Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

در جهانی که تغییرات اقلیمی مرزها را نادیده می‌گیرد و بحران کم‌آبی به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های قرن تبدیل شده، دیپلماسی آب نه تنها یک مسئله فنی، بلکه کلیدی برای صلح، امنیت و توسعه پایدار است. ایران و افغانستان، دو کشور همسایه با پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی، هر دو درگیر بحران شدید کم‌آبی استند.

ایران با کاهش ۴۵ درصدی بارندگی در سال ۲۰۲۵ و افغانستان با خشکسالی‌های مکرر که میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند، نیازمند همکاری برای مدیریت منابع مشترک آبی مانند دريای هلمند استند. این بحران نه تنها اکوسیستم‌های حساس مانند تالاب هامون را نابود کرده، بلکه منجر به مهاجرت‌های اجباری، تنش‌های اجتماعی و حتی درگیری‌های مرزی شده است. اهمیت موضوع در این است که آب، بیش از یک منبع طبیعی، نماد همزیستی و مسئولیت مشترک است؛ عدم مدیریت آن می‌تواند روابط دو کشور را به بن‌بست بکشاند.

بنابراین پرسش اساسی اینست که وضعیت دیپلماسی آب بین ایران و افغانستان چگونه است و با چه نوع دیپلماسی می‌توان بحران کم‌آبی را به فرصتی برای همکاری متقابل تبدیل کرد؟ این مقاله با بررسی زمینه‌ها، تحلیل وضعیت فعلی و ارائه توصیه‌های عملی، به این پرسش پاسخ خواهد داد.

  • نگاهی به زمینه‌های تاریخی و جغرافیایی دیپلماسی آب بین افغانستان و ایران

دیپلماسی آب بین ایران و افغانستان ریشه در تاریخ پیچیده روابط دو کشور دارد که از قرن نوزدهم میلادی آغاز شده است. دریای هلمند، طولانی‌ترین دریایی افغانستان با طول بیش از ۱۱۵۰ کیلومتر، از کوه‌های هندوکش سرچشمه می‌گیرد و پس از عبور از مناطق خشک جنوبی افغانستان، به تالاب هامون در مرز ایران می‌ریزد.

این دریا نه تنها منبع حیاتی برای زراعت، ماهیگیری و تأمین آب شرب میلیون‌ها نفر در هر دو کشور است، بلکه اکوسیستم حساس هامون که زمانی سومین تالاب بزرگ ایران بود را نیز تغذیه می‌کند. اما تغییرات مسیر دریای مذکور در سال ۱۸۹۶ و ساخت بندهای اولیه در افغانستان، نخستین جرقه‌های اختلاف را زد.

از نظر تاریخی، نخستین تلاش برای حل مسئله در سال ۱۹۳۹ با امضای معاهده‌ای بین پادشاهان دو کشور صورت گرفت که تقسیم آب را پیش‌بینی می‌کرد. نقطه عطف بعدی، معاهده ۱۹۷۳ بین نخست‌وزیران دو کشور بود که بر اساس آن، افغانستان متعهد شد سالانه 822 میلیون متر مکعب آب (معادل ۲۶ متر مکعب در ثانیه) به ایران تحویل دهد.

این معاهده، که بر پایه اصول حقوق بین‌الملل آب مانند «استفاده عادلانه و معقول» از منابع مشترک استوار است، پروتکل‌هایی برای نظارت مشترک و بازدیدهای فنی پیش‌بینی کرده بود. با این حال، وقایعی مانند انقلاب اسلامی ایران در ۱۹۷۹، حمله شوروی به افغانستان، و سپس حاکمیت طالبان در دهه ۱۹۹۰، اجرای آن را مختل کرد. برای مثال، در سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱، طالبان با بستن دریچه‌های بند کجکی، جریان آب به ایران را قطع کرد و تالاب هامون را به بیابان تبدیل کرد.

از منظر جغرافیایی، هر دو کشور در منطقه‌ای خشک و نیمه‌خشک قرار دارند که تغییرات اقلیمی مانند کاهش بارندگی و افزایش دما بحران را تشدید کرده است. اسناد سازمان ملل و گزارش‌های سازمان هواشناسی ایران نشان می‌دهد که خشکسالی‌های اخیر، بیش از ۹۰ درصد جمعیت ایران و میلیون‌ها افغانستانی را تحت تأثیر قرار داده. تجربیات گذشته، مانند همکاری محدود در سال ۲۰۱۵ برای احیای هامون، نشان‌دهنده پتانسیل دیپلماسی است، اما عدم اجرای کامل معاهده ۱۹۷۳ و ساخت بندهای جدید در افغانستان، زمینه را برای تنش‌های امروزی فراهم کرده است.

دیپلماسی آب
ضرورت دیپلماسی آب برای جلوگیری از تنش های آبی
  • چالش‌های بحران کم‌آبی و تنش‌های دیپلماتیک

وضعیت فعلی دیپلماسی آب بین ایران و افغانستان، آمیزه‌ای از چالش‌های طبیعی، فنی و سیاسی است که بحران کم‌آبی را عمیق‌تر کرده و حتی آن را به یک تهدید امنیتی تبدیل کرده است. در سال‌های اخیر، افغانستان با ساخت بندهایی مانند کمال خان (افتتاح در ۲۰۲۱)، کجکی و اخیراً پاشدان در نزدیکی هرات، تلاش کرده تا آب را برای کشاورزی و تولید برق ذخیره کند.

این بندها، هرچند برای توسعه افغانستان ضروری استند، اما جریان آب به ایران را کاهش داده‌اند. بر اساس گزارش‌های رسمی ایران، در سال آبی ۲۰۲۳-۲۰۲۴، تنها حدود ۱۰۰ میلیون متر مکعب آب از هلمند به ایران رسیده، در حالی که معاهده ۱۹۷۳ سهم ایران را ۸۲۲ میلیون متر مکعب تعیین کرده است.

مقامات ایرانی، این کاهش را ناشی از انحراف عمدی آب توسط افغانستان می‌دانند، در حالی که سران و مسئولان حکومت افغانستان، مانند ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان آن را به خشکسالی و تغییرات اقلیمی نسبت می‌دهند. وقایع اخیر این تنش را برجسته کرده است. در سال ۲۰۲۳، درگیری مرزی در منطقه نیمروز منجر به کشته شدن دو مرزبان ایرانی و یک نیروی طالبان شد، که مستقیماً به اختلاف آبی مرتبط بود.

در سال ۲۰۲۴، با بارندگی‌های شدید در افغانستان، طالبان حدود ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب آزاد کرد، اما این میزان همچنان کمتر از تعهدات است. تا آگوست ۲۰۲۵، ایران مجدداً طالبان را متهم به عدم پایبندی به معاهده کرده، و گزارش‌های تازه مانند گزارش رادیو آزادی اروپا از تشدید بحران آبی در مشهد به دلیل بند پاشدان خبر می‌دهد، که می‌تواند ۱۳۰۰۰ هکتار زمین را آبیاری کند اما جریان آب به ایران را بیشتر کاهش دهد.

از منظر تحلیلی، این وضعیت نشان‌دهنده عدم توازن است: افغانستان به عنوان کشور بالادست، کنترل بیشتری بر جریان آب دارد، اما ایران با جمعیت بیشتر و وابستگی اقتصادی بالاتر، آسیب‌پذیرتر است. اسناد بین‌المللی مانند کنوانسیون ۱۹۹۷ سازمان ملل در مورد استفاده غیرناوبری از آب‌های بین‌المللی، تأکید بر «عدم آسیب‌رسانی قابل توجه» به کشورهای پایین‌دست دارد، که افغانستان را ملزم به رعایت می‌کند.

  • همکاری افغانستان و ایران برای آینده‌ای پایدار

در مواجهه با این چالش‌ها، زمان آن رسیده که طالبان و مردم افغانستان، با نگاهی به منافع بلندمدت، دیپلماسی آب را بر پایه اصول بین‌المللی، شرعی و سیاسی بازسازی کنند تا بحران کم‌آبی به فرصتی برای همکاری متقابل تبدیل شود. نخست، رعایت قوانین و پروتکل‌های بین‌المللی ضروری است.

عمل به پروتکل‌ها، مانند بازدیدهای مشترک از بندها (که در سال ۲۰۲۳ توسط طالبان رد شد)، باید اجرا شود تا شفافیت ایجاد شود. کنوانسیون‌های جهانی مانند کنوانسیون ۱۹۹۷ سازمان ملل، تأکید بر جلوگیری از «تضییع حقوق دیگران» دارد؛ بنابراین، ساخت بندهای جدید باید با ارزیابی تأثیرات زیست‌محیطی و مشورتی با ایران همراه باشد تا از آسیب به اکوسیستم هامون جلوگیری شود.

از منظر شرعی، اسلام بر تأمین حقوق دیگران تأکید دارد. احادیث پیامبر اسلام (ص) مانند «مسلمانان در خون، مال و حقوق‌شان برابرند» و اصول فقهی مانند «لا ضرر و لا ضرار» (نه زیان زدن و نه زیان دیدن)، طالبان را مکلف می‌کند تا حقوق آبی ایران را به عنوان همسایه مسلمان رعایت کنند. تجربیات تاریخی نشان می‌دهد که نادیده گرفتن این اصول، مانند قطع آب در دهه ۱۹۹۰، نه تنها به روابط آسیب زد، بلکه به اقتصاد افغانستان نیز لطمه وارد کرد.

از نظر سیاسی و اقتصادی، همکاری با ایران که دارای مشترکات قومی، زبانی و فرهنگی عمیقی با افغانستان است – می‌تواند آینده را تضمین کند. ایران بهترین شریک تجاری افغانستان است؛ در سال‌های اخیر، تجارت دوجانبه به میلیاردها دالر رسیده و ایران میزبان میلیون‌ها مهاجر افغانستانی بوده. همکاری آبی می‌تواند به تبادل انرژی منجر شود و پروژه‌های مشترک مانند احیای هامون را پیش ببرد.

طالبان باید از تجربیات موفق مانند آزادسازی آب در سال ۲۰۲۴ به دلیل بارندگی‌ها الگو بگیرند و مذاکرات فنی را تقویت کنند، همان‌طور که در جون ۲۰۲۵ برای حل اختلاف هلمند تلاش شد. مردم افغانستان نیز، با آگاهی از بحران کم‌آبی مشترک، می‌توانند بر حاکمیت فشار بیاورند تا دیپلماسی را اولویت دهد. در نهایت، این همکاری نه تنها بحران را حل می‌کند، بلکه به صلح پایدار و توسعه مشترک منجر خواهد شد جایی که رودخانه‌ها و دریاها نه مرز تنش، بلکه پل دوستی باشند.

دیپلماسی آب
دیپلماسی آب و همکاری افغانستان و ایران، به صلح پایدار و توسعه مشترک منجر خواهد شد

عایشه ببرک خیل

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=9265

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *