در سپهر سیاست بینالملل، برخی سلاحها پیش از آنکه ابزاری برای پیروزی باشند، ابزاری برای گفتن می باشند. «مادر همه بمبها» (GBU-43/B MOAB) دقیقاً از همین جنس است: بزرگترین بمب غیرهستهای زرادخانه آمریکا که وزنش به نزدیک ۹۸۰۰ کیلوگرم میرسد و قدرت انفجاری آن معادل ۱۱ تن TNT برآورد میشود. اما اهمیت این سلاح در اعداد و ارقام نظامی آن نیست؛ در کارکرد رسانهای و سیاسی آن است.
به میان آوردن نام این بمب به گفتمان نظامی آمریکا علیه ایران، در شرایطی که واشینگتن از دستیابی به اهداف خود در میدان نبرد ناامید شده و ترامپ مانند سرداران مغلوب جنگهای سنتی از فرط شکست و فرسایش به شمشیر خود تکیه زده است، پرسشی بنیادین را پیش میکشد: آیا «مادر همه بمبها» سلاحی نظامی است که برای پیروزی طراحی شده، یا ابزاری سیاسی برای مدیریت افکار عمومی و فرار از بنبست؟
تجربه افغانستان؛ نخستین آزمایش واقعی و ناکامی مطلق مادر همه بمبها
در ۲۱ حمل ۱۳۹۶ برابر با ۱۳ اپریل ۲۰۱۷، ارتش امریکا برای نخستینبار در تاریخ جنگی خود از GBU-43/B Massive Ordnance Air Blast یا همان MOAB در ولسوالی اچین ولایت ننگرهار استفاده کرد. هدف اعلامشده، شبکهای از غارها و تونلهای مورد استفاده داعش خراسان بود.
مادر همه بمبها که از یک طیاره MC-130 پرتاب شد و تصاویر آن به سرعت در سراسر جهان منتشر گردید، به یکی از بزرگترین نمایشهای قدرت هوایی امریکا در افغانستان تبدیل شد. اما با همهی حواشی و تبلیغاتی که مادر بمبها برای نیروهای آمریکایی به آرمغان آورد، در نابودی داعش کاملا ناکام ماند.
زیرا یک سال بعد از حمله با مادر همه بمبها، گزارشها نشان داد که فعالیتهای داعش خراسان نهتنها کاهش نیافته، بلکه به ولایتهای همجوار مانند کنر، نورستان و جوزجان نیز گسترش یافته و حملات انتحاری مرگباری در کابل و دیگر نقاط انجام دادند. بنابراین، اگرچه نمیتوان گفت MOAB هیچ اثری نداشته است، اما نمیتوان آن را نیز سلاحی دانست که توانایی تغییر معادلات جنگ را دارد.
ترامپ و سیاستِ بمبهای بزرگ
نکته قابل تأمل در تحلیل کارکرد سیاسی MOAB، پیوند شخصی آن با دونالد ترامپ است. در سال ۲۰۱۷ نیز ترامپ رئیسجمهور بود و پس از بمباران اچین، آن را «یک کار موفق دیگر» خواند. اکنون، در سال ۲۰۲۶، همان چهره دوباره به «مادر همه بمبها» بازگشته است. گزارشهای متعدد حاکی از آن است که دولت ترامپ طرحهای حمله جدیدی را بررسی میکند که شامل استفاده از MOAB علیه زیرساختهای انرژی و تأسیسات هستهای ایران، از جمله «کوه کلنگ» است.
ترامپ خود تأکید کرده که این بمب «هستهای نیست» و «فقط یک بمب بسیار بزرگ است». این تأکید در واقع پردهای است بر یک محاسبه سیاسی: بمب هستهای تبعات حقوقی و بینالمللی غیرقابل کنترلی دارد، اما یک بمب غیرهستهای غولپیکر میتواند همان هیاهوی خبری را ایجاد کند، بدون آنکه آمریکا را در معرض محکومیت گسترده به عنوان استفادهکننده از سلاح اتمی قرار دهد. پیوند ترامپ با MOAB، پیوندی است میان یک رئیسجمهور محاصرهشده توسط وعدههای ناتمام و یک سلاح که کارکرد اصلیاش تولید تیتر، خبر و تبلیغات است.
آمریکا، شکست نظامی و فعالیت در صحنه سیاسی
الگوی رفتاری آمریکا در مواجهه با بنبستهای نظامی، الگویی تکرارشونده است: هنگامی که ابزارهای متعارف کارایی خود را از دست میدهند، یک نمایش قدرت انجام میشود تا خلأ پیروزی را پر کند. «مادر همه بمبها» بهترین گزینه برای چنین نمایش است، زیرا از همان ابتدا با هدفی روانی طراحی شده است.
گزارشهای از زمان توسعه این بمب در سال ۲۰۰۳ حاکی از آن است که پنتاگون آن را عمدتاً برای «عملیات روانی» در نظر گرفته بود تا با ایجاد انفجاری عظیم، نیروهای دشمن را «مرعوب و وادار به تسلیم» کند. همین ماهیت روانی، آن را به ابزاری ایدهآل برای سیاستمدارانی تبدیل میکند که به جای پیروزی در میدان، به «پیروزی در روایت» نیاز دارند.
تحلیلگران نظامی نیز تأکید کردهاند که MOAB «یک سلاح با اثرگذاری اطلاعاتی-رسانهای عظیم است که برای پاکسازی مناطق وسیع مناسب است، اما فراتر از آن کاربرد چندانی ندارد» و «قطعاً به عنوان کلاهک نفوذ عمیق طراحی نشده است». به عبارت دیگر، کارکرد سیاسی مادر بمبها بر کارکرد نظامیاش تقدم دارد، زیرا در لحظهای که ارتش آمریکا نمیتواند دستاورد میدانی مشخصی ارائه دهد، یک انفجار ۱۱ تنی میتواند حداقل برای چند روز فضای خبری را تسخیر کند.
اما در همه حال باید توجه داشت که تفاوت بنیادین میان سال ۲۰۱۷ و امروز، در سطح آگاهی مخاطب است. در سال ۲۰۱۷، هنگامی که MOAB در افغانستان فرود آمد، بسیاری از رسانهها و افکار عمومی جهان تحت تأثیر ابعاد نمایشی این رویداد قرار گرفتند. اما یک سال بعد، وقتی مشخص شد که داعش نهتنها نابود نشده بلکه گسترش یافته، پرده از چهره این نمایش برداشته شد.
اکنون که ترامپ از استفاده از همین سلاح علیه ایران سخن میگوید، بسیاری از ملتها به ویژه افغانها به خوبی میدانند که مادر همه بمبها، جز یک شعار سیاسی و تبلیغاتی چیزی دیگری نیست. زیرا همین بمب در افغانستان، یک گروه تروریستی و فاقد امکانات را نتوانست نابود کند، چگونه قرار است تأسیسات هستهای ایران را که در عمق صخرهها قرار دارند نابود کند؟
خود ترامپ نیز ظاهراً به این ناکارآمدی واقف است، زیرا هنگام صحبت از MOAB، بیشتر بر «غیرهستهای بودن» آن تأکید میکند تا بر قدرت تخریبیاش. این تأکید، نشانهای از یک محاسبه سیاسی است: او به دنبال یک «بمب خبری» است که بتواند با آن، بدون پرداخت هزینه سنگین حقوقی و بینالمللی یک سلاح هستهای، اعلام پیروزی کند و از جنگی خارج شود که افکار عمومی آمریکا را خسته کرده است. اما آنهایی که تجربه افغانستان را دیده، این بار مسحور این طرح نخواهد شد.

بسم الله ختک











