حملات هوایی پاکستان
حملات هوایی پاکستان به افغانستان بار دیگر این واقعیت تلخ را پیش چشم جهان گذاشته است که در معادلات قدرت، انسانهای عادی اغلب نخستین کسانیاند که هزینه تصمیمهای نظامی و سیاسی را میپردازند. در ماههای اخیر، حملات پاکستان به مناطق مختلف افغانستان بارها به تلفات غیرنظامیان انجامیده است.
سازمان ملل در ۲۹ جون ۲۰۲۶ تایید کرد که تنها در حملات هوایی ۲۸ جون در پکتیا، پکتیکا و کنر، دستکم ۲۸ غیرنظامی کشته و ۴۹ تن زخمی شدند. در میان قربانیان زنان و کودکان نیز حضور داشتند. چند هفته بعد نیز سازمان ملل از کشتهشدن دستکم ۱۳ غیرنظامی، عمدتاً زنان و کودکان، در حملات هوایی دیگر خبر داد.
اما تراژدی به همینجا ختم نشد. در اول اکتوبر، سازمان ملل دستکم ۱۰ کشته غیرنظامی، که بیشترشان کودکان بودند، و ۹ زخمی را در حملات تازه پاکستان ثبت کرد؛ در حالی که اسلامآباد مدعی شد اهدافش مواضع تروریستی بوده و ۲۲ جنگجو را کشته است. هیچیک از این ادعاهای نظامی پاکستان بهطور مستقل از سوی نهادهای بینالمللی تایید نشده است.
این آمار فقط چند عدد در یک گزارش بینالمللی نیست. پشت هر عدد، یک انسان، یک خانواده و یک زندگی نابودشده قرار دارد. کودکانی که قرار بود فردای افغانستان را بسازند، اکنون قربانی موشکهایی شدهاند که اسلامآباد آنها را بخشی از عملیات امنیتی خود میداند. اینجا یک پرسش بنیادی مطرح میشود که اگر هدف حمله، گروههای مسلح است، چرا مردم، زنان و کودکان باید هزینه آن را بپردازند؟
پاکستان میگوید حملاتش واکنشی به حملات گروههای مسلح پاکستانی مخصوصا تحریک طالبان پاکستان است که اسلامآباد مدعی است از خاک افغانستان فعالیت میکنند. کابل این اتهام را رد کرده و پاکستان را متهم به تجاوز به خاک افغانستان میکند.
اما حتی اگر ادعاهای امنیتی پاکستان را بپذیریم، یک اصل همچنان پابرجاست که مبارزه با تروریسم نمیتواند مجوز بیقیدوشرط برای آسیبرساندن به غیرنظامیان باشد. سازمان ملل صراحتاً بر رعایت اصول حقوق بشردوستانه، از جمله تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامیان، احتیاط و تناسب تأکید کرده است.
هیچ توجیه امنیتی نمیتواند جان یک کودک را بیارزش کند. مبارزه با تروریسم، اگر به بمباران خانههای مردم و کشتهشدن زنان و کودکان منجر شود، باید با جدیت و بر اساس اصول حقوق بشردوستانه مورد پرسش قرار گیرد.
از همینجاست که مظلومیت مردم افغانستان معنا پیدا میکند. مردم عادی نه در طراحی سیاستهای امنیتی پاکستان نقشی دارند، نه در تصمیم گروههای مسلح، نه در رقابتهای منطقهای و نه در بازی قدرتهای بزرگ. با این حال، وقتی موشک فرود میآید، نخستین چیزی که فرو میریزد خانه یک خانواده است و نخستین چیزی که از زیر آوار بیرون کشیده میشود، گاهی پیکر یک کودک است.
البته در این بازی فقط پاکستان طرف مقابل افغانستان نایستاده، بلکه کشوری در پشت صحنه قرار دارد که کینه دیرینهای از افغانستان و افغانها دارد و اکنون اسلامآباد را مامور کرده تا به انتقام از شکست امریکا در افغانستان، به افغانستان حمله کند و هرآنچه میخواهد انجام دهد.
در این بازی، تئوریسنهای امریکایی نقش اساسی دارند، چون از حول و هسته تنش بین کابل و اسلامآباد بهخوبی میشود چهره آنها را دید.
افغانستان؛ قربانی بازی دیگران
افغانستان بیش از چهار دهه است که تاوان بازی دیگران را میدهد. و شاید تلخترین حقیقت همین باشد که افغانستان هنوز قربانی جنگ است، اما اینبار جهان نباید فقط به صدای انفجار گوش کند. باید صدای مردمی را هم بشنود که سالهاست زیر آوار سیاستهای منطقهای و جهانی زندگی میکنند.
این در حالیست که رابطه اسلامآباد با گروههای تروریستی، رابطه عمیق و چند لایه است و گزارشها و اسناد متعدد نشان دادهاند که پاکستان در دورههای مختلف از از گروههای تروریستی حمایت کرده و از این شبکهها بهعنوان ابزار نفوذ در افغانستان استفاده کرده است.
این سیاست در طول زمان پیامدهایی ایجاد کرد که تنها افغانستان را متضرر نکرد، بلکه خود پاکستان نیز بعدها با تهدید گروههای مسلحی روبهرو شد که بخشی از ریشههای تاریخیشان به همان فضای جنگ و حمایتهای گذشته بازمیگشت.
تلختر از همه آن است که امروز مردمی که هیچ نقشی در طراحی این سیاستها نداشتهاند، باید بهای آن را بپردازند. پاکستان نمیتواند سالها از سیاست استفاده ابزاری از گروههای تروریستی سود ببرد و زمانی که پیامدهای آن به داخل مرزهایش بازمیگردد، تمام مسئولیت را متوجه افغانستان کند.بازمیگردد، تمام مسئولیت را متوجه افغانستان کند.
اما پاسخ به تروریسم نباید با تروریسم علیه مردم عادی اشتباه گرفته شود. اگر اسلامآباد مدعی مبارزه با تروریسم است، نخست باید میان گروههای تروریستی و مردم افغانستان تفاوت بگذارد. بمباران خانهها، کشتن کودکان و ویرانکردن زندگی خانوادهها نه امنیت میآورد و نه تروریسم را ریشهکن میکند.
پاکستان باید بداند افغانستان حیاط خلوت هیچ کشوری نیست. مردم افغانستان حق دارند بدون ترس از موشک و بمب در خانههای خود زندگی کنند. هیچ اختلاف سیاسی، امنیتی یا مرزی نمیتواند خون یک کودک افغان را توجیه کند.
افغانستان سالها قربانی جنگ دیگران بوده است؛ امروز نیز نباید قربانی اشتباهات و سیاستهای گذشته پاکستان شود. اسلامآباد اگر واقعاً امنیت میخواهد، راه آن از بمباران افغانستان نمیگذرد، بلکه از پایان سیاستهای مداخلهگرایانه، احترام به حاکمیت همسایه و قطع چرخهای میگذرد که سالهاست تروریسم را بازتولید کرده و اکنون آتش آن به هر دو سوی مرز رسیده است.

احمدی











