یمن در برابر پیمان مکه
تحولات تازه در یمن، پیمان دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را خیلی زود با نخستین آزمون جدی روبهرو کرده است. همزمان با ادامه حملات انصارالله به اهدافی در عربستان، این گروه در ساحل غربی یمن پیشروی کرده، بندر المخا را به تصرف درآورده و به جزیره میون در مرکز بابالمندب رسیده است؛ تحولاتی که اکنون تهدیدی جدی برای امنیت یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان به شمار میرود و پیامدهای آن از میدان جنگ یمن فراتر رفته است.
این رویدادها چند هفته پس از امضای پیمان مکه در هفتم اگست ۲۰۲۶ رخ داده است. بر اساس این پیمان، عربستان، ترکیه و پاکستان توافق کردهاند که حمله مسلحانه به یکی از اعضا را حمله به همه اعضا بدانند. با این حال، پاکستان در ۱۰ سپتامبر اعلام کرد که هنوز درباره واکنش نظامی مشترک در برابر حملات انصارالله گفتوگویی صورت نگرفته و سازوکارهای اجرای این پیمان نیز هنوز در حال شکلگیری است.
در ظاهر، عربستان با پیمان مکه تلاش کرده حلقه شریکان خود را در بخش امنیتی گستردهتر کند؛ اما تحولات یمن یک مسئله مهمتر را پیش کشیده است: ارزش یک پیمان دفاعی زمانی روشن میشود که اعضای آن در زمان بحران حاضر باشند برای تعهد خود هزینه بدهند.
عربستان سالها به حمایت غرب و بهویژه امریکا تکیه کرده است. با این حال، جنگ یمن نشان داد که واشنگتن حاضر نیست برای دفاع از ریاض وارد هر سطحی از درگیری شود. اکنون عربستان به سوی ترکیه و پاکستان رفته است؛ دو کشوری که با ریاض روابط نزدیک دارند، اما در نهایت سیاست خود را بر اساس منافع و شرایط خود تنظیم میکنند.
در سوی دیگر، انصارالله با گروهها و بازیگرانی رابطه دارد که در بسیاری از مسائل منطقهای با آن همسو هستند. این تفاوت، تحولات یمن را به آزمونی جدی برای پیمان تازه عربستان تبدیل کرده است.
عربستان و متحدانی که تا مرز منافع خود کنار آن میایستند
جنگ یمن برای عربستان تنها یک جنگ در بیرون از مرزهایش نبود. این جنگ امنیت مرزهای جنوبی، شهرهای مرزی، تأسیسات نفتی و جایگاه عربستان در منطقه را مستقیماً تحت تأثیر قرار داد. با وجود حمایت کشورهای غربی، ریاض نتوانست این حمایت را به ورود مستقیم آنها به جنگ علیه انصارالله تبدیل کند.
امریکا در سالهای مختلف از عربستان در بخشهای نظامی و امنیتی حمایت کرده است؛ اما این حمایت به معنای ورود مستقیم واشنگتن به هر درگیری در کنار ریاض نیست. نمونه روشن آن در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶ دیده شد؛ زمانی که محمد بن سلمان از دونالد ترامپ خواست انصارالله را هدف حمله نظامی قرار دهد، اما ترامپ این درخواست را نپذیرفت و امریکا از ورود مستقیم به جنگ علیه انصارالله خودداری کرد. در عوض، همکاری اطلاعاتی واشنگتن با ریاض ادامه یافت.
این در حالی است که عربستان در جریان جنگ امریکا و ایران در سال ۲۰۲۶، به دلیل میزبانی از نیروها و پایگاههای امریکایی، خود نیز در معرض پیامدهای مستقیم درگیری قرار گرفت و یک موشک ایرانی به سوی یک پایگاه امریکایی در خاک عربستان شلیک شد. این موضوع نشان میدهد که تکیه بر حضور نظامی یک قدرت خارجی، در کنار تأمین امنیت، میتواند کشور میزبان را نیز در معرض خطر قرار دهد.
از همین زاویه، تجربه یمن برای ریاض اهمیت بیشتری پیدا میکند. عربستان به پشتیبانی امریکا نیاز دارد، اما واشنگتن نیز در زمان بحران تا جایی کنار ریاض میایستد که منافع و هزینههای خودش اجازه دهد. همین مسئله میتواند یکی از زمینههای حرکت عربستان به سوی گسترش شریکان امنیتی خود و ایجاد پیمانهایی مانند پیمان مکه باشد. مسئله اصلی دیگر فقط داشتن متحد نیست؛ بلکه این است که متحد در زمان بحران تا کجا حاضر است برای دفاع از آن وارد میدان شود.
پیمان مکه؛ تلاش عربستان برای پیدا کردن شریکان تازه
پیمان مکه را از همین زاویه باید دید. این توافق تنها یک پیمان دفاعی میان سه کشور نیست؛ بلکه تلاش عربستان برای گسترش روابط امنیتی خود و ایجاد یک چارچوب دفاعی تازه در منطقه است. عربستان، ترکیه و پاکستان در ۷ اگست ۲۰۲۶ توافق کردند که حمله مسلحانه به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی شود.
نزدیکی با ترکیه و پاکستان برای ریاض اهمیت ویژه دارد. هر دو کشور روابط سیاسی، اقتصادی و دفاعی نزدیکی با عربستان دارند و پیمان مکه این روابط را وارد یک چارچوب دفاعی مشترک کرده است. با این حال، ترکیه و پاکستان نیز منافع و محاسبات خود را دارند و ورود مستقیم آنها به یک جنگ منطقهای میتواند برای هر دو کشور هزینههای سیاسی و نظامی داشته باشد.
موضع پاکستان در ۱۰ سپتامبر این محدودیت را بهخوبی نشان داد. اسلامآباد از یکسو بر تعهد خود به پیمان مکه تأکید کرد و از ایران خواست حملات انصارالله به عربستان را مهار کند، اما از سوی دیگر اعلام کرد که در آن زمان هنوز درباره اقدام یا واکنش نظامی در چارچوب پیمان گفتوگویی صورت نگرفته است.
در نتیجه، چالش اصلی برای عربستان تنها داشتن یک پیمان نیست؛ مسئله این است که این پیمان در زمان بحران تا چه اندازه میتواند به اقدام مشترک تبدیل شود. پیمان مکه اکنون در برابر نخستین بحران جدی خود قرار گرفته و موضع ترکیه و پاکستان میتواند نشان دهد که این توافق تا چه اندازه فراتر از یک تعهد سیاسی، توان تبدیلشدن به همکاری عملی را دارد.
یمن؛ جایی که تفاوت ائتلافها آشکار میشود
در سوی دیگر این معادله، انصارالله قرار دارد. رابطه این گروه با متحدان منطقهای خود را نمیتوان دقیقاً با یک پیمان دفاعی میان دولتها مقایسه کرد؛ اما این روابط بر پایه همسویی سیاسی، فکری و منافع مشترک منطقهای شکل گرفته و در سالهای جنگ یمن عمیقتر شده است.
به همین دلیل، همکاری میان این بازیگران الزاماً به یک پیمان رسمی مانند پیمان مکه نیاز ندارد. آنها در بسیاری از مسائل منطقهای دیدگاه مشترک دارند و همین همسویی میتواند در زمان فشار و بحران به همکاری نزدیکتر منجر شود.
در مقابل، عربستان با یک پیمان رسمی میان دولتها روبهرو است. ریاض میتواند با اسلامآباد و آنکارا توافق کند، اما نمیتواند به جای آنها تصمیم بگیرد که در یک جنگ تا کجا پیش بروند. هر دو کشور باید هزینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی چنین تصمیمی را برای خود نیز در نظر بگیرند.
از همینجا اهمیت فشار انصارالله روشن میشود. پیشروی این گروه در ساحل دریای سرخ و رسیدن آن به میون، پیمان مکه را خیلی زود از یک توافق سیاسی به یک مسئله عملی تبدیل کرده است. اکنون اعضای پیمان باید نشان دهند که در برابر افزایش فشار بر عربستان تا چه اندازه حاضر به اقدام هستند. اگر حمایت آنها در حد سیاسی باقی بماند، محدودیت پیمان آشکار میشود؛ و اگر وارد حمایت نظامی شوند، احتمال گسترش درگیری در منطقه نیز افزایش خواهد یافت.
المخا و میون؛ جغرافیای یمن برگ تازهای به معادله میدهد
اهمیت تحولات اخیر زمانی بیشتر روشن میشود که موقعیت جغرافیایی ساحل غربی یمن را در نظر بگیریم. بندر المخا در نزدیکی بابالمندب قرار دارد و جزیره میون نیز در داخل این آبراه مهم واقع شده است. بابالمندب دریای سرخ را به خلیج عدن و از آنجا به اقیانوس هند وصل میکند و یکی از مسیرهای مهم رفتوآمد کشتیهای تجارتی و انتقال انرژی در جهان است.
پیشروی انصارالله در این منطقه دیگر تنها یک تغییر در خطوط جنگ یمن نیست. رسیدن نیروهای این گروه به جزیره میون، که در مرکز بابالمندب قرار دارد، موقعیت انصارالله را در یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان تقویت کرده است. گزارشهای تازه از کنترل انصارالله بر منطقه بابالمندب و بخشهای مهم ساحل دریای سرخ خبر میدهد؛ تحولی که میتواند بر رفتوآمد کشتیها، تجارت دریایی و انتقال انرژی اثر مستقیم بگذارد.
با این حال، کنترل منطقه بابالمندب به معنای کنترل کامل رفتوآمد کشتیها نیست و وضعیت دریایی این منطقه همچنان به تحولات جنگ و واکنش کشورهای درگیر بستگی دارد. برای عربستان، اهمیت این تحولات در آن است که مقابله با انصارالله دیگر تنها مسئله مرزهای جنوبی نیست؛ امنیت مسیرهای دریایی و صادرات انرژی نیز به بخشی از این معادله تبدیل شده است.
پیمان مکه؛ آزمون اصلی تازه آغاز شده است
پیمان مکه هنوز در آغاز راه است و نمیتوان از حالا درباره موفقیت یا شکست آن قضاوت نهایی کرد. سازوکارهای مشترک دفاعی نیز به زمان نیاز دارد؛ اما تحولات یمن باعث شده این پیمان خیلی زود با نخستین آزمون واقعی خود روبهرو شود.
عربستان پس از سالها اتکا به حمایت غرب، اکنون تلاش میکند روابط امنیتی خود را در منطقه گستردهتر کند. ترکیه و پاکستان میتوانند برای ریاض شریکان مهمی باشند، اما میزان همراهی آنها در یک بحران بزرگ به تصمیم خودشان و هزینهای که حاضرند بپردازند، بستگی خواهد داشت.
در مقابل، انصارالله با ادامه فشار بر عربستان و پیشروی در ساحل دریای سرخ و بابالمندب، توانسته است این پیمان تازه را با یک مسئله عملی روبهرو کند. اکنون باید دید اعضای پیمان در برابر افزایش فشارها چه موضعی خواهند گرفت.
اهمیت تحولات یمن در همینجاست. موضوع تنها این نیست که کدام طرف در میدان جنگ دست بالا را پیدا میکند؛ مسئله مهمتر این است که آیا پیمان مکه میتواند در نخستین بحران جدی خود به یک اقدام مشترک تبدیل شود یا نه. از همین رو، نخستین آزمون پیمان مکه نه در مکه، بلکه در یمن آغاز شده است؛ جایی که تحولات میدان میتواند نشان دهد میان امضای یک پیمان و ایستادن در کنار یک متحد در زمان دشوار، چه اندازه فاصله وجود دارد.

زهرا هاشمی











