Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

آب و انرژی همواره دو رکن بنیادین تمدن‌سازی بوده‌اند؛ دو عنصری که سرنوشت ملت‌ها را به یکدیگر گره زده و مرزهای جغرافیایی را به پل‌های همکاری بدل ساخته‌اند. در جغرافیای پرفرازونشیب آسیای جنوب‌غربی، دو همسایه‌ی دیرین با پیوندهای عمیق زبانی، دینی و فرهنگی، سال‌هاست که در تقاطع منافع آبی و انرژی قرار دارند.

امروز، در شرایطی که منطقه آبستن تحولات شتابان اقتصادی و جیوپلیتیکی است، هرگونه گام عملی در مسیر گفت‌وگو و همکاری میان تهران و کابل، نه‌تنها یک رویداد دیپلماتیک معمول، بلکه نشانه‌ای از بلوغ سیاسی و درک عمیق از ضرورت‌های توسعه‌ای است. سفر هیئت بلندپایه‌ی ایرانی به ریاست عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو جمهوری اسلامی ایران، به کابل و برگزاری مذاکرات با مقامات حکومت افغانستان در حوزه‌های آب و انرژی، دقیقاً در همین بستر قابل فهم و تحلیل است.

رویدادی که اگر با دقت و دور از هیاهوهای رسانه‌ای و سمپاشی‌های فضای مجازی نگریسته شود، لایه‌های پنهانی از فرصت‌ها و ظرفیت‌های مشترک را آشکار می‌سازد. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا ایران و افغانستان می‌توانند با عبور از حاشیه‌های رسانه‌ای، الگویی پایدار و برد-برد از همکاری‌های آبی و انرژی در منطقه خلق کنند؟

  • پیام‌های اقتصادی هیئت ایرانی؛ نگاهی متفاوت به آینده‌ی افغانستان

یکی از برجسته‌ترین ابعاد سفر اخیر هیئت ایرانی به کابل، اظهارنظرهایی بود که برای نخستین بار از زبان مقامات خارجی درباره‌ی چشم‌انداز اقتصادی افغانستان بیان شد. محسن زنگنه، رئیس کمیسیون ویژه حمایت از تولید مجلس شورای اسلامی ایران، در حاشیه‌ی پنجمین نمایشگاه بین‌المللی ابوحنیفه در کابل، با صراحت اعلام کرد: «افغانستان در ۱۰ سال آینده رتبه‌ی نخست رشد اقتصادی در منطقه را به خود اختصاص خواهد داد.» این پیش‌بینی از سوی یک مقام پارلمانی ایران، نه‌تنها نشان‌دهنده‌ی ارزیابی مثبت از ظرفیت‌های اقتصادی افغانستان است، بلکه پیامی روشن به سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی منطقه مخابره می‌کند.

زنگنه همچنین با اشاره به پروژه‌ی راهبردی کانال قوش‌تپه تأکید کرد که این کانال «تحولاتی در بخش‌های کشاورزی، نساجی و حمل‌ونقل ایجاد خواهد کرد و تولیدات کشاورزی را دو برابر خواهد ساخت.» چنین دیدگاهی نشان می‌دهد که نخبگان سیاسی و اقتصادی ایران، تحولات زیرساختی افغانستان را جدی گرفته و آن را فرصتی برای همکاری دوجانبه می‌دانند.

در همین راستا، محمود سیادت، رئیس اتاق بازرگانی ایران و افغانستان، نیز از سرمایه‌گذاران ایرانی خواست تا «از فرصت‌های موجود برای سرمایه‌گذاری مشترک در افغانستان استفاده کنند.» زنگنه نیز به‌عنوان عضو پارلمان ایران تصریح کرد: «افغانستان فرصت‌های بسیار خوبی برای سرمایه‌گذاری دارد و ایران علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری در این کشور است.» این اظهارات مجموعه‌ای هماهنگ و معنادار را تشکیل می‌دهند که نشان از عزم جدی تهران برای تعمیق روابط اقتصادی با کابل دارد؛ عزمی که فراتر از شعارهای دیپلماتیک، بر پایه‌ی شناخت واقعی از ظرفیت‌های میدانی افغانستان استوار است.

  • مذاکرات آب و انرژی؛ دیپلماسی سازنده در برابر سمپاشی‌ها

محور اصلی سفر هیئت ایرانی به کابل، مذاکرات تخصصی در حوزه‌ی آب و انرژی بود. بر اساس گزارش رسمی وزارت آب و انرژی، محمد یونس آخوندزاده، وزیر این وزارت، عصر چهارشنبه پانزدهم میزان سال جاری، با عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو در ایران و هیئت همراه وی دیدار و گفت‌وگو کرد. محورهای این مذاکرات شامل گسترش همکاری‌ها در حوزه‌های آب و انرژی میان دو کشور، بهره‌گیری از تجربیات مثبت یکدیگر و بررسی فرصت‌های موجود سرمایه‌گذاری در زمینه‌ی تولید، انتقال و توزیع انرژی در افغانستان بوده است.

هرچند از جزئیات دقیق این مذاکرات اطلاعات موثقی در دست نیست، اما در این راستا ایران یکی از بهترین گزینه‌ها برای ارائه‌ی خدمات فنی‌مهندسی در افغانستان محسوب می‌شود. زبان و دین مشترک در کنار همجواری جغرافیایی، فاکتورهای اساسی و بی‌بدیلی برای تعمیق همکاری‌های دو کشور در زمینه‌ی خدمات فنی‌مهندسی استند.

تجربه‌ی ایران در حوزه‌های سدسازی، مدیریت منابع آب، شبکه‌های انتقال و توزیع برق و انرژی‌های تجدیدپذیر می‌تواند در خدمت توسعه‌ی زیرساخت‌های افغانستان قرار گیرد و در مقابل، بازار رو به رشد افغانستان فرصتی ارزشمند برای شرکت‌های فنی‌مهندسی ایرانی فراهم آورد. این رابطه‌ی برد-برد، دقیقاً همان مسیری است که مذاکرات دو وزیر می‌تواند هموار سازد.

  • ضرورت اتکا به منابع رسمی در برابر امواج خبرهای نادرست

یکی از چالش‌های جدی در پوشش رسانه‌ای روابط افغانستان و ایران، انتشار گسترده‌ی خبرهای نادرست و تحریف‌شده از سوی برخی رسانه‌هاست که هدفشان صرفاً افزایش سطح بازدید و جذب مخاطب است. این رویکرد نه‌تنها به افکار عمومی دو کشور آسیب می‌زند، بلکه می‌تواند فضای بی‌اعتمادی را در روابط دوجانبه تقویت کند.

در چنین فضایی، ضروری است که تحلیلگران و مخاطبان اخبار، تنها به منابع رسمی و معتبر اتکا کنند. هرگونه تحلیل و ارزیابی باید بر پایه‌ی منابع دقیق و واقعی استوار باشد تا از افتادن در دام روایت‌های ساختگی و مغرضانه جلوگیری شود. زیرا بدون تردید سفر هیئت بلندپایه‌ی ایرانی به کابل و مذاکرات وزیران آب و انرژی دو کشور، رویدادی فراتر از یک دیدار دیپلماتیک معمول بود که افقی روشنی نسبت به چشم انداز روابط دو کشور و به ویژه توسعه زیر ساختی افغانستان می گشاید و نباید تحت هیچگونه سمپاشی رسانه‌ای قرار گیرد.

از طرف دیگر اظهارات مقامات ایرانی درباره‌ی چشم‌انداز درخشان اقتصادی افغانستان، تأکید بر فرصت‌های سرمایه‌گذاری و تمایل به گسترش همکاری‌های فنی‌مهندسی، همگی نشان‌دهنده‌ی عزم جدی تهران برای تعمیق روابط با کابل است. مذاکرات آب و انرژی نیز، علی‌رغم سمپاشی‌های فضای مجازی، گامی مثبت و سازنده در مسیر حل مسائل مشترک بود. آنچه اکنون ضرورت دارد، تداوم این گفت‌وگوها در فضایی حرفه‌ای و مبتنی بر منابع رسمی، دور از هیاهوهای مخرب رسانه‌ای است. آب و انرژی می‌توانند به‌جای عامل اختلاف، به پیوندی پایدار میان دو ملت همسایه بدل شوند؛ پیوندی که روشنایی فردای هر دو کشور را تضمین کند.

آب و انرژی
مذاکرات آب و انرژی افغانستان و ایران در کابل

مریم مرادی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13394

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *