پیروزی ایران
تجاوز مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، که با هدف ضربه نهایی به برنامه موشکی، هستهای و نفوذ منطقهای تهران آغاز شد، به سرعت به یک درگیری فرسایشی تبدیل گردیده است. آنچه قرار بود «عملیات سریع و قاطع» باشد، اکنون پس از بیش از یک ماه به جنگی تبدیل شده که نه تنها ذخایر نظامی غرب را به چالش کشیده، بلکه نظرسنجیهای داخلی آمریکا را به هم ریخته، اقتصاد جهانی را تهدید کرده و تصویر «قدرت مطلق» اسرائیل و واشنگتن را به لرزه درآورده است. این جنگ، که بسیاری آن را «جنگ ماهیتاً اسرائیلی» مینامند، فراتر از درگیری نظامی رفته و به آزمون اراده، استراتژی و پایداری تبدیل شده است.
مقامات و تحلیلگران غربی، از محافظهکاران راستگرا تا دیپلماتهای کهنهکار، یکی پس از دیگری به نشانههایی اشاره میکنند که پیروزی آسان ممکن نیست و حتی ادامه جنگ به ضرر مهاجمان تمام میشود. اعترافها و اذعانهای تحلیلگران و کارشناسان غربی و آمریکایی نشان میدهد که ایران نه تنها مقاومت کرده، بلکه با استراتژی هوشمندانه، جنگ را به نفع خود چرخانده است. در چنین شرایطی پرسش اساسی اینست که: چگونه ایران در این نبرد نابرابر، به پیروزی استراتژیک رسیده و در تمام ابعاد دشمنانش را شکست داده است؟
-
اعترافهای تلخ مقامات و تحلیلگران غربی ـ آمریکایی به پیروزی قاطع ایران
تحلیلگران غربی، حتی کسانی که از اسرائیل و سیاست فشار حداکثری حمایت میکنند، نمیتوانند واقعیت را انکار کنند. بن شاپیرو، که ایران را تهدیدی جدی میداند، با یادآوری تجربه ویتنام و افغانستان میگوید: دشمنان آمریکا فقط کافی است زمان را طولانی کنند تا آمریکاییها خسته شوند. او تأکید دارد که برای از پا درآوردن آمریکا، ماهها و سالها لازم نیست، حتی هفتهها هم کافی است. دقیقاً همان چیزی که اکنون در نبرد جاری رخ داده است.
جسی واترز در گفتگوی با مگان کلی، با استناد به نظرسنجیها هشدار میدهد: ۵۸ درصد آمریکاییها با جنگ مخالفاند، نرخ تأیید ترامپ در این زمینه منفی ۲۸ امتیاز است و مستقلها منفی ۵۸. او میگوید ۶۶ درصد مردم معتقدند ترامپ به اندازهی کافی به مسائل داخلی نپرداخته و ادامه جنگ منجر به شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای و ۲۰۲۸ خواهد شد.
تورن جنرال لارنس ویلکرسون تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران را «جنایت علیه بشریت» میخواند که از غزه آغاز شده و حالا به ایران رسیده است. او ترامپ را در باتلاق میبیند که با شمارش معکوسهای تکراری (۴۸ ساعت، ۵ روز، ۱۰ روز) فقط زمان میخرد. نتانیاهو ترامپ را به عمق جنگ کشانده و حاضر است او را با خود به نابودی بکشد. تنگه هرمز آسیب دیده، هزاران کشتی متوقف شدهاند، هلیوم برای تراشهها مختل شده و اقتصاد جهانی ممکن است به فروپاشی برسد. ویلکرسون اسرائیل را در حال فروپاشی میبیند: فراخوان ۴۰۰ هزار نفری در حالی که ۳۰ درصد قبلی نیامدهاند، فرماندهان در حال گریه جلوی دوربین، زار میزنند.
کریس هجز تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران را «عصر بربریت تکنالوژی پیشرفته» مینامد که در آن قانون فقط برای ضعیفان وجود دارد. نسلکشی غزه الگویی برای لبنان و ایران شده و دکترین «داهیه» (ضربه حداکثری به غیرنظامیان برای ایجاد رعب و وحشت، شکست خورده و این وضعیت اتحاد ایرانیها را تقویت کرده است.
جان مرشایمر استاد روابط بین الملل تأکید دارد که زمان به نفع ایران است. زیرا طولانی شدن جنگ اهرم ایران را افزایش میدهد و ترامپ را به پذیرش شکست تحقیر آمیز وادار میکند. الستر کروک (عضو سابق 6MI) میگوید ایران به موقعیت استراتژیک برتر بازگشته و کنترل تنگه هرمز (با پرداخت به یوان) پطرودالر را به چالش کشیده است. مایکل هادسون، اقتصاددان، این را بزرگترین شوک نفتی تاریخ میداند که سلطه دالر را تضعیف کرده است. این اعترافها نشان میدهد غرب نه تنها نظامی، بلکه سیاسی و اقتصادی در مضیقه است.
-
نبرد میدانی و استراتژیهای خیرهکنندهی ایران
ایران در میدان نبرد، استراتژیها و تاکتیکهای بینظیری را به کار برده است که به پیروزی ایران اذعان دارد. ایران جنگ را به فرسایشی تبدیل کرده که دشمن را خسته میکند. تورن جنرال دانیل دیویس هشدار میدهد ذخایر رهگیرهای آمریکایی (پاتریوت، THAAD، 3SM-) در حال تمام شدن است. پس از یک ماه، مهمات ارتباطی، موشکهای تهاجمی و رهگیرها رو به اتمام است.
ایران اما سیستمهای خود را غیرمتمرکز کرده، جایگزینهای فرماندهی اعلام نموده (حتی پس از شهادت مقام معظم رهبری و مقاماتی مانند لاریجانی) ایران همچنان طغیان می کند و با قدرت غیر قابل تصور در نبرد است. حوثیها، حزبالله و حشدالشعبی عراق به جنگ پیوستهاند و حزبالله صدها راکت شلیک کرده و دهها تانک اسرائیلی را نابود کرده است.
استراتژی ایران ترکیبی از خویشتنداری هوشمند و ضربههای دقیق است. گسترش افقی جنگ به تنگه هرمز، پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس و عراق، و هدفگیری هر کمککننده به جنگ. ایران اعلام کرده فقط «ما تصمیم میگیریم چه کسی از خلیج عبور کند». جغرافیای هرمز (۲۰۰۰ کیلومتر ساحل صخرهای پر از موشکهای ضدکشتی و زیردریاییهای کوچک) هر عملیات زمینی یا دریایی آمریکا را به فاجعه تبدیل میکند.
آلون میزراحی و دیگران تأکید دارند اردوی اسرائیل در آستانه فروپاشی درونی است. نیروهای غیرحرفهای، آسیب روانی و ناتوانی در جمعآوری نیرو برای حمله بزرگ به لبنان. مقاومت اسلامی اما با «آرامش و وقار» عمیق (که دیویس از تجربه شخصی در غزه یاد میکند) در برابر نمایش قدرت غربی ایستادهاند. ایران با تولید ارزان پهپاد و موشک، هزینه آمریکا را بالا برده و از افزایش قیمت نفت سود برده است. این استراتژیها نشاندهنده پیشبینی دقیق ایران از واکنشهای دشمن و آمادگی برای جنگ طولانی است.
-
بازتاب پیروزی ایران در تمام ابعاد (نظامی، اقتصادی، سیاسی و تمدنی)
پیروزی ایران را نمیتوان در یک بُعد محدود خلاصه کرد، بلکه این دستاورد در عرصههای گوناگون نظامی، اقتصادی، سیاسی و تمدنی جلوهگر شده است. در بُعد نظامی، با وجود حملات گسترده و هدفگیریهای فراوان، ایران توانسته توان موشکی خود را حفظ کند و موازنه قدرت را به چالش بکشد. چنانچه تهران برتری موشکی بر اسرائیل را با هدف قرار دادن دیمونا به اثبات رسانده و غرور نیروی هوایی آمریکا را با سقوط اف-۱۵، اف-۱۸ و پهپادها شکستانده است.
این در حالی است ذخایر آمریکا رو به اتمام است، در حالی که نیروهای مسلح ایران تا اکنون هیچ ضعفی نشان نداده است. در چنین شرایطی، هرگونه درگیری زمینی در مناطق حساس میتواند پیامدهایی بسیار سنگین و غیرقابل پیشبینی برای آمریکا واسرائیل به همراه داشته باشد.
در حوزه اقتصادی، تحولات بهگونهای پیش رفته که مسیرهای حیاتی انرژی با اختلال روبهرو شده و بازارهای جهانی دچار نوسان شدهاند. کاهش جریان انرژی و افزایش قیمتها، تأثیرات زنجیرهای بر تجارت جهانی، مواد غذایی و دیگر بخشهای حیاتی اقتصاد گذاشته است. در همین حال، ایران توانسته جایگاه خود را در صادرات انرژی حفظ کند و با بهرهگیری از شرایط موجود، نقش خود را در معادلات اقتصادی پررنگتر سازد، در حالی که فشارهای اقتصادی بر رقبای آن به ویژه آمریکا افزایش یافته است.
از منظر سیاسی، این جنگ موجب تقویت انسجام داخلی در ایران شده و نوعی همگرایی ملی را شکل داده است، اما در آمریکا ائتلاف ترامپ را تهدید و به نابودی سوق داده است. چپ افراطی در حال بازگشت است و احتمال دارد که جمهوریخواهان برای سالها از قدرت دور شوند. در سطح منطقهای، محور مقاومت فعالتر شده و کشورهای خلیج فارس متحد آمریکا آسیبپذیر گردیدهاند. از آن طرف اسرائیل در لبه پرتگاه قرار گرفته است که حتی صدای یهودی ضدصهیونیست مانند ربی ایلهانان بک، صهیونیسم را شورش علیه تورات میخواند و فروپاشی آن را پیشبینی میکند.
در بُعد تمدنی و اخلاقی، روایتها و تصویرسازیها اهمیت ویژهای یافتهاند. ایران با خویشتنداری در هدفگیری غیرنظامیان، تصویر «مدافع» را حفظ کرده در حالی که رسانههای غربی مهاجم را مدافع نشان میدهند. هجز این را بازگشت «حاکمان روانپریش» میبیند که قانون بینالمللی را تحقیر میکنند، اما مقاومت اسلامی استندرد واقعی «اعتقاد» را نشان داده است. ایران به عنوان قدرت غالب خلیج فارس و بازیگر تمدنی اسلامی در حال بازگشت به جایگاه پیش از دهه ۱۹۷۰ است.

-
جمعبندی
جنگ یکماهه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، که با هدف تغییر رژیم یا مهار کامل آغاز شد، اکنون به نقطهای رسیده که تحلیلگران غربی خود به برتری استراتژیک ایران اعتراف میکنند. زمان، جغرافیا، اراده مردمی و استراتژی فرسایشی تهران، سلاحهایی بودهاند که برتری هوایی و تکنالوژی غرب را خنثی کردهاند و پیروزی ایران را رقم زده اند. ادامه جنگ نه تنها اقتصاد جهانی را به رکود یا افسردگی میکشاند، بلکه آمریکا را در باتلاق سیاسی داخلی غرق میکند و اسرائیل را به فروپاشی نزدیکتر میسازد.
ایران نشان داده است که میتوان در برابر «عصر بربریت» ایستاد و با مقاومت هوشمند، نه تنها بقا کرد بلکه اهرمهای جدید به دست آورد. خلاصه اینکه پیروزی ایران مشهود است چون جنگ را به عرصهای برده است که قدرت واقعی اراده، صبر و عمق استراتژیک تعیینکننده است، نه صرفاً بمب و موشک. از اینرو آینده منطقه و جهان، بیش از هر زمان دیگری، به تصمیم غرب برای پذیرش واقعیت جدید بستگی دارد: عقبنشینی عزتمندانه یا ادامه فاجعهای که هزینهاش برای همه سنگین خواهد بود. این نبرد، نه پایان یک درگیری، بلکه آغاز بازتعریف قدرت در خاورمیانه است.
عایشه ببرک خیل