Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

ایران و حزب‌ الله

در تحلیل روابط بین‌الملل و چالش‌های بزرگ ژئوپولتیک، بسیاری از نظریه‌پردازان سیاست بین‌الملل به‌ویژه از دیدگاه‌های رئالیسم و لیبرالیسم، به کنش‌های قدرت در سطح جهانی و تلاش‌های کشورها برای ایجاد ائتلاف‌های بین‌المللی اشاره دارند. رئالیست‌ها معتقدند که در نظام بین‌الملل، کشورها به‌دنبال حفظ و گسترش منافع خود هستند و در این مسیر، از سیاست‌های اقتدارگرایانه و هم‌پیمانی‌های نظامی برای تحقق اهداف‌شان استفاده می‌کنند. در مقابل، لیبرال‌ها بر اهمیت نهادهای بین‌المللی، دیپلماسی و همکاری‌های چندجانبه تأکید دارند.

یکی از نمونه‌های تاریخی که می‌تواند به‌عنوان الگو در این زمینه بررسی شود، تلاش‌های آمریکا در دوران جنگ سرد برای ایجاد ائتلاف‌های ضدکمونیستی و ایجاد تفرقه بین بلوک‌های شرق و غرب است. در آن دوران، آمریکا با استفاده از ابزارهای مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی، سعی داشت که اتحاد کشورهای بلوک شرق تحت رهبری اتحاد جماهیر شوروی را دچار شکاف و اختلاف کند. این استراتژی در بسیاری از مواقع با شکست مواجه شد، به‌ویژه در جبهه‌های آسیایی و خاورمیانه. اکنون نیز، آمریکا در تلاش است تا با استفاده از ابزارهایی مشابه، جبهه مقاومت را تضعیف کند.

  • ایران و حزب‌ الله؛ تلاش‌های آمریکا برای ایجاد تفرقه در محور مقاومت

در بعد نظامی: آمریکا در سال‌های اخیر با فشارهای دیپلماتیک و نظامی، به دنبال ایجاد تفرقه در میان اعضای محور مقاومت بوده و در این راستا با چالش های جدی روبرو شده است. از جمله تلاش‌های برجسته این کشور در بعد نظامی، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- یمن، ناکامی در مهار انصارالله: حملات گسترده آمریکا و متحدانش به یمن با هدف تضعیف انصارالله انجام شد، اما زیرساخت‌های این گروه به‌طور کامل از بین نرفت و توان پاسخ‌گویی و بازدارندگی آن حفظ شد. حتی برخی رسانه‌های غربی به ناتوانی اطلاعاتی آمریکا در شناسایی اهداف اشاره کردند.

2- لبنان، تداوم قدرت حزب‌الله: با وجود فشارهای بین‌المللی برای خلع سلاح حزب‌الله و اجرای قطعنامه‌های سازمان ملل، این گروه همچنان به‌عنوان بازیگر اصلی در معادلات لبنان باقی مانده است و تلاش برای محدودسازی آن نیز به نتیجه نرسیده است.

3- عراق، حشدالشعبی و پیچیدگی معادله: فشار آمریکا برای مهار یا ادغام حشدالشعبی در ساختار رسمی دولت عراق با مقاومت‌های داخلی و پیچیدگی‌های سیاسی مواجه شده و به یک چالش حل‌نشده تبدیل شده است.

  • شکست در دیپلماسی: تحریم‌ها بدون نتیجه راهبردی

یکی از ابزارهای اصلی آمریکا، تحریم‌های اقتصادی و فشار دیپلماتیک بوده است. با این حال این تحریم‌ها نتوانستند شبکه ارتباطی محور مقاومت را قطع کنند. ایران همچنان نقش محوری خود را حفظ کرده است و گروه‌های همسو در منطقه همچنان فعال هستند. در واقع، تحریم‌ها بیشتر به یک ابزار فرسایشی تبدیل شدند تا یک ابزار تعیین‌کننده.

مذاکرات اسلام‌آباد در جنگ میان ایران و آمریکا و اسراییل از دیگر شکست های دیپلماسی آمریکاست. در این مذاکرات، هدف اصلی آمریکا این بود که با ایجاد دو جبهه مخالف، یکی ایران-آمریکا و دیگری اسرائیل-لبنان، اختلافات را بین کشورهای منطقه گسترش دهد و با ورود ایران به مذاکرات در اسلام آباد و حملات همزمان اسراییل به لبنان این شبهه در افکار عمومی ایجاد شد که ایران پشت حزب الله را خالی کرده است.

  • آیا ایران، پشت حزب الله را خالی کرده است؟

یکی از نکات مهم در این زمینه، توجه به تقسیم نقش‌ها میان ایران و حزب‌ الله لبنان است. ایران و حزب‌ الله لبنان با توافقی ضمنی، میدان‌ها و حوزه‌های نفوذ خود را تقسیم کرده‌اند. ایران که به دلیل توانمندی‌های دیپلماتیک و استراتژیک خود در عرصه بین‌المللی شناخته می‌شود، در زمینه دیپلماسی فعالیت کرده و حزب‌الله لبنان نیز که دارای قدرت نظامی و تجربه در نبردهای منطقه‌ای است، میدان را در عرصه نظامی به‌عهده گرفته است. این توافق، نه‌تنها به دو کشور کمک کرده تا در برابر فشارهای خارجی ایستادگی کنند، بلکه باعث شده تا محور مقاومت در برابر چالش‌های منطقه‌ای و جهانی به‌طور مؤثر عمل کند.

در این میان، ایالات متحده نتوانسته است با ایجاد شکاف بین این دو جبهه، اتحاد آنها را تضعیف کند. در تحلیل‌های سیاسی، استراتژی‌هایی که آمریکا در این زمینه اتخاذ کرده، تحت تاثیر نظریه‌های جنگ روانی و دیپلماسی جنگ قرار دارد. با این حال، یکی از دلایلی که این تلاش‌ها ناکام مانده، اتحاد قوی و هم‌پوشانی عملکردهای ایران و حزب‌الله است. ایران به‌طور مؤثر در زمینه دیپلماسی عمل کرده و حزب‌الله نیز با حمایت‌های نظامی خود در جبهه مقاومت حضور داشته است.

اظهارات اخیر نعیم قاسم مبنی بر سپاس گذاری و امتنان از ایران به دلیل پافشاری بر برقراری آتش بس در لبنان نیز مهر تاییدی بود بر همگرایی و اتحاد جبهه ی مقاومت در برابر امریکا و اسراییل. به عبارت دیگر، ایران و حزب‌ الله لبنان با استفاده از استراتژی هم‌پوشانی، توانستند به یک‌دیگر در عرصه‌های مختلف کمک کنند. این هم‌پوشانی موجب شد تا محور مقاومت بتواند در برابر حملات متعدد آمریکا و اسرائیل ایستادگی کند.

  • فروپاشی اعتماد عمومی و کاهش مشروعیت آمریکا و اسراییل

اسرائیل و آمریکا در مواجهه با نیروهای مقاومت با شکست‌های مکرری روبه‌رو شدند. یکی از اقدامات اسرائیل پس از شکست‌های پی‌درپی در برابر محور مقاومت، افزایش حملات به لبنان و کشتار مردم بیگناه بود.

نتایج این شکست‌ها نه تنها در میدان نبرد، بلکه در افکار عمومی جهانی نیز منعکس شد و بر مشروعیت اسرائیل و سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه تأثیر منفی گذاشت. پیتر راو مشاور هیلاری کلینتون با اشاره به عدم شکست حماس، ایران و حزب‌ الله در صفحه ی ایکس خودش در این باره نوشت: “حمایت عمومی آمریکا از اسرائیل در حال فروپاشی است. اسراییل به یک کشور منفور جهانی تبدیل شده است…”

ایران و حزب‌ الله
پروژه امریکایی-صهیونیستی برای ایجاد اختلاف در اتحاد ایران و حزب‌ الله شکست خورد
  • جمع‌بندی: چرا پروژه آمریکا شکست خورد؟

برآیند تحولات نشان می‌دهد که راهبرد آمریکا در قبال محور مقاومت با چند چالش اساسی روبه‌رو بوده است:

انسجام درونی محور مقاومت و توانایی تقسیم نقش

تغییر ساختار نظام بین‌الملل و کاهش هژمونی آمریکا

ناکامی در ایجاد ائتلاف فراگیر

محدود بودن اثرگذاری ابزارهای نظامی و تحریمی

در نتیجه، نه‌تنها پروژه ایجاد تفرقه میان ایران و متحدانش ناکام مانده، بلکه در مواردی به تقویت هماهنگی میان آنها انجامیده است.

الهام قاسمی     

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11668

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *