ماستر پلان شهر کابل
شهر کابل، پایتخت افغانستان، همیشه نمادی از تضادها و ناهمگونیهای شهری بوده است؛ شهری که با جمعیت بیش از شش میلیون نفر، بارها از محدودیتهای نظامهای سیاسی و ضعف مدیریت شهری آسیب دیده است. چند دهه رشد بیرویه، ساختوساز بدون رعایت ضوابط، ترافیک سنگین، بحران مسکن، کاهش منابع آب، آلودگی هوا و نبود یک سیستم ترانسپورت شهری منسجم، کابل را به شهری متاثر از پیچیدگیهای راهبردی تبدیل کرده است.
در این میان، بحث ماستر پلان شهر کابل که در زمان حکومت داود خان تهیه و در دوره جمهوریت چندین بار بازنگری شد اما هرگز اجرایی نشد، اکنون با تایید رهبر حکومت طالبان در مرکز توجه قرار گرفته است. طرحی که مقامات حکومت طالبان آن را «ارزشمندترین اقدام برای آبادی و پیشرفت کابل» میخوانند و میگویند در صورت اجرا میتواند سیمای پایتخت را تغییر دهد.
اهمیت این موضوع در چشمانداز توسعه شهری، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی، اجرای طرح و چالشهای تاریخی و عملیاتی آن نهفته است، و این مقاله میخواهد به این پرسش اساسی پاسخ دهد: آیا اجرای ماستر پلان شهر کابل میتواند نظم، توسعه پایدار و کیفیت زندگی شهروندان را در این پایتخت متحول سازد؟
پیشینه، ابعاد و چشمانداز ماستر پلان شهر کابل
ماستر پلان شهر کابل، در اصل یک نقشه جامع برای رشد و توسعه شهری است که چارچوبی علمی و استندرد برای ساماندهی شهر ارائه میدهد. این طرح از دوره حکومت داود خان تهیه شد و در دورههای بعدی با مشارکت اینجینران افغان، فرانسوی، آلمانی و جاپانی بازنگری شد، و به عنوان یک نقشه راه برای توسعه کابل جدید تدوین گردید، اما به دلیل فساد، تسلط جزیرههای قدرت بر مناطق مختلف شهر کابل و ساختوسازهای بیرویه، هیچگاه فرصت تحقق نیافت.
طبق اسناد وزارت شهرسازی و مسکن حکومت طالبان، ماستر پلان جدید تایید شده شامل ابعاد گستردهای از جمله توسعه شبکه سرکها، تعیین عرض استراتژیک سرک کابل ـ بگرام تا ۱۵۰ متر (شامل سرک و کمربند سبز)، برنامهریزی برای منابع آب، فضای سبز، تعیین مناطق مسکونی، تجاری و خدماتی، و در نظر گرفتن اصول محیط زیستی و استندردهای شهری است. مقامات این وزارت تاکید دارند که این چارچوب جدید، نخستین گام برای نظم بخشیدن به رشد کلانشهری است و میتواند به کاهش ساختوسازهای غیرقانونی، بهبود دسترسی به خدمات پایه، و تقویت سرمایهگذاری منظم در بخش مسکن و زیرساختها کمک کند.
چالشهای تاریخی و اجرای نقشه جدید کابل در دوران کنونی
در طول دو دهه گذشته، نبود اجرای ماستر پلان به یکی از عوامل کلان بینظمی شهری در کابل تبدیل شده بود. جزیرههای قدرت و فساد گسترده، کنترل ضعیف بر زمینهای دولتی، عدم صدور جوازهای ساخت و ساز با ضوابط و نبود مرجع واحد برای مدیریت اجرایی آن باعث شده بود تا رشد بیقانونی شهر، ترافیک شدید و فقر خدمات شهری گسترش یابد.
این مشکلات در کنار ظرفیت پایین فنی و مدیریتی نیز سد راه تحقق نقشههای توسعه شهری بودهاند. اکنون با تایید ماستر پلان از سوی عالیقدر امیرالمؤمنین و تایید پلان ساختاری توسط مقام ریاستالوزرا، وزارت شهرسازی و مسکن اعلام کرده که چهار شرکت بزرگ برای اجرای بخشهای مختلف شهر جدید کابل تعیین شدهاند، و تمرکز ویژهای بر توسعه سرکها، بهویژه سرک استراتژیک کابل–بگرام، ایجاد کمربندهای سبز، و تفکیک منظم مناطق شهری صورت گرفته است.
این در حالی است که مخالفان و برخی از کارشناسان شهری هشدار میدهند که ضعف مالی، نبود بودجه خارجی و ظرفیت پایین اینجینران داخلی میتواند روند اجرا را کند یا ناقص سازد، خصوصاً در پروژههای بزرگ زیرساخت مانند شبکه آب و سیستم ترانسپورت شهری که نیازمند تکنالوژی و سرمایهگذاری عظیم استند.
وضعیت فعلی کابل و پیامدهای اجرای ماستر پلان شهر کابل
کابل امروز با بحرانهای چندجانبهای روبرو است: جمعیتی فراتر از ظرفیت، شبکه جادهای ضعیف و غیراستندرد، ترافیک شدید، کمبود آب، آلودگی هوا، و رشد حاشیهنشینی. این مسائل نه تنها کیفیت زندگی ساکنان را تحت تاثیر قرار داده، بلکه فرصتهای اقتصادی و سرمایهگذاری را نیز محدود کرده است.
اعمال ماستر پلان شهر کابل میتواند بهبودهای ملموسی ایجاد کند؛ مثلاً با ایجاد نظم در ساختوسازها، صدور جوازهای قانونی، توسعه سرکهای اصلی و شبکههای خدماتی، و برنامهریزی مشارکتی برای مناطق حاشیهای. پروژههای راهسازی، مانند برنامه بازسازی بخشی از سرک کابل–بگرام و کاربرد شبکههای جادهای جدید، نشان میدهند که اگر بخشهای زیرساختی تقویت شوند، نه تنها ترافیک کاهش مییابد بلکه توسعه اقتصادی و دسترسی به خدمات نیز تسهیل میگردد.
منطقه ده سبز، که بسیاری از مردم با هزینههای زیاد زمین خریدهاند اما نتوانستهاند ساختوساز کنند، یکی از مثالهای بارز ناکامی مدیریت شهری گذشته است؛ امید میرود با اجرای ماستر پلان و صدور جولزهای مدون ساختوساز در این و سایر مناطق، بخش مهمی از بحران مسکن حل شود. پیامدهای اجتماعی ـ اقتصادی اجرای این طرح در صورت موفقیت میتواند شامل افزایش نظم شهری، ارتقای کیفیت خدمات عمومی، افزایش فرصتهای شغلی در بخش ساختوساز و زیرساخت، جذب سرمایهگذاری و بهبود کیفیت زندگی شهروندان باشد.

خلاصه کلام
ماستر پلان شهر کابل اگرچه یک طرح بلندپروازانه است، اما میتواند الگویی برای نظمبخشی و توسعه پایدار در شهری باشد که سالها از بینظمی رنج برده است. تاریخچه عدم اجرای این طرح با فساد و جزیرههای قدرت آمیخته شده، اما تلاش حکومت طالبان برای اجرای آن، بدون بودجه خارجی و با منابع داخلی ـ نقطه عطفی است که میتواند افق جدیدی برای کابل ترسیم کند.
با این حال، چالشهای مالی، ضعف ظرفیتهای اینجینری و نیاز به همکاری گسترده با نهادهای فنی و مردمی، از جمله موانعی استند که باید با راهبردهای واقعبینانه و مشارکت جامع برطرف شوند تا این طرح از یک نقشه انتزاعی به یک واقعیت ملموس در سیمای شهری کابل تبدیل شود. زیرا در نهایت، موفقیت یا شکست این ماستر پلان، نه تنها آینده کابل، بلکه توانایی مدیریت کلانشهری افغانستان را به نمایش خواهد گذاشت.
مریم مرادی











