سرمایه گذاران ایرانی در افغانستان
از میان خبرهایی که هفته گذشته از کابل منتشر شد، یک موضوع بیش از همه جلب توجه کرد؛ امضای تفاهمنامههای تجارتی به ارزش بیش از ۴۵۰ میلیون دالر میان شرکتهای افغانستان و ایران. در نگاه نخست، این خبر فقط به اقتصاد ارتباط دارد و نه به سیاست. اما وقتی خوب دقت کنیم، تصویر روشنی از مسیری را میبینیم که روابط افغانستان و ایران در حال پیمودن آن است. تاجران دو کشور از فرصتهای تازه سرمایهگذاری سخن میگویند و مقامهای سیاسی نیز بر پیوندهایی تأکید دارند که در سالهای دشوار، دو ملت همسایه را به یکدیگر نزدیک نگه داشته است.
عباس علیآبادی، وزیر نیروی ایران، روز ۱۵ میزان در رأس یک هیئت بلندپایه به کابل آمد. برنامههای این سفر تنها به دیدار با مقامهای افغانستان محدود نبود. حضور دهها تاجر و صنعتکار ایرانی در پنجمین نمایشگاه ملی و بینالمللی امام ابوحنیفه، گفتوگو درباره صادرات برق، همکاری در بخش معادن و سرمایهگذاریهای مشترک، نشان میداد که تهران این بار با یک برنامه اقتصادی گستردهتر به کابل آمده است.
اهمیت این سفر را باید در دو واقعیت جستوجو کرد: افغانستان برای رونق اقتصاد خود به سرمایه، انرژی و همکاریهای منطقهای نیاز دارد؛ ایران نیز در میان فشارهای سیاسی و اقتصادی ناشی از جنگ، به گسترش مناسبات با همسایگان خود توجه دارد. همین نیازهای متقابل است که میتواند روابط دو کشور را از وعدههای معمول دیپلوماتیک فراتر ببرد.
سرمایه گذاران ایرانی آرامآرام افغانستان را جدیتر میگیرند
ارزش تفاهمنامههایی که در حاشیه نمایشگاه امام ابوحنیفه امضا شد، به ۴۵۱.۸ میلیون دالر، معادل حدود ۲۹.۵ میلیارد افغانی میرسد. اتاق تجارت و سرمایهگذاری افغانستان از امضای ۱۱ تفاهمنامه خبر داده، هرچند شماری از رسانهها تعداد آنها را ۲۸ مورد گزارش کردهاند. بخشهای ساختمان، انرژی، معادن، تکنالوژی و مواد ارتزاقی در این همکاریها شامل هستند.
در این میان، یک موضوع نباید زیر سایه رقم بزرگ قراردادها پنهان بماند: طرفهای اصلی این تفاهمها شرکتهای خصوصی افغانستان و ایران هستند، نه دولتهای دو کشور. این تفاوت اهمیت زیادی دارد. در گذشته، بسیاری از برنامههای اقتصادی میان کشورهای منطقه در سطح مذاکرات دولتی باقی میماندند و با تغییر شرایط سیاسی، سرنوشت آنها نیز نامعلوم میشد. این بار اما فعالان سکتور خصوصی مستقیما وارد گفتوگو شدهاند؛ کسانی که تصمیمهای اقتصادی آنان بیشتر با سود، زیان، امنیت سرمایه و آینده بازار ارتباط دارد.
نفس حضور سرمایه گذاران ایرانی و تمایل آنان به همکاریهای چندساله، اتفاقی قابل توجه است. تاجری که برای ساخت فابریکه یا مشارکت در یک پروژه معدنی مذاکره میکند، نسبت به تاجری که صرفا برای فروش کالا وارد بازار شده، تعهد طولانیتری را بررسی میکند. این همان تغییری است که باید در آینده دنبال شود؛ گذار از تجارت روزمره به همکاریهای تولیدی و سرمایهگذاری مشترک.
برای سالها، افغانستان در نگاه بسیاری از سرمایهگذاران خارجی بازاری همراه با فرصتهای اقتصادی و خطرهای جدی بوده است. نااطمینانی سیاسی، محدودیتهای بانکی، مشکلات انتقال پول و کمبود زیربناها، ورود سرمایههای بزرگ را دشوار ساخته است. تاجران ایرانی نیز از این نگرانیها مستثنا نبودهاند. هرچند روابط تجارتی دو کشور سابقه طولانی دارد، سرمایهگذاری مستقیم در پروژههای صنعتی و زیربنایی با تجارت معمول کالا تفاوت اساسی دارد. حضور هیئت بزرگ اقتصادی ایران در کابل نشان میدهد که دستکم بخشی از سکتور خصوصی این کشور، فرصتهای افغانستان را جدیتر از گذشته بررسی میکند. این تغییر نگاه، اگر با پروژههای عملی همراه شود، میتواند نقطه عطفی در مناسبات اقتصادی دو کشور باشد.
افغانستان معادن گسترده، ظرفیت قابل توجه زراعتی، نیروی کار و نیاز فراوان به توسعه صنایع دارد. در مقابل، ایران در بخشهای مختلف تولیدی، خدمات انجنیری، تجهیزات صنعتی، انرژی و پروسس محصولات زراعتی تجربه و امکانات قابل استفاده دارد. بهعنوان نمونه، همکاری در بخش زراعت میتواند به ایجاد فابریکههای پروسس و بستهبندی محصولات افغانستان منجر شود. در بخش معادن نیز مشارکت در استخراج، فرآوری و تولید محصولات نهایی، ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به صادرات مواد خام ایجاد میکند.
با این حال، سرمایهگذاری مشترک باید به سود هر دو طرف طراحی شود. اگر نتیجه همکاری تنها افزایش واردات کالاهای ایرانی باشد، افغانستان فرصت مهمی را از دست خواهد داد. آنچه برای اقتصاد افغانستان اهمیت دارد، ایجاد اشتغال، انتقال مهارت، افزایش تولید داخلی و دسترسی بهتر به بازارهای صادراتی است. سرمایهگذاری موفق زمانی شکل میگیرد که تاجر ایرانی از سود فعالیت خود اطمینان داشته باشد و در مقابل، کارگر، تولیدکننده و مصرفکننده افغانستانی نیز از آن منفعت ببرد.
برق و انرژی؛ جایی که منافع دو کشور به هم میرسند
یکی از بحثهای مهم سفر عباس علیآبادی، توسعه همکاریها در بخش برق بود. در دیدار او با نورالدین عزیزی، وزیر صنعت و تجارت افغانستان، موضوع صادرات حدود دو هزار میگاوات برق از ایران به افغانستان، تأمین تجهیزات نیروگاهها و گسترش سرمایهگذاریهای مشترک مطرح شد. این رقم در مرحله گفتوگو قرار دارد و هنوز به معنای آغاز صادرات قطعی این میزان برق نیست.
برای افغانستان، موضوع برق فراتر از روشنایی خانههاست. کمبود انرژی مطمئن، یکی از موانع اصلی رشد صنعت و تولید به شمار میرود. بانک جهانی در بررسی سکتور خصوصی افغانستان در سال ۲۰۲۶ گزارش داده است که ۴۴ درصد شرکتهای بررسیشده، مشکلات برق را مانع عمده یا بسیار جدی فعالیت خود دانستهاند.
سرمایهگذاری در معدن، صنعت و زراعت بدون تأمین انرژی پایدار با دشواری روبهرو میشود. به همین دلیل، همکاری با ایران در بخش برق میتواند مستقیما بر آینده سرمایهگذاریهای دیگر نیز تأثیر بگذارد. اگر افغانستان بتواند در کنار واردات برق، از دانش فنی و تجربه ایران برای احداث تأسیسات تولیدی، تقویت شبکه انتقال و تربیه نیروی متخصص استفاده کند، دستاورد این همکاری ماندگارتر خواهد بود. البته افغانستان نباید تنها به واردات انرژی متکی بماند. توسعه ظرفیت تولید داخلی، بهخصوص در بخشهای آبی و آفتابی، برای امنیت انرژی کشور اهمیت بنیادی دارد.
روابطی که نباید قربانی اختلافات مقطعی شود
رابطه افغانستان و ایران صرفا بر پایه محاسبات اقتصادی شکل نگرفته است. پیوندهای تاریخی دو ملت بسیار عمیقتر از قراردادهای تجارتی امروز هستند. مردم دو کشور در بخشهای گستردهای از زبان، ادبیات، فرهنگ و باورهای دینی اشتراک دارند. رفتوآمدهای خانوادگی، مهاجرت، تجارت و روابط اجتماعی نیز طی دههها این پیوندها را تقویت کرده است.
همین نزدیکی میتواند برای همکاری اقتصادی یک امتیاز جدی باشد. سرمایه گذاران ایرانی برای شناخت فرهنگ تجارتی افغانستان به اندازه بسیاری از سرمایهگذاران دوردست با موانع زبانی و اجتماعی روبهرو نیستند. در مقابل، تاجران افغانستان نیز شناخت نسبتا خوبی از بازار، تولیدات و ساختار اقتصادی ایران دارند.
همجواری جغرافیایی نیز هزینه انتقال کالا و تجهیزات را در بسیاری از مسیرها کاهش میدهد. بنادر و گذرگاههای مشترک میتوانند برای توسعه تجارت، انتقال مواد خام و صدور محصولات نهایی مورد استفاده بیشتر قرار گیرند. اهمیت ایران در اقتصاد افغانستان همین اکنون نیز قابل مشاهده است. بر اساس گزارش بانک جهانی، ایران در بخشی از سال مالی ۲۰۲۵ با سهم ۳۱.۱ درصدی، بزرگترین مبدأ واردات افغانستان بوده است.
روابط افغانستان و ایران با وجود پیوندهای عمیق تاریخی، همواره خالی از اختلاف نبوده است. موضوع حقابه هلمند، برخورد با مهاجران افغانستانی، مشکلات مرزی، محدودیتهای تجارتی و گاهی موضعگیریهای تند سیاسی، در سالهای مختلف میان دو کشور تنش ایجاد کرده است. این مشکلات واقعی هستند و نادیدهگرفتن آنها کمکی به تحکیم روابط نمیکند. اما تجربه نیز نشان داده است که اختلاف بر سر یک مسئله نباید تمام ظرفیتهای همکاری را از میان ببرد.
در فضای پرتنش منطقه، انتشار معلومات نادرست، بزرگنمایی اختلافات و استفاده سیاسی از رویدادهای مرزی میتواند به بیاعتمادی میان مردم دو کشور دامن بزند. کسانی هم ممکن است از تیرهشدن این مناسبات سود ببرند. بهترین راه جلوگیری از تخریب روابط، حل شفاف مشکلات و ایجاد اعتماد واقعی است. مسئولان افغانستان و ایران میتوانند با تقویت گفتوگوهای منظم، جلوگیری از اظهارات تحریکآمیز و رسیدگی مسئولانه به اختلافات، زمینه سوءاستفاده از تنشها را کاهش دهند.

حکیم تاجیک











