Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

روابط کابل و تهران

روابط ایران و افغانستان در این اواخر، با سفر هیئت ایرانی به کابل به ریاست عباس علی‌آبادی، وزیر نیروی این کشور، بار دیگر در کانون توجه قرار گرفت. این سفر، افزون بر گفت‌وگوهای رسمی و بررسی زمینه‌های همکاری، با امضای قراردادهای تجاری میان بخش خصوصی دو کشور و اظهاراتی درباره همبستگی ایران و افغانستان در برابر مداخلات خارجی همراه بود؛ دو موضوعی که می‌توانند در کنار یکدیگر، مسیر تازه‌ای برای تقویت روابط دوجانبه ترسیم کنند.

یکی از مهم‌ترین رویدادهای این سفر، امضای قراردادهای تجاری به ارزش حدود ۲۹ میلیارد افغانی، معادل ۴۵۰ میلیون دالر، در حاشیه پنجمین نمایشگاه ملی و بین‌المللی امام ابوحنیفه در کابل بود. این قراردادها، در صورتی که به مرحله اجرا برسند، می‌توانند زمینه افزایش مبادلات تجاری، ورود سرمایه‌های تازه و گسترش حضور شرکت‌های ایرانی در بازار افغانستان را فراهم سازند.

اهمیت این رویداد تنها در رقم قراردادها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه پیام اصلی آن، افزایش تمایل بخش خصوصی ایران به حضور در اقتصاد افغانستان است. بازاری که با وجود دشواری‌های اقتصادی، محدودیت‌های بانکی و چالش‌های محیط کسب‌وکار، همچنان از ظرفیت‌های قابل توجهی در بخش‌های انرژی، ساختمان، زراعت، صنایع غذایی، ترانسپورت و خدمات برخوردار است.

برای تاجران و سرمایه‌گذاران، امضای قرارداد زمانی اهمیت واقعی پیدا می‌کند که از مرحله تفاهم و توافق عبور کرده و به سرمایه‌گذاری عملی، ایجاد اشتغال و تولید درآمد برسد. از همین رو، قراردادهای اخیر را باید آغاز یک روند ارزیابی کرد، نه پایان کار؛ روندی که موفقیت آن به پیگیری تعهدات، تأمین امنیت سرمایه‌گذاری و فراهم‌شدن زمینه فعالیت شفاف و قابل پیش‌بینی وابسته است.

در کنار بُعد اقتصادی، اظهارات احمدجان بلال، رئیس شرکت‌های دولتی افغانستان، در دیدار با وزیر نیرو ایران نیز اهمیت سیاسی و انسانی این سفر را برجسته ساخت. این اظهارات، با تأکید بر همدلی و ایستادگی در برابر تجاوز، نشان داد که روابط دو کشور می‌تواند فراتر از دادوستدهای اقتصادی، بر پایه پیوندهای تاریخی، فرهنگی و درک مشترک از چالش‌های منطقه‌ای نیز استوار باشد.

  • سرمایه‌گذاری؛ عبور از تردید

ورود بخش خصوصی ایران به بازار افغانستان، اگر به شکل پایدار ادامه یابد، می‌تواند یکی از تحولات مهم در روابط اقتصادی دو کشور باشد. سال‌هاست که از ظرفیت‌های مشترک ایران و افغانستان سخن گفته می‌شود؛ اما تبدیل این ظرفیت‌ها به سرمایه‌گذاری عملی، همواره با موانعی روبه‌رو بوده است. قراردادهای اخیر می‌تواند نشانه‌ای از تمایل تازه تاجران ایرانی برای عبور از مرحله تردید و حرکت به سوی حضور گسترده‌تر در بازار افغانستان باشد.

افغانستان به دلیل نیاز به توسعه زیرساخت‌ها، گسترش فعالیت‌های تولیدی، بهبود خدمات و افزایش ظرفیت‌های صنعتی، به بازاری نیاز دارد که سرمایه‌گذاران بتوانند در آن نقش مؤثری ایفا کنند. از سوی دیگر، شرکت‌های ایرانی در برخی از این بخش‌ها تجربه فنی، ظرفیت تولیدی و شناخت نسبی از شرایط منطقه دارند. پیوند این نیازها و توانایی‌ها می‌تواند زمینه همکاری‌هایی را فراهم سازد که برای هر دو طرف سودمند باشد.

نکته مهم آن است که سرمایه‌گذاری با صادرات کالا تفاوت دارد. صادرات ممکن است به فروش یک محموله و دریافت پول محدود بماند؛ اما سرمایه‌گذاری پایدار می‌تواند به ایجاد کارخانه، انتقال دانش فنی، تربیت نیروی کار، توسعه زنجیره تأمین و ایجاد فرصت‌های شغلی بینجامد. اگر بخشی از قراردادهای اخیر به همکاری‌های بلندمدت و فعالیت‌های تولیدی اختصاص یابد، آثار آن بر اقتصاد افغانستان به‌مراتب گسترده‌تر از افزایش مقطعی واردات خواهد بود.

زبان و دین مشترک، همجواری جغرافیایی و پیوندهای تاریخی، از امتیازهایی هستند که می‌توانند هزینه و دشواری همکاری‌های اقتصادی میان دو کشور را کاهش دهند. تاجران دو طرف در بسیاری از موارد می‌توانند بدون موانع زبانی جدی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، بازارهای همدیگر را بهتر بشناسند و برای حل مشکلات تجاری از مسیرهای ارتباطی نزدیک‌تر استفاده کنند. این عوامل، به‌ویژه در مراحل نخست یک سرمایه‌گذاری، اهمیت قابل توجهی دارند.

با این حال، اشتراکات فرهنگی به‌تنهایی برای تضمین موفقیت سرمایه‌گذاری کافی نیست. تاجران به امنیت حقوقی، قراردادهای قابل اجرا، نظام مالی شفاف، تسهیلات ترانسپورتی و اطمینان از انتقال پول نیاز دارند. اگر حکومت افغانستان بتواند این زمینه‌ها را تقویت کند و طرف ایرانی نیز با برنامه‌ریزی بلندمدت وارد بازار شود، قراردادهای اخیر می‌تواند نقطه آغاز یک فصل تازه در همکاری‌های اقتصادی دو کشور باشد.

  • روابط کابل و تهران؛ همدلی، فراتر از سیاست

اظهارات احمدجان بلال در دیدار با وزیر نیرو ایران، یکی از بخش‌های قابل توجه سفر هیئت ایرانی به کابل بود. او با اشاره به تجربه تاریخی افغانستان در مقابله با اشغال و مداخلات خارجی، بر ایستادگی در برابر ظلم تأکید کرد و تهاجمات آمریکا علیه ایران را فاقد توجیه دانست. این سخنان را می‌توان بازتابی از نگاه برادرانه‌ای دانست که بخشی از روابط ایران و افغانستان بر آن استوار است.

اهمیت این اظهارات در آن است که روابط دو کشور تنها در چارچوب منافع اقتصادی یا دیدارهای رسمی تعریف نمی‌شود. مردم ایران و افغانستان، با وجود تفاوت در شرایط سیاسی و تجربه‌های تاریخی، پیوندهای اجتماعی، فرهنگی و زبانی گسترده‌ای دارند. همین پیوندها می‌تواند در شرایط دشوار، زمینه همدلی و همکاری بیشتر را فراهم کند؛ مشروط بر آن‌که این همدلی به سیاست‌های عملی و روابط متوازن تبدیل شود.

از زمان آغاز جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، موضوع همکاری‌های منطقه‌ای و مسئولیت همسایگان در جلوگیری از گسترش بحران اهمیت بیشتری یافته است. در چنین شرایطی، امنیت مرزهای شرقی ایران، ادامه رفت‌وآمدهای قانونی و حفظ مسیرهای تجاری می‌تواند برای کاهش فشارهای اقتصادی و جلوگیری از آسیب بیشتر به مردم دو کشور مؤثر باشد. با این حال، درباره نقش عملی افغانستان در تأمین امنیت مرزها یا جزئیات همکاری‌های امنیتی، باید به اطلاعات مستند و موضع‌گیری‌های رسمی تکیه کرد و از تعمیم ادعاهای اثبات‌نشده پرهیز نمود.

در حوزه اقتصاد نیز ادامه مبادلات تجاری در شرایط دشوار منطقه‌ای می‌تواند پیام مهمی داشته باشد. وقتی مسیرهای تجارت با مشکل روبه‌رو می‌شوند، شرکت‌ها و بازارهای وابسته به این مبادلات آسیب می‌بینند و هزینه انتقال کالا افزایش می‌یابد. حفظ روابط اقتصادی قانونی میان ایران و افغانستان، در صورت رعایت تعهدات دو طرف و مقررات مربوط، می‌تواند به تداوم فعالیت‌های اقتصادی، تأمین نیازهای بازار و جلوگیری از اختلال بیشتر در زندگی مردم کمک کند.

  • فشارهای بیرونی؛ مانع همگرایی

تقویت روابط افغانستان و ایران در شرایطی دنبال می‌شود که رقابت‌های منطقه‌ای و مداخلات قدرت‌های بیرونی همچنان بر معادلات سیاسی و اقتصادی این منطقه تأثیر می‌گذارد. دو کشور به دلیل موقعیت جغرافیایی، پیوندهای تاریخی و اهمیت راه‌های ترانزیتی، در محیطی قرار دارند که تصمیم‌های قدرت‌های بزرگ و رقابت‌های همسایگان می‌تواند بر فرصت‌های همکاری آنان اثر بگذارد.

یکی از چالش‌های اساسی، محدودیت‌های مالی و بانکی است که می‌تواند اجرای قراردادهای تجاری میان شرکت‌های دو کشور را دشوار سازد. حتی زمانی که خریدار و فروشنده به توافق می‌رسند، مشکلات انتقال پول، بیمه، حمل‌ونقل و تسویه حساب ممکن است روند اجرای قرارداد را کند یا پرهزینه کند. در چنین وضعیتی، ارزش اسمی قراردادها به‌تنهایی معیار کافی برای سنجش موفقیت اقتصادی نیست؛ بلکه باید دید چه میزان از این توافق‌ها عملاً اجرا می‌شود.

در کنار محدودیت‌های مالی، نگرانی‌های سیاسی و امنیتی نیز می‌تواند بر تصمیم سرمایه‌گذاران اثر بگذارد. شرکت‌ها معمولاً پیش از ورود به یک بازار، خطرهای احتمالی را ارزیابی می‌کنند و در صورتی که نسبت به آینده روابط منطقه‌ای یا دوام مسیرهای تجاری اطمینان نداشته باشند، ممکن است از سرمایه‌گذاری‌های بزرگ خودداری کنند. به همین دلیل، ثبات در روابط دوجانبه و کاهش تنش‌های منطقه‌ای، برای گسترش همکاری اقتصادی ایران و افغانستان اهمیت اساسی دارد.

با این همه، تقویت همکاری‌های اقتصادی در روابط کابل و تهران می‌تواند توانایی دو کشور را برای مدیریت بخشی از این فشارها افزایش دهد. توسعه مسیرهای قانونی تجارت، سرمایه‌گذاری مشترک، همکاری در تولید و ایجاد سازوکارهای روشن برای حل اختلافات تجاری، از جمله اقداماتی است که می‌تواند وابستگی به تصمیم‌های مقطعی و فضای پرتنش منطقه‌ای را کاهش دهد. هدف نباید شکل‌دادن به روابطی بر ضد کشور دیگر باشد؛ بلکه باید ایجاد همکاری‌هایی باشد که منافع مشروع ایران و افغانستان را تأمین کند و در برابر تغییرات سیاسی، از استحکام بیشتری برخوردار باشد.

روابط کابل و تهران
سفر هیئت ایرانی به افغانستان به ریاست عباس علی‌آبادی وزیر نیروی ایران، در راستای بهبود روابط کابل و تهران
  • جمع‌بندی؛ از توافق تا عمل

سفر هیئت ایرانی به کابل را می‌توان از دو زاویه مهم بررسی کرد: نخست، فرصت گسترش روابط اقتصادی با تکیه بر ظرفیت‌های بخش خصوصی؛ و دوم، اهمیت همدلی سیاسی و اجتماعی در شرایطی که منطقه با تنش‌ها و بحران‌های متعدد روبه‌رو است. قراردادهای تجاری به ارزش حدود ۴۵۰ میلیون دالر و اظهارات احمدجان بلال، هر دو نشان می‌دهند که روابط ایران و افغانستان ظرفیت‌هایی فراتر از مناسبات معمول همسایگی دارد.

با این حال، اهمیت اصلی این سفر در نتایجی مشخص خواهد شد که در ماه‌های آینده به دست می‌آید. اگر قراردادها اجرا شوند، سرمایه‌گذاری‌ها به فعالیت‌های واقعی برسند و شرکت‌های دو کشور بتوانند همکاری‌های خود را گسترش دهند، این سفر به یک رویداد اثرگذار اقتصادی تبدیل خواهد شد. در غیر آن، خطر آن وجود دارد که بخشی از ظرفیت‌های مطرح‌شده در سطح تفاهم‌نامه‌ها و اعلام مواضع باقی بماند.

برای رسیدن به نتیجه مطلوب، بخش خصوصی دو کشور باید از قراردادهای کوتاه‌مدت فراتر برود و زمینه همکاری‌های مشترک در تولید، انرژی، زراعت، ساختمان، ترانسپورت و خدمات را بررسی کند. ایجاد شرکت‌های مشترک، انتقال دانش فنی و تربیت نیروی کار متخصص می‌تواند منافع این همکاری را از سطح تجارت روزمره به توسعه اقتصادی پایدار ارتقا دهد. هم‌زمان، نهادهای مسئول باید روند اجرای قراردادها را تسهیل کنند و موانع اداری، مالی و ترانسپورتی را تا حد ممکن کاهش دهند.

در عرصه سیاسی نیز حفظ احترام متقابل، پرهیز از مداخله در امور داخلی یکدیگر و گسترش همکاری‌های قانونی و مسئولانه می‌تواند به استحکام روابط کمک کند. اظهارات احمدجان بلال، صرف‌نظر از برداشت‌های سیاسی مختلف، یادآور این نکته است که پیوندهای تاریخی و انسانی دو ملت همچنان می‌تواند زمینه گفت‌وگو و همدلی را فراهم سازد. تبدیل این همدلی به همکاری‌های عملی، نیازمند تداوم تماس‌ها و تصمیم‌هایی است که منافع مردم هر دو کشور را در نظر بگیرد.

در نهایت، دیپلماسی اقتصادی زمانی موفق خواهد بود که از سطح دیدارهای رسمی و ارقام اعلام‌شده عبور کند و به بهبود زندگی مردم بینجامد. ایران و افغانستان برای بهره‌گیری از فرصت‌های مشترک، به اعتماد متقابل، برنامه‌ریزی واقع‌بینانه و اراده‌ای پایدار نیاز دارند. اگر این سه عنصر در کنار ظرفیت‌های جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی دو کشور قرار گیرد، سفر اخیر می‌تواند نه یک رویداد مقطعی، بلکه آغاز مسیری تازه برای گسترش تجارت، جذب سرمایه و تقویت روابط کابل و تهران باشد.

مجتبی همت

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13524

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *