برق افغانستان
برق، نه تنها نیروی محرکهی صنعت و اقتصاد است، بلکه عنصری حیاتی برای زندگی روزمرهی مردم و نماد پیشرفت و تمدن بهشمار میرود. در افغانستان، کشوری که سالها با چالشهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی روبهرو بوده است، برق بیش از یک نیاز فنی و صنعتی، به یک خواست اجتماعی و ملی بدل شده است. نبود برق کافی سبب شده است که بسیاری از بخشهای اقتصادی نیمهفعال یا راکد باقی بمانند و کیفیت زندگی شهروندان نیز بهشدت آسیب ببیند.
اخیراً شرکت برشنا اعلام کرده است که با امضای چهار قرارداد تازه با کشور ازبکستان، قرار است برق یازده ولایت افغانستان تأمین گردد و ظرفیت برق کابل نیز به ۱۵۰۰ مگاوات افزایش یابد. این خبر، موجی از امیدواری و البته پرسشهای جدی را به همراه آورده است:
آیا این قراردادها و افزایش ظرفیت برق میتواند سرآغاز یک فصل تازه در مدیریت انرژی افغانستان باشد، یا اینکه همچنان وابستگی به کشورهای همسایه ادامه خواهد یافت و چالشها پابرجا خواهند ماند؟
برق افغانستان؛ نیاز حیاتی و بحران همیشگی
افغانستان از نظر منابع طبیعی کشوری غنی است، اما از نظر انرژی در وضعیت شکننده قرار دارد. بیش از ۷۰ درصد برق افغانستان از کشورهای همسایه (ازبکستان، تاجیکستان، ایران و ترکمنستان) وارد میشود. در حالیکه ظرفیت تولید داخلی برق – بهویژه برق آبی و خورشیدی – هنوز به شکل کامل توسعه نیافته است.
این وابستگی بلندمدت، افغانستان را در برابر نوسانات سیاسی و اقتصادی منطقه آسیبپذیر ساخته است. هر بار که روابط سیاسی با یکی از کشورهای صادرکننده برق دچار تنش میشود، شهروندان افغان نخستین قربانیان آن هستند. خاموشیهای مکرر در کابل و ولایات نه تنها زندگی روزمره مردم را مختل میکند، بلکه بر تجارت، آموزش، خدمات صحی و حتی امنیت اجتماعی اثر مستقیم میگذارد.
از سوی دیگر، نیاز روزافزون به انرژی برقی در شهرهای پرجمعیت بهویژه کابل فشار مضاعفی بر شبکهی برق وارد کرده است. جمعیت کابل که اکنون به بیش از ۶ میلیون نفر رسیده، بهطور مداوم در حال رشد است و مصرف انرژی آن نیز سال به سال افزایش مییابد. این روند، بحران انرژی را به یکی از موضوعات اساسی حکمرانی در افغانستان بدل ساخته است.
قراردادهای تازه با ازبکستان؛ امید یا وابستگی بیشتر؟
امضای چهار قرارداد تازه میان شرکت برشنا و کشور ازبکستان، بدون شک یک دستاورد مهم برای مدیریت بحران کوتاهمدت برق در افغانستان بهشمار میرود. براساس این قراردادها، یازده ولایت افغانستان از برق وارداتی بهرهمند میشوند و ظرفیت کابل نیز به ۱۵۰۰ مگاوات افزایش مییابد. این اقدام میتواند به شکل چشمگیری از شدت خاموشیها در پایتخت بکاهد و بخشی از نیازهای فوری ولایات را نیز تأمین نماید.
از یکسو، واردات برق از ازبکستان به افغانستان کمک میکند که در کوتاهمدت نیازهای فوری مردم پاسخ داده شود و زمینه برای رشد اقتصادی تا حدی فراهم گردد. از سوی دیگر، این قراردادها عملاً وابستگی افغانستان به کشورهای همسایه را تداوم میبخشند. به بیان دیگر، هرچه ظرفیت واردات افزایش یابد، انگیزه برای سرمایهگذاری جدی در تولید داخلی کاهش مییابد.
افزون بر این، تجربههای گذشته نشان داده است که کشورهای صادرکنندهی برق ممکن است در شرایط خاص سیاسی یا اقتصادی صادرات خود را کاهش دهند یا قیمتها را افزایش دهند. چنین وضعیتی میتواند افغانستان را بار دیگر به بحران خاموشی و نارضایتی عمومی بکشاند.

فرصتهای توسعه داخلی؛ منابع بومی فراموششده
افغانستان از نظر منابع انرژی بالقوه، کشوری غنی است. موقعیت جغرافیایی و شرایط طبیعی این سرزمین زمینههای فراوانی برای تولید برق آبی، خورشیدی و بادی فراهم کرده است.
برق آبی: افغانستان دارای رودخانههای بزرگی چون هلمند، آمو و پنجشیر است که ظرفیت بالقوه تولید هزاران مگاوات برق آبی را دارند. بند نغلو، بند کجکی و بند سروبی نمونههایی از ظرفیتهای نیمهفعالاند که با سرمایهگذاری میتوانند چندین برابر فعلی برق تولید کنند.
برق خورشیدی: با توجه به تابش فراوان خورشید در اکثر مناطق افغانستان، این کشور یکی از بهترین مکانها برای تولید انرژی خورشیدی محسوب میشود. در ولایاتی چون هرات، قندهار و نیمروز زمینهی گستردهای برای ایجاد فارمهای سولری وجود دارد.
برق بادی: دشتهای وسیع و بادخیز هرات و فراه ظرفیت بالایی برای تولید انرژی بادی دارند که تاکنون بهطور جدی مورد توجه قرار نگرفته است.
توسعهی این منابع داخلی نه تنها میتواند افغانستان را از وابستگی به واردات برق برهاند، بلکه زمینهی اشتغالزایی گسترده، کاهش هزینههای بلندمدت و افزایش امنیت انرژی را فراهم میسازد. با این حال، نبود سرمایهگذاری کافی، بیثباتی سیاسی و ضعف مدیریت، مانع اصلی در راه بهرهبرداری از این منابع بوده است.
چشمانداز آینده؛ استقلال انرژی یا ادامهی تاریکی؟
آیندهی برق افغانستان به تصمیمات امروز بستگی دارد. اگر سیاستگذاران تنها به واردات برق تکیه کنند، وابستگی انرژی به کشورهای همسایه همچنان ادامه خواهد یافت و هر بحران منطقهای میتواند افغانستان را دوباره در تاریکی فرو ببرد. اما اگر از فرصت کنونی – یعنی ثبات نسبی در برخی بخشها و توجه دوباره به نیازهای زیربنایی – استفاده شود، افغانستان میتواند مسیر تازهای را برای استقلال انرژی ترسیم کند.
راهکارهای کلیدی برای آینده
1. سرمایهگذاری در پروژههای داخلی: دولت و بخش خصوصی باید پروژههای برق آبی، خورشیدی و بادی را اولویت بدهند. حتی پروژههای کوچک محلی میتوانند نیازهای دهها هزار خانواده را تأمین کنند.
2. تنوعبخشی به منابع وارداتی: هرچند واردات برق فعلاً اجتنابناپذیر است، اما افغانستان باید از وابستگی صرف به یک کشور (مثل ازبکستان) پرهیز کند و تنوع واردات را در نظر بگیرد.
3. مدیریت و کاهش ضایعات برق: یکی از مشکلات جدی، هدررفتن بخش بزرگی از برق بهدلیل شبکهی فرسوده و استفادهی غیرقانونی است. اصلاح و نوسازی شبکه میتواند ظرفیت موجود را افزایش دهد.
4. دیپلماسی انرژی: افغانستان میتواند بهعنوان چهارراه انرژی منطقه، نه تنها واردکننده، بلکه در آینده صادرکننده برق باشد؛ به شرطی که پروژههای اتصال منطقهای (مانند کاسا ۱۰۰۰) بهطور مؤثر دنبال شوند.

مسلم اخلاقی