راز ایستادگی ایران
یک ماه از آغاز جنگی میگذرد که با تجاوز نظامی اسرائیل و همراهی امریکا علیه ایران آغاز شد و به سرعت به یکی از مهمترین بحرانهای ژئوپلیتیک قرن بیست و یکم تبدیل شد. حملات نظامی گسترده، تهدیدهای سیاسی و تلاش برای ایجاد فشار همهجانبه علیه ایران، در حالی صورت گرفت که طراحان این جنگ تصور میکردند با برتری نظامی و فناوری میتوانند در مدت کوتاهی ایران را تحت فشار قرار داده و به عقبنشینی وادار کنند. اما گذشت روزها نشان داد که این محاسبه با واقعیتهای پیچیده جامعه ایران و ساختار قدرت در منطقه همخوانی ندارد.
آنچه امروز در میدان جنگ و در عرصه سیاسی دیده میشود، نشاندهنده شکاف میان تصور قدرت و واقعیت قدرت است. ایران نه تنها در برابر این تجاوز عقبنشینی نکرده، بلکه توانسته با اتکا به ظرفیتهای داخلی، انسجام اجتماعی و توان بازدارندگی خود معادلات جنگ را پیچیده کند. در چنین شرایطی، این پرسش بیش از پیش مطرح میشود که چرا امریکا و اسرائیل با وجود قدرت نظامی گسترده، قادر به شکست ایران نیستند و مقهور ایستادگی ایران شدند و چرا این جنگ به سرعت به یک بنبست راهبردی برای متجاوزان تبدیل شده است.
-
خطای بزرگ در شناخت جامعه ایران
یکی از مهمترین عوامل در شکلگیری این جنگ، خطای عمیق در شناخت جامعه ایران از سوی طراحان آن بود. بسیاری از محافل سیاسی در امریکا تصور میکردند که فشار نظامی میتواند شکافهای داخلی در ایران را تشدید کرده و جامعه را در برابر حکومت قرار دهد. این تحلیل بر پایه الگویی شکل گرفته بود که در برخی کشورهای دیگر تجربه شده بود، اما در مورد ایران با واقعیتهای تاریخی و اجتماعی این کشور سازگار نبود.
ایران جامعهای است که در طول تاریخ بارها با مداخلات خارجی روبهرو شده و همین تجربه تاریخی نوعی حساسیت ملی نسبت به تجاوز خارجی ایجاد کرده است. هنگامی که تهدیدی از بیرون متوجه کشور میشود، بسیاری از اختلافات داخلی در برابر مسئله استقلال و امنیت ملی رنگ میبازد. حمایت میلیونی مردم از جمهوری اسلامی در شرایط تهدید خارجی یکی از واقعیتهایی است که بارها در رویدادهای مختلف دیده شده و در جنگ کنونی نیز به یکی از عوامل اصلی مقاومت ایران تبدیل شده است.
-
ریشههای ضد استعمار در فرهنگ سیاسی ایران
برای درک رفتار ایران در برابر تجاوز خارجی، باید به تاریخ این کشور نگاه کرد. تجربههای تاریخی ایران از مداخلات قدرتهای خارجی، از قرن نوزدهم تا دوران معاصر، نوعی ذهنیت ضد استعمار در میان جامعه ایجاد کرده است. این ذهنیت باعث شده استقلال سیاسی و مقاومت در برابر فشار خارجی به یکی از ارزشهای مهم در فرهنگ سیاسی کشور تبدیل شود.
در چنین بستری، جنگی که از سوی قدرتهای خارجی آغاز میشود، تنها یک درگیری نظامی تلقی نمیشود بلکه به عنوان بخشی از یک مبارزه تاریخی برای حفظ استقلال دیده میشود. همین نگاه باعث شده بسیاری از مردم ایران این جنگ را نه صرفا یک بحران سیاسی، بلکه ادامه یک مسیر تاریخی برای دفاع از حاکمیت ملی بدانند.
-
جنگی که ریشه در اهداف اسرائیل دارد
این جنگ بیش از آنکه یک درگیری میان ایران و امریکا باشد، جنگی است که ریشه در اهداف راهبردی اسرائیل دارد. اسرائیل در سالهای اخیر ایران را به عنوان مهمترین مانع در برابر اهداف منطقهای خود معرفی کرده و تلاش کرده است این مسئله را به یک اولویت امنیتی برای امریکا تبدیل کند.
اسرائیل با برجسته کردن تهدید ایران تلاش کرده امریکا را به ورود مستقیم به این تقابل سوق دهد. در چنین چارچوبی، جنگ کنونی را میتوان بخشی از یک تلاش گستردهتر برای تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه دانست؛ تلاشی که هدف آن کاهش نفوذ ایران در منطقه و هموار کردن مسیر برای تحقق اهداف ژئوپلیتیک اسرائیل است.
-
ایران و مسئله فلسطین
یکی از مهمترین دلایل تقابل اسرائیل با ایران، نقش ایران در زنده نگه داشتن مسئله فلسطین در سطح منطقهای و بینالمللی است. در سالهای اخیر برخی روندهای سیاسی تلاش کردهاند موضوع اشغال فلسطین را از مرکز توجه افکار عمومی خارج کنند و آن را به مسئلهای حاشیهای تبدیل کنند.
با این حال، ایران همواره بر حمایت از مردم فلسطین و مخالفت با اشغال سرزمینهای فلسطینی تأکید کرده است. این موضع باعث شده مسئله فلسطین همچنان یکی از موضوعات مهم در سیاست منطقهای باقی بماند. همین مسئله برای اسرائیل یک چالش جدی محسوب میشود، زیرا یکی از اهداف راهبردی این رژیم کاهش تمرکز جهانی بر مسئله اشغال فلسطین بوده است.
-
واقعیت بازدارندگی ایران
یکی دیگر از عواملی که در ایستادگی ایران و پیچیده شدن این جنگ نقش دارد، توان بازدارندگی ایران است. ایران در طول سالهای گذشته تلاش کرده ساختار دفاعی خود را به گونهای توسعه دهد که هرگونه حمله نظامی علیه آن با هزینههای سنگین همراه باشد. این توانمندیها شامل ظرفیتهای موشکی، پهپادی و شبکههای دفاعی متنوع است.
همین توان بازدارندگی باعث شده طراحان جنگ نتوانند به سرعت به اهداف خود دست پیدا کنند. هرگونه گسترش جنگ میتواند پیامدهای گستردهای برای کل منطقه داشته باشد و همین مسئله باعث شده تصمیمگیری درباره ادامه جنگ برای متجاوزان با پیچیدگیهای فراوان همراه شود.
-
پیچیدگیهای ژئوپلیتیک خاورمیانه
خاورمیانه منطقهای است که هر درگیری در آن میتواند به سرعت به بحرانهای گسترده تبدیل شود. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، جمعیت و نفوذ منطقهای یکی از بازیگران اصلی این معادله است. در نتیجه، هرگونه جنگ علیه ایران میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای یک کشور داشته باشد.
این پیچیدگی ژئوپلیتیک یکی از دلایلی است که باعث شده جنگ کنونی به سرعت به یک بحران منطقهای تبدیل شود. بسیاری از کشورهای منطقه و حتی قدرتهای جهانی نسبت به پیامدهای گسترش این جنگ هشدار دادهاند، زیرا چنین درگیریای میتواند امنیت و ثبات کل خاورمیانه را تحت تأثیر قرار دهد.
-
بنبست راهبردی متجاوزان
با گذشت یک ماه از آغاز جنگ، نشانههای یک بنبست راهبردی در برابر ایران به تدریج آشکار شده است. امریکا و اسرائیل تصور میکردند که با حملات سریع و گسترده میتوانند معادلات جنگ را به سرعت به نفع خود تغییر دهند. اما واقعیت میدان جنگ نشان داده چنین سناریویی به سادگی قابل تحقق نیست و ایستادگی ایران فراتر از تصورات آنهاست.
ایران توانسته با اتکا به ظرفیتهای داخلی و حمایت اجتماعی، در برابر فشارها ایستادگی کند و اجازه ندهد اهداف اولیه جنگ به سرعت تحقق پیدا کند. این وضعیت نشان میدهد که جنگهای مدرن تنها با برتری فناوری یا قدرت نظامی تعیین نمیشوند، بلکه عوامل اجتماعی، سیاسی و تاریخی نیز نقش تعیینکنندهای در سرنوشت آنها دارند.

-
ایستادگی ایران؛ قدرتی فراتر از محاسبات نظامی
جنگ کنونی نشان داده معادلات قدرت در خاورمیانه بسیار پیچیدهتر از آن است که صرفا با معیارهای نظامی سنجیده شود. ایران با تکیه بر ترکیبی از انسجام اجتماعی، هویت تاریخی ضد استعمار و توان بازدارندگی توانسته در برابر تجاوز امریکا و اسرائیل مقاومت کند.
همین واقعیت باعث شده بسیاری از تحلیلگران به این نتیجه برسند که جنگ علیه ایران نمیتواند به سادگی به یک پیروزی سریع تبدیل شود. آنچه امروز در خاورمیانه دیده میشود، نه تنها یک درگیری نظامی بلکه تقابل دو نگاه متفاوت به نظم منطقهای است. در چنین شرایطی، آینده این جنگ به مجموعهای از عوامل پیچیده وابسته خواهد بود که فراتر از محاسبات صرف نظامی قرار دارند.
سعید محمدی