Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

دوسیه‌ی جفری اپستین، میلیاردر آمریکایی و مجرم جنسی، نه تنها یک رسوایی شخصی بلکه یک آینه برای فهم ساختارهای قدرت و اخلاق در غرب معاصر است. این دوسیه، با تمام پیچیدگی‌های مالی، سیاسی و رسانه‌ای اش، نشان می‌دهد که چگونه شبکه‌های نفوذ و ثروت می‌توانند عدالت و حقوق انسانی را به حاشیه برانند. اپستین، که خود می‌گفت «من یک آینه دارم» و با این جمله بر تناقض اخلاق و قدرت خیره‌کننده غرب تأکید می‌کرد، نمادی از سیستمی است که در آن قدرت، قانون و رسانه به خدمت حفظ مجرمان در می‌آیند، نه دفاع از قربانیان.

این تجربه، برای مردمی که سال‌ها در سایه مداخلات خارجی زیسته‌اند ـ از افغانستان تا غزه ـ فقط یک خبر جنایی نیست؛ بلکه کلیدی برای درک منطق تمدنی و اخلاقی جهانی است. اگر چنین رویدادی در جهان اسلام رخ می‌داد، بدون شک واکنش رسانه‌ها و نخبگان غربی حکم به ویرانی گسترده صادر می‌کرد. اما در دوسیه‌ی اپستین، سکوت و مماشات اولیه رسانه‌ها و سیستم قضایی، نشان می‌دهد که معیارهای اخلاق و عدالت در غرب تابع قدرت و ثروت است. پرسش اساسی که این مقاله در صدد پاسخ به آن است این است که آیادوسیه‌ی اپستین صرفاً یک انحراف فردی است یا نمادی از یک سیستم تمدنی که در آن اخلاق، انسانیت و ارزش‌های انسانی، قربانی قدرت و ثروت می‌شود، میباشد؟

  • اپستین و شبکه بهره‌کشی؛ بازتابی از تناقض اخلاق غرب

جفری اپستین با دارایی بیش از ۵۰۰ میلیون دالر، شبکه‌ای گسترده از سوءاستفاده جنسی از دختران نوجوان ایجاد کرده بود که بسیاری از قربانیان زیر 13 و 14 سال بودند. جزیره خصوصی او، «لیتل سنت جیمز» در کارائیب، به مرکز میزبانی نخبگان سیاسی و اقتصادی جهان تبدیل شده بود؛ از بیل کلینتون و بیل گیتس تا پرنس اندرو که ترامپ در مرکز آنها قرار داشت. این افراد، هرچند برخی از آنها رسماً دستگیر یا محاکمه نشدند، به شکل غیرمستقیم از شبکه سوءاستفاده حمایت کردند یا دست کم چشم بر آن بستند.

سیستم قضایی آمریکا در این دوسیه شگفت‌آور عمل کرد؛ اپستین در سال ۲۰۰۸ فقط ۱۳ ماه حبس داشت و حتی اجازه خروج روزانه از زندان را پیدا کرده بود. این موارد نشان می‌دهد که در عمل، حقوق فردی و عدالت برای جانیان و جنایت کاران محفوظ و برای قربانیان به حاشیه رانده می‌شود. فیلسوفان غربی مانند جان لاک بر حقوق فردی تأکید دارند، اما در عمل این حقوق انتخابی اجرا می‌شوند و کودکان قربانی، هیچ جایگاهی در این سیستم ندارند.

در مقایسه، اخلاق اسلامی به وضوح بهره‌کشی جنسی و سوءاستفاده از کودکان را حرام می‌داند. در قرآن کریم، آیه ۳۲ سوره مائده می‌گوید: «کسی که یک نفر را بی‌گناه بکشد، گویی همه انسان‌ها را کشته است». این نگاه، نشان‌دهنده تفاوت بنیادین بین دیدگاه غرب مدرن و نگاه الهی است: در غرب، اخلاق ابزار قدرت می‌شود؛ در اسلام، اخلاق تعهدی است به کرامت انسانی و عدالت الهی.

  • قدرت سیاسی و مصونیت جنایت‌کاران؛ اپستین به عنوان نمونه تمدنی

دوسیه اپستین تنها محدود به مسائل جنسی نیست؛ ارتباطات او با سیاست‌مداران برجسته، به ویژه دونالد ترامپ، بیل کلینتون و پرنس اندرو، نشان می‌دهد که قدرت سیاسی چگونه می‌تواند عدالت را به عقب براند. ترامپ، که اکنون رهبری قدرتمندترین نظام جهان را بر عهده دارد، سابقه ملاقات‌ها و رفت و آمدهای نزدیک با اپستین و حضور در جزیره او را دارد و برخی اسناد حاکی از نقض حقوق و سوءاستفاده‌های جنسی او را دارد.

این شبکه روابط نخبگان (جنایت کاران)، باعث شده بود اپستین حتی پس از محکومیت اولیه، فعالیت خود را ادامه دهد. او نه تنها در جزیرهخصوصی‌اش آزاد بود، بلکه از روابط با نهادهای امنیتی مانند FBI و CIA بهره می‌برد تا از پیگرد قانونی فرار کند. این وضعیت، بازتاب سیستمی است که در آن قدرت سیاسی و ثروت، مرزهای اخلاق را تعیین می‌کنند و عدالت را برای قربانیان به تعویق می‌اندازند.

در مقابل، در تاریخ اسلام، سران همچون پیامبر اسلام (ص) و خلیفای کرام حتی در جنگ، کودکان و زنان را مصون نگه می‌داشتند. رهبرانی اسلامی نیز در طول تاریخ بر رعایت اخلاق اسلامی و دوری از خشونت علیه غیرنظامیان تأکید داشتند. این مقایسه نشان می‌دهد که غرب، خشونت و بهره‌کشی را سیستماتیک می‌کند، در حالی که تمدن اسلامی، آن را محدود به دفاع مشروع و عدالت می‌داند.

  • رسانه‌ها و سکوت سازمان‌یافته؛ فریب آینه عمومی

یکی از ابعاد مهم دوسیه‌ی اپستین، نقش رسانه‌هاست. رسانه‌های غربی از جمله نیویورک تایمز، ABC  نیوز و واشنگتن پست، سال‌ها این داستان را مخفی کردند یا تحریف نمودند.  ای بی سی نیوز حتی مصاحبه‌ای با یکی از قربانیان را در ۲۰۱۵ پخش نکرد تا روابطش با اپستین حفظ شود. افشای این دوسیه، تنها زمانی صورت گرفت که رسوایی آن بعد از این، غیر قابل کتمان و پنهان بود.

این سکوت سازمان‌یافته، نشان‌دهنده اخلاق رسانه‌ای غربی است که تحت سلطه قدرت و سرمایه، حقیقت را قربانی می‌کند. فیلسوفان غربی مانند جان استوارت میل آزادی بیان را ارزشمند می‌دانند، اما وقتی رسانه‌ها متعلق به میلیاردرهایی مانند جف بزوس استند، آزادی بیان انتخابی می‌شود و حقیقت قربانی سیاست‌های مالی و نفوذ نخبگان می‌گردد.

در اسلام، اخلاق اطلاع‌رسانی بر پایه صداقت و شفافیت است. آیه ۱۱۹ سوره بقره می‌گوید: «ای کسانی که ایمان آوردید، از خدا بترسید و با راستگویان باشید». شوراهای علما در جوامع سنتی اسلامی، اخبار را بر پایه شواهد و عدالت منتشر می‌کردند، نه بر اساس سود سیاسی یا مالی.

  • بحران تمدنی غرب و درس‌هایی برای جهان اسلام

مرگ مشکوک اپستین در زندان در سال ۲۰۱۹، با وجود گزارش طب عدلی که ناسازگاری خودکشی با شکستن گردن او را نشان می‌دهد، بحران سیستم قضایی غرب را عریان کرد. دوسیه‌ی اپستین، از جزایر خصوصی تا روابط با نخبگان سیاسی، نشان می‌دهد که تمدن غربی چگونه اخلاق را قربانی قدرت و ثروت می‌کند.

این بحران، پیامد طبیعی اومانیسم سکولار است؛ انسان بدون خدا محور جهان می‌شود و ارزش‌های الهی و اخلاقی به ابزار قدرت بدل می‌گردد. نتیجه، نرخ بالای خودکشی، خشونت سیستماتیک علیه غیرنظامیان و نادیده گرفتن کودکان قربانی در مناطق اشغال‌شده مانند غزه است.

در مقابل، تمدن اسلامی با تأکید بر توحید و عدالت، ارزش‌های انسانی و کرامت کودک و زن را در تمامی شرایط حفظ می‌کند. حتی در جنگ‌ها، مانند دوران صلاح‌الدین ایوبی، اسیران با کرامت آزاد می‌شدند. قوانین اسلامی در افغانستان و جهان اسلام، بهره‌کشی جنسی و ظلم علیه کودکان را با مجازات‌های سنگین دنبال می‌کنند، برخلاف آنچه در دوسیه‌ی اپستین مشاهده شد.

پرسشی که این تجربه طرح می‌کند این است: اگر غرب نمی‌تواند از کودکان خود محافظت کند، چگونه مدعی اخلاق و حقوق بشر در سراسر جهان است؟ دوسیه‌ی اپستین پاسخ تلخی به این سؤال می‌دهد و نشان می‌دهد که بازگشت به ارزش‌های الهی و تمدنی، نه تقلید از غرب، بلکه کلید بازسازی عدالت و اخلاق در جهان امروز است.

اپستین
دوسیه‌ی اپستین، از جزایر خصوصی تا روابط با نخبگان سیاسی، نشان می‌دهد که تمدن غربی چگونه اخلاق را قربانی قدرت و ثروت می‌کند.
  • جمع‌بندی

دوسیه‌ی اپستین، نمونه‌ای زنده از بحران تمدنی و اخلاقی غرب است که در آن قدرت و ثروت، عدالت و حقوق انسانی را به حاشیه رانده‌اند. این دوسیه، با تمام شبکه‌های سوءاستفاده جنسی، روابط سیاسی و سکوت رسانه‌ای، نشان می‌دهد که غرب چگونه اخلاق را ابزاری برای حفظ نخبگان می‌کند.

نگاه تمدنی و اسلامی اما مسیر دیگری نشان می‌دهد: اخلاق به‌عنوان تعهدی الهی، عدالت و کرامت انسانی را محور قرار می‌دهد و خشونت و بهره‌کشی را محدود می‌کند. برای جهان اسلام، به ویژه کشورهایی مانند افغانستان که سال‌ها زیر سایه اشغال و فشارهای خارجی بوده‌اند، این آگاهی، کلید بازسازی تمدنی و ایجاد جامعه‌ای عادلانه و پایدار است. دوسیه‌ی اپستین، نه تنها برای امروز، بلکه برای نسل‌های آینده، درسی از تقابل قدرت، اخلاق و عدالت است و فراخوانی برای جهانی که در آن انسانیت محور همه تصمیم‌ها باشد.

بسم الله ختک

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=10966

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *