افغانستان همواره یکی از پیچیدهترین عرصههای رقابت قدرتهای جهانی بوده است. در چهار دهه اخیر، ایالات متحده آمریکا تلاش کرده است تا با حضور مستقیم نظامی و هزینههای هنگفت، مسیر تحولات این کشور را به سمت اهداف استراتژیک خود هدایت کند. اما نتیجه این مداخلات، برخلاف تصور مقامات واشنگتن، چیزی جز شکست و خروجی ناامیدکننده نبود.
با این حال گزارش برخی از اندیشکدههای آمریکایی نشان میدهد که ترامپ، از افزایش نفوذ ایران و چین در افغانستان نگران است. این نگرانی، برخاسته از شکست سیاستهای آمریکا در منطقه و از دست دادن نفوذی است که با هزینههای گزاف به دست آورده بود. با این حال اکنون پرسش اساسی اینست که چگونه ایران و چین، در حالی که آمریکا ۲.۳ تریلیون دالر در افغانستان هزینه کرد، توانستهاند جایگاه خود را در این کشور تثبیت کنند؟
میراث تاریک آمریکا در افغانستان
ایالات متحده آمریکا هرگز در افغانستان با نیت صادقانه گام نگذاشت، بلکه این کشور را به صحنه بازیهای ژئوپلیتیکی خود بدل ساخت. از نخستین مداخله در دهه ۸۰ میلادی، حمایت از گروههای مسلح به بهانه مقابله با شوروی، تنها بستری برای گسترش افراطگرایی و خشونت در منطقه ایجاد کرد؛ گروههایی که بعدتر به تهدیدی جهانی بدل شدند.
سیا با هزینه ۲ میلیارد دالر، گروههایی را مسلح کرد که بعدها تروریسم و القاعده از دل آنها برخاستند. در دهه ۹۰، آمریکا سیاست بیاعتنایی را در قبال افغانستان در پیش گرفت، اما دیری نگذشت که با حمله سال ۲۰۰۱، بهبهانه های واهی، زمینهساز فسادی سیستماتیک در افغانستان شد که میلیاردها دالر را به حلقههای مافیایی و شبکههای فاسد هدایت کرد، در حالی که افغانها از این کمکها محروم ماندند.
بر اساس گزارش ویژه بازرس کل آمریکا برای بازسازی افغانستان (SIGAR)، ۱۴۴ میلیارد دالر از کمکهای مالی به جیب شبکههای مافیایی رفت. در کنار این فساد، آمریکا موجی از خشونت را به افغانستان تحمیل کرد؛ پروژه مستند «صلحجویان دروغین» آسوشیتدپرس نشان میدهد که بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، بیش از ۴۷,۲۴۵ غیرنظامی و بیش از 76 هزار نفر از نیروهای نظامی(طرفین درگیری)، در حملات آمریکا و متحدانش کشته شدند.
در نهایت، خروج تحقیرآمیز آمریکا در سال ۲۰۲۱، پرده از بیمسئولیتی واشنگتن برداشت. تخلیه غیرمسئولانه پایگاه بگرام در ۲۰۲۱، زمینه آزادی ۶۵۰ زندانی خطرناک که اکثرا عضو داعش بودند، را فراهم کرد و افزون بر این، خروج نابخردانه نهتنها افغانستان را به عقب بازگرداند، بلکه نشان داد که آمریکا هیچ ارزشی برای سرنوشت مردم افغانستان قائل نبوده و تنها این کشور را قربانی رقابتهای خود با قدرتهای جهانی کرده است.
چینِ هوشمند؛ استراتژی هوشمندانه چین
برخلاف آمریکا، چین از سالها پیش رویکردی متفاوت در قبال افغانستان اتخاذ کرد. پکن به جای توسل به جنگ و تحریم، بر همکاریهای اقتصادی و دیپلماسی توسعهمحور تمرکز نمود. سرمایهگذاری سه میلیارد دالری در معدن مس عینک، اولین گام بزرگ چین در راستای نفوذ اقتصادی در افغانستان بود. این پروژه، علیرغم چالشهای امنیتی، نشاندهنده تعهد پکن به توسعه پایدار در این کشور است.
چین همچنین در چارچوب طرح «کمربند و جاده»، افغانستان را به عنوان یک مسیر ترانزیتی کلیدی در نظر گرفته است. اتصال منطقه واخان به کاشغر و گسترش شبکههای زیرساختی، گامهایی هستند که چین برای تقویت پیوندهای اقتصادی با افغانستان برداشته است. این رویکرد، نهتنها به رشد اقتصادی افغانستان کمک میکند، بلکه باعث تقویت نفوذ چین در منطقه نیز میشود.
رویکرد توسعهمحور چین در افغانستان، بر اساس همکاریهای اقتصادی و ایجاد فرصتهای شغلی استوار است. بر اساس گزارش بانک جهانی، چین در سال ۲۰۲۳ با اجرای ۴۷ پروژه زیربنایی، بیش از ۳۵۰ هزار فرصت شغلی مستقیم در افغانستان ایجاد کرده است. این در حالی است که ایالات متحده در طول حضور نظامی خود، تنها باعث افزایش نرخ بیکاری و مهاجرت نیروی کار افغان شد.
در حوزه انرژی، چین پروژههای کلانی را در افغانستان آغاز کرده است. یکی از این پروژهها، نیروگاه خورشیدی ۳۰۰ مگاواتی در قندهار است که ۸۵ درصد از هزینههای آن توسط چین تأمین شده است. این قبیل سرمایهگذاریها، نهتنها چهره اقتصادی افغانستان را تغییر میدهند، بلکه به تقویت وابستگی کابل به پکن نیز منجر خواهند شد.

ایران و پیوندهای ناگسستنی با افغانستان
برخلاف روابط چین و آمریکا بافغانستان، روابط ایران و افغانستان فراتر از یک تعامل سیاسی یا اقتصادی ساده است؛ این پیوندها ریشه در اشتراکات تمدنی، فرهنگی و حتی تاریخی دارند. از رودکی تا فردوسی، از کابل تا مشهد، همزبانی و اشتراکات دینی و ارزش های اسلامی، بهعنوان بستری برای تعاملات گسترده عمل کرده است. گزارش یونسکو در سال ۲۰۲۴ نشان میدهد که ۶۸ درصد آثار منتشرشده در افغانستان طی پنج سال اخیر به زبان فارسی بودهاند.
در همین راستا، پروژه دیجیتالیسازی هزار نسخه خطی مشترک توسط کتابخانه ملی ایران و کابل با بودجه ۱۲ میلیون دالری، گام دیگری در جهت حفظ این میراث مشترک بوده است. این اشتراکات، تأثیر عمیقی بر روابط فرهنگی ایران و افغانستان داشته است. اما اشتراکات تمدنی تنها بُعد روابط ایران و افغانستان نیست.
مهاجرپذیری گسترده ایران در مقایسه با کشورهای غربی و منطقه، نمود دیگری از عمق این تعامل است. طبق اعلام وزارت کشور ایران در جنوری ۲۰۲۵، بیش از ۶.۳ میلیون افغان در این کشور حضور دارند؛ از این میان، ۳.۸ میلیون نفر دارای مدرک اقامت و ۲.۵ میلیون نفر بدون مدرک هستند. این در حالی است که کل اتحادیه اروپا تنها ۴۵۰ هزار پناهنده افغان را پذیرفته است.
ایران نهتنها مهاجران را اسکان داده، بلکه در حوزه صحت و تعلیم و تربیه نیز خدمات گستردهای ارائه کرده است. درمان رایگان ۱۲۰ هزار بیمار افغان در مرز دوغارون و واکسیناسیون ۲.۳ میلیون کودک افغان علیه فلج اطفال، نمونههایی از این حمایتهای انساندوستانه است. این اقدامات به شکل مستقیم بر بهبود شاخصهای صحی عمومی در افغانستان تأثیر گذاشته و بر اساس مطالعات، مرگومیر کودکان در مناطق تحت پوشش خدمات صحی ایران تا ۴۰ درصد کاهش یافته است.
در حوزه زیرساختی، ایران با اجرای پروژههای کلان، نقشی کلیدی در توسعه افغانستان ایفا کرده است. در حوزه حملونقل، تکمیل راهآهن خواف-هرات در سال ۲۰۲۲، ترانزیت کالا را ۴۰۰ درصد افزایش داد و پروژه توسعه این خط تا مزارشریف، که از سال ۲۰۲۵ قرار است آغاز شود، تحولی دیگر در این زمینه خواهد بود. همچنین، ایران روزانه ۲۵۰ مگاوات برق با ۴۰ درصد تخفیف به افغانستان صادر میکند و برنامه احداث نیروگاه خورشیدی ۱۰۰ مگاواتی در فراه، با سرمایهگذاری ۷۰ میلیون دالری، نشاندهنده تداوم همکاریهای انرژیمحور است.
در دیپلماسی، ایران برخلاف بسیاری از همسایگان، سیاستی مبتنی بر تعامل اتخاذ کرده است. این رویکرد در تضاد آشکار با سیاستهای پاکستان، تاجیکستان و ترکمنستان است. پاکستان در عملیات «فرا میهن» (۲۰۲۴-۲۰۲۵) بیش از ۱.۷ میلیون افغان را اخراج کرده است، تاجیکستان در بحران مهاجرت 2021، مرزهای خود را به روی ۴۰۰ هزار افغان بست و ترکمنستان هزینه ترانزیت کالا را برای افغانستان ۳۰۰ درصد افزایش داد.
ایران همچنین در عرصه آموزش و فرهنگ، سرمایهگذاری قابلتوجهی کرده است. پروژه «روشنایی»، با اعطای ۵۰ هزار بورسیه تحصیلی، زمینهای برای تربیت نسل جدید نخبگان افغانستانی فراهم کرده است. علاوه بر این، ساخت ۱۴ مکتب مرزی با استندردهای بینالمللی و سرمایهگذاری ۲۸ میلیون دالری در این حوزه، نشاندهنده تعهد ایران به آینده علمی افغانستان است.
این واقعیتها نشان میدهد که ایران، برخلاف بسیاری از بازیگران منطقهای و بینالمللی، نهتنها در پی بهرهبرداری از افغانستان نبوده، بلکه بهطور مستمر در جهت توسعه و ثبات این کشور گام برداشته است. روابط ایران و افغانستان، صرفاً در سطح سیاستهای دولتی خلاصه نمیشود، بلکه ریشه در همگرایی تمدنی، اقتصادی و فرهنگی دارد. این پیوندها، نه محصول تعاملات سیاسی زودگذر، بلکه نتیجه تاریخی یک ارتباط ناگسستنی است که در طول قرنها شکل گرفته و همچنان به مسیر خود ادامه میدهد.

نتیجهگیری
باتوجه به آنچه که گفته شد و همچنین با در نظر داشت نظرسنجیهای انجامشده در سال ۲۰۲۵ نشان میدهند که ۸۷ درصد مردم افغانستان نسبت به سیاستهای واشنگتن دیدگاه منفی دارند. علت این تنفر، میراث خونین و پر از اشتباه آمریکا در افغانستان است. در مقابل، چین با استفاده از ابزارهای اقتصادی و دیپلماسی، توانستهاند جایگاه خود را در این کشور تثبیت کنند.
از طرف دیگر سیاست ایران در افغانستان، نه از جنس مداخله و نفوذ، بلکه بر پایه ارتباطات تمدنی، فرهنگی و اقتصادی شکل گرفته است. ایران هیچگاه تلاش نکرده است تا جایگزین آمریکا شود یا خلأ ایجادشده پس از خروج نیروهای آمریکایی را با استراتژیهای هژمونیک پر کند. بلکه روابط ایران و افغانستان، امتداد طبیعی یک همزیستی تاریخی است که قرنها دوام داشته و هیچ جنگ، تحریم یا مداخلهای نتوانسته این پیوند را قطع کند. زبان، دین، ادبیات و تاریخ مشترک میان این دو ملت، از عوامل بنیادینی هستند که چنین ارتباطی را ناگسستنی میسازند.
با این حال، آنچه در این میان مسلم است، شکست آمریکا در افغانستان و از دست دادن اعتبارش در میان مردم این کشور است. درحالیکه آمریکا با جنگ، تحریم و خروجی پرهرجومرج از افغانستان، میراثی جز ویرانی و نفرت بهجا نگذاشت، چین بر پایهی استراتژی هوشمندانه در حوزه های اقتصادی و دیپلماسی جایگاه ویژهی در افغانستان باز کرده است.
از دیگر سو، ایران و افغانستان همچنان بر اساس پیوندهای تاریخی و فرهنگی، به همکاری خود ادامه خواهند داد. این رابطه، نه بر مبنای نفوذ و قدرتطلبی، بلکه بر اساس یک همگرایی طبیعی و تمدنی شکل گرفته است، پیوندی که هیچ قدرت خارجیای قادر به شکستن آن نخواهد بود. بنابراین آینده افغانستان، نه در سایه نفوذ نظامی آمریکا، بلکه در چارچوب همکاریهای اقتصادی و دیپلماسی منطقهای رقم خواهد خورد.

عایشه ببرک خیل