در هفتههای اخیر، انتشار ویدئوهایی از سوی حکومت افغانستان که حملات پهپادی در عمق خاک پاکستان را نشان میداد، معادلهای را که تا دیروز کموبیش ثابت پنداشته میشد، دگرگون کرده است. زیرا تا پیش از این، تصور غالب آن بود که طالبان تنها به کوادکوپترهای ساده تجاری دسترسی دارند که با تغییرات ابتدایی برای حمل خمپاره یا مواد انفجاری به کار گرفته میشوند. اما تصاویر تازه، از پهپادهایی با برد بلندتر و توان تهاجمی پیشرفتهتر حکایت دارد.
این تحول صرفاً یک خبر نظامی نیست؛ بلکه نشانهای از ورود بازیگری منزوی به عرصهای پیچیده از تکنالوژی جنگی است که میتواند توازن قدرت در مرزهای پرتنش افغانستان و پاکستان را تغییر دهد. پرسش اساسی این است: دستیابی حکومت طالبان به پهپادهای جنگی پیشرفته چگونه ممکن شده و این تحول چه پیامدهایی برای معادلات امنیتی منطقه بهویژه در برابر پاکستان در پی خواهد داشت؟
-
از کوادکوپتر تا پهپاد تهاجمی؛ حملات طالبان در عمق خاک پاکستان
در سالهای گذشته، استفاده از کوادکوپترهای تجاری در میدانهای نبرد جهان به پدیدهای رایج بدل شده است. گروههای مسلح با هزینهای اندک، این ابزارهای ساده را به حاملان مواد انفجاری تبدیل میکنند. در افغانستان نیز گزارشهایی وجود داشت که طالبان از چنین ابزارهایی برای حملات محدود استفاده کردهاند. اما درگیریهای اخیر میان حکومت طالبان و پاکستان نشان داد که سطح این توانمندی ارتقا یافته است.
ویدئوهای منتشرشده از سوی منابع نزدیک به طالبان، نشان میدهد که حملات پهپادی در دو دسته انجام شدهاند:
اولا حملات علیه مواضع داعش در خاک افغانستان و مناطق مرزی می باشند که در این حملات، چندین مقر وابسته به شاخه خراسان داعش هدف قرار گرفتهاند. تصاویر منتشرشده، اصابت دقیق مهمات هدایتشونده به ساختمانها و مواضع مشخص را نشان میدهد؛ امری که فراتر از توان یک کوادکوپتر ساده است.
ثانیا، حملات در عمق خاک پاکستان علیه پایگاههای نظامی که بنا بر اعلام رسمی طالبان، در داخل خاک پاکستان انجام شده است. برخی منابع از هدف قرار گرفتن چند پایگاه نظامی در مناطق مرزی خبر دادهاند. هرچند آمار دقیق تلفات و خسارات از سوی منابع مستقل تأیید نشده، اما نفس انجام حمله پهپادی فرامرزی، نقطه عطفی در سطح درگیری محسوب میشود.
به لحاظ تعداد، گزارشها از چندین نوبت حمله در بازه زمانی کوتاه حکایت دارد؛ موضوعی که نشان میدهد این اقدام نه یک عملیات موردی، بلکه بخشی از یک راهبرد جدید بوده است. اگر این حملات را در چارچوب کلی تنشهای فزاینده میان کابل و اسلامآباد تحلیل کنیم، درمییابیم که پهپادها به ابزار بازدارندگی و نمایش قدرت بدل شدهاند.
در گذشته، برتری هوایی عملاً در اختیار پاکستان بود؛ کشوری که دارای نیروی هوایی منظم و تجربه عملیات ضدتروریسم در مناطق قبایلی است. اما اکنون، حتی اگر توان پهپادی طالبان محدود باشد، همین قابلیت میتواند نوعی «توازن نسبی در سطح تاکتیکی» ایجاد کند. بنابراین این تحول، بدون تردید بعد از این، میدان بازی را از یکطرفه بودن خارج میسازد و جلوی تاختوتاز پاکستان را محدود می کند.
-
معمای پهپادها؛ چه نوع تکنالوژی در اختیار طالبان قرار گرفته است؟
یکی از پرسشهای کلیدی در این ماجرا، نوع پهپادهای مورد استفاده است. کارشناسان نظامی با بررسی ویدئوهای منتشرشده، چند فرضیه را مطرح کردهاند:
برخی معتقدند این پهپادها از نوع پهپادهای انتحاری یا «لوترینگ مهمات» (Loitering Munitions) استند؛ یعنی پهپادهایی که پس از پرواز بر فراز هدف، خود بهعنوان کلاهک انفجاری عمل میکنند.گروهی دیگر احتمال میدهند که این ابزارها پهپادهای شناسایی-تهاجمی سبک با قابلیت حمل مهمات کوچک هدایتشونده باشند. فرضیه سوم، استفاده از پهپادهای تجاری پیشرفته با تغییرات گسترده و نصب سامانههای هدایت دقیق است.
با توجه به برد ادعاشده برای برخی حملات در داخل خاک پاکستان، به نظر میرسد این پهپادها از نوع بردکوتاه ساده نباشند. پهپادهای کوادکوپتر معمولاً بردی محدود (چند کیلومتر) دارند، در حالی که حمله در عمق خاک پاکستان نیازمند سامانهای با برد بیشتر، ارتباط پایدار و احتمالاً سیستم ناوبری مستقل است.
بنابراین با توجه به تحریمها و محدودیتهای بینالمللی، خرید مستقیم این تجهیزات چندان آسان نیست. از اینرو سناریوهای احتمالی که طالبان چگونه به این تجهیزات و تکنالوژی دست یافته عبارتاند از.
1. انتقال این تکنالوژی از طریق بازیگران منطقهای یا غیررسمی؛
2. بازسازی و استفاده از تجهیزات بهجامانده از اردوی ملی پیشین افغانستان؛
3. تولید یا مونتاژ وطنی با بهرهگیری از قطعات وارداتی تجاری.
برخی از تحلیلگران بر این باورند که بازار جهانی پهپاد، به ویژه در زمینه قطعات، آنقدر وسیع و پراکنده است که امکان دور زدن محدودیتها را فراهم میآورد. تجربههای اخیر جنگ در خاورمیانه و اوکراین نیز نشان داده است که فناوری پهپادی نسبت به گذشته به مراتب در دسترستر شده است. با همه حال، آنچه مسلم است این است که طالبان اکنون به تکنالوژی پهپادهای جنگی دسترسی یافته و توانایی انجام حملات و عملیاتهای پیشرفته را دارد؛ که این امر چالش جدی برای تسلط پاکستان در آسمان ایجاد کرده است.
از طرف دیگر، اظهارات مقامات طالبان نیز این ادعا را تأیید میکند. چنانچه ذبیحالله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان، در واکنش به حملات اخیر اظهار داشته است: «اکنون دست ما به یخن دشمن رسیده است.» این جمله علاوه بر بار تبلیغاتی، پیام روشنی را منتقل میکند: طالبان قصد دارد نشان دهد که توانایی ضربهزدن متقابل را به دست آورده است.
همچنین، برخی افراد نزدیک به حکومت طالبان در گفتوگوهای رسانهای از «توانمندیهای جدید دفاعی» سخن گفتهاند که به گفته آنان، برای «حفظ حاکمیت ملی» به کار گرفته میشود. هرچند جزئیات فنی این توانمندیها ارائه نشده، اما این اظهارات نشاندهنده آن است که پهپادها به بخشی از روایت رسمی قدرت کابل تبدیل شدهاند.
-
پهپاد و توازن قدرت؛ تغییر معادلات منطقهای در برابر پاکستان
دسترسی طالبان به تکنالوژی پهپادهای جنگی، نه فقط در تعداد حملات یا نوع پهپادها، بلکه در پیامدهای راهبردی آن نهفته است. رابطه افغانستان و پاکستان همواره آمیخته با بیاعتمادی، رقابت و گاه تقابل بوده است. در چنین فضایی، هر ابزار جدید نظامی میتواند وزن یکی از طرفین را در معادله افزایش دهد.
از اینرو اگر طالبان به طور مداوم به پهپادها دسترسی داشته باشد و بتواند از این تکنالوژی استفاده کند، چندین پیامد مهم به همراه خواهد داشت. اولاً، این امر به آنها قدرت بازدارندگی میدهد؛ یعنی میتوانند به اهداف مشخصی در آنسوی مرز ضربه بزنند و این موضوع هزینه هرگونه اقدام نظامی مستقیم برای پاکستان را افزایش میدهد. ثانیاً، این پهپادها میتوانند در معادلات پیچیده مرزی به عنوان یک ابزار نظامی عمل کنند و پشتوانهای برای مذاکرات سیاسی باشند. حتی اگر حملات محدود باشند، خودِ امکان انجام آنها میتواند یک برگ برنده در میز مذاکره محسوب شود.
برای پاکستان، که همواره خود را دارای برتری نظامی میدانست، ظهور این قابلیت جدید در همسایه غربیاش یک چالش امنیتی تازه است. هرچند اسلامآباد هنوز از نظر نیروی هوایی و توان موشکی برتری قاطع دارد، اما تجربه جنگهای نامتقارن نشان داده که ابزارهای ارزان و چابک میتوانند برتریهای کلاسیک را تا حدی خنثی کنند.
در سطح منطقهای نیز این تحول بیتأثیر نخواهد بود. کشورهای همسایه، بهویژه آنهایی که با چالشهای امنیتی مشابه روبهرو استند، با دقت این روند را دنبال میکنند. گسترش تکنالوژی پهپادی در دست بازیگران غیردولتی یا دولتهای کمتر بهرسمیتشناختهشده، میتواند الگوی جدیدی از رقابت تسلیحاتی کمهزینه را رقم بزند.

-
جمعبندی
دستیابی حکومت طالبان به پهپادهای جنگی، صرفنظر از منشأ دقیق آن، یک نقطه عطف در معادلات امنیتی افغانستان و پاکستان به شمار میرود. این ابزار جدید، سطح درگیری را از تاکتیکهای سنتی مرزی فراتر برده و عنصر «برتری هوایی نسبی» را به میدان کشانده است. تعداد حملات انجامشده، اهداف انتخابی در خاک پاکستان و پیامهای صریح مقامات طالبان، همگی نشان میدهد که این تحول برنامهریزیشده و هدفمند بوده است.
اگرچه هنوز ابهامهای فراوانی درباره نوع دقیق پهپادها و شیوه تأمین آنها وجود دارد، اما نتیجه روشن است: پهپادها معادله را تغییر دادهاند. اکنون دیگر رابطه کابل و اسلامآباد در چارچوب گذشته قابل تحلیل نیست. ابزار تازهای وارد میدان شده که میتواند موازنه را ولو در سطح محدود، دگرگون سازد و منطقه را وارد مرحلهای جدید از رقابت و بازتعریف قدرت کند.
نقیب الله جمشید