هشدار عطامحمد نور به مخالفان طالبان
درگیری اخیر میان نیروهای امارت اسلامی افغانستان و نیروهای جبهه آزادی در ولسوالی کامدیش نورستان، بار دیگر بحث درباره شیوه مبارزه مسلحانه مخالفان طالبان و نقش کشورهای منطقه در تحولات افغانستان را به میان آورد. گزارشها درباره این درگیری متفاوت بود؛ جبهه آزادی از عملیات خود و وارد کردن تلفات به نیروهای طالبان خبر داد، در حالی که منابع وابسته به طالبان از کشته و بازداشت شدن شماری از نیروهای مخالف سخن گفتند.
در همین فضای متناقض، عطامحمد نور، از رهبران مخالف طالبان، پیامی منتشر کرد که بخش مهمی از آن متوجه شیوه جنگ چریکی و استفاده از جوانان افغان در عملیات مسلحانه بود. عطامحمد نور بدون نام بردن از جبهه یا فرد مشخصی هشدار داد که جوانان، مهاجران و فرزندان خانوادههای نیازمند نباید با برنامههای عجولانه وارد جنگ شوند.
اهمیت این پیام در این است که انتقاد از عملکرد نیروهای مخالف طالبان اینبار نه از سوی حکومت طالبان، بلکه از سوی یکی از چهرههای باسابقه مخالف این گروه مطرح شده است. عطامحمد نور جنگ چریکی را نیازمند تجربه، دید استراتژیک و برنامهای مسئولانه و هماهنگ دانسته و درباره تبدیل شدن نیروهای افغان به ابزار قدرتهای خارجی هشدار داده است.
این سخنان در زمانی مطرح شده که جبهه آزادی در ماههای اخیر دامنه فعالیتهای خود را در مناطق مرزی افزایش داده است. این جبهه در تابستان امسال در بدخشان، بهویژه ولسوالی زیباک، از چندین عملیات علیه مواضع طالبان خبر داد؛ درگیریهایی که همزمان با ادعاهای متقابل درباره ورود نیروها از مسیر چترال پاکستان همراه بود.
به این ترتیب، حادثه کامدیش تنها یک درگیری دیگر در زنجیره نبردهای مسلحانه افغانستان نیست. این رویداد، اختلاف دیدگاه درباره این پرسش را نیز برجسته کرده است که مخالفان طالبان با چه طرحی، با چه پشتوانهای و با چه هزینهای برای مردم افغانستان به جنگ ادامه میدهند.
اختلاف در میان مخالفان طالبان آشکارتر میشود
جبهه آزادی افغانستان به رهبری یاسین ضیا در ماههای گذشته فعالیت نظامی خود را در چندین ولایت افزایش داده است. این جبهه در اواخر ماه ثور عملیات بهاری خود را در بدخشان آغاز کرد و از آن زمان دستکم از هشت حمله و درگیری در ولسوالیهای مختلف این ولایت خبر داده است.
در زیباک، جبهه آزادی در چند مرحله از درگیری با طالبان خبر داد و ادعا کرد که برخی مواضع مرزی را تصرف کرده است. در مقابل، مقامهای طالبان گفتند گروهی از افراد مسلح تلاش کردهاند از مسیر چترال پاکستان وارد بدخشان شوند. دو طرف روایتهای متفاوتی از این درگیریها ارائه کردهاند و بخشی از ادعاهای تلفات به صورت مستقل قابل تأیید نبوده است.
این سابقه اهمیت تحولات کامدیش را بیشتر میکند. نورستان و کنر نیز مانند بدخشان با مناطق مرزی پاکستان ارتباط جغرافیایی دارند و گزارشهای اخیر نشان میدهد که جبهه آزادی در ماههای گذشته فعالیت خود را در این مناطق نیز گسترش داده است. این جبهه در ماه اسد از نخستین عملیات خود در کنر خبر داده بود.
با این حال، درباره حادثه کامدیش هنوز روایت واحدی وجود ندارد. جبهه آزادی مدعی شده است که بخشهایی از کامدیش و ناری کنر را از کنترول طالبان خارج کرده، در حالی که منابع طالبان از دفع حمله و بازداشت شماری از افراد مخالف خبر دادهاند. گزارشهای مستقل نیز از ادامه درگیری و محدود بودن اطلاعات قابل راستیآزمایی درباره میزان تلفات و تغییر وضعیت کنترول حکایت دارد.
در چنین شرایطی، اختلاف میان جریانهای مخالف طالبان درباره روش مبارزه اهمیت بیشتری پیدا میکند. جبهه مقاومت ملی افغانستان در واکنش به رویداد کامدیش از جبهه آزادی حمایت کرده و رفتار طالبان با اسیران جنگی را محکوم کرده است. در سوی دیگر، پیام عطامحمد نور نشان میدهد که حتی در میان مخالفان طالبان نیز درباره هزینه انسانی و مسیر این مبارزه پرسشهایی جدی وجود دارد.
عطامحمد نور: جوانان را به کام مرگ نفرستید
پیام عطامحمد نور بیش از هر چیز بر یک موضوع متمرکز است: نباید جوانان افغان بدون برنامه روشن و ارزیابی دقیق وارد جنگ شوند. او از «برنامههای عجولانه» انتقاد کرده و از کسانی که در جنگهای چریکی تصمیم میگیرند خواسته است هزینه تصمیمهای خود را بر دوش جوانان، مهاجران و خانوادههای نیازمند نگذارند.
عطامحمد نور در بخش دیگری از پیام خود گفته است که جنگهای چریکی و گریلایی به دید استراتژیک، تجربه و برنامههای پخته، مسئولانه، متحدانه و کشورشمول نیاز دارد. این بخش از پیام او مستقیماً مسئله توانایی نظامی را با مسئله مسئولیت سیاسی و انسانی پیوند میدهد.
هرچند عطامحمد نور در پیام خود نام جبهه آزادی یا یاسین ضیا را ذکر نکرده است، زمان انتشار پیام و همزمانی آن با درگیری کامدیش باعث شده است برخی رسانهها و ناظران، مخاطب سخنان او را جریانهای مسلح مخالف طالبان بدانند. برخی گزارشها نیز مشخصاً این پیام را هشدار به جبهههای مخالف و درباره جنگ نیابتی تفسیر کردهاند. با این حال، خود نور مخاطب را بهصورت رسمی مشخص نکرده است.
بخش حساستر پیام عطامحمد نور به موضوع وابستگی خارجی مربوط میشود. او میگوید آزادی افغانستان باید از «اراده محکم، مستقل و اقدام جسورانه خود مردم» عبور کند، نه از تبدیل شدن به «نیروی نیابتی و پیادهنظام قدرتهای خارجی». این سخنان، بحث قدیمی درباره نقش کشورهای منطقه در جنگ افغانستان را دوباره در مرکز توجه قرار داده است.
عطامحمد نور در پایان نیز تأکید کرده است که این موضعگیری را حاصل ۴۵ سال جنگ و مبارزه خود میداند، نه مخالفتی بیاساس با مخاطبانش. در واقع، پیام او بیش از آنکه صرفاً یک واکنش به یک عملیات مشخص باشد، هشدار درباره هزینههای انسانی و سیاسی ادامه جنگ مسلحانه بدون یک طرح مستقل و گسترده است.
تغییر مسیر جبهه آزادی چه معنایی دارد؟
تحرکات جبهه آزادی در بدخشان یکی از مهمترین زمینههای تحول اخیر است. این جبهه در ماههای گذشته بارها از درگیری در زیباک خبر داد و در مقابل، طالبان مدعی شدند که برخی نیروهای مخالف از مسیر چترال پاکستان وارد منطقه شدهاند. این ادعا از سوی جبهه آزادی رد شده است. زیباک از نظر جغرافیایی اهمیت ویژه دارد؛ این ولسوالی با چترال پاکستان مرز دارد و درگیریها در مناطق نزدیک به مرز رخ داده است.
اکنون تمرکز گزارشها بر نورستان و کنر نیز قرار گرفته است. جبهه آزادی از عملیات در کامدیش نورستان و ناری کنر خبر داده و منابع محلی از ادامه درگیری در این مناطق سخن گفتهاند. به این ترتیب، محور فعالیت این گروه در مناطق کوهستانی و مرزی شرق و شمالشرق افغانستان گستردهتر به نظر میرسد؛ هرچند میزان حضور و کنترول واقعی این جبهه در این مناطق بهصورت مستقل قابل سنجش نیست.
موضوع پاکستان در این میان حساستر است. طالبان در موارد مختلف مخالفان مسلح خود را به ارتباط با پاکستان متهم کردهاند و در درگیریهای بدخشان نیز مشخصاً از ورود افراد مسلح از چترال سخن گفتهاند. در مقابل، جبهههای مخالف این اتهامها را رد کردهاند و اهداف خود را داخلی و مرتبط با تغییر وضعیت سیاسی افغانستان معرفی میکنند. بنابراین، نسبت دادن مستقیم عملیات جبهه آزادی به دولت یا نهادهای پاکستانی بدون شواهد مستقل، نیازمند احتیاط است.
با این حال، پرسش اصلی باقی میماند: اگر بخشی از نیروهای مخالف طالبان از مسیر خاک پاکستان جابهجا شوند، آموزش ببینند یا از امکانات آن کشور استفاده کنند، مرز میان «کمک خارجی» و «جنگ نیابتی» چگونه تعریف میشود؟ همین پرسش است که پیام عطامحمد نور را از یک انتقاد معمولی جدا میکند؛ زیرا او هشدار داده است که افغانستان نباید بار دیگر به میدان رقابت قدرتهای خارجی تبدیل شود.
افغانستان بار دیگر میان رقابتهای منطقهای
تجربه چند دهه جنگ افغانستان نشان داده است که رقابت قدرتهای بیرونی و منازعات داخلی این کشور بهسادگی از یکدیگر جدا نمیشوند. در دورههای مختلف، بازیگران منطقهای و جهانی از گروهها و جریانهای متفاوت حمایت کردهاند و همین موضوع، جنگ افغانستان را از یک منازعه صرفاً داخلی فراتر برده است.
در تحولات کنونی نیز اتهام ارتباط گروههای مسلح با کشورهای خارجی یکی از موضوعات اصلی در روایتهای سیاسی افغانستان است. طالبان مخالفان مسلح خود را به حمایت خارجی متهم میکنند، در حالی که جبهههای مخالف این اتهام را رد میکنند. در نتیجه، درباره رابطه مشخص جبهه آزادی با پاکستان باید میان ادعاهای طرفهای درگیر و شواهد مستقل تفاوت گذاشت.
اما صرفنظر از اینکه کدام ادعا درباره حمایت خارجی اثبات شود، وابستگی هر جریان مسلح به منابع بیرونی میتواند پیامدهای سیاسی و امنیتی گستردهای برای افغانستان داشته باشد. ورود منابع، نیرو یا تجهیزات از خاک یک کشور همسایه میتواند درگیری داخلی را به موضوعی میان دولتها تبدیل کند و زمینه تنش بیشتر در مرزها را فراهم سازد.
از همین زاویه، هشدار عطامحمد نور درباره «نیروی نیابتی» را میتوان بخشی از یک نگرانی گستردهتر درباره استقلال تصمیمگیری جریانهای مخالف طالبان دانست. او از مبارزه مستقل مردم افغانستان سخن گفته و نسبت به استفاده از جوانان افغان برای اهدافی که ممکن است خارج از منافع آنان تعریف شود، هشدار داده است.
این بحث البته تنها متوجه مخالفان طالبان نیست. هر سیاستی که افغانستان را به میدان رقابت کشورهای منطقه تبدیل کند، میتواند هزینه آن را بر جامعه افغانستان تحمیل کند. تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که مرز میان جنگ داخلی، رقابت منطقهای و استفاده ابزاری از گروههای مسلح در افغانستان بسیار باریک است.
جمعبندی
رویداد کامدیش نشان داد که فعالیت مسلحانه مخالفان طالبان وارد مرحلهای شده است که دیگر نمیتوان آن را تنها در چارچوب حملات پراکنده بررسی کرد. از بدخشان تا نورستان و کنر، گزارشهایی از عملیات جبهه آزادی منتشر شده است؛ اما همزمان درباره میزان موفقیت، تلفات و حتی وضعیت کنترول مناطق مورد مناقشه، روایتهای متضاد وجود دارد.
در چنین فضایی، پیام عطامحمد نور یک اختلاف دیدگاه مهم را در میان مخالفان طالبان برجسته میکند: آیا ادامه جنگ مسلحانه بدون یک برنامه سیاسی و نظامی فراگیر میتواند به نتیجه مورد نظر مخالفان منجر شود، یا آنکه هزینه اصلی چنین نبردی بر دوش جوانانی قرار میگیرد که در صف نخست جنگ حضور دارند؟
عطامحمد نور در پیام خود از جبهه آزادی نام نبرده است و بنابراین نسبت دادن قطعی سخنان او به یاسین ضیا، بدون تصریح خود نور، دقیق نیست. با این حال، زمان انتشار پیام و همزمانی آن با درگیری کامدیش سبب شده است که بسیاری آن را واکنشی به فعالیتهای اخیر جبهه آزادی بدانند. این برداشت باید از واقعیت قطعی درباره مخاطب پیام جدا نگه داشته شود.
در سوی دیگر، جبهه مقاومت ملی از جبهه آزادی حمایت کرده و بر همبستگی میان جریانهای مخالف طالبان تأکید کرده است. این موضع نشان میدهد که در برابر انتقاد نور، بخشی از جریانهای مخالف همچنان بر ادامه مبارزه علیه طالبان تأکید دارند. بنابراین، اختلاف اصلی تنها بر سر یک عملیات نیست؛ بلکه درباره روش مبارزه، میزان اتکا به نیروهای خارجی و هزینهای است که این مسیر بر جامعه افغانستان تحمیل میکند.
در نهایت، مهمترین پرسش این نیست که کدام جریان سیاسی یا نظامی در یک درگیری تاکتیکی دست بالا را پیدا کرده است. پرسش مهمتر این است که آیا افغانستان بار دیگر وارد چرخهای خواهد شد که در آن جوانان افغان در میدانهای جنگ داخلی کشته شوند و کشورهای بیرونی نیز در تعیین مسیر این جنگ نقش داشته باشند.
هشدار عطامحمد نور دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکند: استقلال تصمیمگیری، مسئولیت در برابر جان شهروندان و جلوگیری از تبدیل افغانستان به میدان جنگ نیابتی، موضوعاتی هستند که با هر درگیری تازه دوباره مطرح خواهند شد.

مجتبی همت











