Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

مشاهد حسین سیّد، سیاست‌مدار باسابقه پاکستانی، روزنامه‌نگار و وزیر اطلاعات پیشین دولت نواز شریف، در یکی از تازه‌ترین مصاحبه‌های خود در برنامه دیجیتال «KHANCAST» جمله‌ای بر زبان راند که به‌سادگی نمی‌توان از کنار آن گذشت؛ به گفته او، سازمان استخبارات نظامی پاکستان (آی‌اس‌آی) با بودجه‌ای در حدود ۲.۱ میلیارد دالر از سوی سیا، حدود یک‌صد هزار مجاهد افغان و بیست هزار داوطلب عرب از جمله اسامه بن‌لادن و ایمن الظواهری را در دوران جهاد افغانستان آموزش داده است.

این جملات از زبان یک فرد عادی صادر نشده؛ از دهان کسی بیرون آمده که سال‌ها در قلب دستگاه امنیتی و سیاسی پاکستان حضور داشته است. وقتی معمار یک پروژه، به‌جای انکار، از جزئیات ساخت آن سخن می‌گوید، آنچه رخ می‌دهد دیگر «اتهام» نیست؛ «اعتراف» است. اعترافی که شاید برای بسیاری از افغان‌ها که سال‌هاست طعم تلخ صادرات این پروژه را چشیده‌اند، تازگی نداشته باشد، اما برای نظم گفتمانی جهانی که همچنان افغانستان را در کانون اتهام تروریسم نگه داشته، می‌تواند یک نقطه عطف باشد.

اکنون این پرسش اساسی مطرح است؛ اگر مهندسان اصلی القاعده در دامان نهادهای رسمی پاکستان و به دستور سیا پرورش یافتند، پس چرا این کشور هنوز خود را «قربانی تروریسم» می‌نامد و انگشت اتهام را به‌سوی افغانستان دراز می‌کند؟ این مقاله می‌کوشد به همین پرسش پاسخ دهد.

  • اعترافات سناتور مشاهد حسین؛ یک سند تاریخی

آنچه مشاهد حسین گفته، در خلأ شکل نگرفته است. او این اظهارات را در جایگاه سناتور پیشین و کسی که در دوران نخست‌وزیری نواز شریف مسئولیت وزارت اطلاعات را برعهده داشت، بیان کرده؛ یعنی فردی که از پستوی تصمیم‌گیری‌های امنیتی پاکستان بی‌اطلاع نبوده است.

بخش نخست گفته‌های او -آموزش ده‌ها هزار مجاهد افغان با پول و سلاح غربی طی دهه ۱۹۸۰- سال‌هاست در اسناد تاریخی و پژوهش‌های غربی مستند شده و چیز تازه‌ای نیست؛ آنچه تازگی دارد، تصریح مستقیم یک مقام ارشد پیشین پاکستانی به این نکته است که بن‌لادن و الظواهری، دو چهره‌ای که بعدها به نمادهای اصلی تروریسم جهانی بدل شدند، بخشی از همین برنامه آموزشی بودند که به گفته او با دستور و بودجه سیا اجرا می‌شد.

این گفته را نباید یک لغزش زبانی یا اظهارنظر شخصی تلقی کرد. سال‌هاست پژوهشگران و روزنامه‌نگاران غربی به پیوند میان بن‌لادن، شبکه‌های تأمین مالی مجاهدین عرب و زیرساخت‌هایی که با میانجی‌گری آی‌اس‌آی شکل گرفت اشاره کرده‌اند؛ نمونه بارز آن، سازمان «مکتب الخدمات» است که بن‌لادن و عبدالله عزام آن را در پاکستان پایه‌گذاری کردند و بعدها هسته اولیه القاعده از دل همان شبکه بیرون آمد.

از همین‌رو، سخنان مشاهد حسین را می‌توان به‌مثابه سندی غیررسمی اما معتبر از سیاست کلان اسلام‌آباد در دهه هشتاد میلادی خواند؛ پرورش نیرویی که قرار بود ابزار جنگ نیابتی علیه شوروی باشد، اما در نهایت به فرزندی سرکش برای همان دستگاهی بدل شد که آن را ساخته بود.

  • پاکستان، پیمانکار کارهای کثیف

اگر بپذیریم که آموزش بن‌لادن و الظواهری در چارچوب برنامه‌ای با حمایت سیا و از مسیر آی‌اس‌آی صورت گرفته، آنگاه باید پاکستان را نه یک «قربانی» یا حتی صرفاً یک «متحد»، بلکه یک «پیمانکار» در نظر گرفت؛ کشوری که کارهای کثیف سرویس‌های اطلاعاتی غربی، به‌ویژه سیا، را در منطقه انجام می‌دهد. کمپ‌های نظامی در خاک پاکستان، به‌ویژه در نواحی مرزی و اطراف پیشاور، محل تجمع، آموزش نظامی و ایدئولوژیک هزاران داوطلب عرب بوده و می‌باشد؛ همان کمپ‌هایی که بن‌لادن در آن‌ها نه‌فقط آموزش دید، بلکه شبکه مالی و سازمانی خود را نیز گسترش داد.

نکته‌ای که این پیوند را از یک واقعه تاریخیِ بسته‌شده به یک الگوی راهبردی تبدیل می‌کند، سرنوشت بعدی بن‌لادن است. او پس از پایان جهاد افغانستان و حتی پس از حملات یازده سپتمبر، سال‌ها در ابیت‌آباد، در نزدیکی مرکز آموزش نظامی «کاکول» و در فاصله‌ای کوتاه از پایتخت نظامی پاکستان، زندگی مخفیانه‌ای داشت؛ مکانی که به لحاظ امنیتی از حساس‌ترین نقاط کشور به شمار می‌رفت.

کمیسیون تحقیقی که دولت پاکستان پس از عملیات آمریکایی سال ۲۰۱۱ تشکیل داد، در نهایت رسماً از «بی‌کفایتی و غفلت فاحش» در تمام سطوح نظام امنیتی این کشور برای شناسایی حضور بن‌لادن سخن گفت؛ گزارشی که خود همین مشاهد حسین، در آن زمان به‌عنوان رئیس کمیته دفاعی سنای پاکستان، آن را نگران‌کننده توصیف کرد و خواستار اصلاحات درونی در نهادهای امنیتی این کشور شد.

اما پرسشی که آن گزارش هرگز به‌طور کامل پاسخ نداد این بود که چگونه ممکن است اسامه بن‌لادن، سال‌ها در سایه دستگاه امنیتی-نظامی یک کشور زندگی کند، بی‌آنکه رد پایی از آگاهی یا حتی همکاری نهادی برجای بماند؟ زنجیره‌ای که از کمپ‌های آموزشی دهه هشتاد تا اقامتگاه ابیت‌آباد امتداد می‌یابد، تصویری یکدست از یک مهره باارزش را ترسیم می‌کند؛ مهره‌ای که حتی پس از تبدیل‌شدن به دشمن رسمی واشنگتن، همچنان در پناه همان دستگاهی باقی ماند که روزی او را پرورش داده بود.

  • پاکستان بهشت تروریسم است، نه قربانی آن

روایت رسمی اسلام‌آباد طی سال‌های اخیر این بوده که پاکستان خود «قربانی تروریسم» است و افغانستان را میزبان و پناهگاه ده‌ها گروه مسلح، معرفی می‌کند. اما واقعیت تاریخی، تصویری وارونه از این ادعا به دست می‌دهد. کشوری که در دهه هشتاد میزبان بزرگ‌ترین برنامه آموزش نظامی-ایدئولوژیک نیروهای افراطی منطقه بوده، در دهه‌های بعد نیز همچنان زیستگاه، پناهگاه و گاه حتی حامی طیف گسترده‌ای از گروه‌های شبه‌نظامی باقی مانده است.

جالب آنکه هم‌زمان با انتشار اظهارات مشاهد حسین، حساب‌های کاربری وابسته به نهادهای رسمی و نظامی پاکستان و همچنین چهره‌های نزدیک به استبلیشمنت این کشور، تلاش گسترده‌ای برای کم‌رنگ‌کردن یا رد این سخنان آغاز کرده‌اند؛ واکنشی که خود بازتاب همان الگوی همیشگی است: انکار نقش رسمی، حتی آنگاه که این نقش از زبان یکی از اعضای ارشد همان نظام بیان می‌شود. این تناقض میان اعتراف درونی و انکار بیرونی، دقیقاً همان شکافی است که پرونده پاکستان را از یک «قربانی ساده» به یک «کارگزار تاریخی تروریسم منطقه‌ای» تبدیل می‌کند.

اکنون که آتش تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) و گروه‌هایی مانند «اتحاد المجاهدین پاکستان» در داخل خاک این کشور شعله‌ور شده، آنچه شاهد آن هستیم چیزی جز بازگشت بوم‌رنگ همان سیاستی نیست که مشاهد حسین به آن اعتراف کرد. نیرویی که روزگاری برای جنگ نیابتی به دستور سیا و با سرمایه‌گذاری مشترک آمریکا و عربستان پرورانده شد، اکنون سلاح خود را به‌سوی سازندگانش چرخانده است.

این ماجرا یادآور یک قاعده تلخ در تاریخ جنگ‌های نیابتی است: کشوری که برای منافع دیگران بذر افراط‌گرایی می‌کارد، دیر یا زود باید محصول همان کشت را در خانه خود درو کند. پاکستان دهه‌هاست نقش پیمانکار امنیتی قدرت‌های بزرگ را بازی کرده و اکنون در سایه همان بازی، از درون می‌سوزد؛ در حالی که همچنان می‌کوشد بار این آتش را بر دوش همسایه‌ای بیندازد که خود قربانی اصلی صادرات تروریسمی بوده که از کمپ‌های خاک پاکستان آغاز شده است.

مشاهد حسین
اعتراف مشاهد حسین: آی اس آی با حمایت سیا، بن‌لادن را پرورش داد!

بسم الله ختک

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13261

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *