شجاعت نتانیاهو در برابر آزمایش موشکی ایران
و اما راویان اخبار و ناقلان آثار و طوطیان شیرین گفتار و مهمتر از آنها، سخنچینان از پناهگاهها و غار، توسن سخن را چنین به جولان درآوردهاند که آن الگوی شجاعت و دلیری، آن امپراطور سرزمین «پناهگاهها» نه در زیر زمین، بلکه در قصر مجلل خود در پناهگاه بهخواب ناز رفته بود و رویای شیرین خاور میانه جدید را میدید.
ناگهان سر و کله آن وزیر نابکار و بدکردار (وزیر جنگ) پیدا شد و فریاد برآورد: ای دلیر مرد که آبروی دلیری را بردی…. ببخشید! ای فرزند موسا، ای دلیر مرد، ای نتانیاهو! برخیز و روی زمین را بنگر که خبرها، حکایتهایی دارند.
نتانیاهو از خواب پرید و لرزید و اما نهراسید. احوال روی زمین را جویا شد و آن وزیر با رنگ پریده گفت: خبر داری که ایران آزمایش موشکی انجام داده و بهگمانم میخواهد به ما حمله کند؟
با این سخن در حالیکه هنوز دود آزمایش موشکی ایران کامل در آسمان محو نشده بود که نتانیاهو، آن الگوی شجاعت و دلیری به نقشه جهان خیره شد و گفت: واشنگتن کجاست؟
وزیران و امیران که شجاعت و دلیری او را بهخوبی درک میکردند، گفتند: جناب! جلسه امنیتی داریم، شما باید باشید.
نتانیاهو نهیب زد و گفت: نخیر! من با کاکا ترامپ جلسه اضطراری روحی و روانی دارم.
سکوت در قصر کاکای نتانیاهو حکمفرما بود تا اینکه ترامپ سکوت را شکست و گفت: دلیل آمدنت به اینجا چیست؟ باز چه شده که اینچنین هراسان شدهای؟
آن اسطوره دلیری گفت: کاکا! باور کن تا هنوز زخمهای موشکهای خیبرشکن و فتاح و مهمتر از آنها، سجیل خوب نشده، نمیتوانم تحمل کنم. ایرانیها درچند شهر از مُلک شان آزمایش موشکی انجام دادهاند و وزیر جنگ برایم گفت که این آزمایش موشکی بهاین معنا است که میخواهند به ما حمله کنند.
ترامپ: پس گنبد آهنینت کجاست؟
نتانیاهو: گنبد آهنین در همان جنگ 12 روزه که رفته بود رخصتی، تاکنون برنگشته و حتا سامانه تاد و فلاخن داوود را هم با خود برده است.
ترامپ: بنیامین رفیق! ایران در شهرهای خود موشک آزمایش کرده و هنوز دودش از آسمان گم نشده، تو به کاخسفید رسیدهای. من باور داشتم که جوبایدن، لوده است، ولی حالا برایم ثابت شده که تو «لوده پرومکس» هستی و در این هیچ شکی نیست. افغانها یک اصطلاح دارند که «مثل خر در گِل بند مانده» مصداق بارز این اصطلاح خود من استم که در گِل بند ماندیم. از یک طرف زلنسکی مسخره، آبرویم را برده و حالا که همه چیزش را از دست داده، هر روز بهیک بهانهای به دیدار من میآید. باور کن من ملانیا را آنقدر نمیبینم که تو و زلنسکی را میبینم. اگر توقع داری که حمایتت کنم، حمله ایران به پایگاهم در امارات را تحلیل و بررسی کن. فعلاً من باید بروم، چون جلسه دارم. ولی این را جدی میگویم اگر باز هم بهکاخ سفید آمدی، پیسه نانت را بده. بیچاره کردی. آ راستی بیبی! زیاد غصه نخور! اگر یک وقت دیدی که نمیتوانی طاقت بیاوری، فرار کن و بیا پیش کاکایت. هوش کنی خود را گیر فتاح و مخصوصا سجیل نیندازی که عاقبتش را خودت خوب درک میکنی. بای بای!
میگویند بعد از آن دیدار، نتانیاهو آرامتر شد. نه چون موشکها ناپدید شدند، بلکه چون فهمید اگر ایران دوباره آزمایش کند، هنوز یک تکت مستقیم به امریکا هست.
راویان میافزایند که چون نتانیاهو قصد خروج از کاخ را داشت، یکی از امیران دربار ترامپ، یک نقشه تازه چاپ شده را به دست او داد و گفت: رفیق! غصه نخور! هر وقت دیدی که اوضاع سخت شده، زیر زمین نرو، مستقیم بیا واشنگتن. یک وقت نیویارک نروی که زهران ممدانی بدبختت میکند.
ترامپ به چوکی تکیه داد و گفت: چند وقت پیش همین وزیر جنگ تو به من زنگ زده بود و میگفت: نتانیاهو نهتنها برای ما و اسرائیل، بلکه برای شما هم آبرویی نگذاشته، همین حرفش راست بوده.
احمدی











