پدافند ایران
در روزهای گذشته، صفحه جدیدی از جنگی نابرابر اما نفسگیر میان ایران از یک سو و آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر گشوده شده است. تحولات نه در قالب شبیهسازیهای کمپیوتری و نه در سناریوهای اتاق فکر پنتاگون، بلکه در میدان واقعی نبرد، آتش پدافند هوایی ایران چنان پرده از چهره واقعی قدرت هوایی دشمن برداشته که تحلیلگران نظامی جهان را به تحسین واداشته است.
انهدام پیدرپی جنگندههای آمریکایی از نوع اف-۱۶، ای-۱۰، سوخترسان و حتی بالگردهای بلکهاوک، توسط پدافند ایران، نقطه عطفی بیبازگشت در معادلات نظامی منطقه محسوب میشود. جالب آنکه مانورهای تبلیغاتی ترامپ و نتانیاهو همواره بر «برتری هوایی مطلق» استوار بود، اما سقوط جنگندهها و طیارههای پیشرفته، این مانور را به کابوسی برای کاخ سفید تبدیل کرده است.
حال این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا انهدام زنجیرهای جنگندهها و طیارههای نظامی آمریکا توسط پدافند ایران، نه یک عملیات تاکتیکی، بلکه آغازی بر پایان افسانه «برتری هوایی» و سقوط راهبردی ترامپ در منطقه است؟ این مقاله کوشش میکند تا با بررسی وقایع چند روز گذشته، پاسخی قانعکننده به این پرسش بدهد.
-
درهم شکسته شدن ابهت برتری هوایی آمریکا و پایان افسانه رادارگریزی
در اولین و مهمترین دستاورد راهبردی جنگ، ایران موفق شده است تا تصویر نیروی هوایی شکستناپذیر آمریکا را برای همیشه مخدوش کند. واقعیت میدانی این است: برتری هوایی آمریکا در جنگ با ایران، نه تنها تضعیف، بلکه به کلی درهم شکسته شده است. گزارشهای میدانی از انهدام یک فروند جنگنده اف-۱۶، دو طیاره ای-۱۰ وارتهاگ، دو بالگرد بلکهاوک، یک فروند سی-۱۳۰ ترابری و دو پهپاد هرمس و امکیو-۹ حکایت دارد.
این آمار آنقدر سنگین است که کارشناسان نظامی را از تحلیل این شگفتیها باز داشته اند و همه متحیر گشته اند. از آن طرف رئیس پارلمان ایران محمد باقر قالیباف نیز به طنز گفته است که: «اگر ترامپ بخواهد چند نیروی دیگر را نجات بدهد، احتمالاً چیزی از ارتش آمریکا باقی نمیماند!».
افزون بر تعداد طیارهها و جنگندههای ساقط شده، کیفیت این ضربات نیز اهمیت فوق العاده دارد. زیرا ایران نه تنها ابهت رسانهای آمریکا را در هم شکسته، بلکه توانمندی تکنالوژیکی نیروی هوایی این کشور را نیز به چالش کشیده است. مهمتر از همه، افسانه رادارگریزی طیارههای پیشرفته آمریکایی با ضربههای کاری پدافند ایران به پایان رسیدهاند.
چنانچه اصابت یک فروند اف-۳۵ (که گفته میشود بر اثر اصابت موشک زمین به هوا آسیب دیده)، انهدام یک فروند آواکس ئی-۳ در میدان هوایی شاهزاده سلطان عربستان، و سرنگونی جنگنده اف-۱۵ئی در خاک ایران، همگی نشان داد که تکنالوژی استتار راداری دیگر پاسخگوی پیشرفت سامانههای پدافندی ایران نیست.
در این میان، انهدام طیارهی ای-۱۰ وارتهاگ بسیار حائز اهمیت است. این طیاره که به طور خاص برای پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی و شکار تانک طراحی شده، با قابلیت پرواز در ارتفاع پایین برای فرار از چشم رادارها وارد منطقه شده بود. هدف قرار گرفتن آن توسط پدافند ایران، تمام معادلات تاکتیکی آمریکا را بر هم ریخت. اگر یک وارتهاگ که کابوس نیروهای زمینی دشمن است، در همان ارتفاع پایین و در حال اجرای مأموریت، شکار شود، دیگر هیچ سنگر امنی برای نیروهای آمریکا باقی نمیماند. این برگ برندهای است که ایران در آستین دارد: توانایی شکار انواع طیارههای جنگی در هر لایه از آسمان.
-
هزینه سنگین سقوط طیارههای آمریکا؛ از انکار تا واقعیت ۲ میلیارد دالری
وقتی صحبت از جنگ میشود، آمار تلفات و خسارات، زبان واقعی میدان نبرد است. تا به امروز، ارزش تقریبی طیارهها و بالگردهای سرنگونشده یا آسیبدیده آمریکایی از ابتدای این درگیری، به حدود ۲ میلیارد دالر بر آورد میشود. این رقم هنگفت، فقط بخشی از بهایی است که ترامپ برای ماجراجویی نظامی خود پرداخت کرده است.
نکته جالب توجه در رابطه به سقوط طیارهها و جنگندههای امریکایی توسط ایران، واکنش متناقض رسانههای آمریکایی است. پیش از این، هر بار گزارشی از سقوط یک طیارهی نظامی آمریکا منتشر میشد، پنتاگون یا آن را انکار میکرد یا دلیل آن را نقص فنی و خطای انسانی اعلام مینمود. اما دو ضربه اخیر – انهدام اف-۱۵ در خاک ایران و سرنگونی ای-۱۰ در آبهای خلیج فارس – چنان واضح و مستند بود که دیگر جایی برای انکار یا دروغ باقی نگذاشت.
چنانچه عکسهای ماهوارهای و ویدیوهای تأییدشده از لاشه اف-۱۵ در دل کویر ایران، لاشه جنگنده اف ـ 16 در اصفهان، لاشههای دو فروند طیاره آـ10، دو فروند هیلکوپتر بلک هاواک و سقوط یک طیاره ترابری سی ـ130 و انهدام دو فروند پهپاد هرمس و ام ـ کیو9، تمام ادعاهای واشنگتن را پوچ ساخته و جلوی هر نوع انکار و دروغ بافی را بسته که به نظر میرسد ترامپ را تا سر حد جنون و دیوانگی به پیش برده است.
چنانچه ترامپ که مدعی شده بود پدافند ایران از کار افتاده است»، اکنون در کاریکاتورهای رسانههای منطقه، با صورتی برافروخته و کلاه پیلوتی بر سر، در حال تماشای سقوط قطعات طیارههای خود ترسیم میشود. تناقض گفتار و عمل او به سوژه طنزپردازان تبدیل شده است: از یک سو میگوید «کامل کنترل آسمان ایران را داریم» و از سوی دیگر مجبور است عملیات نجات پیلوتهای اف-۱۵ و ای-۱۰ را با شکست بپذیرد.
-
واکنش جهان؛ تحسین پدافند ایران و طعنه به ترامپ
شاید گویاترین بخش پیروزی استراتژیک و راهبردی ایران، بازتاب آن در رسانهها و تحلیلهای کارشناسان غربی باشد. بر خلاف گذشته که رسانههای جریان اصلی سعی در کمجلوه دادن توانمندیهای ایران داشتند، این بار ناچار به اعتراف شدهاند. خبرگزاری آسوشیتدپرس در تحلیلی نوشت: «ایران نخستین کشور سرنگونکننده جنگنده آمریکایی در ۲۴ سال گذشته است.» این رسانه همچنین تأکید کرد: «با وجود ادعای صریح ترامپ مبنی بر از کار افتادن پدافند ایران، این سامانهها همچنان توانایی پاسخگویی مرگبار دارند.»
رویترز نیز با کنایه به ادعای پیشین رئیسجمهور آمریکا که گفته بود «کنترل کامل بر آسمان ایران را داریم»، این وضعیت را «شکست اطلاعاتی و عملیاتی بیسابقه برای پنتاگون» ارزیابی کرد. اما تأملبرانگیزترین اظهارنظر از جیمز آر. وب، تفنگدار سابق نیروی دریایی آمریکا، منتشر شد که گفت: «پدافند ایران بسیار توانمندتر از آن چیزی است که ژنرالهای ما تصور میکردند. ما با حریفی روبرو هستیم که قوانین بازی را تغییر داده است.»
این تحسینهای اکراهآمیز از سوی کارشناسان غربی، نشان میدهد که معادله قدرت در حال جابجایی است. ناتوانی آمریکا در حفاظت از مدرنترین طیارههای خود، هم برای متحدان منطقهایاش (به ویژه رژیم صهیونیستی) و هم برای افکار عمومی جهان، این پیام را دارد که عصر هزینههای گزاف برای ماجراجوییهای نظامی فرا رسیده است. ترامپ که با شعار «آمریکا اول» پا به عرصه گذاشت، اکنون در باتلاقی گرفتار شده که هر روز یک «شکست جدید» را به کارنامه او اضافه میکند. انهدام جنگندهها و طیارههای نظامی آمریکا نه یک اتفاق تاکتیکی، بلکه آغاز فروپاشی راهبردی یک ابرقدرت در مقابل اراده یک ملت است.
خلاصه اینکه آنچه در روزهای گذشته رخ داد، فراتر از یک درگیری نظامی ساده است. زیرا ایران ثابت کرد که ابهت پوشالی جنگندههای رادارگریز و برتری هوایی آمریکا، تنها یک رویای تبلیغاتی است. اف-۳۵ سوخت، آواکس متلاشی شد و عملیات نجاتِ این پیلوتها نیز به شکست کامل و از دست رفتن چندین طیاره، جنگنده و پهپاد هرمس پایان یافت. بنابراین اکنون ما در آستانهی پایان یک افسانه و آغاز فصلی نوین در توازن قدرت منطقهای قرار داریم.

مریم مرادی