کابل و ریاض
دو دهه جنگ در افغانستان و یک دهه جنگ در یمن را نمیتوان صرفاً در منازعات محلی، قبیلهای یا بنیادگرایی فروکاست. سرچشمهی اصلی بحرانها، خودِ «ایدهی دولتسازیِ وارداتی» تحت سیطرهی غرب است. این ایده، ظرفیتِ زیستِ بومی و تابآوری در برابرِ طوفانهای تاریخی را ندارد. بیش از دو دهه جنگ و تباهی در افغانستان و یک دهه ویرانی در یمن، نمودِ بارزِ تناقضات درونیِ همین ایدهی ناپایدار است. هر نوع پروژهی دولتسازی یا ائتلافسازی که ریشه در خاک و باورِ مردم نداشته باشد و بر شانههای دالرهای خارجی و لیستهای کاغذی استوار گردد، سرانجام در تناقضات درونیِ خود و در باتلاقِ «فساد» فرو میپاشد.
درکِ عمیقِ این موازیِ تاریخی، تنها یک کنجکاویِ آکادمیک نیست، بلکه کلیدِ رمزگشایی از تحولاتِ ژئوپلیتیکِ منطقه است. بنابراین، پرسش اساسی این است که چرا و چگونه عربستان سعودی و نیروهای تحت حمایتِ آن در یمن، در برابر انصارالله دچار شکستِ استراتژیک شدهاند و این الگویِ شکست، چه شباهتِ ساختاری و دردناکی با فروپاشیِ نظام جمهوریت در افغانستان در برابرِ طالبان دارد؟
همپوشانیِ هژمونی؛ از «کابلِ دیروز» تا «ریاضِ امروز» در سایهی غرب
نظام جمهوریت در افغانستان (۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱)، بیش از آنکه یک نهادِ ملی و ریشهدار باشد، بازتابی از پروژهی ژئوپلیتیکِ غرب در قلبِ آسیا بود. این نظام، کاملاً زیر سلطه و سیطرهی آمریکا و متحدانش قرار داشت. در آن دوران، طالبان به عنوانِ دشمنِ سرسختِ این هژمونی، با تمامِ وجود در برابرِ ماشینِ جنگیِ ناتو و مزدورانِ غرب جنگیدند و ایستادگی کردند.
این الگو، امروز در یمن تکرار میشود. عربستان سعودی در حال حاضر تحت سیطرهی سیاسی، نظامی و تسلیحاتیِ آمریکا و غرب است و جنگِ یمن را به عنوانِ بازویِ منطقهایِ این هژمونی پیش میبرد. همانگونه که طالبان در گذشته در برابرِ این محور، مقاومت کرد، انصارالله یمن نیز امروز با تمامِ توان و ظرفیتِ بومیِ خود، در برابرِ ائتلافِ تحت رهبری عربستان و پشتیبانیِ آشکار و پنهانِ غرب میجنگد. در هر دو جبهه، جنگ تنها نبردِ تفنگها نبود، بلکه نبردِ «استقلالِ اراده» در برابرِ «وابستگیِ مطلق» است.
ارتشهای خیالی، شکستهای واقعی؛ از کابل تا یمن
یکی از تلخترین و گویاترین شباهتها میان نظام جمهوریت در افغانستان و نیروهای همسو با عربستان سعودی در یمن، پدیده «سربازان خیالی» و فساد گستردهای است که ساختارهای نظامی را از درون تهی میکند. در هر دو مورد، نام سربازان و ارقام نظامی به ابزاری برای غارت منابع مالی، فریب حامیان خارجی و ثروتمندشدن فرماندهان و قومندانان تبدیل شده است؛ فسادی که در ظاهر ارتش میسازد، اما در واقع پایههای دفاعی آن را میپوساند.
در دوران جمهوریت در افغانستان، هزاران نفر در فهرست معاشات ثبت شده بودند، در حالی که در میدان جنگ حضور نداشتند و اساساً وجود خارجی نداشتند. فرماندهان فاسد، معاش این افراد خیالی را دریافت میکردند و هزینه این فساد از جیب مردم وکمکهای بینالمللی پرداخت میشد. این دزدی سازمانیافته، تنها یک تخلف مالی نبود؛ بلکه توان واقعی نیروهای امنیتی افغانستان را پنهان میکرد و میان شمار سربازان ثبتشده و نیروهای حاضر در میدان، فاصلهای خطرناک به وجود آورده بود.
همین الگوی فساد، با تفاوتهایی در ساختار و شرایط جنگ، در میان شماری از نیروهای همسو با عربستان سعودی در یمن نیز مطرح شده است. در میان این نیروها نیز گزارشهایی درباره پرداخت معاش برای سربازان خیالی، ثبت نیروهای غیرواقعی و سوءاستفاده از منابع مالی و نظامی وجود دارد.
خلاصه اینکه از «سربازان خیالی» در فهرستهای نظامی کابل تا فساد در میان نیروهای همسو با ریاض در یمن، یک واقعیت تلخ برجسته میشود: ارتشی که با ارقام جعلی، معاشهای دزدیدهشده و فرماندهان فاسد ساخته شود، ممکن است در اسناد قدرتمند باشد، اما در میدان نبرد با نخستین آزمون جدی، ضعفهای پنهانش آشکار میشود. فساد، پیش از آنکه ارتش را در برابر دشمن شکست دهد، آن را از درون تهی میکند.
صلابتِ ایمان و ارادهها؛ پیروزی چپلق پوشان از افغانستان تا یمن
در سویِ دیگرِ این معادله، حقیقتی درخشان و انکارناپذیر قرار دارد: سادگی، ایمان، تقوا و عدمِ تسلیمپذیری. طالبان در افغانستانِ گذشته، در حالی که تحتِ شدیدترین تحریمها و حملاتِ هوایی قرار داشتند، با سادهزیستی مطلق، تقوا و انگیزهی عمیقِ دینی جنگیدند. آنها به تجملاتِ دنیوی و معاشهای دالری بیاعتنا بودند و سرانجام، پس از دو دهه ایستادگی، پیروزِ میدان گردیدند و کابل را بدونِ شلیکِ یک گلوله به دست گرفتند.
این دقیقاً همان الگویی است که انصارالله یمن امروز به نمایش میگذارد. انصارالله، در حالی که با بزرگترین بحرانِ بشریِ قرن و محاصرهی ظالمانهی هوایی، زمینی و دریاییِ عربستان مواجه است، نه تنها نشکسته، بلکه با همان «چپلقهای خاکی» و شکمهای گرسنه، بر زرهپوشهای پیشرفتهی نیروهای فاسدِ تحت حمایتِ ریاض غلبه کرده است.
مردانی که با ایمان و تقوا میجنگند، خلأهای لجستیکی را پر میکنند و روحیهی سلحشوری را جایگزینِ ترس از مرگ میسازند. آنها امروز ثابت میکنند که وقتی ایمان با عملِ جهادی و سادهزیستی پیوند میخورد، هیچ ابرقدرتی و هیچ ارتشِ کاغذیِ فاسدی توانِ متوقف کردنِ آن را نخواهد داشت. انصارالله نیز اکنون به عنوانِ پیروزِ بیچونوچرایِ این نبردِ نابرابر در میدان حضور دارد.
تاریخ قضاوت خواهد کرد که پروژههای دولتسازی و ائتلافسازیِ وارداتی، چه در کابل و چه در یمن، از همان ابتدا محکوم به شکست بودهاند. مشکل از همان ابتدا در ایدهای نهفته بود که ظرفیتِ دولتسازیِ واقعی را نداشت و تنها بر پایهی فساد، توهم، دزدی از بیتالمال و وابستگی استوار گردید.
پیروزیِ نهایی همواره از آنِ کسانی است که با وجودِ گرسنگی و محاصره، بر سرِ باورهای خود ایستادهاند و سرابِ ثروت و قدرتِ غربی را با حقیقتِ ایمان، تقوا و مقاومت در هم شکستهاند. فساد، هر ارتشی را از درون میخورد؛ اما ایمان، حتی گرسنهترین مردان را به فاتحانِ تاریخ تبدیل میکند.

بسم الله ختک











