نگاه راهبردی چین و روسیه به طالبان
در روز پنجشنبه 27 جدی، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، در یک مراسم رسمی استوارنامه سفیر حکومت طالبان در مسکو را پذیرفت. این اقدام نشاندهنده گام دیگری در روابط رسمی بین مسکو و کابل است و نشان میدهد که روسیه مصمم به تقویت این روابط است. این اقدام پس از چندین ماه از تلاشهای دیپلماتیک طالبان برای به رسمیت شناخته شدن در سطح منطقه و جهانی انجام شده است.
این مراسم نه تنها یک اقدام دیپلماتیک، بلکه یک پیام قوی به جهان است که روسیه نسبت به حکومت طالبان یک نگاه جدی و راهبردی دارد. با پذیرش استوارنامه سفیر طالبان، روسیه بهطور رسمی از حضور این حکومت در سطح بینالملل حمایت میکند و این اقدام را به عنوان یک گام جدی در جهت بازسازی روابط دوجانبه میداند.
این اقدام همچنین نشان میدهد که روسیه به دنبال جایگزینی خود در منطقه آسیای مرکزی است. با توجه به کاهش حضور غرب در منطقه، مسکو سعی میکند از طریق تقویت روابط با کشورهایی مانند افغانستان، نقش خود را در منطقه گسترش دهد. این روند در هماهنگی با سیاستهای چین نیز مشهود است که قبلاً سفیر طالبان را به رسمیت شناخته بود.
طالبان از زمان تصرف قدرت در افغانستان، سعی کرده است با کشورهای مختلف ارتباطات رسمی برقرار کند. این اقدام نشان میدهد که روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ، این تلاشها را جدی گرفته و اقدامات عملی نیز انجام میدهد.
مسکو و ادامه روند به رسمیت شناختن حکومت طالبان
روند به رسمیت شناختن حکومت طالبان توسط روسیه، یک فرایند مراحلدار است که از حذف نام طالبان از لیست گروههای تروریستی روسیه در ماه مه 2024 آغاز شد. این تصمیم، اولین گام در جهت بازسازی روابط دیپلماتیک بین دو کشور بود. سفیر جدید طالبان در روسیه، گلحسن حسن، در این مراسم حضور داشت و استوارنامه خود را به پوتین تحویل داد. این مراسم نشان میدهد که روسیه بهطور رسمی از حکومت طالبان حمایت میکند و قصد دارد روابط دوجانبه را گسترش دهد.
این اقدام میتواند به عنوان یک پاسخ به فشارهای غربی به طالبان نیز تلقی شود. در حالی که بسیاری از کشورهای غربی هنوز به طالبان به رسمیت نمیدهند، روسیه با این اقدام نشان میدهد که در منطقه و در سیاست جهانی، یک مسیر متفاوت را دنبال میکند. این اقدام نه تنها یک اظهار نظر سیاسی است، بلکه یک اقدام عملی نیز محسوب میشود که نشان میدهد روسیه مصمم به تقویت حضور خود در منطقه آسیای مرکزی است.
مسکو این اقدام را در چارچوب سیاست خود در منطقه انجام داده است. با توجه به تحریمهای غربی علیه روسیه پس از تهاجم اوکراین، مسکو به دنبال گسترش روابط با کشورهایی است که از نظر سیاسی و اقتصادی به غرب وابسته نیستند. افغانستان، با توجه به موقعیت جغرافیایی خود و منابع طبیعی، یک هدف مهم برای این سیاست است. بهعلاوه، طالبان به عنوان یک حکومت مستقل در منطقه، میتواند نقش مهمی در تعادل قدرتها در آسیای مرکزی ایفا کند.
روند به رسمیت شناختن طالبان توسط روسیه، نشاندهنده یک سیاست بلندمدت است که مسکو در آن تلاش میکند تا از طریق تقویت روابط با حکومتهای غیرغربی، نفوذ خود را در منطقه افزایش دهد. این سیاست شامل گسترش همکاریهای اقتصادی، امنیتی و فرهنگی با کشورهایی مانند افغانستان، پاکستان، ایران و چین است. با به رسمیت شناختن طالبان، روسیه میتواند در این منطقه نقش بیشتری ایفا کند.
در چارچوب این سیاست، روسیه همچنین به دنبال افزایش همکاریهای امنیتی با طالبان است. این همکاریها میتواند شامل مبارزه با گروههای تروریستی مانند داعش و طالبان پاکستانی باشد. با توجه به موقعیت استراتژیک افغانستان، مسکو میتواند از طریق همکاری با طالبان، امنیت خود را در منطقه تضمین کند و همچنین از فشارهای غربی علیه خود کاسته شود.
در نهایت، به رسمیت شناختن طالبان توسط روسیه یک گام مهم در جهت تبدیل این حکومت به یک بازیگر منطقه ای و بینالمللی است. این اقدام نه تنها به طالبان کمک میکند تا به عنوان یک حکومت مستقل شناخته شود، بلکه به روسیه نیز کمک میکند تا نقش خود را در منطقه و جهان گسترش دهد. با توجه به این مسایل، احتمال اینکه دیگر کشورهای غیرغربی نیز به طالبان به رسمیت بدهند، افزایش یافته است.
نگاه راهبردی روسیه به طالبان ناشی از فاکتورهای ژئوپلتیکی و ژئواکونومیک افغانستان
روسیه همواره افغانستان را به عنوان یک حلقه مهم در استراتژی ژئوپلتیکی خود در جنوب آسیا و منطقه مرکزی دیده است. پس از سقوط جمهوریت افغانستان در سال 2021، نگاه راهبردی مسکو به طالبان بهخوبی نشان داد که چگونه فاکتورهای ژئوپلتیکی و ژئواکونومیک این کشور، میتواند نقش مهمی در تعیین سیاستهای خارجی روسیه ایفا کند. روسیه به دنبال حفظ تعادل قدرت در منطقه مرکزی و جلوگیری از گسترش نفوذ قدرتهای غربی در منطقه است.
از نظر ژئوپلتیکی، افغانستان یک کشور مرزی مهم است که با پنج کشور اسلامی همسایگی دارد. این موقعیت جغرافیایی به روسیه این امکان را میدهد تا از طالبان به عنوان یک بازیگر مهم در منطقه استفاده کند و در عین حال از گسترش نفوذ امریکا و اتحادیه اروپا در منطقه جلوگیری کند. پذیرش استوارنامه سفیر طالبان توسط روسیه، نشاندهنده تمایل مسکو به ایجاد یک رابطه رسمی با این حکومت است، که میتواند به عنوان یک چک و بالانس در برابر فشارهای غربی عمل کند.
از نظر ژئواکونومیک، افغانستان دارای منابع طبیعی غنی از جمله نفت، گاز، فلزات سنگین و مواد اولیه معدنی است. روسیه به دنبال دسترسی به این منابع است تا بتواند در بازارهای جهانی مزیتهای اقتصادی به دست آورد. همچنین، افغانستان میتواند به عنوان یک کانال ترانزیتی برای کالاها و مواد اولیه بین آسیای مرکزی و جنوب آسیا عمل کند. این موقعیت میتواند به روسیه کمک کند تا در چارچوب سیاستهای اقتصادی خود، از طالبان به عنوان یک شریک مهم در منطقه استفاده کند.
در نهایت، نگاه راهبردی روسیه به طالبان نشاندهنده یک سیاست چندبعدی است که در آن فاکتورهای ژئوپلتیکی و ژئواکونومیک بهخوبی با هم ترکیب شدهاند. روسیه به دنبال حفظ حضور خود در منطقه است و از طالبان به عنوان یک ابزار مهم برای این هدف استفاده میکند. این نگاه راهبردی نه تنها به مسکو کمک میکند تا در برابر فشارهای غربی مقاومت کند، بلکه میتواند به عنوان یک مرجع قوی در منطقه عمل کند.
پذیرش استوارنامه طالبان در چین و روسیه چه پیامدی دارد؟
پذیرش استوارنامه سفیر طالبان توسط دو قدرت جهانی چین و روسیه، یک پیام قوی به جهان است که میتواند به طالبان در برابر فشارهای غربی امنیت سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک بیشتری فراهم کند. این اقدام نه تنها به طالبان کمک میکند تا به عنوان یک حکومت مستقل شناخته شود، بلکه میتواند به عنوان یک پوشش بینالمللی برای مقاومت در برابر تحریمها و فشارهای غربی عمل کند.
از نظر سیاسی، این پذیرش میتواند به طالبان کمک کند تا اعتماد بیشتری از سوی کشورهای غیرغربی به دست آورد. این اعتماد میتواند به طالبان در جذب حمایتهای دیگر کشورها، افزایش مشارکت در فرایندهای بینالمللی و جلوگیری از ایزوله شدن سیاسی کمک کند. در یک جهان چندقطبی، حمایت از طالبان توسط دو قدرت بزرگ میتواند به عنوان یک مرجع قوی در برابر فشارهای غربی عمل کند.
از نظر اقتصادی، پذیرش استوارنامه طالبان توسط چین و روسیه میتواند به این حکومت کمک کند تا دسترسی به منابع مالی، کمکهای بشردوستانه و سرمایهگذاریهای بینالمللی را بهبود بخشد. این دو کشور میتوانند به طالبان کمک کنند تا از تحریمهای غربی کاسته شود و به بازارهای جهانی بازگردد. بهویژه چین، با توجه به سیاستهای بزرگ خود در منطقه (مانند باند اقتصادی چین-پاکستان)، میتواند نقش مهمی در بازسازی اقتصادی افغانستان ایفا کند.
در نهایت، این اقدام میتواند به طالبان در حوزه دیپلماتیک نیز کمک کند. با پذیرش استوارنامه سفیر طالبان، این حکومت میتواند فعالیتهای دیپلماتیک خود را گسترش دهد و در فرایندهای بینالمللی مانند سازمان ملل، سازمان همکاری شانگهای و سایر نهادهای بینالمللی شرکت کند. این گسترش میتواند به طالبان کمک کند تا از فشارهای غربی کاسته شود و به عنوان یک حکومت معتبر در جهان شناخته شود.

جمعبندی
افغانستان همواره به دلیل موقعیت جغرافیایی و منابع طبیعی غنی خود، یک کلید مهم در ژئوپلتیک منطقه مرکزی و جنوب آسیا بوده است. با سقوط جمهوریت افغانستان در سال 2021 و حکومت طالبان، منطقه شاهد تحولاتی جدی در تعادل قدرت بوده است. این تحولات، نه تنها بر امنیت داخلی افغانستان، بلکه بر روابط بینالمللی و سیاستهای خارجی کشورهای منطقه تأثیر گذاشته است.
روسیه بهخوبی فهمیده است که طالبان میتواند به عنوان یک بازیگر مهم در منطقه عمل کند. پذیرش استوارنامه سفیر طالبان توسط مسکو، نشاندهنده تمایل روسیه به ایجاد یک رابطه رسمی و مستقیم با این حکومت است. این اقدام، بهویژه در برابر فشارهای غربی، میتواند به طالبان کمک کند تا امنیت سیاسی و دیپلماتیک خود را حفظ کند.
از نظر اقتصادی، افغانستان دارای منابع طبیعی فراوانی است که میتواند به روسیه کمک کند تا در بازارهای جهانی مزیتهای اقتصادی به دست آورد. همچنین، این کشور میتواند به عنوان یک کانال ترانزیتی بین آسیای مرکزی و جنوب آسیا عمل کند. این موقعیت، روسیه را قادر میسازد تا از طالبان به عنوان یک شریک مهم در منطقه استفاده کند.
چین نیز بهخوبی فهمیده است که طالبان میتواند به عنوان یک پل مهم برای گسترش پروژههای بزرگ خود مانند “نوار و راه” عمل کند. با پذیرش استوارنامه سفیر طالبان توسط چین، این کشور نشان داده است که چگونه میتواند از طالبان به عنوان یک بازیگر مهم در منطقه استفاده کند. این اقدام، به طالبان کمک میکند تا امنیت اقتصادی خود را در برابر فشارهای غربی حفظ کند.
در نهایت، نگاه راهبردی روسیه و چین به طالبان نشاندهنده یک سیاست چندبعدی است که در آن فاکتورهای ژئوپلتیکی و ژئواکونومیک بهخوبی با هم ترکیب شدهاند. این نگاه، نه تنها به این کشورها کمک میکند تا در برابر فشارهای غربی مقاومت کنند، بلکه میتواند به طالبان کمک کند تا در منطقه به عنوان یک بازیگر مهم و مستقل عمل کند.
مجتبی همت











