتری برای فعالان اقتصادی ایجاد کند و روند همکاری‌ها را تسهیل نماید. بنابراین، این موضوع صرفا یک اقدام نمادین نیست، بلکه می‌تواند پیامدهای اقتصادی ملموسی نیز داشته باشد.

  • آب و مدیریت منابع؛ ضرورت گفت‌وگوی پایدار

یکی از موضوعات حساس میان دو کشور، مسئله آب‌های مرزی، به‌ویژه رود هلمند است. این موضوع سال‌هاست که موجب تنش‌های لفظی شده است. با این حال، تاکید بر حل‌وفصل مشکلات مرزی و ادامه گفت‌وگوها نشان می‌دهد دو طرف در پی مدیریت این موضوع از مسیر دیپلماسی هستند.

مدیریت منابع آب در منطقه‌ای که با تغییرات اقلیمی و خشکسالی‌های مکرر مواجه است، نیازمند همکاری تخنیکی و سیاسی پایدار است. هرگونه تنش در این حوزه می‌تواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای داشته باشد. بنابراین، استمرار گفت‌وگوها و ایجاد سازوکارهای مشترک نظارتی، در راستای منافع هر دو کشور ارزیابی می‌شود.

  • پیام اظهارات علیرضا بیگدلی چه بود؟

اظهارات اخیر علاوه بر بعد خارجی، دارای پیام داخلی نیز هست. برای افکار عمومی افغانستان، چنین موضعی نشانه‌ای از تمایل یک همسایه مهم به تعامل سازنده تلقی می‌شود. برای جامعه منطقه‌ای نیز این پیام را دارد که روند عادی‌سازی روابط با کابل در حال پیشرفت است.

در عین حال، ایران با بیان اینکه تصمیم حقوقی در زمان مناسب اعلام می‌شود، نشان داده که روند تصمیم‌گیری خود را مستقل و بر اساس ارزیابی‌های ملی دنبال می‌کند. این استقلال در سیاست خارجی، بخشی از هویت دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در دهه‌های گذشته بوده است.

مناسبات افغانستان و ایران
مناسبات افغانستان و ایران؛ به سمت شناسایی رسمی
  • در مسیر تعامل سنجیده

تحلیل مجموع اظهارات علیرضا بیگدلی سرپرست سفارت ایران در کابل نشان می‌دهد تهران مسیر تعامل تدریجی، واقع‌گرایانه و مبتنی بر منافع مشترک را دنبال می‌کند. اعلام اینکه مانعی برای به‌رسمیت‌شناسی وجود ندارد، در واقع بیانگر آمادگی سیاسی است؛ اما تاکید بر زمان مقتضی، نشان‌دهنده محاسبه دقیق و پرهیز از شتاب‌زدگی است.

افغانستان امروز در مرحله‌ای قرار دارد که تثبیت روابط منطقه‌ای می‌تواند به تقویت جایگاه بین‌المللی آن کمک کند. ایران نیز، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین همسایگان، نقش قابل توجهی در این روند ایفا می‌کند. همکاری‌های مرزی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی میان دو کشور، اگر در چوکات احترام متقابل و منافع مشترک ادامه یابد، می‌تواند به الگویی از همگرایی منطقه‌ای تبدیل شود.

در نهایت، به ‌رسمیت ‌شناسی رسمی، اگر و زمانی که اعلام شود، بیش از هر چیز تثبیت یک واقعیت موجود خواهد بود؛ واقعیتی که بر پایه تعامل عملی، گفت‌وگو و درک مشترک از ضرورت ثبات شکل گرفته است. آینده روابط تهران و کابل و مناسبات افغانستان و ایران، نه بر اساس شعار، بلکه بر مبنای محاسبه، همکاری و واقع‌گرایی منطقه‌ای رقم خواهد خورد.

سعید محمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=10982

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *